تبليغاتX
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
  ترکمنها به طور رسمی تهدید به قتل عام نژادی شدند،آق قلا آماده قیام است

                        

                          آق قلا آماده قیام

 

 

           ترکمنها به طور رسمی تهدید به قتل عام نژادی شدند،آق قلا آماده قیام است .


 


آذربایجان اویرنجی حرکاتی : ملت ترکمن یکی از ملتهای تحت ستم است که از جمهوری اسلامی بیشترین ضربه ها را خورده است. ملتی که در طول تاریخ هیچگاه از مبارزه برای آزادی و دموکراسی دست نکشید و نخواهد کشید.تحمیل جنگ نابرابر ترکمن صحرا از سوی رژیم جمهوری اسلامی برای پاکسازی نژادی ترکمنها صورت گرفت و جمهوری اسلامی در این راه از هیچ وحشیگری ای دریغ نکرد. به طوری که تعداد زیادی از روشنفکران و مبارزان حق و عدالت در این جنگ شهید شدند و هزاران نفر نیز روانه زندان شدند و در شکنجه گاههای رژیم تحت آزار و اذیت قرار گرفتند...


اکنون دور جدیدی از تهدیدها علیه ملت ترکمن در ایران از سوی روحانیون متعصب و خشک مغز رژیم آغاز شده است و روحانیان حکومت جنگی دیگر را علیه ملت ترکمن آغاز کرده اند.بعد از مرگ آیت الله حبیب الله طاهری، نماینده مجلس خبرگان در استان گلستان، محسن طاهری فرزند وی و مسئول حوزه علمیه امام صادق گرگان در بیانیه رذالت بار و کثیف ترکمنها را به آغاز جنگ گنبد متهم کرده است و بدون آنکه از ظلم و ستم رژیم علیه ترکمنها سخن بگوید زبان به فحش و ناسزا به ملت ترکمن گشوده است. محسن طاهری در این نامه علیه ملت ترکمن اعلام جهاد کرده است.


وی در این راه حتی به روحانیان اهل سنت ترکمن که در واقع نمایندگان حکومت در بین مردم هستند نیز رحم نکرده است و آخوند نوریزاد و مولوی گرگیج را- که در جهت حفظ تعادل بین مردم و حکومت نژادپرست جمهوری اسلامی قدم برمی دارند - بی سواد، مروج تفرقه و مبلغ وهابیت نام داده است و در بیانیه خود علیه مردم ترکمن اعلام جهاد کرده است. این می تواند درسی باشد برای آنهایی که به دنبال وحدت با دشمنان قسم خورده ملت ترکمن هستند. چرا که این وحشیان زمانه حتی به خدمتگزاران خود نیز رحم نمی کنند.


در بیانیه پر از کینه مسئول حوزه علمیه امام صادق به آخوند نظری و آخوند اونق از روحانیون غیر حکومتی ترکمن که مورد احترام صدها هزار ترکمن و جامعه اهل سنت در ایران، ترکمنستان و سایر کشورهای منطقه هستند نیز اهانت شده است و بیم آن می رود قتلهای زنجیره ای این بار علیه روحانیان ترکمن و روشنفکران مورد اعتماد این ملت وارد فاز اجرایی شود چرا که خانواده طاهری تقریبا تمامی مناصب کلیدی استان از جمله وزارت اطلاعات را در قبضه خود دارند.


خاندان طاهری که در طول تاریخ از حامیان استبداد بوده اند و اجداد آنها با شاه معزول ایران که مجلس را به توپ بست بیعت کرده بودند اکنون یکی از فرزندان هتاک خود را از گرگان روانه مجلس کرده اند و دیگر فرزند هتاکشان نیز علیه ملت جسور ترکمن بیانیه ای شدید اللحن داده است.


این روحانی گستاخ حکومت به طور رسمی علیه مردم اهل سنت ترکمن اعلام قیام کرده است و آنهایی که دم از وحدت بین شیعه و سنی می زدند اکنون خائنانه سکوت کرده اند.


به دشمنان ملت ترکمن و روحانیان حقیر و پست حکومت هشدار می دهیم این ملت به زودی سزای آنها را کف دستشان خواهد گذاشت. آنها که از قتل عام ترکمنها به جرم سنی بودن سخن می گویند بدانند که امروز ملت ترکمن تنها نیستند، امروز تمامی ملل تحت ستم اعم از سنی و شیعه، عرب، بلوچ و ترک آذربایجان و... دست در دست هم به حمایت از ملت ترکمن خواهند پرداخت و دود آتش جنگ شیعه و سنی اول از همه چشم عناصر زبون رژیم را کور خواهد کرد.


ملت ترکمن هیچ واهمه ای از مبارزه ندارد و این را مسئولان رژیم بهتر از هر کسی می دانند. پس به مسئولان جمهوری اسلامی هشدار می دهیم که با آتش بازی کنند.


http://www.dasht.blogfa.com/post-165.aspx


سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی


TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY


TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION


انتخابات مجلس رژیم جمهوری اسلامی در حالی به پایان رسیده است که شاهد گسترده ترین تخلفات و تقلبات در این دوره از انتخابات مجلس بوده ایم.


رژیم جمهوری اسلامی که حضور سه نماینده ترکمن در دوره قبلی مجلس را تحمل نکرده بود این بار سعی بر آن داشت تا با تقلب در انتخابات نگذارد هیچ یک از کاندیداهای ترکمن به مجلس رژیم راه یابند. در این راه رژیم اگرچه توانست در بندرترکمن موفق شود با دستکاری در آرای مردم برادر خانم وزیر امورخارجه را به عنوان نماینده فرمایشی روانه مجلس سازد اما ملت ترکمن در گنبدکاووس و آق قلا حماسه آفریدند و نقشه های رژیم را نقش برآب کردند.


به طوری که برای اولین بار در طول 30 سال گذشته یک ترکمن از حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا (مرکز استان گلستان) در رقابت با یک داوطلب مهاجر زابلی توانست رأی مردم گرگان و آق قلا را از آن خود سازد.


هرچند که متعصبان کج اندیش حکومتی کوشیدند این دوره از انتخابات در گرگان و آق قلا را به نبرد بین شیعه و سنی تبدیل کنند اما حتی شیعیان گرگانی نیز یک ترکمن بومی را به یک مهاجر شیعه زابلی ترجیح دادند.


به این ترتیب تمام نقشه های عناصر رژیم منحوس جمهوری اسلامی برای جلوگیری از راهیابی یک ترکمن از مرکز استان برهم خورد.


بعد از عدم موفقیت مسئولان رژیم در جلوگیری از راهیابی کاندید ترکمن به مجلس، خبرها در منطقه حاکی ست که مسئولان رده بالای حکومت می خواهند با دروغ و فریب نتایج انتخابات را به نفع یک زابلی مهاجر که دشمن ترکمن و فارس بومی است رقم بزنند. یا در خوش بینانه ترین حالت این دوره از انتخابات را ابطال نمایند.


از سوی دیگر اوضاع آق قلا به شدت متشنج است و شیرمردان مبارز ترکمن در آق قلا آماده اند تا اگر مسئولان رژیم دست از پا خطا کنند سزای اعمال آنها را در کف دستشان قرار بدهند.


اعضای سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا در آق قلا خبر می دهند مردم از هم اکنون خود را برای مبارزه و قیام آماده کرده اند و تنها منتظر یک جرقه هستند تا درسی به رژیم جمهوری اسلامی بدهند که در تاریخ بماند.


قیام مردم بندر ترکمن در چند ماه گذشته اولین نمونه شجاعت و مقاومت ملت ترکمن در برابر رژیم بربر جمهوری اسلامی بود و اکنون مردم آق قلا به انتظار نشسته اند و هرآن ممکن است بر اثر کوچکترین خطای رژیم تمام منطقه به جنگ و آشوب کشانده شود.مردم آق قلا از دیرباز به عنوان جسورترین مردان ترکمن صحرا شهره آفاق بوده اند و مسئولان حکومت خصلتهای مردم آق قلا را به خوبی می دانند.


سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا ملت ترکمن را بویژه در آق قلا موقتا به صبر دعوت می کند. از ملت ترکمن می خواهیم فعلا سکوت کنند و منتظر و آماده باشند تا رژیم تکلیف خود را با ترکمنها مشخص کند.


به رژیم جمهوری اسلامی و نوچگان آن در منطقه ترکمن صحرا و استان گلستان نیز می گوییم با آتش بازی نکنند و بدانند در صورت کوچکترین خطایی آتش قهر و خشم ملت ترکمن آنها را خواهد سوزاند و خاکسترشان را به هوا خواهد فرستاد.


در صورتی که نتایج انتخابات در حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا ابطال شود دیگر هیچ نیرویی توانایی مقابله با خشم انقلابی مردم آق قلا و سایر نقاط ترکمن صحرا را نخواهد داشت.


سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی


TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY


TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION

 

 

توجه: سربازان گمنام بابک ضمن هشدار به سردمداران رژیم کثیف و آپارتاید جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای همبستگی با ملت تورکمن اعلام میدارد

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 18 خرداد1387  |
 قومیتها و هویت فرهنگی ـ سیاسی ایران

 

قومیتها و هویت فرهنگی ـ سیاسی ایران

   

 
وفاق ملی درجوامعی که از قومیتها‌ها، گروه‌ها و خرده فرهنگ های متعدد تشکیل شده‌اند از جایگاه اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و عامل مهمی در ثبات و انسجام سیاسی و اجتماعی بدون کنترل بیرونی است. از منظر توسعه، ملی‌سازی و هویت ملی یعنی تشکیل یک ملت با سرزمین، نظام حکومتی خاص خود و برخی ویژگی های دیگر که اصطلاحاً‌«دولت ملی» نامیده می‌شود و و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

وفاق ملی و دولت ملی در کشور ما در سده حاضر با تهدیداتی مواجه بوده است که یکی از مهمترین گسلها، مسئله قومیتها و ادعاهای تجزیه‌طلبانه بوده است و این امر با توجه به زمینه‌ها و برنامه‌ریزیهای ناشیانه و یا ضعف حکومتها مسئله ساز شده است.


در شرایط کنونی نیز مسائل مختلفی لزوم توجه مضاعف به این مسئله را  ایجاب نموده است که جهانی شدن و امکانات هویت‌خواهی آن برای گروه‌های مختلف و وضعیت مرزهای پیرامون کشور ما و مساعدت بین المللی مخصوصاً امریکا برای زنده شدن بحران های ناشی از هویت‌خواهی قومیت ها برای کشور ما و لزوم همبستگی‌ ملی از مواردی است که شناخت بیشتر مسئله قومیت‌ها و برنامه‌ریزی در این راستا را ضروری‌تر ساخته است.
حل مسئله قومیت‌ها و شکافتن آن از ابعاد و جنبه‌های مختلف باید صورت گیرد. نخست بعد تاریخی و هویتی آن است. مطالعه دقیق‌تر تاریخ کشور ما و اقوام ساکن در این سرزمین وریشه‌های سرزمینی و فرهنگی و .. آنها و شناخت بیشتر هویت مشترک آنها جهت خنثی نمودن برخی ادعاهای تاریخی، دوم بررسی وضعیت کنونی اقوام در کشور ما، وضعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آنها،‌جایگاه آنها در توسعه و برنامه‌ریزی‌های اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی کشور، معضلات و مشکلات آنها و ظرفیت‌ها و استعدادهای آنان که این امر توانایی مقابله با چالش‌ها و گام‌ برداشتن در مسیر توسعه ملی را در صورت توجه به این مسائل تسهیل می‌نماید، سوم توجه آگاهانه به ضرورتها و چالش‌های آینده.


با توجه به مسئله مهم جهانی شدن و از سوی دیگر نقشه‌های شوم بیگانگان که می‌توانند از دو عنصر، زمینه‌های تاریخی و هویتی قومیت‌ها و مسائل و مشکلات جاری قومیت‌ها، استفاده برده و تمام امکانات خود را در راستای بحران زایی بکار گیرند و وفاق ملی ما را نشاند گیرند. از این منظر مقاله زیر نگاهی گذرا به ریشه‌های مشترک هویت ایرانی در بین اقوام این سرزمین و سهم مشترک این اقوام در تشکیل هویت ایرانی خواهد پرداخت.


بحث از قومیت و هویت‌ خواهی‌های قومی و شیوه مواجهه با  مسئله قومیت‌هابا دو رویکرد نظری مورد توجه محققان خارجی و داخلی قرار گرفته است که گرایش به هر کدام از این رویکردها در اتخاذ سیاستهاو راهبردها نتایج و آثار متعاقب متضادی به بار آورده است . براساس رویکرد «اصل گرایی» قومیت ناشی از پیوندها و احساسهای اصیل و حتی ذاتی و طبیعی است که فراتر از مقاطع زمانی قرار می‌گیرد. قومیت حاصل مشارکت و همزیستی اعضای یک گروه اجتماعی است. این رویکرد بیشتر مورد استفاده قوم‌گرایان قرار می‌‌گیرد. گرایش افراطی به این رویکرد در قرن بیستم منجر به ظهور نازیسم و انواع جنبش‌های «پان» در سرتاسر جهان شد. در ایران نیز عده‌ای با تأکید بر نقش آفرینی‌‌های تاریخی قومیت‌ها و تمایزات بین اقوام بر این باورندکه ایران را باید کشوری چند قومیتی به حساب آورد.


براساس رویکرد «ابزارگرایی» قومیت نوعی وسیله‌ یا ابزار است که برای دستیابی به هدفهای دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد. این هدفها عمدتاً سیاسی و اقتصادی می‌باشند. قومیت به عنوان ابزار استعمارگرایان یا نخبگان سیاسی قومی تلقی می‌شود . گرایش افراطی به رویکرد ابزاری منجر به صوری پنداشتن تفاوتهای قومی و موضع‌گیری ابزاری در برابر آن و سعی در کمرنگ نمودن آن می‌شود. یوگسلاوی مثال بارز آن است، که به محض فروریختن اقتدار دولت ملی درگیری‌های قومی کاملاً نمایان شد. گروهی از تحلیلگران مسائل قومیت‌ها در ایران مسئله قومیت‌ها در ایران را تا حد یک افسانه تنزل داده‌اند.


گذشته از صحت و سقم این رویکرد در این واقعیت که مقوله قومیت‌ها در حال حاضر از جمله مسائل مهم در جمهوری اسلامی است، بیشتر ایران‌شناسان هم داستانند، به گونه‌ای که دکتر حمید احمدی از صاحبنظرانی است که به رویکرد دوم معتقد است، اگر چه قومیت در ایران را افسانه‌ای بیش نمی‌پندارند. اما بر این باور است  از اواسط قرن بیستم به بعد، تحت تأثیر عوامل متعددی (اعم از داخلی و خارجی) این موضوع در ایران شکل گرفته  و ناسیونالیسم قومی خود رامطرح نموده‌ است. شناخت جایگاه قومیت‌ها در هویت ایرانی می‌تواند ریشه‌دار بودن زمینه‌های تاریخی مسئله قومیت‌ها را بیشتر بشکافد و فهم و شناخت آن، توانایی شناخت مسائل کنونی را آسانتر می‌سازد.


هویت به مثابه‌ امری احساسی یا آگاهانه، واقعی یا خیالی، موجود یا جعلی، معطوف به پاسخ به چیستی و کیستی انسان‌ها به صورت انفرادی و جمعی است. مؤلفه‌هایی مانند دین، زبان، ادبیات، سمبل‌ها، نهادها و ارزش‌های مشترک، خاطرات مشترک، سرنوشت و میراث مشترک، فضای جغرافیایی و خلق و خوی از مهمترین شناسه‌های هویت فرهنگی می‌باشند. هویت فرهنگی ایران الگوی پیچیده‌ای متشکل از گروه‌های مختلف قومی است که به رغم الگوهای مختلف فرهنگی، هویت کلان فرهنگی ایران را شکل بخشیده‌اند. قوم یا گروه قومی به اجتماع کوچکتری از یک اجتماع بزرگ‌تر اطلاق می‌شود که تعلقات خونی، نیاکانی و یا اسطوره‌ای موجبات همبستگی و پیوند آنان را بر اساس سلسله مراتب اجتماعی و سیاسی فراهم می‌آورد.


قومیت‌ها و هویت فرهنگی ایران:


نضج، دوام و استمرار هویت فرهنگی ایرانی در طول تاریخ مدیون گروه‌های مختلف قومی نظیر کردها، ترک‌ها، لرها، بلوچ‌ها، ترکمن‌ها و عرب‌ها بوده است. چرا که هر یک با افزودن لایه‌های هویتی- فرهنگی به دیرپایی، غنا و عظمت آن افزوده‌اند. کمی و کاستی‌ها و مؤلفه‌های مثبت و منفی آن نیز تنها متأثر از یک قوم نبوده، بلکه در تعامل همه گروه‌های قومی با شدت و ضعف‌های مختلف شکل گرفته است.
بدین لحاظ هویت فرهنگی مردم ایران خود به نوعی جنبه‌های  عام و فراگیر فرهنگ و هویت گروه‌های قومی بوده که در گذر زمان شکل یگانه، واحد و فراقومی- در حد و اندازه یک ملت کهن دیرپا- یافته است. از طرف دیگر هویت فرهنگی و ملی ایرانی چتر گسترده‌ای است که هویت‌های محلی- قومی را در درون خود دارد و عنصر پیونددهنده اقوام است. یا به تعبیر دیگر، هریک از اقوام، تشکیل‌دهنده هویت فرهنگی ایران در حالی که برخوردار از هویت قومی ویژه‌ای هستند در عین حال زمینه گسترده‌ای از مشترکات، هویت فرهنگی یگانه آنها را موجب شده است.


هویت ایرانی و هویت قومی اقوام این سرزمین به صورت مجزا و منفک از همدیگر تعریف نمی‌شوند بلکه شناسه‌ها و عوامل مختلف این دو را به هم پیوند داده، به صورتی که تفکیک آنها مشکل و غیرممکن شده است

 
هویت ایرانی بر دو پایه و اساس مهم استوار است: 1- میراث فرهنگی 2- میراث سیاسی

میراث فرهنگی از دو بخش تشکیل شده است: الف) آداب و رسوم ایرانی نظیر: نوروز، سیزده‌ بدر، چهارشنبه‌سوری، جشن مهرگان و در دوره جدیدتر آیین مبین اسلام ب) میراث مکتوب. اگرچه برخی اقوام ایرانی مانند آذری‌ها کردها و عرب‌ها دارای زبان خاص خود می‌باشند و به آن زبان کتابت می‌کرده‌اند، اما همواره زبان فارسی به عنوان زبان ملی این اقوام نیز بوده است. بسیاری از شعرا و نویسندگان آنها به زبان فارسی اثرات ماندگاری به جای گذاشته‌اند. میراث مکتوب فارسی ایرانی، میراث صاحبان هنر تمام اقوام این سرزمین است و فقط مخصوص فارس‌‌زبانان نبوده و نیست

میراث سیاسی ایرانی، قدمتی چند هزار ساله دارد. همه اقوام ایرانی مانند کردها، بلوچ‌ها و … همگی ایرانی‌الاصل‌اند.


برای مثال کردها، ایرانیانی بوده‌اند که از ترس ضحاک ماردوش به کوهستان گریختند و در آنجا اقامت گزیدند.
همه سلاطین همواره به ایرانی بودن خود افتخار می‌کرده‌اند و خود را فرزندان ایران می‌دانستند
.
تاریخ سیاسی ایران مبتنی بر حاکمیت فرهنگ سیاسی  عشیره‌ای و ایلیاتی ودست به دست شدن قدرت سیاسی در بین ایلات بوده است و حکومت مرکزی متشکل از بزرگان یکی از ایلات مهم و یا هم‌پیمانی چند ایل بوده است. این دست به دست شدن قدرت سیاسی اگر چه در مقاطعی از تاریخ موجب تحکیم مبانی قدرت، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع یک گروه قومی شده است، در نهایت فضای فرهنگی ایران را شکل داده و به رغم نوسانات فراوان، فروپاشی آن را موجب نشده، بلکه به پربارتر شدن این فضای هویتی- فرهنگی یاری رسانده است. هر یک از گروه‌های قومی و هریک از سلاطین قومی پس از کسب قدرت سیاسی، در چارچوب عصبیت قومی و سیاست غلبه با تحمیل ارزش‌ها و شیوه زندگی خویش، تلاش‌هایی جهت تثبیت موقعیت خود به انجام رسانده‌اند و به رغم موفقیت‌های مقطعی در دراز مدت در هویت کلان فرهنگی ایران هضم شده و تنها برخی مؤلفه‌ها و اجزا را به این مجموعه افزوده‌اند.


دکتر حمید احمدی، مؤلف کتاب قومیت و قوم‌گرایی در ایران، در بحث مربوط به تحولات جامعه و سیاست در سه منطقه جغرافیایی ایران، یعنی بلوچستان، کردستان و آذربایجان که مهمترین گروه‌های زبانی و مذهبی ایران در آنها ساکن هستند، به حضور دیرپای این گروه‌ها در ایران و نقش آنها در تکوین و ارتقای میراث سیاسی و فرهنگی ایران می‌پردازد و معتقد است که اختلافات زبانی تا اواسط قرن بیستم عامل سیاسی مرکزگریزی این گروه‌ها نبوده است. نقش گروه‌های قومی ایرانی در اوایل قرن بیستم نیز همچون گذشته از سرنوشت ملت ایران جدا نبوده است و در تلاش به منظور رهایی از سلطه استبدادی شاهان قاجار، نقشی کارساز و ثمربخش داشته‌اند. حضور آذری‌ها، بختیاری‌ها و گیلانی‌ها در انقلاب مشروطیت نمونه بارزی از این تلاش جمعی برای هدفی مشترک است که هویت سیاسی ـ فرهنگی مشروطه و مشروطه‌خواهی را شکل بخشید. انقلاب اسلامی و پس از آن هشت سال دفاع مقدس میراث سیاسی و فرهنگی گرانبهایی است و توسط تمام اقوام ایرانی خلق شدند و همه آنها اعم از آذری، کرد، بلوچ و عرب نقش اساسی و محوری در خلق آن داشته‌اند.
در مقابل هویت مشترک ایرانی که ریشه‌ای چند هزار ساله دارد، شاهد انشقاق‌های هویتی متاثر از قومیت به طور مشخص از زمان تشکیل دولت مدرن ملی رضاخانی بوده است. دولت ملی با پیروزی انقلاب مشروطیت در فرهنگ سیاسی ایران جا پیدا می‌کند.


در قانون اساسی مشروطیت صحبت از مسائلی شد که طرح ‌آنها می‌توانست در درازمدت احساس تبعیض آمیز را در برخی از اقوام به وجود آورد، از جمله تأکید بر زبان رسمی فارسی، آموزش رسمی و… دولت ملی مدرن در جهت ایجاد هویت کلان سیاسی ـ فرهنگی با اتخاذ سیاست‌های افراطی و خشن و با تأکید بیش از حد بر برخی مولفه‌ها (زبان، پوشاک، آداب و رسوم و… فارسی) در دراز مدت شکاف‌های هویتی در ایران را موجب شد.
تلاش در جهت استقرار هویت کلان فرهنگی و همگن در دوران رضاشاه بر فرمالیسم و یکسان زبانی، اخلاقی، پوشاک، آداب و رسوم و حتی تفکر مبتنی بود. در واقع، ایران نوینی که در عصر رضاشاه پدید آمد، ایرانی بود شکل گرفته بر بنیاد الگوی دولت ـ ملتی که دولتش باید دولت مقتدر و متمرکز و ملتش همگن و یکسان باشد. برای داشتن چنین ملتی باید هویت و حتی موجودیت گروه‌های گوناگون قومی به گونه‌ای آشکار یا ضمنی نفی می‌شد. در راستای چنین هدفی از سال 1313 سیاست انتقال و اسکان عشایر و ایلات آغاز شد. هزاران کرد را از زادگاه خود جدا کرده و درمازندران، خراسان، اصفهان و یزد و .. اسکان دادند، آذربایجانی‌ها را به کردستان راندند و بختیاری‌ها را به جنوب کوچ دادند. برای رسیدن به همگن شدن هرچه بیشتر ملی، در سال 1318 به فرمان رضاشاه سازمان پرورش افکار به وجود آمد. هدف این سازمان از جمله تعلیم و تربیت نسلی بود که می‌بایست به نفی تنوع فرهنگی در درون مرزهای کشور بپردازد.


یکی از مهم‌ترین اقدامات رضاشاه در تشکیل دولت نوین، برقراری و به کارگیری ارتش نوینی بود که با استفاده از تجهیزات نظامی اقدام به سرکوب قدرت‌های قومی و قبیله‌ای و محلی نمود و حکومتی متمرکز و مسلط بر تمام نقاط ایران را تشکیل داد. دولت نوین که در تمام مناطق و در تمام حوزه‌ها، حوزه نفوذ خود را گسترانید. ارتش نوین با برگزار خدمت سربازی و تأسیس پادگان‌ها و ارتش گسترده که ترکیبی از تمام مردم کشور بود زمینه تعامل، همگنی و همانندی بین آنها را به وجود آورد. ارتش نوین رضاخانی غیرقومی بود.
گاوین همبلی در مقاله خود تحت عنوان «خودکامگی پهلوی: رضاشاه (1320-1300) نحوه برخورد رضاشاه با اقوام مختلف ایرانی اعم از اعراب، بلوچ‌ها، کردها، ترکمن و آذری‌ها را خصمانه ارزیابی کرده می‌نویسد: «این موضع‌گیری‌، بازتابی از بدگمانی او نستب به کثرت‌گرایی قومی و فرهنگی ونیز ترس او از جنبش‌های مخالف و بالقوه تجزیه‌طلب بود که وحدت کشور را تهدید می‌کرد بنابراین این قبیل گروه‌ها در معرض فشاری بی‌رحمانه قرار داشتند تا در مسیر جریان اصلی جامعه ایران قرار گیرند و این فشارها با حملات منظم به هویت فرهنگی آنها همراه بود


بنابراین به طور کلی تمام اقوام ایرانی در ساختن هویت فرهنگی ـ سیاسی ایران سهم داشته‌اند و هر کدام لایه‌هایی به این هویت افزوده‌اند اما نابخردی‌هایی که در سده معاصر صورت گرفته است، بهانه به دست عوامل و نیروهای فرصت طلب داده تا بتوانند بین هویت‌های قومی و هویت ایرانی جدایی ایجاد کنندو در راستای اهداف خود به کار گیرند. پس در صورتی که با درایت و تدبیر نسبت به مسأله قومیت‌ها برنامه‌ریزی و سیاستگذاری نشود چه بسا، با توجه به شرایط جدید جهانی شدن و.. چالش‌هایی پیش روی هویت فرهنگی ـ سیاسی ایرانی واحد ما قرار گیرد و این امر با مشارکت بیشتر اقوام مختلف در تمام امور کلان جامعه و توجه مضاعف به ‌آنها و رفع کاستی‌ها مرتفع خواهد شد.

31م خرداد 1384

منبع: http://www.avalinkhabar.com/?p=111

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 16 خرداد1387  |
  فشار شدید زندگی بر قشر محروم
 

 فشار شدید زندگی بر قشر محروم

در یک سال اخیر و با شدت گرفتن گرانی و افزایش تورم، فشارهای مالی به اندازه‌ای بر طبقات محروم جامعه وارد می‌شود که بسیاری از خانواده‌ها، قادر به تأمین حداقل تغذیه مورد نیاز خود و فرزندانشان نیستند.
علت فشار شدید زندگی بر قشر محروم که غالبا از کارمندان و کارگران و مستمری‌بگیران هستند، عدم تناسب افزایش حقوق با گرانی و تورم است، به گونه‌ای که افزایش 10 درصدی حقوق در سال 1387، پاسخگوی افزایش بی رویه قیمت کالاهای خوراکی ....

 ـ که نیاز اولیه افراد برای زنده ماندن است ـ نیست.
فارغ از ارقام واقعی قیمت‌ها در جامعه و گرانی موجود، حتی ارقام رسمی اعلام‌شده از سوی بانک مرکزی درباره افزایش قیمت کالاهای خوراکی در یک ساله اخیر، نشان‌دهنده فاصله عمیق میان افزایش درآمد و افزایش هزینه خانوارهاست.
مقایسه جدیدترین گزارش بانک مرکزی در تاریخ 10/3/1387 ـ که قیمت اقلام خوراکی در دهم خرداد جاری را اعلام کرده است ـ با گزارش اول تیر ماه سال گذشته همین بانک و تفاوت فاحش قیمت‌ها در کمتر از یک سال نشان می‌دهد که قیمت مواد خوراکی در هفت گروه اصلی غلات، گوشت، لبنیات و تخم‌مرغ، میوه و خشکبار، سبزیجات، قند و گروه روغن به طور متوسط 54 درصد افزایش یافته است.

 همچنین متوسط افزایش گروه غلات و برنج 243 درصد، گروه گوشت قرمز و سفید 21 درصد، گروه لبنیات و تخم‌مرغ 39 درصد، گروه میوه و خشکبار 27 درصد، سبزیجات 40 درصد، قند 5 - درصد، روغن 47 درصد و نوشیدنی‌ها 20 درصد افزایش قیمت داشته‌اند که با توجه به وزن در نظر گرفته شده برای هر یک از این گروه‌ها در سبد کالای خانوار توسط بانک مرکزی، متوسط افزایش قیمت سبد مواد خوراکی در یک سال گذشته 3 / 51 درصد بوده است.

 این به معنای آن است که قیمت مواد غذایی ضروری برای مردم در یک سال گذشته، بیش از 51 درصد گرانتر شده و با توجه به افزایش حقوق 10 درصدی، طبقات محروم و مستضعف ناگزیر خواهند بود که 40 درصد از مصرف مواد غذایی خوراکی خود را کاهش دهند و خود و فرزندانشان، روزگار را با شکمی گرسنه و دچار شدن به سوءتغذیه بگذرانند

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 16 خرداد1387  |
 موج جديد اعتراضات دانشجويي دانشگاه تبریز در راه است .
 
 
 

 بعد از استقرار دولت نهم شاهد نوع جديدي سياست هاي برخوردي در حوزه ي فعاليت هاي مدني شديم كه مهمترين نمود آن در مقابله با جنبش دانشجويي قابل مشاهده است. برخورد هاي ضربه اي و چكشي و تلاش جهت خفه نمودن صداي هر اعتراضي به هر قيمتي تاكتيكي نابخردانه ي مسئوليني بود كه هوس خوشخدمتي داشتند. چنين بود كه احضار به نهادهایی قضایی و کمیته های انضباطی، محکومیت های گوناگون، انحلال انجمن هاي اسلامي و تشكل هاي مستقل و ستاره دار کردن دانشجویان منتقد و فعالين دانشجويي و جلوگیری از ادامه تحصیل شان شكل گرفت.

 

و جالب آنكه اگر تا ديروز فعالين دانشجو ي آرمان خواه علي رغم فشار هاي حكومتي، مطالبات مردمشان را پيگيري مي نمودند اينك شرايطي پيش آمده است كه دانشجويان براي حق ادامه ي تحصيلشان مبارزه ميكنند! بحث دانشجويان ستاره دار و محروم از تحصيل به علت كثرت شهرت بي نياز از تكرار است.

 

مطالعه ي حركت هاي اخير جنبش دانشجويي در روز هايي كه مي گذرد حاوي يك پيام پنهان است:"موج جديد اعتراضات دانشجويي در راه است" در دانشگاه تبريز كه همواره به عنوان طلايه دار و سنگر جنبش هاي آزادي خواهانه بوده است نيز وضعيت اين گونه است. و علي رغم افزايش فشار ها در جهت سركوب جنبش دانشجويي، همچنان بر قد و قامت خويش ايستاده است.

 

بعد از محروميت از تحصيل 5 نفر از فعالين دانشجويي هويت طلب دانشگاه تبريز، اعتراضاتي در اين دانشگاه شروع شد و بالا گرفت كه بنا بر پيش بيني ها در روزهاي آتي نيز ادامه خواهد داشت.

 

بيانيه ي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده ي فني در دفاع از حق تحصيل دانشجويان دانشگاه تبريز، انتشار نشريه ي چالش با محوريت موضوع پيگيري مسئله محروميت از تحصيل دانشجويان، پخش گسترده ي تراكت هاي اعتراضي در سطح دانشگاه، حجم گسترده ي smsهاي اعتراضي، اعلام حمايت مجموعه ي دفتر تحكيم وحدت از دانشجويان محروم از تحصيل و تشكيل كميته پيگيري حق تحصيل دانشجويان، پوشش خبري گسترده ي رسانه هاي داخلي و سايت هاي اينترنتي و اعلام آمادگي اكثر دانشجويان دانشگاههاي مختلف در حمايت از دانشجويان دانشگاه تبريز از جمله تلاش هايي است كه در روزهاي گذشته صورت پذيرفته است.

 

 

" اينجا پادگان نيست

متحد شويد تا از حقوقمان دفاع كنيم

براي دفاع از دوستانتان دانشگاه را ترك نكنيد.

دانشگاه آخرين سنگر است."

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 16 خرداد1387  |
 

* سبلان، اسطوره صلابت

        درآثار گذشتگان از اين كوه به نام هاي سبلان، سيلان، سوآلان و ساوآلان ياد شده است. مورخان وجه تسميه آن را به اختلاف ذكر كرده اند. برخي را عقيده برآن است كه سابقاً سه خزنده غول پيكر دراين منطقه مي زيستند و از اين روي سبلان وجه تغيير يافته سه گولان است. مورخان فارسي زبان نيز با تكيه برسيلان و سبلان دونظريه متفاوت ارايه كرده اند: منطقه حفاظت شده سبلان با موقعيت طبيعي و جغرافيايي خاص خود ، از جمله مناطقي است كه از پتانسيل اكوتوريستي بسيار بالا برخوردار است.

سبلان توده كوهستاني عظيمي است كه در غرب شهرتاريخي اردبيل يا «آرتاويل» واقع است. به دليل موقعيت ارتفاعي خاص و اهميت بوم شناختي و منشأ تشكيل ، اغلب نام دو توده كوهستاني سهند و سبلان با هم برده مي شود . عظمت اسطوره هاي سبلان به اندازه يي است كه در شعاع وسيعي از منطقه آذربايجان ، نام آن به عنوان استعاره ابهت و صلابت مورداستفاده قرار مي گيرد.

توده آتشفشاني سبلان بخشي از كمربند كوهستاني شمال ايران است كه با جهت شرقي ـ غربي خود، كوهستان هاي فلات آذربايجان را از طريق كوههاي تالش با سيستم كوهستاني البرز مرتبط مي سازد . سبلان در شرق آذربايجان ودرمحدوده استان هاي اردبيل و آذربايجان شرقي واقع شده است . رودخانه هاي «بالخلو» (پراز ماهي ) و «آجي چاي» تلخه رود در جنوب، رودخانه هاي اهر و «قره سو» درشمال ، دشت اردبيل در شرق و دره هاي ميان شهر اهر و تلخه رود در غرب، اين توده كوهستاني را از واحدهاي طبيعي مجاور متمايز مي كند. در اطراف اين توده آتشفشاني شهرهاي كوچك و بزرگ بسياري نظير اردبيل ، مشكين شهر، اهر، هريس، سراب و سرعين قرار گرفته است و در واقع مي توان گفت شهرهاي ياد شده سبلان را بسان حلقه يي در برگرفته اند.

 

* جاذبه هاي طبيعي سبلان

 

 

جاذبه هاي توريستي منطقه سبلان دوگونه جاذبه هاي طبيعي و جاذبه هاي تاريخي است. ارتفاعات متعدد، آبهاي معدني فراوان، درياچه هاي كوچك و بزرگ، دشت وجلگه هاي وسيع و شرايط آن وهوايي مساعد و مطلوب ، همگي نشان از قابليت ها و استعدادهاي طبيعي منطقه براي جلب مشتاقان و علاقه مندان طبيعت دارد.

آبهاي معدني گوناگون يكي از مهم ترين جاذبه هاي توريستي اين منطقه به شمار مي آيد. وجود سيزده چشمه آب معدني كه حاوي آبهاي گوگردي ، كربناته، سولفوره، بي كربناته، كلروره، آشاميدني گازدار و آشاميدني بدون گاز است ، براي كشوري كه قدرش را بداند به اندازه ذخاير نفتي اهميت دارد. اين چشمه ها در شش مجتمع سرعين، سردابه، نير، ارجستان ، موئيل و لاهرود قرار گرفته است و خواص درماني فراوان دارد. اين منطقه به لحاظ تعدد چشمه هاي معدني نه تنها درسطح ايران، بلكه درسطح جهان نيز بي نظير است.

درميان درياچه هاي طبيعي و مصنوعي بسيار كه درمحدوده وحاشيه اين منطقه يافت مي شود، علاوه بر درياچه قله سبلان، درياچه شورابيل به لحاظ قرارگرفتن آن درمحدوده شهراردبيل و نيز به دليل وسعت و موقعيت جغرافيايي خاص آن به تفريح و تفرج و جهانگردي اهميت فراوان دارد. آب اين درياچه تا سال ۱۳۷۴ از غلظت بالاي نمك برخوردار بود و منابع زيستي آن به ارگانيسم هاي ويژه آبهاي شور نظير «آرتميا» و «روتريا» و از اين دست منحصر مي شد. اما درحال حاضر با هدايت بخشي از آب رودخانه بالخو به اين درياچه ، علاوه بر گسترش مساحتش ، شوري آب نيز بشدت كاهش يافته است و امكان پرورش ماهي قزل آلاي رنگين كماني و ماهيان ديگر دراين درياچه فراهم شده است.

قله آتشفشان «سبلان سلطان» با ارتفاع ۴۸۴۴ متر از سطح دريا ، عظمت خاصي به منطقه بخشيده است . اين كوه با يخچال هاي عظيم از منظر ورزش كوهنوردي و يخچال نوردي، يكي از كوههاي مطرح در سطح جهان است و هرسال و بويژه در فصل تابستان هزاران علاقه مند از اقصي نقاط ايران و جهان به اين كوهستان روي مي آورند و از مواهب طبيعي آن بهره مند مي شوند

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 16 خرداد1387  |
 

خدا لعنت کند شیعه های بت پرست را

 

     گنبد جدیدی بر حرم امام ساخته می شود - عکس از امیر حسین ابطحی - پاییز 86

وبلاگ «پرسش های بی پاسخ» آمار قابل تأملی از هزینه ساخت مرقد امام خمینی آورده است که به نظرم باید در نوزدهمین سالگرد ایشان بیشتر بر روی آن درنگ کنیم:

روزنامه اطلاعات / 16 اسفند 1371 :

مرقد و مصلای امام خمینی در بهشت زهرا بنایی شامل 600 هزار متر مربع بنای سر پوشیده ، مساحت مسقفی بطول یک کیلو متر و عرض بیش از نیم کیلومتر است که نظیر آن در هیچ یک از دیگر بنا های مذهبی جهان چه اسلامی چه مسیحی چه یهودی و چه مذاهب غیر توحیدی نمی توان یافت.

یک نشریه چاپ آلمان در همان زمان :

هزینه صرف شده برای ساخت این بنا برابر با احداث صد بیمارستان یا ده هزار مدرسه یا چهل هزار خانه است (تا آن زمان دو میلیارد دلار).

روزنامه همشهری / 24 مهر 1384 :

نامگذاری اراضی آستان قدس حضرت امام خمینی به نام شهر آفتاب !

 

من پیش از این نیز چندین بار نسبت به هزینه های سرسام آوری که صرف توسعه حرم امام می شود، انتقاد کرده بودم. ظاهراً دو جناح مهم مملکت استثنائاً در این زمینه با هم توافق دارند! غافل از اینکه بزرگ ترین ضربه را به شخصیت و آرمان های امام وارد می کنند. متولیان حرم و سایر مسؤولین به ویژه آقایان رفسنجانی، خاتمی، کروبی و حاج حسن خمینی باید مانع از ادامه این اشتباه بزرگ تاریخی شوند. قرار گرفتن حرم در مسیر فرودگاه امام خمینی نیز بر حساسیت موضوع می افزاید. مسافرین خارجی بدون هیچ تردیدی نخواهند توانست توجیهی برای ساخت این تشکیلات بی در و پیکر بیابند. بزرگ ترین خدمتی که می شود به امام کرد، پایان ساخت و ساز در این محوطه موسوم به «شهر آفتاب» و واگذاری بخش اعظم آن در راستای استفاده های مهم تر از قبیل ساخت نهادهای علمی، صنعتی و یا حتی مسکونی است. این یک پروژه ضد اسلامی، ضد انقلابی و ضد ملی است که تاریخ به بدی درباره آن قضاوت خواهد کرد. هیچ کس نخواهد توانست تناقض موجود میان خانه ساده امام در قم و جماران با این بنای عظیم و پر هزینه را حل کند! به روح آن بزرگ سوگند که این بزرگ ترین توهین به ایشان است! و از همه بدتر برگزاری آیین های بی محتوا و پرهزینه برای سالگرد امام است که حقیقتاً مایه تأسف است!

در همین باره بخوانید:

مدفن امام یا مدفن آرمان های امام؟!

خواب تا چند؟!

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 15 خرداد1387  |
 درنشست تابستانه شورای اروپا گزارشگر ویژه زندانیان سیاسی درآذربایجان تعیین می شود

 

درنشست تابستانه شورای اروپا گزارشگر ویژه زندانیان سیاسی درآذربایجان

تعیین می شود


 


آذربایجان اویرنجی حرکاتی :سرپرست نمایندگان جمهوری آذربایجان در شورای اروپا براین باور است که درنشست تابستانه شورای اروپا گزارشگر ویژه زندانیان سیاسی درآذربایجان تعیین بشود.


صمد سیداف سرپرست نمایندگان جمهوری آذربایجان در شورای اروپا روز سه شنبه در گفتگو با خبرگزاری «ترند» گفت:” قبل از نشست تابستان جلساتی در کمیته ها و دفاتر شورای اروپا صورت گرفته است . اما در هیچکدام ازاین کمیته ها و اجلاسها درمورد تعیین گزارشگر ویژه درامورزندانیان سیاسی در آذربایجان مذاکراتی صورت نگرفته است.”


لازم به ذکر است که دولت آذربایجان در سال 2001 و به هنگام پذیرش در شورای اروپا در مورد حل مشکل زندانیان سیاسی دراین کشور مسئولیتهایی برعهده گرفته است. برای نظارت برحسن اجرای این مسئولیت از طرف شورای اروپا کمیته مشاهده گر تاسیس شده است. گزارشگراین کمیته نماینده پارلمان ایتالیا مالکولوم بوروس در این سازمان بوده که وی پس از عدم پیروزی در انتخابات مجلس این کشورازادامه این مسئولیت باز مانده و شورای اروپا نیز گزارشگر جدیدی به جای وی تعیین نکرده است.


مدافعان حقوق بشردرآذربایجان لیست 30 نفره ایی از زندانیان سیاسی را تهیه کرده اند و شورای اروپا نیز این 30 نفر را بعنوان زندانی سیاسی پذیرفته است.


سیداف درادامه گفت :” کسانی که موضوع تعیین گزارشگر در مورد زندانیان سیاسی را پیش کشیده اند، در واقع می خواهند مناسبات خوب آذربایجان و شورای اروپا را برهم زنند. “


نشست تابستانه شورای اروپا در روزهای 23 تا 27 ماه ژوئن در استراسبورگ فرانسه برگزار می شود. در روز دوم این اجلاس ” وضعیت نهادهای دموکراتیک در آذربایجان ” به مشاوره گذاشته می شود.


|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 15 خرداد1387  |
 تروریسم کورد بار دیگر از سولدوز قربانی گرفت

 

تروریسم کورد بار دیگر از سولدوز قربانی گرفت


آذربایجان اویرنجی حرکاتی :گروهک های تروریستی کورد پژاک ، پ ک ک  و ... کوردستان بار دیگر عملیات تروریستی وسیعی را در خاک آذربایجان شروع کرده اند. در سال گذشته همین ایام بود که اکبر خدایار از سولدوز بهمراه تنی چند از یاران خود در سلماس بدست گروهک های تروریستی کورد به شهادت رسیدند و هفته ای نگذشته حمید تقی پور از سولدوز در خانا (پیرانشهر) بدست کوردهای مسلح به شهادت رسید. اینک برای بار دیگر گروهک های تروریستی کورد در باتی (غرب) آذربایجان شرارتهای سالانه خود را از سر گرفته اند. در روزهای گذشته از سولدوز قهرمان امید علیزاده در بئی کندی (بوکان) و امروز نیز فرهاد قروقچی در ساری داش (سردشت) بدست گروهک های تروریستی کورد به شهادت رسیده اند. فرهاد قروقچی متولد 1362 هجری شمسی در روستای بالیقچی سولدوز می باشد. مدرک دیپلم انسانی را از دبیرستان شاهد اخذ نموده و به کادر نیروی انتظامی ملحق شده بود. پدر ایشان در جنگ ایران و عراق بدست تروریست های کورد به شهادت رسیده بود و آنان داغ بی پدری و یتیمی را بر دل فرزند شهید فرهاد قروقچی نیز گذاشتند.   امروز ساعت 5 بعدظهر مراسم تشییع جنازه شهید قروقچی با حضور گسترده مردم ، مسئولین ، کادر نیروهای مسلح و حضور چشمگیر فعالین حرکت ملی آذربایجان از جلوی نیروی انتظامی (شهربانی سابق) تا مزار شهدا برگزار گردید. در حین خواندن نماز میت به امامت حاج آقا حیدری زاد امام جمعه شهرستان نقده، صفوف عظیم مردم بخش عمده ای از قبرستان را اشغال نموده بود. مجالس ترحیم قربانیان عملیات تروریستی اکراد از صبح فردا در مساجد سولدوز برگزار خواهد شد


|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 15 خرداد1387  |
 
 
بالا