تبليغاتX
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
 Iran səfiri Ilham Əliyevi pis vəziyyətdə qoydu

 

Iran səfiri Ilham Əliyevi pis vəziyyətdə qoydu

 

Naser Həmidinin sözlərinə görə, Əliyev onlarla görüşdə «Bəzi prezidentlər dünyada hökmranlıq etmək və Azərbaycan xalqını hakimiyyətə qarşı qoymaq istəyirlər» deyib Iranın Bakıdakı səfiri Naser Həmidi Zare dünən mətbuat konfransında Fələstin problemi və Qarabağ münaqişəsini müqayisə edib. O, qeyd edib ki, Fələstin və Azərbaycan eyni şəkildə işğala məruz qalıb. Bu zaman Zare dünyada “ikili standartlar” olduğundan gileylənib və deyb ki, əgər Azərbaycan da öz ərazi bütövlüyü uğrunda silahlı mübarizəyə başlasa, onu “terrorizmdə” ittiham edəcəklər. Zare qeyd edib ki, Iran, Fələstin və Azərbaycan “eyni ədalətsizliklə üzləşiblər”. Sonra səfir Azərbaycan prezidenti Ilham Əliyevlə məxfi danışıqların bəzi detallarını açıqlayıb. Belə görüşlərdən birində, səfirin sözlərinə görə, Əliyev “Bəzi prezidentlər dünyada hökmranlıq etmək istəyirlər və onlar Azərbaycan xalqını onun hakimiyyətinə qarşı qoymaq istəyirlər”, - deyə bildirib. Xarici qüvvələr bununla Azərbaycan xalqını “girov” götürmək istəyir. Ilham Əliyevin bu mövzuda hansı kontekstdə danışması barədə suala cavabda Zare bildirib ki, bu, regionda vəziyyətin müzakirəsi zamanı deyilib. Səfir həmçinin Qərbi islamla ekstrimizmin eyniləşdirilməsində ittiham edib. Zare Tehranın Bakıda Azərbaycan-Israil dostluq parkının açılışı ilə bağlı narazılığını gizlətməyib. Onun sözlərindən məlum olub ki, təcavüzlə üzləşmiş Azərbaycan belə addım atmamalı idi. Lakin səfir Iranın Israili pisləyərək, Azərbaycanın ərazisini zəbt etmiş Ermənistanla sıx əməkdaşlıq etməsinə ağlabatan cavab verə bilməyib. Səfirin məntiqinə görə, bu, heç də eyni şey deyil. Sən demə, Ermənistan Azərbaycanın yalnız bir hissəsini işğal edib, Israil isə bütün Fələstini zəbt edib. Jurnalistlər səfirə xatırladıblar ki, Israil Fələstin əhalisini qovmur, Ermənistan isə etnik təmizləmə və azərbaycanlıların kütləvi qətlini həyata keçirib. Buna cavabda Zare istehza ilə “bəlkə siz Israili dövlət kimi qəbul edirsiniz, biz isə onu qəbul etmirik”, deyib. Səfir Iranın Ermənistanla əməkdaşlıq layihələrini şərh etməkdən imtina edib və bildirib ki, o, yalnız Iranla Azərbaycanın münasibətlərinə görə məsuliyyət daşıyır. Azərbaycanın “Buşer” AES üçün yükü saxlamasını şərh edən səfir bildirib ki, bu, texniki məsələ idi və yük BMT sanksiyaları altına düşmür. Belə yüklər Azərbaycan ərazisindən Irana əvvəllər də göndərilib və səfir bunun gələcəkdə də davam edəcəyindən əminlik ifadə edib (“Turan”).

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 حبسده اولان فعال لارين شکنجه ائديلمه سيندن قورخولور

           حبسده اولان فعال لارين شکنجه ائديلمه سيندن قورخولور

 ئويرنجی حرکاتی نين يايديغی و ساوالان سسی نين معلوماتا گوره، مای قيامی نين     ايلدونومو عرفه سينده حبس

اولونان فعاللاردان بعضی لرينيناو سيرادان حسن اسدی و ایرج حسینی، رامین رزمی و اکبر حسین زاده نين هارادا ساخلانديغی ياخينلاری و عائيله لريندن گيزله ديلير. آذربايجان سياسی محبوسلارينين حاقلارينی مدافعه بيرلييی ايسه حبس اولونموش فعال لارا شکنجه وئريلمه سيندن ناراحات دير. حبس اولونانلار آراسيندا کمال اشرفی، احد رضوی، حجت ولی پور، مهدی نجاری، امیرمحمد بنائی سابق، فرشید مصطفائی، نادر محمدپور کيمی فعال لارين اولدوغو بيلديريلير.يادا سالاق کی، 22 مای قيامی نين ايلدونومو گونلرينده آذربايجان شهرلرينده او جومله دن تبريز، اورميه،اردبيل، قوشاچای، مرند، خوی و باشقا شهرلرده اونلارلا فعالين حبس اولوندوغو باره ده خبرلر ياييليب

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 شکل گيري هويت جمعي در آذربايجان ايران (براندا شفر)
شکل گيري هويت جمعي در آذربايجان ايران (براندا شفر)      

در سالهاي 1980 و اوايل 1990 ميان آذربايجانيهاي شوروي تمايل عميقي به پيوند ميان هم قوم هاي خود در ايران ديده مي شد اين مساله نقطه اصلي حس هويت جويي آذربايجانيها و غرور فرهنگي آنان به شمار مي رفت.

اين تمايل براي ايجاد رابطه - هم از نظر فرهنگي و هم از نظر سياسي- پس از گسستن محدوديتهاي شوروي و کاهش کنترل مسکو افزايش يافت. محققان غربي گرايش داشته اند که آرزو و حسرت آذربايجانيهاي شوروي براي ايجاد پيوند با هم قوم هاي خود در ايرن را به عنوان ابزار مسکو براي فشار بر ايران به تصوير کشند.[1] اگر چه مسکو مسلماً از فعاليتهاي باکو در اين مورد آگاهي داشت و حتي اغلب، زماني که منافعش اقتضا مي نمود باکو را به اين امر تشويق مي کرد، لکن افزايش اين احساس و خواسته در بين آذربايجانيها پس از فروپاشي شوروي، نشان مي دهد که درخواست پيوند و رابطه مبتني بر احساسات اصيل و عواطف عميقي است که در آذربايجان شمالي وجود داشت.
نمايش تاريخ و فرهنگ آذربايجان ايران به عنوان بخشي از تاريخ عمومي جمهوري آذربايجان در موزه باکو به خوبي علاقه آذربايجانيها را به اين پيوند نشان مي دهد. به عنوان مثال در موزه ادبيات ملي آذربايجان(موزه نظامي) نويسندگان، چهره هاي تاريخي و ادبي آذربايجان ايران به عنوان بخشي از ميراث ادبي مردم آذربايجان عنوان شده است. نويسندگاني همچون نظامي که از قوم آذربايجاني بودند ولي بيشتر آثار خود را به زبان فارسي نوشته بودند به عنوان نويسندگان آذربايجاني و آثار آنها به عنوان بخشي از ادبيات ملي معرفي شده اند. هيچ تمايزي بين نويسندگان شمال و آذربايجان ايران ديده نمي شد. علاوه بر اين در موزه فرش ملي، بر فرشهاي تبريز عنوان محصولات  آذربايجان زده شده است...
معروفترين ابراز احساسات براي احياي پيوندهاي موجود زمستان 1990-1989 در مرزها به وقوع پيوست. پذيرفته شدن همراه با شور و هيجان مردم آذربايجان شمالي توسط هم قومي هاي خود در سوي ديگر مرزها، مويد اين مطلب است که عليرغم وجود تفاوتهاي عميق در ذهنيت، شيوه زندگي و ميزان رشد هويت ملي در بين آنها، بيشتر آذربايجانيها خود را متعلق به ملتي مي دانند که به مردمان هر دو سوي آراز تعلق دارد. روزنامه هاي سالهاي 1992 -1991 باکو و ايران پر از  آگهي تبليغاتي مربوط به جستجوي خويشاوندان بود. اين واقعيت که عليرغم گذشت 70سال، خويشاوندها از هر دو سوي آراز به جستجوي هم پرداختند و مي توانستند هم ديگر را بشناسند، حکايت از آن دارد که داستان خويشاوندي" آن سوي" و اطلاعات درباره از نسلي به نسلي ديگر انتقال يافته بود. لازم به ذکر است که در فرهنگ آذربايجان بر اهميت پيوندهاي خانوادگي تاکيد شده و بيشتر آذربايجانيها خويشاوندي درآن سوي مرزها دارند. به نظر مي رسد عليرغم تفاوتهايي که ميان دو جامعه وجود داشته، اين پيوندهاي خانوادگي   نقش مهمي در ابراز احساس تعلق به ملتي واحد داشته است. يک گزارشگر ايراني عکس العمل متقابل بين آذربايجانيهاي دو سوي مرز را در ژانويه 1990 چنين گزارش کرده است:  
همچنين آنها با ايستادن در دو سوي رودخانه با خويشاوندهاي خود پيام رد و بدل کردند. پيامها حاوي آدرس، شماره تلفن، مشخصات شناسنامه اي بود که بر روي تکه کاغذي مچاله شده به دور تکه سنگي به آن سوي رودخانه پرتاب مي شدند. آنهايي که پس از گذشت50 سال در جستجوي خويشاوندان خود بودند به شدت تحت تاثير  احساسات خود قرار داشتند.[2] 
به دنبال استقلال جمهوي آذربايجان تغييرات زيادي در ماهيت و شدت ارتباطات آذربايجانيهاي دو سوي مرزها رخ داد و همين مساله احتمالاً بر فرايند هويت جويي تاثير گذاشته است. بنا بر گزارش حسن رضايي، فرماندار آستارا، در سال 1992 در مزر آستارا هر هفته حدود 400 خانواده از دو سوي مرز همديگر را ملاقات مي کردند.[3] توسعه روابط همچنين در ميزان ارتباط و حمل و نقل بين دو آذربايجان اتفاق افتاد. در11جولاي 1993پروازهاي مستقيم تبريز - باکو راه اندازي گرديد. همچنين سرويسهاي منظم اتوبوس بين جمهوري آذربايجان و شهرهاي آذربايجان جنوبي کار خود را  آغاز نمودند.
يکي از پيشرفتهاي مهم در اين خصوص ايجاد همکاري و مبادله مستقيم و رسمي بين ادارات محلي استانهاي آذربايجاني ايران و جمهوري آذربايجان بود که در اين امر تهران دور زده شده بود. نمايندگاني از هر سه استان آذربايجان از باکو ديدار به عمل آورده و در زمينه هاي زيادي از جمله تجاري، آموزشي و تحقيقات علمي ايجاد همکاري رسمي نمودند.[4] علاوه بر نقشي که نمايندگان آذربايجاني مجلس در تسهيل روابط تهران و باکو بازي کردند، آنها در ايجاد رابطه مستقيم بين جمهوري آذربايجان و استانهاي آذربايجاني نيز نقش مهمي داشتند.
تلاشهاي مزبور براي مبادلات و همکاريهاي مستقيم ميان جمهوري آذربايجان و استانهاي آذربايجاني، به ويژه استان آذربايجان شرقي، علاقه استانهاي آذربايجاني را به خود- کنترلي افزايش داد. اين همکاري دو جانبه بين جمهوري آذربايجان و استانهاي آذربايجان باعث گرديد که اين استانها بتوانند با ديگر کشورهاي خارجي به ويژه کشورهاي ترک تبار رابطه و همکاري ايجاد نمايند. به عنوان مثال در 8 مي 1994 استاندار آذربايجان شرقي از استانبول ديدار نمود و آنجا در مورد فعاليتهاي تجاري و مبادله اطلاعات فني بين صنعتگران ترک و آذربايجان شرقي مذاکره به عمل آورد. همچنين استان آذربايجان غربي در 14 فوريه 1996 معاهده اي با ايالت خودمختار تاتارستان در روسيه امضاء نمود.[5] درخواست [ابراهيم]صراف نماينده[ مردم مرند و جلفا در] مجلس براي تنفيذ اختيار از سوي مقامات ايران به دولتمردان استان آذربايجان شرقي جهت سازماندهي همکاريهاي خود با جمهوري آذربايجان، يکي از پيشرفتهاي مهم مي باشد.[6] همکاري و ارتباط بين استانهاي آذربايجان و جمهوري آذربايجان، اهميت اين استانها را به شدت افزايش داد. و اين در حالي بود که اقتصاد اين استانها در دوره پهلوي و جمهوري اسلامي نسبت به ديگر مناطق ايران وضعيت اسفناکي يافته بود. تجارت خارجي در اين استانها با سرعت چشمگيري افزايش پيدا نمود و اين استانها در مبادلات تجاري بين جمهوريهاي خود مختار و تازه تاسيس شوروي و جمهوي اسلامي ايران بارزترين نقطه ترانزيت گرديدند.
نمايندگان آذربايجاني مجلس ايران اغلب به نقش اين استانها در ايجاد ارتباط با جمهوري آذربايجان اشاره نموده و قصد داشتند با اين کار اهميت استانهاي خود را نشان دهند. اين مساله ابزاري موجه براي تقاضاي بودجه از تهران بود.[7]
با اين حال دوران خوش احياء روابط ميان دو آذربايجان بعد از استقلال جمهوري آذربايجان  کوتاه مدت بود، چون بعد از مدتي به نظر رسيد که آذربايجانيهاي هر دو طرف پس از پي بردن به تفاوتهاي فرهنگي، دلسرد گرديدند. ساکنين جمهوري آذربايجان ادعا مي کردند که آذربايجان ايران  بسيار مذهبي و محافظه کار مانده در حاليکه آذربايجانيهاي ايران مدعي بودند که جمهوري آذربايجان بيش از حد به حالت مسکو درآمده و فرهنگ اسلامي و آذربايجاني خود را ازدست داده است. در مصاحبه هايي که انجام شده آذربايجانيهاي شمالي و جنوبي اعلام داشتند که يک حس برتري نسبت به هم قومي هاي خود در آنسوي مرزها دارند. اهالي آذربايجان شمالي خود را نسبت به ساکنين آذربايجان جنوبي بسيار جهاني تر، و جنوبي ها خود را نسبت به ساکنين آذربايجان شمالي بسيار با فرهنگ تر و متمدن تر مي دانستند. در مصاحبه هايي که با آذربايجانيها شده هر دو طرف خود را  به عنوان مرکز آذربايجان اعلام نموده و طرف ديگر را حاشيه قلمداد کرده اند.[8]
مردم هر دو آذربايجان شمالي و جنوبي در مصاحبه ها، آلمان شرقي و غربي را مثال مي زدند که جدايي ميان آنها تفاوتهايي را ايجاد کرده بود. حتي آنهايي که تفاوتها  را چشمگير مي دانستند اظهار مي داشتند که همه آذربايجاني ها به يک ملت تعلق دارند. افراد و گروههاي بسياري در جمهوري آذربايجان صراحتاً اتحاد خود را با آذربايجان جنوبي اعلام داشتداند اما در آذربايجان جنوبي عده بسيار اندکي صراحتاً اتحاد خود را با آذربايجان شمالي بيان کرده اند. در شمال جنبشهايي ولو محدود در اين سطح وجود دارند ولي آنها هنوز همتاي فعالي در جنوب ندارند. کاملاً روشن است که چنين حرکتي از سوي تهران شديداً سرکوب خواهد شد

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 

 

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا ملت ترکمن را موقتا به صبر

دعوت می کند

 

انتخابات مجلس رژیم جمهوری اسلامی در حالی به پایان رسیده است که شاهد گسترده ترین تخلفات و تقلبات در این دوره از انتخابات مجلس بوده ایم.

رژیم جمهوری اسلامی که حضور سه نماینده ترکمن در دوره قبلی مجلس را تحمل نکرده بود این بار سعی بر آن داشت تا با تقلب در انتخابات نگذارد هیچ یک از کاندیداهای ترکمن به مجلس رژیم راه یابند. در این راه رژیم اگرچه توانست در بندرترکمن موفق شود با دستکاری در آرای مردم برادر خانم وزیر امورخارجه را به عنوان نماینده فرمایشی روانه مجلس سازد اما ملت ترکمن در گنبدکاووس و آق قلا حماسه آفریدند و نقشه های رژیم را نقش برآب کردند.

به طوری که برای اولین بار در طول 30 سال گذشته یک ترکمن از حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا (مرکز استان گلستان) در رقابت با یک داوطلب مهاجر زابلی توانست رأی مردم گرگان و آق قلا را از آن خود سازد.

هرچند که متعصبان  کج اندیش حکومتی کوشیدند این دوره از انتخابات در گرگان و آق قلا را به نبرد بین شیعه و سنی تبدیل کنند اما حتی شیعیان گرگانی نیز یک ترکمن بومی را به یک مهاجر شیعه زابلی ترجیح دادند.

 به این ترتیب تمام نقشه های عناصر رژیم منحوس جمهوری اسلامی برای جلوگیری از راهیابی یک ترکمن از مرکز استان برهم خورد.

بعد از عدم موفقیت مسئولان رژیم در جلوگیری از راهیابی کاندید ترکمن به مجلس، خبرها در منطقه حاکی ست که مسئولان رده بالای حکومت می خواهند با دروغ و فریب نتایج انتخابات را به نفع یک زابلی مهاجر که دشمن ترکمن و فارس بومی است رقم بزنند. یا در خوش بینانه ترین حالت این دوره از انتخابات را ابطال نمایند.

از سوی دیگر اوضاع آق قلا به شدت متشنج است و شیرمردان مبارز ترکمن در آق قلا آماده اند تا اگر مسئولان رژیم دست از پا خطا کنند سزای اعمال آنها را در کف دستشان قرار بدهند.

اعضای سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا در آق قلا خبر می دهند مردم از هم اکنون خود را برای مبارزه و قیام آماده کرده اند و تنها منتظر یک جرقه هستند تا درسی به رژیم جمهوری اسلامی بدهند که در تاریخ بماند.

قیام مردم بندر ترکمن در چند ماه گذشته اولین نمونه شجاعت و مقاومت ملت ترکمن در برابر رژیم بربر جمهوری اسلامی بود و اکنون مردم آق قلا به انتظار نشسته اند و هرآن ممکن است بر اثر کوچکترین خطای رژیم تمام منطقه به جنگ و آشوب کشانده شود.مردم آق قلا از دیرباز به عنوان جسورترین مردان ترکمن صحرا شهره آفاق بوده اند و مسئولان حکومت خصلتهای مردم آق قلا را به خوبی می دانند.

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا ملت ترکمن را بویژه در آق قلا موقتا به صبر دعوت می کند. از ملت ترکمن می خواهیم فعلا سکوت کنند و منتظر و آماده باشند تا رژیم تکلیف خود را با ترکمنها مشخص کند.

به رژیم جمهوری اسلامی و نوچگان آن در منطقه ترکمن صحرا و استان گلستان نیز می گوییم با آتش بازی نکنند و بدانند در صورت کوچکترین خطایی آتش قهر و خشم ملت ترکمن آنها را خواهد سوزاند و خاکسترشان را به هوا خواهد فرستاد.

در صورتی که نتایج انتخابات در حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا ابطال شود دیگر هیچ نیرویی توانایی مقابله با خشم انقلابی مردم آق قلا و سایر نقاط ترکمن صحرا را نخواهد داشت.

 

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا � تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی

     TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY

                                  TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION

     یاشاسین تورکمن قارداشلاریمیز

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 حزب استقلال آذربایجان جنوبی

حزب استقلال آذربایجان جنوبی در مورخه 25 ماه می 2008  در شهر لندن  در مقابل پارلمان انگلستان تظاهرات موفقی  بمناسبت دومین سالگرد قیام ملی ملت ترک آذربایجان جنوبی بر علیه شوونیسم فارس  برپا کرد . در این تظاهرات علاوه بر ترکهای آذربایجان جنوبی همرزمان عرب احواز، ترکمن و ترک ترکیه  نیز شرکت فعالانه داشتند.

بدینوسیله حزب استقلال آذربایجان جنوبی   از جبهه دمکراتیک مردمی احواز، نمایندگان مرکز حقوق بشر ترکمنستان جنوبی (ترکمنصحرا) واحد انگلستان و ترکهای ایدالیست  صمیمانه قدردانی نموده آرزوی پیروزی دارد.

 

هر چه گسترده تر باد اتحاد ملل تحت ستم مللی بر علیه شوونیسم فارس .

 حزب استقلال آذربایجان جنوبی       29 می

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 خبرگزاری فارس، "به علت انتشار اخبار دروغین و تشویش اذهان عمومی" توقیف شده است

                  انتشار خبر توقیف موقت خبرگزاری فارس


 


 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، خبرگزاری غیردولتی فارس را به طور موقت توقیف کرده است.ایرنا خبرگزاری دولتی ایران که این خبر را منتشر کرده، به نقل از "یک مقام آگاه در وزارت ارشاد"، نوشته است که خبرگزاری فارس، "به علت انتشار اخبار دروغین و تشویش اذهان عمومی" توقیف شده است. جزئیات بیشتری در مورد علت توقیف موقت خبرگزاری فارس و اتهامی که علیه این خبرگزاری مطرح شده، در دست نیست.گفته می شود انتشار دو خبر مربوط به جایگزینی طهماسب مظاهری رئیس کل بانک مرکزی و ادغام بانک های مهم دولتی و تبدیل آنها به قرض الحسنه، از علل توقیف موقت این خبرگزاری بوده است. خبرگزاری فارس، این دو خبر را، به نقل از "منابع آگاه" منتشر کرده بود.این خبر درحالی منتشر شده که سایت خبرگزاری فارس، همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد.خبرگزاری فارس که از مواضع جناح محافظه کار در ایران حمایت می کند، فعالیت خود را در ماه فوریه سال 2002 میلادی در تهران آغاز کرد. در صورتی که خبر توقیف خبرگزاری فارس صحت داشته باشد، این نخستین برخورد با این خبرگزاری از زمان آغاز به کار آن است.سایت خبرگزاری بازتاب که متمایل به محافظه کاران ایران است، در سالهای اخیر چهار بار توسط دولت این کشور مسدود شده است.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس

                     سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس


                                             اطلاعیه داخلی

اسلام علیکم
احتراما
عطف به مذاکرات مکرر قبلی با همکاران مجرد در خصوص تشکیل خانواده و اجرای سنت نبوی (…) متاسفانه مشاهده میگردد بعضی از همکاران به وعده خود عمل ننموده و همچنان مجرد باقی مانده اند و از آنجائیکه تاهل یکی از از شرایط اشتغال در اموری مانند حراست میباشد و با توجه به سحن گران سنگ نبی اکرم اسلام مبنی به اینکه (حدیث…….) “هر کس ازدواج نماید همانا نصف دین خود را حراست نموده و نکاح و ازدواج سنت من است و هرکس از سنت من روی بگرداند پس از من نیست”. لذا برای آخرین بار اعلام میدارد تا پایان شهریور ماه 87 کلیه همکاران غیر متاهل اعم از ذکور و اناث فرصت دارند تا نسبت به انجام فرضیه مهم و اخلاقی انسانی اردواج اقدام نمایند در غیر اینصورت در تاریخ 87/8/1 برای تسویه حساب به پیمانکار معرفی خواهند شد.


عبدالواحد …

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 فيشر: حمله به ایران، محور مذاکرات بوش در اسرائیل بود

     فيشر: حمله به ایران، محور مذاکرات بوش در اسرائیل بود


 


یوشکا فیشر، وزیر امور خارجه سابق آلمان، می گوید که محور اصلی دیدار رییس جمهوری آمریکا از اسرائیل، موضوع ایران و عملیات نظامی علیه این کشور تا پیش از پایان ریاست جمهوری جرج بوش بود.  جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا، در اواخر اردیبهشت ماه امسال، به مناسبت شصتمین سالگرد تاسیس اسرائیل، به این کشور سفر کرد و ایران را «تهدیدی جدی» برای امنیت جهان دانست.  فیشر در گفت و گو باراديو فردا، وابسته به سازمان سيا افزود:« نه تنها اسرائیل، بلکه بیشتر کشورهای غربی و حتی بیشتر کشورهای عربی و حتی ترکیه هم بر این باورند که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز نیست و اهداف نظامی را تعقیب می کند.» وی افزود:« در صورتی که وضع به همین نحو پیش برود، اسرائيل موجودیت خود را در خطر می بیند و دست به یک اقدام عملی خواهد زد.»

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 روحانیان سنی در عربستان سعودی علیه گروه حزب الله لبنان و دولت های شیعه مذهب در ایران و عراق بیانیه ص

 روحانیان سنی در عربستان سعودی علیه گروه حزب الله لبنان و

دولت های شیعه مذهب در ایران و عراق بیانیه صادر کرده اند

 ۲۲ روحانی سنی در عربستان سعودی علیه گروه حزب الله لبنان و دولت های شیعه مذهب در ایران و عراق بیانیه صادر کرده اند.
آن ها در بیانیه مشترک خود به ویژه اقدام های اخیر حزب الله در لبنان را محکوم و این گروه را به بی توجهی به مبارزه با اسرائیل و آمریکا متهم کرده اند.
این روحانی ها می گویند که گروه حزب الله به ابزاری برای مقابله با مسلمانان سنی مذهب تبدیل شده است، اتهامی که حزب الله لبنان آن را رد می کند.
این علما همچنین دولت های ایران وعراق را به تحقیر اقلیت های سنی مذهب در این کشورها و تلاش برای بی ثبات کردن کشورهای مسلمان دیگر از جمله یمن متهم کرده اند.
دولت ایران بارها این گونه اتهام ها را بی اساس خوانده است.
یک مقام سعودی که خواسته نامش فاش نشود به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته که اعلامیه صادر شده بیانگر دیدگاه دولت عربستان سعودی یا علمای نزدیک به این دولت نیست.
صدور این بیانیه در حالی انجام شده که ملک عبدالله، پادشاه عربستان، تا چند روز دیگر یک کنفرانس بین المذاهب اسلامی با حضور بیش از ۵۰۰ تن از اسلام شناسان و علمای مسلمان برگزار خواهد کرد.
اعلامیه علمای سنی همچنین واکنشی به درگیری های اخیر در لبنان عنوان شده است.
در این درگیری ها، نیروهای حزب الله کنترل مناطق سنی نشین بیروت را در دست گرفتند.
حزب الله پس از توافق میان جناح های سیاسی لبنان، کنترل مناطق سنی نشین بیروت را به ارتش لبنان سپرد.
بر اساس توافقی که میان متحدان حزب الله و دولت تحت کنترل سنی ها در لبنان حاصل شد، دولتی جدید تشکیل می شود که در این دولت متحدان حزب الله نقشی موثر خواهند داشت.
نشست دوحه به دنبال درگیری های خونین گروه های رقیب در لبنان صورت گرفت که در آن دست کم ۸۰ نفر کشته شدند

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
  خفقان در دانشگاه تبریز

                               

                 خفقان در دانشگاه تبریز


 


آذربایجان اؤیرنجی حرکاتی:


« قلبم تا حلقوم بالا آمده است» خفقان! خفقان!


چه دشوار شده است دم زدن در اینجا که هر درختی مرا قامت تفنگی است و ....


صدای هر گامی «غم! غم!»


یا فریاد است یا سکوت ، یا طغیان است یا عطش. راه سومی نیست، اگر زخم تازیانه های این خفقان امروز بر تن من و تو نیست، چه ضمانتی از فردایمان است؟!


اگر سکوت را بر می گزینیم به فکر تشنگی فردایمان هستیم؟! سخن گفتن جسارت می طلبد! اعتراض جرم می شود و حرکت...


باور نکنیم که در دریای روز مرگی ها، امواج سکوت ما را به ساحلی برسانند!


ستاره ها که همیشه امتیاز آورند در دانشگاه هایمان ، کسبشان صلب امتیاز می کند!


چرا؟!


چون ستاره هایمان به دست کسانی افتاده است که تنها هنر را در صلب کردن ، خفه کردن ، سر کوب کردن می دانند. علم عدالت علی بر داشته اند، نیزه بر فرزندان علی می زنند!!


چهار نفر از ادامه تحصیل در مقطع کار شناسی ارشد محروم می شوند! برای دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد روز هشتمی از هفت روز هفته جهت ارائه ی پایان نامه جستجو می کنند!!


ای عدالت مجروح، من از نگاههای معصوم تو که بر دستان با توم دار و سخنان تعلیق دار اینان خیره مانده ای ، شرم دارم!


دلم برای حلقوم لطیف تو که صدای ظالمانه پس می دهد، می سوزد. می دانم که تاریخ می نگرد، بر واقعیت ها می نگرد و برای حقیقت می گرید!


« ای آزادی تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم . بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم.


ای آزادی از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بی زارم، زندگیم به خاطر توست ، جوانیم به خاطر توست، و بودنم به خاطر توست»

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 نگاهی گذرا به فعالیت های تشکیلاتی ارامنه و لزوم استقرار مبارزات تشکیلاتی در حرکت ملی

اکثرا مقالات  ، کتاب ها و نشریاتی که تاکنون در باره  ارامنه  نوشته شده و به چاپ رسیده است ، بیش تر در مورد  تاریخ جنایات ، خیانت ها وقتل هایی است که ارامنه در حدود یک قرن اخیر بر ملت تورک  روا داشته اند .و یا نوشته هایی است  که در مورد  ادعای دروغین  نسل کشی  ارامنه  یا پاک سازی  مناطق تورک نشین با  خیال  ایجاد  ارمنستان بزرگ  به چاپ رسیده است .


در این نوشته سعی  برآن است  که با نگاهی  اجمالی  به فعالیت های  تشکیلاتی  و منظم  ارامنه  از اواخر  قرن  نوزدهم  و با مد نظر قرار دادن  حرکت های برنامه ریزی شده  و هدف دار  دشمنان ملت  آذربایجان اندکی  به خودآییم و فعالیت های  ملی مان  رابصورت  سازمان یافته تر  از سر بگیریم  تا بتوانیم   با تکیه  بر این فعالیت های  سیستماتیک   منافع  ملی  آذربایجان  جنوبی  را حفظ نماییم .نخستن  فعالیت  های گروهی  ارامنه  به شیوه  انجمن های سیاسی  و مخفی  یونانی  و حزب « ایتالیای جوان» مازینی  و کمیته های  بلغاری  نقشی عظیم  در فعالیت های  سری ارامنه  داشت . پس  از سال های  1882 ـ 1878   که  اصلاحات  تحمیلی   مورد نظر  ارامنه از سوی  قدرت های  اروپایی   بی ثمر  مانده بود  فعالین  ارمنی  با   الهام  از شخصیت هایی  چون  کورایی  و ریگاس   در تاریخ نهضت  یونان  اقدام  به فعالیت های  هماهنگ  و گروهی  نمودند . پس  از آن بود  که نخستین  کمیته های ارامنه  با تفکر  تعدیات مسلحانه  بوجود آمدند .اولین کمیته های  تروریستی  ارمنی  در سال 1887 در شهر  ژنو  بدست یک دانشجوی  ارمنی  بنام مارو تأسیس  یافت  . این کمیته  بعدها   مولد حزب  هینچاک  ( زنگ اخبار )  با تفکرات  سوسیالیستی  شد ، فعالین گروه  عبارت بودند آوه تسین ، نازاربیگ ،مغاوریان و شماون . در سال  1890یک حزب  تروریستی  جدید ارمنی  در شهر تفلیس  به نام داشناکسیتیون بوجود آمد ، حرب داشناک یک حزب ناسیونال  ، سوسیالیست  تندروی انقلابی بوده و رهبران آن سعی داشتند مقاصد حزبی خود را  با تولید وحشت و هراس  به اجرا گذارند . مرام نامه حزب  کسب استقلال ارمنستان و ایجاد  کشور واحد از سرزمین های  ارمنی نشین عثمانی و روسیه بود  .   این حزب  که بانام ساده  داشناک شناخته شده است بوسیله  کریستوفر ملکیان و دکتر ژان لوریس  ملک اوف  و سیمان زاواریان  و کنستانین خاتسیان تأسیس گردید . مقر رسمی  حزب  در تفلیس بوده  و روزنامه ارگان رسمی آن بانام  دروشاک  ( پرچم )  در تفلیس  منتشر می شد که بعدا  به ژنو  منتقل گردید.نخستین عملیات تروریستی  حزب  داشناک  که پاسدرماجیان  نویسنده کتاب   تاریخ ارمنستان  از آن بعنوان  شاهکار حزب  یاد کرده است ،  تسخیر بانک عثمانی بوده است . که به منظور  جلب نظر  قدرت های اروپایی  به دخالت  در اوضاع داخلی  امپراطور عثمانی  به انجام رسیده است . همچنین لشکر کشی  به خانه سور  نخستین لشکر کشی  سازمان یافته ای بود که بوسیله  حزب داشناک   از  ایران  راه انداخته شده بود تا یکی از  عشایر کرد را که در سال  1896  در ارتش عثمانی به مقابله  با ارامنه پرداخته بودند ،قتل عام کنند .


در کنار این احزاب  در سال  1908  یک حزب  محافظه کار لیبرال بنام  رامگاور تشکیل شد  که اعضای آن طبقات مرفه  جامعه ارمنی بودند . علاوه بر آنها در سال 1896  بعضی از  عناصر هینجاک انشعاب کرده  و خود حزب جدیدی  بنام  هینچاک  وراگازمیال  تشکیل دادند اما  از سازمان های تروریستی ارمنستان در دوره جدید می توان  آسالا  ( ارتش سری آزادی بخش ارمنستان )  را  بعنوان  مطرح ترین سازمان تروریستی  نام برد.


آسالا  در سال 1975  توسط  آکوپ آکوپیان و آکوپ تاراکچیان  که شخصا  اعمال تروریستی و قتل ها  را انجام می داد  تأسیس شد . با توجه  به اطلاعات موجود آکوپیان در سازمان آزادی بخش فلسطین  نیز  فعالیت داشته و با نام  مجاهد مشغول فعالیت بوده است .ساختار سازمان آزادی بخش فلسطین مدلی مناسب  برای  سازمان های تروریستی ارمنستان می باشد . آسالا  تنها راه حفظ قلمرو ارمنستان را ارتکاب اعمال تروریستی خشن می دانستند و براین اساس  اهداف آسالا  تأسیس یک ارمنستان دموکراتیک  و سوسیالیست و انقلابی  تحت رهبری یک حکومت مرکزی  بود .


استراتژی آسالا فراخوانی جنبش های پیشتاز ( سوسیالیستی ــ مارکسیستی  )  ارمنستان از تمام  نقاط  جهان و گرداوری آنها  در یک نقطه معین  در لبنان و هدایت آنها از یک مرکز می باشد . مرحله دوم استراتژی آسالا  گسترش تروریسم  و همکاری  با جنبش های  مخالف یکپارچه شدن  و گسترش  ترکیه بود که همکاری  بین آسالا  و پ ک ک  در همین راستاست .


این سازمان  فعالیت خود را  با قتل  سفیر اول  سفارت ترکیه ( اوکتای سریت ) در بیروت توسط  آکوپ تاراکچیان در شانزدهم 1976 آغاز کرد  . آسالا از زمان برگزاری کنفرانس 1979 ارمنی های پاریس ،  همکاری  خود را با سایر  تروریست ها ی فرانسه از سر گرفت  .آسالا از یک سو فرانسه  و از سوی دیگر سوئیس را تهدید کرد .در سال  1983  سازمان بین دو  بخش  تقسیم شد گروه آکوپیان در یونان  و خاورمیانه مستقر شدند . این گروه بدون در نظر گرفتن تورک ها  و سایر ملت ها  از زنان و کودکان  به اعمال تروریستی خود ادامه داد.  گروه دوم در اروپای غربی  به  جنبش انقلابی آسالا  تبدیل گردید ،  که رهبری آنرا مونته ملکیان و آراتورانیان  برعهده داشته  ،  این شاخه فقط تورک ها  را  مورد هدف قرار می داد بنابر اظهار ملکیان  هدف آنها تأسیس پایه های سیاسی ارمنستان بود .


حامیان آسالا  بنابر سیاست ها  و اهداف اش  دارای  سه منبع بود :     شوروی سابق   و کشورها ی  بلوک شرق  2  ــ کشورهایی که سیاست آنها بر پایه تضعیف ترکیه است  از قبیل یونان ، سوریه و ....  3ــ  حمایت احزاب کمونیست ، سازمان تروریستی هینچاک  و کلیساهای ارمنستان .


روابط آسالا  با در نظر گرفتن استراتژی انها  شامل  روابط با پ ک ک  ،  احزاب کمونیست ،  سازمان آزادی بخش فلسطین و ..... بود . آسالا  روابط خود با پ ک ک  را طی  یک موافقت نامه  در آوریل  1980 در سیدون لبنان از سر گرفت و بدین ترتیب یک اتحاد فکری  و عملی بین  آسالا  و پ ک ک  بوجود آمد . مهمترین نشریه  رسمی آسالا  « هایستان »  می باشد . بعلاوه مجله های هایکار و کاتیرز که در لبنان چاپ می شوند از مهمترین نشریات این حزب می باشد .


نتیجه گیری :  با توجه به مطالبی که  در چند صفحه  مختصرا  در مورد فعالیت های تشکیلاتی  ارامنه ذکر شد ، می توانیم ببینیم که لابی ارمنی  با فعالیت های سیستماتیک  و سازمان یافته  و با مظلوم نمایی در صحنه بین الملل چگونه توانسته است با اشغال مناطق تورک نشین برای خود یک کشور مستقل ارمنستان تشکیل داده  و با سرپوش قرار دادن بر جنایات یکصدساله  خود و اشغال بیست درصد از اراضی جمهوری اذربایجان شمالی  باز با ادعای دروغین نسل کشی ارامنه سعی در  تضعیف  کشور برادر ترکیه دارد .


اکنون  نظر خوانندگان عزیر را به چگونگی مطرح شدن  مبارزات تشکیلاتی در حرکت ملی خودمان ( حرکت ملی آذربایجان جنوبی ) جلب می نمائییم . از آنجایئکه  حرکت ملی از سال  1374  به رهبری آقای دکتر چهره قانلی  بار سیاسی  بخود گرفته و توانسته است علی رغم موانع  و هزینه های موجود ، موفقیت هایی نیز  کسب نماید. ولی می توان گفت که پس از قیام های خونین خرداد 1385   و دادن  هزینه هایی  بس فراتر  از هزینه های قبلی همچون شهید شدن تعداد ی  از  جوانان آذربایجان ، بایکوت خبری وقایع  آذربایجان و جلوه دادن  حرکت ملی  آذربایجان بصورت  یک حرکت صنفی  از سوی  احزاب دولتی  و نیز مصادره  حرکت ملی  از سوی گروههای فعال تمامیت خواه خارج از کشور  ،  حرکت راهوار  و در واقع بدون برنامه  مردم  در خیابان های شهرهای آذربایجان و نبود  شعار های اساسی  برای مطالبات ملت آذربایجان ویا  دادن شعارهایی که در شأن یک حرکت سیاسی نبود  ، لزوم  مبارزات تشکیلاتی   و سخن از  مبارزات منظم و سازمان یافته مطرح شد. 


در اینجا  لازم است به این موضوع  اشاره شود که قبل از این تاریخ  تشکیلاتی که به مبارزات  منسجم  و ایجاد کادرهای مجرب  اعتقاد داشته باشد وجود  داشته و حتی  اقدام به این کار نیز کرده بود ، ولی بدلیل  فراهم نبود محیط و موقعیت مناسب و نبود  نمونه ی  عینی کاهش کارایی روش ها ی سنتی   نمی توانستند بعضی از دوستان فعال در حرکت را با این واقعیت ( لزوم تشکیلات ) روبرو کنند .ولی به جرات می توان گفت که قیام های خرداد 85  و ناهماهنگی های موجود در این حرکت  بسیاری از این عزیزان  را  به این باور  رساند که دیگر راهکارهای سنتی کارایی سابق را نداشته  و باید بدنبال  ایجاد  تشکیلات های  منظم  با فعالیت های  برنامه ریزی شده و هدف دار با خط مشی مشخص  بود . با این اوصاف  و نیز  ضرورتی که به این موضوع داده شد ، هنوز  هستند عزیزانی که  با وجود پذیرش لزوم  مبارزات تشکیلاتی  به فعالیت های تشکیلات های  منظم  خرده گرفته و با سنگ اندازی ناآگاهانه  تنها  آب به آسیاب  رژیم جمهوری اسلامی ریخته  و ضربه  به  حرکت ملی  آذربایجان جنوبی می زنند .امید است فعالین حرکت ملی  با درنظر داشتن فعالیت های منظم  دشمنان این ملت  با حفظ وحدت و یکپارچگی  خود با مد نظر قرار دادن  موفقیت های تشکیلاتی  حزبی همچون حزب گاموح ( گونئی آذربایجان میلی اویانیش حرکاتی ) به رهبری  دکتر چهر ه  قانلی   تا پیروزی نهایی و کسب  استقلال آذربایجان جنوبی  مبارزه نمایند .                                                    یاشاسین آذربایجان        محو اولسون ارمنستان                                                                        فعال جنبش دانشجویی(  ائلچین اورمولو)


 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 انتشار خبر محرومیت چهار دانشجوی فعال هویت طلب آذربایجانی دانشگاه تبریز از دوره کارشناسی ارشد در خبرن

انتشار خبر محرومیت چهار دانشجوی فعال هویت طلب آذربایجانی دانشگاه تبریز از دوره کارشناسی ارشد در خبرنامه امیرکبیر


 


آذربایجان اویرنجی حرکاتی : دانشجویان تبریز گزارش دادند، نادر مهد قره باغ، صمد پاشایی، ناهید بابازاده و امین امامی چهار دانشجوی دانشگاه تبریز هستند که با ارائه نشدن کارنامه آزمون کارشناسیس ارشد آن ها از سوی سازمان سنجش عملاً از تحصیلات تکمیلی محروم گشته اند.این دانشجویان جهت پیگیری وضعیت خود به اداره گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم مراجعه کرده بودند که در نهایت مسئول این اداره آقای نوربخش دلیل محرومیت از تحصیل این دانشجویان را در مقطع کارشناسی ارشد، فعالیت های سیاسی آن ها در دوره کارشناسی اعلام کرده است.اگرچه برخی مسئولین سازمان سنجش و وزارت علوم این مسئله را در مراجعات حضوری تأیید می کنند اما تاکنون مقامات وزارت علوم در مصاحبه های رسمی وجود چنین دانشجویانی را رد کرده اند.همچنین سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی مکانیک که بدلیل ممانعت مسئولین امنیتی دانشگاه تبریز از برگزاری جلسه دفاع پایان نامه ارشد خود محروم شده بود هفته پیش به کمیته انضباطی دانشگاه تبریز احضار شد.دلیل این احضار اعتصاب چند ساعته مهندس رادمهر در صحن دانشگاه اعلام شده است.مهندس رادمهر که در اعتراض به کارشکنی های چند ماهه مسئولین دانشگاه در به تعویق انداختن جلسه دفاع پایان نامه اش اقدام به تحصن در محوطه دانشگاه نمود که با حمایت گسترده دانشجویان مواجه گردید. مسئولین حراست دانشگاه تبریز در اقدامی زیرکانه و با نوشتن نامه ای کتبی قول برگزاری جلسه دفاع را در روز ۸ خرداد دادند که در نهایت اجازه برگزاری در روز ۸ خرداد نیز برگزار نگردید سجاد رادمهر از دانشجویان با سابقه و هویت طلب دانشگاه تبریز است.دانشجویان دانشگاه تبریز در اعتراض به اقدامات مسئولین دانشگاهی در تعرض به حق تحصیل دانشجویان اقدام به توزیع گسترده ویژه نامه ها و تراکت در سطح دانشگاه نموده اند.( خبرنامه امیرکبیر)

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 بیلدیری

                                      بیلدیری

 

 

                                            ملت شریف آذربایجان


چنانچه می دانید و برهمگان واضح و روشن است که ملت آذربایجان در طول تاریخ برای حفظ اراضی این سرزمین در مقابل تمام اجانب خصوصا جنایت کار و خون آشام شرق (روسیه) و متجاوزین جنوب و غرب در هر زمان و مکان تا پای جان تا به امروز ایستاده و این عمل شایسته که در شأن ملت قهرمان پرورآذربایجان بوده با دادن صد هاهزار بلکه ملیون ها شهید آن را به ثبوت رسانیده و در برابر استبداد داخلی نیز همیشه پرچم دار آزادی بوده و هست این ادعا نیست اضهر من الشمس و این را باید اضافه کرد که باز گویی گذشته این ملت چندان آسان هم نیست تاریخ باید قضاوت کند که برای بشریت چه چیزهایی را به ارمغان آورده توضیح آن از حوصله این نوشته نا چیز خارج می باشد در این صد سال اخیر ملت آذربایجان بیش از شش حرکت انقلابی و ضد استبدادی از خود نشان داده ، نه در کشور (ایران) بلکه معادله سیاسی منطقه را نیز به هم زده ملتی که با داشتن چنین درک و شعور و خویی دمکراتیک در دنیا کمتر یافت می شود هزاران سال پیشینه ای تاریخی این چنین درخشان دارد ولی امروز اسیر عده ای شوونیزم پان فارسیسم تنگ نظر قرار گرفته البته بر کسی پوشیده نیست که معماران اصلی این سناریو اربابان شوونیزم فارس ، انگلیس استعمار گر و روسیه جنایت کار بوده و هست که دستشان بر خون ملت تؤرک خصوصا آذربایجانی های مظلوم رنگین است در طول تاریخ چه جنایتهایی که بر حق این ملت روا نداشته اند سال 1285 آذربایجان در اوج آزادی خواهی بودند که جنایت کاران شرق و غرب با همکاری داخلی شان شوونیزم فارس هجوم وحشیانه را با قتل و غارت آغاز کرده پس از کشتن هزاران تن از پاک ترین فرزندان این ملت فریاد حق طلبی را به خاک و خون کشیدن بالاخره مشروطه به شکست انجامید با این که ملت آذربایجان تاوانی سنگین پرداخت اما بیرق آزادی را در سال 1299 دوباره بر افراشت این بار به دست یک روحانی پاک نژاد یعنی شیخ محمد خیابانی باز هم جنایت کاران متفق شده با کشتن صد ها تن از آزادی خواهان بی گناه این بار موفق شدند نوکران خودشان یعنی شوونیزم فارس را به کرسی بنشانند پس از قبضه قدرت به دستور اربابانشان سیاست یکسان سازی را آغاز کردند مردم آذربایجان دانسته بود که آزادی را قربانی نمی دهند باید در راه آزادی قربانی ها داد ملتی که این موضوع را می داند آن ملت هیچ وقت محو نمی شود چون ملت آذربایجان هم ذاتا دارای چنین شعوری بوده هست تسلیم دیکتاتورها نگردیده در سال 1325 دوباره ندای آزادی را سر کشید و موفق شد دمکراتیک ترین حکومت را پیاده کند ولی کور دلان هیچ وقت تحمل شنیدن صدای آزادی را نداشته و ندارند این بار با خیانت اربابان بعضی از کمونیستها و با همدستی نو کران حلقه به گوش داخلی شان توده ای های خائن با همکاری دول شیطانی غرب با جنایت تمام عیار شوونیزم فارس پس از شهید کردن ده ها هزار نفر از آزادی خواهان ملت بزرگ آذربایجان غائله را موقتا خاتمه یافته اعلان کنند غافل از این که ملت آذربایجان گم شده ای بنام آزادی دارد همیشه در پی آن بوده و هست در بهمن 56 دوباره به صحنه آمده انقلاب اسلامی را آغاز کرد با شعار های استقلال ، آزادی پا به پای سایر ملت های ایران به پیش می رفت در حول و هوش پیروزی انقلاب بود که شعار های خود را تحقق نیافته دید در درون انقلاب وارد انقلاب دیگری به رهبری آیت الله شریعتمداری شد ولی باز هم جنایت کاران همیشگی کور دلان و مغز های منجمد شده توده ای و فدائیان اکثریت و ملا یان نمک خورده نمکدان شکن که کارشان فقط تن پروری و خوش گزرانی بود خودشان را به همه چیز ترجیح می دهند با شوونیزم فارس جنایت کار متفق القول شده حرکت مدنی و دمکراتیک ملت آذربایجان را که حق تعیین سرنوشت هر ملتی را برای خودشان محفوظ می دانست این خواسته ملت آذربایجان که خواسته اولیه تمام انسانهاست با گلوله پاسخ دادند به خیال این که با ترس و وحشت و جو اختناق می توانند گلوی آزادی خواهان را ببرند غافل از این که ملت آذربایجان خصوصا فعالین حرکت ملی آذربایجان تشنه آزادی بوده و هستند هیچ وقت بردگی و بندگی را به آزادی ترجیح نخواهد داد ادامه چندین ساله موضوع در سال 1374 بنام حرکت ملی آذربایجان پا به عرصه ظهور گذارد و هستی خود را اعلان نمود و با تشکیل صد ها متینگ دانشگاهی و مردمی در شهرهای آذزبایجان فعالان حرکت ملی حرکتهای تازه ای را برنامه ریزی کرده و با حضور بر سر مزار ستارخان و یا روز مشروطه و حرکت ملیونی قلعه بابک و تظاهرات ملیونی در سراسر شهر های آذربایجان در تاریخ یک خرداد 85 با این حال حرکتهایی که رخ داده کاملا قانونی و مدنی بوده و اصولهای دمکراتیک را اساس قرار داده باز هم فاشیستهای زمان تحمل نکرده قلعه بابک را با دیکتاتوری کامل به منطقه نظامی تبدیل کرده و در خرداد 85 تظاهرات ملیونی ملت آذربایجان که حق قانونی این ملت بوده و به صورت مدنی حرکت را آغاز کرده بود جیره خاران شوونیزم وحشیانه با سلاح گرم هجوم آورده خواسته های بر حق ملت را با گلوله های صربی پاسخ داده و ده ها شهید و صد ها مجروح بر جا گذاشت هزاران نفر زندانی ، از بین آنها صد ها نفر شکنجه شده با این حال مردم آذربایجان بخصوص فعالین حرکت ملی ده ها سال است که بی عدالتی های فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی توأم با توهین ، تحقیر و شکنجه در مبارزات مدنی و اصولهای دمکراتیک را اساس قرار داده و هیچ وقت از راه های تعریف شده ادول نکرده و نخواهد کرد ایت ملت صاحب مدنیت و تاریخ هزاران ساله می باشد و چندین امپراطوری آفریده است و راه و رسم مبارزه را خوب می داند اما باید بدانیم که دشمنان این حرکت نقشه های شوم زیادی کشیده اند که چیز نا معقول به دست فعالین بدهند تا به حال موفق نشده اند عاملان خود را با پیراهن های رنگارنگ به درون حرکت نفوذ داده و باز هم عقیم مانده اند در نهایت شوونیزم فارس دید که لقمه در گلویشان گیر کرده دیگر هضم شدنی نیست این بار به فکر تازه ای افتاده اند ملت آذربایجان بیدار باشید که دشمنان این ملت باز هم به فکر شیطانی دیگر افتاده اند.


از خرداد 85 به بعد که خودشان را در مقابل این حرکت مدنی عاجز می بینند نقشه های شوم را آماده می کنند این روبه صفتان جهت تخریب وجهه انسانی و مدنی حرکت در صدد پوشاندن جامه تروریستی به قامت استوار این حرکت بر آمده اند و با نقشه های از پیش طراحی شده در راستای مخشوش نمو دن اذهان عمومی جامعه به طرح های شوم خود دامن می زنند و سعی می کنند بستر جامعه را برای یک سری کارهای ضد بشری و دور از شأن حرکت کاملا دمکراتیک و مدنی آذربایجان آماده نمایند و به گمان خود بلکه بتوانند در صفوف به هم فشرده ملت آذربایجان در حرکت ملی اختلال ایجاد نمایند بنابراین به تبلیغات سؤ و دور از واقعیت همچون سلاح ، اسلحه و بمب روی آورده و شایعه پراکنی می کنند که مثلا در فلان جا بمب خنثی کردیم یا از فلان جا چندین ماشین اسلحه وارد شهر می شد گرفتیم این شایعه ها زمینه سازی است به اجرائی کردن جنایات طراحی شده.


خبر موثقی دردست داریم که وحشیان فارس با همدستی بعضی از کمونیستهای خود فروخته به این قرار آمده اند که ( از اسفند 86 الی تیر87 )بعضی جاها اقدام به بمب گزاری کرده و آن را بنام حرکت ملی آذربایجان قلمداد کنند و به گردن فعالین حرکت ملی بیاندازند تا زمینه قتل عام این ملت مظلوم را فراهم سازند لازم به توضیح است که بعضی از کمونیستهای وطن فروش که دیروز با ارامنه در قره باغ معامله می کردند امروز با تروریستهای کرد در آذربایجان غربی بعد از مراسم 78 قلعه بابک عزم ملت آذربایجان را دیده نظر و خواست ملت آذربایجان را به ضرر اهداف خود و اربابانشان حس کرده و با گماردگان(ک.گ.ب) متفق شده از هر ترفند سود جسته سعی بر این کرده از هر راه ممکن وارد صفوف فعالین شوند بلکه بتوانند ایدهَُ پلیدشان را به حرکت مقدس تزریق کنند وقتی این را غیر ممکن دیدند با دشمن فرضی اش (شوونیزم فارس ) متفق شده تا بتونند حرکت حق طلبانه رااز راه خود باز دارد اما دشمنان این ملت بدانند که فعالین حرکت تمام اعمال کثیف این خائنان را به دقت زیر نظر دارند و هیچ وقت اجازه به این خود باختگان نخواهد داد تا نیات شومشان را عملی کنند.


ما ملت آذربایجان به وجدانهای بیدار دنیا میرسانیم که این حرکت ملت کاملا مدنی و دمکراتیک بوده و هرگز و در هیچ شرایطی اصول اصلی انسانی خود را زیر پا نمی گذارد و زمینه را برای سؤ استفاده بر عاملان استبداد بسته.


ملت شریف آذربایجان آگاه باشید که حرکت ملی یک حرکت مدنی و دمکراتیک بوده و در چارچوب قانون انسانی تعریف می شود.(آذوح)

 

توجه : سربازان گمنام بابک با داشتن اطلاعات کافی وتحقیق در مورد خبر فوق ضمن تائید این خبر از تمام فعالان حرکت ملی تقاضا دارد در صورت مشاهده هر گونه تحرکات مشکوک رژیم آپارتاید  آن را به یکی از سایتها و یا فعالان حرکت ملی در سریعترین زمان اطلاع دهد.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 شانتاژ و هوچی گری به نفع و ضرر چه کسی ؟

شانتاژ و هوچی گری به نفع و ضرر چه کسی ؟


آیناز دلی چایلی


 


 


حتما تا به حال جریان سارقی را که به دنبال وخیم شدن اوضاع و شرایط اقدام به جار زدن " آی دزد " با صدای بلند می نماید شنیده اید . شاید این اقدام بهترین مثال باشد جهت عوام فریبی آن عده که اتهام خود را قبل از آنکه متوجه خودشان شود ، متوجه دیگری می نمایند .


اگر چه این نوشته را به علت احتمال بهتانهای تبعی با اکراه تمام می نویسم اما بهتر است بدانید که چندان مایل به نوشتن آن نبودم چرا که نه وقت آن را داشتم و نه حوصله آن . شاید این نوشته در نگاه اول  بسیار احساسی بنماید ولی اگر به وقایع بیان شده طی متن دقت نظر نمایید حتما به این جانب حق خواهید داد که با وجود آگاهی داشتن از برخی واقعییات و دیدن تناقض بین گفتار و رفتار برخی ، ساکت نشستن و تماشا کردن بدور از انصاف و وجدان خواهد بود . لذا من تمام مسئولیت این نوشته را بر عهده گرفته و به قول شاعر : فاش میگویم و از گفته خود دلشادم ....


در این مقال روی سخنم با کسانی است که هنوز قدرت تشخیص خوب و بد را به دور از هر گونه لحاظی دارا هستند و بهانه تمام اقدامات خود را خیر خواهی و دلسوزی حرکت ملی می نمایانند  .


روزگاری نه چندان دور ، زمانی که شاید به جرات میتوان گفت هیچ کس ، بله هیچ کس را یارای دم بر آوردن و جار زدن آلام عدیده ملت مظلوم آذربایجان نبود رادمردی از سلاله بابک و ستارخان همچون گرگی تنها و جسور سکوت ظلمانی شب یلدای این ملت را شکست و با به جان خریدن تمام شکنجه ها و فشارها فریاد زد هر آن چه باید گفته می شد و اعتراف کردند خوشبینان و بدبینان آن زمان که :" هیچ انتظار این نداشتیم ولی چکمه های ستارخان کار خود را کرد ". از فریادهای وی حرکتی آغاز شد . هویت و نام گرفت . جرات های کیسه شده رو شدند. جویهای روان شده حکایت از سیلی داشت که به طرف دریای آزادی و انسانیت بنیان و بنیاد تمامی ایدولوژیهای شووینیسم و فاشیسم و مارکسیسم و ... ریشه دوانده در کویر زندگی مردمی مظلوم را از جا خواهد کند و نوید اعاده حیثیت را برای آنان به ارمغان داشت .


صدای این انفجار کلاغان و لاشخوران به خواب رفته در غارهای تار تنیده سیاست را نیز بیدار کرد . غول سیاه شووینیسم پارس با لباس سلطنت و آقایان دین چورک از یک سو و کرم انگل ذهنی ملتی مدرن صفت و در جا زده در اعماق بدویت و جاهلیت به حرکت درآمدند . هدف : انسداد کامل جوی به راه افتاده اگر نه انحراف آن به سوی شوره زار نیستی .


تمامی اقدامات حاکمیت شووینیستی پارس از منظر یک دشمن توجیه پذیر بود و است . چراکه مستعمره ای بنام آذربایجان برای اولین بار چنین تکانی می خورد و این یعنی متلاشی شدن امپراطوری زندان ملتها  اما ضربات موذیان دوست نما و مگس صفتان خوش نشین کاری تر از تمامی حملات شوینیست بود و است  .


تا زمانی که قهرمان داستان ما در داخل بود و مستقیم درگیر مبارزه رودر رو همه به به گو و چه چه گو منتظر سلاخی وی و اطرافیانش بودند . نظاره گران مبل نشین و فراریان اروپا نشین و سیاست بازان کله داغ ویسکی خور و پول پرست آمریکا نشین ناگهان یادشان افتاد هیجان تماشای بازی سرنوشت ملتی به رهبری معلمی از جنس خاک آذربایجان . آنان که دهها سال از فرارشان می گذشت آن هم به خاطر ایمان وعمل به افکار فدائیان اقلیت و اکثریت و مجاهدین خلق و توده و کومونیست و ... که سالها انرژی این ملت را به خاطر منافع از ما بهتران صرف کردند و نهایتا این ملت را در چنگال فاشیسم دینی رها کرده و گریختند و سالها بود که یادشان رفته بود در جایی از این دنیا ملتی است به نام آذربایجان ، مظلوم و اسیر و خرد شده و در حال نیستی چرا که هنوز هم رویای مدینه فاضله مارکس و انگلس را می بینند و میتینگهای حزبی در خانه های خود سامان میدهند و رقابت مهاجر قاپون راه می اندازند  .


هیجان حرکت ، آنان را نیز برانگیخت و فرصت را مناسب دیدند جهت اعاده ایدولوژی پوسیده خود بنام ملت در بند آذربایجان . اینتر ناسیونالیسم باوران کومونیست ناگهان لباس ناسونالیسم پوشیدند ورفتند به مصاف سلطنت طلبان دموکرات نما ، دعوا همان دعوای کهنه بود و بهانه ، بهانه جدید  حرکت ملی . برنامه ها ریخته شد و میدان داری و رجز خوانی شروع :" در مساله آذربایجان ما مقدمتریم چراکه سید جعفر از ما بود . ما نیز شعار خلق دادیم . ستم ملی محکوم است . اول دموکراسی بعد حرکت ملی . ما حرکت ملی را حمایت می کنیم . آذربایجان جان ماست . قهرمان را ما علم کردیم ."!!؟


کنگره ها برپا شد و سایت ها راه اندازی شدند و مقاله ها روان . در این میان قهرمان ما هوس فرنگ کرد و اولین اشتباه تاریخی رخ داد !!؟


خوش نشینان اروپا و آمریکا به تکاپو افتادند و شرایط را برای خروج رهبر حرکت ، مهیا نمودند و سفر آغاز شد و مهاجر قاپون نیز در پی دیدار قهرمان ما با مقامات اروپایی انفجاری در مطبوعات اروپایی پدید آمد و تقریبا تمامی کشورهای صاحب سیاست اروپا را درنوردید . لاشخوران نو بورژوا هر یک به قصدی تلاش می کرد و نزدیک می شد . یکی خرج سفر می داد و یکی ماشین سفر . یکی معاون می شد و یکی نماینده تام الاختیار . قهرمان ما همه را می پذیرفت . کار بالا می گرفت که اشتباه دوم رخ داد .!!؟ سابقه همه اقایان مشخص بود و نیت هر یک نیز با زمان مشخص می شد .  تشکلهای قبلی که هر یک عروسکان خیمه شب بازی و کاسه لیس قدرتی بودند ماهیت خود را نشان میدادند . قهرمان ما فکر کرد نمی توان حرکت و سرنوشت ملتی را به امید آنها وا نهاد و سنگ بنای تشکیلاتی را نهاد که امید خیلی ها را کور کرد و ذات خیلی ها را مشخص و حسابها را جدا . زمزمه ها شروع شد :"قهرمان باید برگردد داخل . خروج وی یک اشتباه بود . لیدر باید در میان ملت باشد . اصلا حرکت نیاز به لیدر ندارد ." عنوان گیرندگان دیروز در داخل و خارج دست به یکی کردند ، ارتباطات مخفی بر قرار شد . شانتاژ و هوچی گری شروع شد :"او لودر خوبی است نه لیدر ملی . من که عاشق!؟ ملتم اورا به رهبری قبول ندارم . یک قاچاقچی شامپو نمی تواند لیدر ملی شود."


قهرمان با شجاعت و اصرار همیشگی و عدم ترس از گسست بعضی ها به راه خود ادامه میداد . جراتی که هیچ یک از رهبران تاریخی ملت آذربایجان در طرح پرچم ملی نکرده بودند وی با لیاقت تمام پرچم ملی را طرح و ارائه داد . اقبال عمومی خوب بود . هزاران نفر در کنگره قلعه بابک یک صدا "تبریز پرچمت مبارک " گفتند . شوری نووین آذربایجان را فرا گرفت . عکسهای قهرمان نصب سینه ها و خانه ها گردید . کار بالا گرفت حکومت پارس اعلان خطر کرد . دستی در حرکت برد و حسودی و کوته فکری و کوته نظری معلمین و عاشقین و مهندسین ... داخلی و حس انتقام خارج نشینان دماغ سوخته  وسیله ترمز حرکت شد . یکی گفت :"من لیدر را قبول دارم ولی او نباید پرچم ارائه میداد ." دیگری گفت :"من پرچم را قبول دارم ولی رهبری باید شورایی باشد ."یکی گفت :"حرکت نباید سیاسی می شد و لیدر اشتباه کرد ." و یکی گفت :"این لیدر قبلا سپاهی بوده و عامل نفوذی اطلاعات." و یکی  ....


 خلاصه ، شد جریان پیرمرد و پسرک خرسوار ...


 تعدادی هم این وسط  مات و مبهوت نظاره گر و تعدادی سعی در اثبات حقانیت لیدر و آنها هم متهم به دگماتیسم و خشونت و فاناتیسم و .....


اشتباه سوم رخ داد . قهرمان ما هوس استقرار در آمریکا نمود ....


 " ما میدانستیم او از اول قصد باز گشت ندارد . ما اورا آدم کردیم . ما هزینه سفر اورا دادیم ." و یک لیست بالا بلند از هزینه های انجام شده ( کت و شلوار ، کراوات ، لباس زیر ... )نقش سایتها شد ." ما کمکهای خود را قطع میکنیم . او در آمریکا از گرسنگی می میرد . ما آواره اش میکنیم . بایکوتش میکنیم ."و کردند.


به نام انتقادات سازنده موج جدید تخریبات شروع شد . معتقدین به زندگی اشتراکی شدند جارچی خبر دستگیری قهرمان به جرم قاچاق زن و فساد اخلاقی در ترکیه . آنها که به بهانه های مختلف سالها در آمریکا دلار روی دلار می گذاشتند ناگهان شدند دایه های مهربان تر از مادر حرکت ملی ، هم پول داشتند هم امکانات و هم آشنایان شاهنشاهی . جلسات تشکیل شد و دغدغه مصادره حرکت ملی از طرف قهرمان خور و خواب شان را مشوش کرد . هیاتی روانه کاخ سفید شد . :"ما آذربایجانیان مقیم خارج هستیم و او نماینده ما نیست با وی مذاکره نکنید .؟! ما خود شروع به فعالیت میکنیم هر چه شما بگویید انجام میدهیم .   آن که با او مذاکره میکنید آدم سرسخت و یک دنده ای است . و اصلا اهل معامله و مسامحه نیست . اگر باور ندارید از همتایان اروپاییتان بپرسید . ما خودمان تشکیلات بوجود می آوریم و تلوزیون راه اندازی میکنیم .... " و شد آنچه باید می شد . تلوزیونی راه اندازی شد نه برای بیداری ملت بلکه برای مبارزه با لیدر خود رای .! آنها که حیاتشان از سلطنت طلبها بود بزرگترین بهانه را یافتند و آن اشتباه بعدی لیدر بود .


-:"شما نباید به آپادانا میرفتید . شما آبروی ملت را بردید . وانگهی ما برای ملت استقلال !؟ میخواهیم شما چرا دم از فدرالیسم میزنید . و این دو واژه شد نقل و نبات هر مجلس و محفلی ، عده ای شدند استقلالچی و عده ای .... و هر یک متهم به خیانت . خرده لیدران رشد کرده در حرکت ابراز وجود کردند :"اگر قهرمان ب آپادانا نمی رفت من هنوز هم اورا قبول می کردم . او با رفتنش به آپادانا خراب کرد ."


منطقی درکار نبود فقط صورت مساله پاک می شد . هیچ چرایی پاسخ داده نمی شد . هر کس می خواست مطرح شود ، بهترین راه را در مخالفت و تخریب لیدر و تشکیلاتش می دید . کنه وجودی تشکلهای ایجاد شده جدید شده بود مخالفت و تخریب لیدر و تشکیلاتش . نقشه ای بس پلید در شرف وقوع . آنها که منتظر تلف شدن لیدر خسته و مریض در خیابانهای ویرجینیا بودند ، میلیونر های آذربایجان باز ، که گفتند :"اگر به حرف ما گوش میداد الان مجبور نبود که جهت کارگری در میدان کارگران ویرجینیا با کارگران پرویی و ... منتظر کار بماند . لیدر مرسدس سوار اروپایی شده بود کارگر منتظر فعلگی ویرجینیا و هم او بود نماد استقلال حرکت ملت آذربایجان از اعمال نفوذ سیاست بازان آمریکا و اروپا و ترکیه و جمهوری آذربایجان .


دعوتی دموکراسی منشانه از لیدر نه به عنوان لیدر ملی بلکه به عنوان رییس یک تشکیلات به تلوزیون حرکت ملی چرا که فعلا تشکیلات بسیاری در حرکت ملی وجود دارد وپلورالیزم سیاسی لازم .!!!؟؟؟ یک نفر با سه تشکیلات و یک تشکیلات با سه نفر ، جهت ایجاد اتحاد در حرکت ملی و اداره شورایی حرکت . مجری برنامه نه به عنوان مجری بلکه به عنوان نماینده چهار تشکیلات دیگر و صاحب تلوزیون با هویتی محرز.


پرچمی را که هزاران نفر همصدا برافراشته بودند حتی اجازه باز شدن در استودیو ندادند .!!؟؟؟ برنامه با هزار افتزاح پایان یافت و مردمی هاج و واج مانده . و همه گرفتند درسی را که باید می گرفتند . آن برنامه شد نقطه افول تلوزیون ملی حرکت به قیمت تخریب دست آوردهای حرکت . آنها که روز را به امید نشستن پای برنامه های آن سپری می کردند آنتن خود را نیز از مسیر خارج کردند و جالب آنکه سی و شش ، هشت پرچم برای حرکت ملی طراحی شد و به رای گذاشته شد جز پرچم ملی حرکت  .


 رفته رفته جو آرام شد . برخی عطای حرکت ملی را به لقایش بخشیدند و عده ای لقایش را به عطایش . برخی نیز ساکت ننشستند کردند هر آنچه خواستند و متهم کردند هر آنکه را می خواستند "لیست خائنین ارائه دادند و خواهان مجازات و گفتند این هم کار طرفداران فلان گروه است . پروسه حذف آغاز کردند با ترور شخصیت افراد و با هوچی گری و شانتاژ و اتهامات سنگین و روشهای کودکانه و موذیانه . تنگ نظری را به حد اعلا بردند وبا بی شرمی دیگران را متهم به تنگ نظری کردند . لینک سایتها را حذف نمودند . بایکوت خبری کردند . مصادره عنوان کردند . و ..... حرکات لمپنی کردند و دیگران را متهم . بی خیال حرکت ملی شدند و در شهر ها دوره افتادند و محافل ایجاد کردند و تخریب کردند و بد گویی و متهم کردند با صدای بلند دیگران رامتهم به بد گویی و....


 خلاصه برد آنکه منفعت می خواست از این وضع و ضرر کرد آنکه نباید می کرد ....

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 اخبار دانشجویان دانشگاه تبریز در روزنامه اعتماد
 روزنامه اعتماد:چهار دانشجوي دانشگاه تبريز به دليل ارائه نشدن کارنامه آزمون کارشناسي ارشد آنها از سوي سازمان سنجش از تکميل تحصيلات شان محروم شدند و همزمان يک دانشجو نيز اجازه برگزاري جلسه دفاع از پايان نامه خود را نيافت. نادر مهدقره باغ، صمد پاشايي، ناهيد بابازاده و امين امامي چهار دانشجوي تبريزي در پي اين اتفاق به اداره گزينش استاد و دانشجوي وزارت علوم مراجعه کردند و در نهايت نوربخش مسوول اين اداره در جواب پيگيري هاي آنان، «فعاليت هاي سياسي» را علت محروميت اين چهار نفر عنوان کرد. همچنين سجاد رادمهر دانشجوي کارشناسي ارشد رشته مهندسي مکانيک که به دليل ممانعت مسوولان دانشگاه تبريز از برگزاري جلسه دفاع از پايان نامه ارشد خود محروم شده بود هفته پيش به کميته انضباطي دانشگاه تبريز احضار شد. دليل اين احضار تجمع چند ساعته مهندس رادمهر در صحن دانشگاه اعلام شده است. رادمهر در اعتراض به مخالفت هاي چند ماهه مسوولان دانشگاه در به تعويق انداختن جلسه دفاع پايان نامه اش اقدام به تجمع در محوطه دانشگاه کرد که با حمايت گسترده دانشجويان مواجه شد.به دنبال افزايش تعداد دانشجويان محروم از تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد، انجمني با عنوان «حاميان حق تحصيل» براي پيگيري موارد محروميت از تحصيل ايجاد شده است. اين انجمن در نخستين اقدام خود بعد از تاسيس، با صدور اطلاعيه يي از دانشجويان خواست مدارک محروميت از تحصيل خود را در اختيار انجمن قرار دهند
|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 بيانه شماره 2 انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تبريز در حمايت از حق تحصيل دانشجويان دانشگا

بيانه شماره 2 انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تبريز در حمايت از حق تحصيل دانشجويان دانشگاه تبريز

  

ساختار هاي دانشگاهي در ايران از بدو تاسيس، همواره به گونه اي بوده است که نوعي از فرهنگ دموکراتيک متکي به تساهل و مدارا بر اساس رابطه استاد و دانشجو بر سيستم مديريتي دانشگاه حاکم بوده است. در اين ساختار اساتيد و هيئت علمي به عنوان مسئولين دانشگاهي با اتکا به سابقه خود در تحصيل و تدريس، از توانايي هاي نسبي در اداره منظم دانشگاه برخوردارند. در چنين فضايي است که مي توان انتظار داشت تا تلاش هاي اصحاب دانشگاه در جهت توليد علم و شکوفايي قرار گيرد. اما آن چه اينک در دانشگاه تبريز مي گذرد بسيار متفاوت است. در دانشگاه تبريز نه اصحاب دانشگاه که اساتيد و دانشجويان باشند، بلکه گروهي غير دانشگاهي داعيه اداره دانشگاه را دارد. عده اي که سابقه آکادميک و صلاحيت لازم براي اداره دانشگاه را ندارند اينک ساختار و سازمان هاي آن را زير مجموعه خود مي دانند. اين گروه که قبلا نحوه تردد دانشجويان را کنترل مي کردند، در سکوت معنی دار مسئولين آکادميک دانشگاه تا حدي اختيار خود را افزايش دادند که حتي در مسائل آموزشي دانشجويان دخالت مي کنند که گوشه هايي از آن در بيانيه شماره يک آمده است. پس از جلوگيري آنان از برگزاري جلسه دفاع پايان نامه يکي از دانشجويان کارشناسي ارشد مکانيک، هنگامي که با اعتراض اين دانشجو و همراهي دانشجويان با وي مواجه شدند سر تسليم فرود آوردند، اما اينک و با نزديک تر شدن به پايان سال تحصيلي صداقت سخن خود را مشخص ساخته و نه تنها در برگزاري جلسه دفاع وي کارشکني کرده اند، بلکه اين دانشجو و يکي از همراهان وي را به کميته انضباطي احضار مي کنند.

دخالت هاي اين عده در امور آموزشي بر اين موضوع ختم نمي شود و اين بار چهار تن از دانشجويان دانشگاه تبريز را از حق تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد محروم نموده اند.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني ضمن محکوم نمودن اقدامات اين گروه غير دانشگاهي موارد زير را لازم به توضيح مي داند:

1-      با در نظر گرفتن معاهده هاي بين المللي حقوق بشر و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران حق تحصيل در تمامي مقاطع بر اساس شايستگي هاي علمي يک فرد از حقوق اوليه ي انساني او بوده و نمي توان بر اساس داشتن عقيده يا طرز تفکري خاص وي را از اين حق محروم ساخت.

2-      مسئولين آموزشي دانشکده ها و دانشگاه بايد با استفاده از اختيارات قانوني خود، مانع از دخالت اين گروه غير آکادميک در مسائل آموزشي دانشجويان گردند. از سوي ديگر همکاري مسئولين آموزشي با افراد غير مسئول در محروم ساختن دانشجويان از حق تحصيل، دور از شان و جايگاه دانشگاهي آنان بوده و منزلت آنها را ميان اصحاب دانشگاه به کمترين حد تنزل خواهد داد.

3-      مسئولين دانشگاهي در جهت رشد علمي دانشجويان دانشگاه تبريز بايستي با حمايت رسمي از چهار دانشجوي محروم از تحصيل، زمينه پيشرفت آنان را در مقطع کارشناسي ارشد فراهم آورند.

4-      تعرض به حق تحصيل جمعي از دانشجويان دانشگاه تبريز، با توجه به اعمال لجام گسيخته ي اين گروه غير دانشگاهي، متوجه همه دانشجويان بوده و لذا هر گونه اقدام قانوني در برابر تضييع حقوق دانشجويي، کاملا منطقي و در دفاع از حريم دانشگاه محسوب مي شود.

و در پايان انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني يادآور مي گردد که رفتار هاي غير عقلاني، ظالمانه و مغرضانه مسئولين در انحصاري کردن حق تحصيل، موجب دلسردي دانشجويان از تلاش هاي علمي شده و آنان را در برابر نظام مدريت غير منطقي دانشگاه قرار خواهد داد.

 

والسلام.

 

انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني 

یکشنبه  12 خرداد

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 استاد هوشنگ جعفری

آچين آققيشقالاري

آچين آققيشقالاري

هاوالار تك اوره گيم دولقون دور

قورويان داغلارا ياغماخ ديله يير

آچين آققيشقالاري

هاوالار تك اوره گيم دولقون دور

قورويان داغلارا ياغماخ ديله يير

سئل اولوب ظاليم ائوين ييخماغا آخماخ ديله يير

ايلديريم تك گئجه باغرين يارا شاخماخ ديله يير

گونَ باخماخ ديله يير

آچين آققيشقالاري

منه يوخ، قفس غمده قناريلره رحم ايله يين

بير گولون سولماسينا سولماميشام

قلبيمين دولماسينا دولماميشام

قورخورام توستو چالا گول خاناني

آچين آققيشقالاري

آچين آققيشقالاري

آچين آققيشقالاري

بير گُروم اولكماغا بيرلشن ائللر نئجه اولوب

كوچه لره يوموروخ توستورو بايراق اولان اللر نئجه اولوب

بيزيم ائللر نئجه اولوب

آچين آقيشقالاري

آچين آقيشقالاري

بو نه ينردي كي ايشيقليق يولي يوخدور

بيري بير شير دير دوشوب دار قفسه ايچره چاليشانمير

آنا ايستكلي بالانان باريشانمير

آچين آقيشقالاري

بيريني بير بغض توتوب دانيشانمير

بيري بير شير دير دوشوب دار قفسه ايچره چاليشانمير

آنا ايستكلي بالانان باريشانمير

آچين آقيشقالاري

ايكي تورپاق باريشانمير

آچين آقيشقالاري

بابا آچين آقيشقالاري

بو نه ائل دور كي ايشيقليق يولي يوخدور

بيريني بير بغض توتوب دانيشانمير

بيري بير شير دير دوشوب دار قفسه ايچره چاليشانمير

آنا ايستكلي بالانان باريشانمير

آچين آقيشقالاري

ايكي تورپاق قاريشانمير

قول بويون نان ساريشانمير

آچين آقيشقالاري

آچين آقيشقالاري

ائله بيل كي قولاغا واي سسي گلدي

قاراباغدان اوغول ای واي سسي گلدي

آچين آقيشقالاري

آچين آقيشقالاري

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 پانزده سال انتظار براي راه‌اندازي تله‌كابين ائل‌گلي - دامنه سهند .

 مديرعامل سازمان پاركها و فضاي سبز شهرداري تبريز اعلام كرده كه اين سازمان راه‌اندازي تله‌كابين عينالي تا ائل‌گلي را در دستور كار دارد.

ايده جديد در حالي مطرح شده است كه از 15 سال قبل قرار بود تله‌كابين تبريز در حدفاصل ائل‌گلي تا دامنه‌هاي سهند راه‌اندازي شود، اما اين وعده هيچگاه عملي نشده است.گرچه، قول راه‌اندازي تله‌كابين عينالي (بين ارتفاعات شمالي تبريز تا تفرجگاه ائل‌گلي) مصداق اين سخن است كه ماهي را هر وقت از آب بگيريد،‌ تازه است.

اميد است كه اين بار راه‌اندازي تله‌كابين براي فراهم آوردن تفريحات سالم و فضاي شاداب و روح‌نواز براي شهروندان تبريزي جدي باشد.

اما در اين ميان پيشنهادي كه مطرح مي‌شود اين موضوع است كه مسئولان سازمان پاركهاي شهرداري تبريز براي چنين پروژه‌اي به جاي انديشيدن به تله‌كابين عينالي تا ائل‌گلي كه بايد از منطقه مسكوني و تجاري شهر بگذرد و از شمال تا جنوب شهر امتداد دارد و نماي زيبايي نيز خواهد داشت، به فكر راه‌اندازي تله‌كابين در حد فاصل ائل‌گلي ---- دامنه‌هاي سهند باشند كه اين ايده بازهم يك حرفي است.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 DAĞLIQ QARABAĞ SEPARATÇILARI İLƏ TƏMAS QURUR
 

DAĞLIQ QARABAĞ SEPARATÇILARI İLƏ TƏMAS QURUR

Azərbaycan Birlik Hərəkatı: Amerika Yəhudi Komitəsinin nümayəndəsi “DQR” nümayəndəsi ilə görüşüb.  Amerikanın ən iri və nüfuzlu yəhudi təşkilatlarından olan Amerika Yəhudi Komitəsinin nümayəndəsi qondarma “DQR”in İrəvandakı “daimi nümayəndəsi” ilə görüşüb. Erməni mənbələrinin yaydıqları məlumatlara görə, səfir Piter Rozenblat Amerikada fəaliyyət göstərən erməni təşkilatlarından Amerika-Erməni İctimai Komitəsinin icraçı direktoru Ros Vartyanla birlikdə Ermənistan paytaxtına gəlib. Rozenblat “DQR” nümayəndəsi Karlen Avetisyanla görüşündə təmsil etdiyi təşkilatı təqdim edərkən deyib ki,...
...Amerika Yəhudi Komitəsi Birləşmiş Ştatlardakı yəhudi icmasının ən mühüm strukturlarından biridir və beynəlxalq münasibətlər sahəsində mühüm rol oynayır. O bildirib ki, təmsil etdiyi təşkilat regiondakı vəziyyət və Dağlıq Qarabağ problemi ilə bağlı kifayət qədər məlumatlıdır. Avetisyan isə Rozenblata münaqişənin nizamlanması ətrafında yaranmış vəziyyətdən və ABŞ-ın bu məsələdə rolundan danışıb. O xüsusi qeyd edib ki, ABŞ Dağlıq Qarabağa birbaşa yardım edən yeganə ölkədir.
Amerikadakı yəhudi lobbisinin nümayəndəsinin İrəvana səfərinin məqsədi haqda məlumat verilmir. Lakin diqqəti cəlb edən faktdır ki, Rozenblat İrəvana Amerikadakı erməni təşkilatlarından birinin rəhbəri ilə birlikdə gəlib. Bu fakt isə Amerikadakı erməni lobbisinin yəhudi lobbisi ilə sıx təmasa keçdiyindən xəbər verir. Xatırladaq ki, indiyədək Amerikadakı yəhudi lobbisi Dağlıq Qarabağ məsələsində əsasən Azərbaycanın mövqeyini müdafiə edirdi. Bu məsələ ilə bağlı vaxtilə Amerikadakı erməni və yəhudi icmaları arasında çəkişmə də yaranmışdı. Lakin Amerikanın xarici siyasətinə güclü təsir imkanları olan yəhudi strukturu artıq Ermənistanla və separatçı Dağlıq Qarabağ erməniləri ilə əlaqələr yaradır. Bu təmasların ABŞ-ın siyasətinə təsiri yəqin ki, özünü çox gözlətməyəcək.
Amerikadakı yəhudi lobbisi “erməni soyqırımı” məsələsində də mövqeyini dəyişib. Məsələn, ötən il Amerikadakı ən iri yəhudi təşkilatlarından biri “erməni soyqırımı”nın tanınması çağırışı ilə çıxış etmişdi. Bu çağırış Türkiyə ilə İsrail arasında müəyyən gərginliyə səbəb oldu. Bu yaxınlarda isə İsrail parlamenti ilk dəfə “erməni soyqırımı”nın tanınması haqda qətnamə layihəsini müzakirəyə çıxarıb. Yəhudi lobbisinin Türkiyə və Azərbaycana münasibətdə mövqeyinin dəyişməsinin səbəbləri o qədər də aydın deyil. Lakin güman edilir ki, burada Bakının indiyədə İsraillə diplomatik münasibətlər qurmaqdan imtina etməsi də rol oynayıb. Baxmayaraq ki, Azərbaycan prezidenti İlham Əliyevin 2006-cı ildə ABŞ-a rəsmi səfəri zamanı Ağ Evdə və Dövlət Departamentində yəhudi lobbisinin istəyi ilə onun qarşısında İsraillə münasibətlər qurmaq məsələsi konkret formada qaldırılmışdı. O vaxt İsrail mətbuatı yazmışdı ki, İ.Əliyevin ABŞ-a dəvət almasında əhəmiyyətli rolu olan yəhudi lobbisi Azərbaycan prezidentinin danışıqlarında bu məsələnin qaldırılmasına da nail olub. (Musavat-Siyasət şöbəsi)

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 

İRAN ORDUSU PKK-ya QARŞI

İRİMİQYASLI ƏMƏLİYYATLARA BAŞLAYIB

Qaçan terrorçuların bir hissəsi Ermənistana keçə bilər

Türkiyə Silahlı Qüvvələrinin İraqın şimalında PKK-ya qarşı hava zərbələrinin davam etdirdiyi bir vaxtda İran ordusu da ölkə ərazisində terror təşkilatına qarşı irimiqyaslı yerüstü əməliyyatlara başlayıb. “CNN-Türk” telekanalının xəbərinə görə, PKK-nın İran qolu PJAK-a qarşı başladılan əməliyyatda minlərlə əsgər, artilleriya birlikləri və vertolyotlar iştirak edir.
İran ordusunun hissələri ilk mərhələdə İraqın şimalına yaxın məsafədə yerləşən Piranşəhr və Koleçolan yaşayış məntəqələrində ağır silahlarla təchiz olunmuş 3 minə yaxın İnqilab Keşikçiləri Korpusu bölmələrini sərhəd xətti üzərində yerləşdirib. Bu zaman sərhəd boyu İran əsgərləri ilə PJAK yaraqlıları arasında şiddətli döyüşlərin olduğu bildirilir. Paralel olaraq İran ordusu uzaqvuran toplardan PJAK-ın İraqın şimalındakı Qəndil, Hacıümran, Ranya bölgələrindəki düşərgələrini intensiv atəşə tutur. Məlumatlara görə, əməliyyatın əsas məqsədi PJAK-ın Qəndil dağları bölgəsindəki əsas düşərgələrinə böyük zərbə vurmaqdır.
İraqın şimalındakı sərhəd boyu kürd kəndləri İran ordusunun əməliyyatları ilə bağlı boşalıb, terror təşkilatı yaraqlılarının bir hissəsi Türkiyə ilə sərhəddə doğru - daha təhlükəsiz saydıqları bölgələrə çəkilib. İran qüvvələrinin hər an sərhəddi keçə biləcəyi və Qəndil dağlarındakı PKK düşərgələrini vuracağı gözlənilir. Türkiyə mənbələri eyni vaxtda iki istiqamətdən sıxışdırılan PKK-çıların bir hissəsinin kiçik qruplar halında Ermənistana keçə biləcəyini təxmin edir.
Azərbaycan Birlik Hərəkatı
|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 "هاراي هاراي من توركم" ابديله شه بيلر .

 ايران تورك حركاتينين 15 ياشي اولسادا 1385- نجي ايل خرداد آيينين حركاتي توركچولوگون بيرينجي كوتلوي گوستريشي ساييلابيلر. آرتيق خرداد، تورك حركاتينا و اوزلليكله آذربايجان تورپاقلاريندا باش وئرن اولايلارا، سوسيال باخيمدان بير باشلانغيج نقطه سي دير. سياسال گوجوموزن يوخلوق زاماني بو سوسيال حركته سياسال باخيش بيزيم تورك پروژه سي ايچين يازابيله جك پروگراميميزي تام دگيشديره بيلر.

ائله او زامان بعضلري خالقي خياوانلاردا دوام ائتمگه چاغيريرديلار. اما گئرچكده سونوندا بير شهر لاپ چوخو ايكي كز گوستريه چيخابيلدي. اوچونجو تظاهراتا هئچ شهرده گوج يوخودو و حوكومت ده نئجه خالقين اونونه چيخابيله جگيني ياخچيجاسينا بيليردي. سونرا دا مهر و اسفند ميتينگلرينه هئچ يئرده قورولما اجازه سي وئريلمه دي و حوكومت ييغينجاق قورولوب قورولماميش اونون پوزماسيني باجاردي.(البته او حركتلر هاميسي خرداد حركاتينن آرديندا اولدو و لازيم ايدي. مهر و اسفند، بوتون پتانسيلميزين آزاد ائتمه سينه چاليشدي و خردادي ايلين سونونا دك جانلي و ياراديجي ساخلادي.) آرتيريلمالي دير، بو مهر و اسفند ييغينجاقلاريندا خرداد و گوستريلرينين يوزده بير قاتيليمي اولمادي و چوخ دا خالقي گئنيش سويه ده ماراقلانديرمادي. توركچولر كنترل آلتيندا ترپشه بيلمه ييرلر و كوتله هله بئله بير آدلار و يوللار ايله خياوانا گلمه يير.

خرداد حركاتي 15 ايل توركچولوگون سونوجو ايدي. ايكينجي حركت يئنه ايللر چاليشما و تبليغه باغلي دير. بونون اوچون خرداد گوستريلرينين تكراري هر يئرده لازيم و اولوملو دگيل. يالنيز خالق او آنلاري اونوتمامالي دير. اونمليسي بو حركتي بئيينلرده و جانلاردا ديري ساخلاماق دير. هله بو حركتين ندنلري و اولومونون نئجه ليگي دوغرو – دوزگون آراشديريلماييب. خرداد دا توركچولوك دوشونجه سي بيرينجي يول اولاراق خالقين تظاهراتلاردا كي شعارلارينين تمل ايدي.

خرداد ايران تاريخينده، مين ايل تورك سولطانلاري حاكيم اولسالار دا بيرينجي توركچولوك گوستريسي ايدي. آراشديرمالي بو اولايدي! بو اولايين تمل گوتورولمه سي، ايستر – ايستمز خالق ايله توركچولوك دوشونجه سيني بير – بيرلرينه باغلاياجاق و "هاراي هاراي من توركم" شعاريني خالقين ابدي ميللي مانيفيست و سوزونه دونده ره جكك.

سونوندا : نه قدر بو حركت و اولاي آرتيق تانيتديريلسا او قدر ده جانلي و ديري قالاجاق. يوخسا يالنيز بير آد كيمي گئچميشده كي سوزلره اساس گوتورولمه سي اينديدن اونون اونودولماسي حوكمونده دير. آذربايجان خياوانلاري توركونكو دور؛ ايكينجي گوستري باشلانديغي زامان اونو دوام ائتديرمگه گوجوموز اولمالي دير. بير مدني حركتين بوندان باشقا يولو يوخودور.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 در تبریز قند و شکر هم به جمع تاید و برنج پیوست!
 

در تبریز قند و شکر هم به جمع تاید و برنج پیوست!

علی رغم تکذیب افزایش قیمت قند و شکر از سوی مسئولان محلی، این محصولات در بازارهای آذربایجان شرقی به ویژه تبریز نایاب شد. 

در پی شایعه افزایش قیمت قند و شکر، این محصولات به یکباره از دیروز از سطح تبریز جمع شده و فروشندگان از فروش قند و شکر به مشریان خودداری می کنند.

این درحالی است که رئیس اتحادیه بنکداران و مواد غذایی تبریز هرگونه احتمال افزایش قیمت قند و شکر را شایعه خواند.

محمد محمدی با تاکید بر اینکه افزایش قیمت قند و شکر صحت ندارد افزود: اخیرا تعدادی افراد سودجو و فرصت طلب با شایعه سازی در خصوص افزایش قیمت قند سعی در بهم زدن وضعیت بازار دارند.

محمدی تاکید کرد: به هیچ وجه خبر افزایش قیمتها صحت ندارد و به اندازه کافی قند در بازار موجود است.

با این اوصاف اما تکذیب رئیس اتحادیه بنکداران و مواد غذایی تبریز در مورد افزایش قیمت قند و شکر نیز موثر واقع نشده است.

گرچه مسئولان ذیربط بر نظارت و بازررسی بر فروش کالا تاکید داشته و از برخورد با افراد خاطی خبر می دهند اما هیچ تفاوتی در وضعیت پیش آمده به وجود نیامده است.

یادآور می شود شگرد شایعه سازی در بازار در خصوص افزایش قیمت کالاها و انبار کردن آنها روشی است که طی روزهای اخیر در کشور باب شده و افراد سودجو بدین وسیله سودهای کلانی به جیب می زنند.

آخرین مورد از این روش نایاب شدن ناگهانی پودرهای شستشو در سطح کشور بود که البته با افزایش قیمت آن به یکباره انواع پودرهای شستشو در بازارها سرازیر شد.

گزارش های دریافتی حاکی از آنست که شهروندان از بیم نایاب شدن قند و شکر به سوی فروشگاه های زنجیره ای و خوار و بارفروشی ها سرازیر شده اند.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 مملکت آزادستان – حکومت ملی آذربایجان جنوبی

 در نتیجه شرایط تاریخی حاصل از جنگ جهانی اول ، در آذربایجان جنوبی نیز همانند آذربایجان شمالی مردم به منظور تشکیل حکومت مستقل ملی به پا خواستند. در طول سالهای جنگ آذربایجان جنوبی نیز مانند سایر نقاط ایران به میدان جنگ دولت های بیگانه تبدیل شده بود.

استبداد داخلی و استعمار خارجی مردم را به تنگ آورده بود. اگرچه در اثر انقلاب در روسیه دوران تزارها به پایان رسیده بود اما قشون روسیه همچنان آذربایجان جنوبی را در اشغال خود نگه داشته بود.

مبارزه مردم با استبداد داخلی و اشغالگران خارجی جهت رسیدن به آزادی و دموکراسی در آذربایجان نیز همچون سراسر ایران در جریان بود اما این مبارزات در آذربایجان خیلی سریع جنبه حرکت آزادی بخش ملی(قومی) به خود گرفت.

اتفاقات روسیه ، پیروزی حرکات آزادی خواهانه در آذربایجان شمالی ، دست یابی به یک دولت مستقل و اصلاحات دموکراتیک در جمهوری دموکراتیک آذربایجان در شمال باعث دلگرمی هرچه بیشتر مبارزان در جنوب می شد.

مبارزات مردم آذربایجان را شیخ محمد خیابانی (1879-1920) رهبری می کرد.

شیح محمد خیابانی و مبارزان تحت امر او با مبارزه بر علیه استبداد داخلی و اشغالگران خارجی خواهان اصلاحات دموکراتیک ، برابری و عدالت ، لغو حکومت پادشاهی و تاسیس حکومتی دموکرات در ایران و اعطای حق خود مختاری برای آذربایجان جنوبی و ... بودند.

در اوایل سال 1918 در حالیکه مبارزات مردم رو به گسترش بود ، قشون روس از آذربایجان جنوبی خارج شد و قشون انگلیس به بهانه مقابله با خطر تورکها وارد آذربایجان شد . در واقع انگلیسیها تشنه نفت باکو بودند . دولت انگلیس به منظور تصرف شهرهای رشت ، انزلی و باکو لشگر دیگری به فرماندهی ژنرال دنسترویل به ایران فرستاد.

در چنین شرایطی دسته های قلدر ارمنی که قبلا توسط افسران روسی مسلح شده بودند، همانند آناطولی شرقی و آذربایجان شمالی در مناطق مرزی آذربایجان جنوبی با ترکیه از قبیل ارومیه ، خوی ، سلماس ، ماکو ، سولدوز و ... نیز اقدام به قتل عام آذربایجانیها نمودند. آسوری ها و کردها نیز با حمایت و پشتیبانی افسران فرانسوی و میسیونرهای آمریکایی در قتل عام مردم فعالانه شرکت داشتند. برای پایان دادن به این وضعیت بحرانی ، نیروهای دولت ترکیه به کمک برادران تورک خود در آذربایجان جنوبی شتافتند.

در مارس 1918 نیروهای ترکیه شهرهای ارومیه ، ماکو و سلماس را از وجود اشغالگران انگلیسی و دسته های قلدر ارمنی ، کرد و آسوری پاک سازی کرده و سپس وارد تبریز شدند. به این ترتیب نسل کشی گسترده ای که بر علیه مردم در آذربایجان جنوبی شروع شده بود ، متوقف شد.

اما نیروهای ترکیه به علت شرایط نامساعد جهانی که برای ترکیه پیش آمده بود مجبور شد در نوامبر 1918 آذربایجان جنوبی را ترک نماید. انگلیسیها با استفاده از این فرصت وارد تبریز شدند و به این ترتیب تمام ایران تحت تسلط انگلیسیها در آمد.

در 9 آگوست 1919 قراردادی بین ایران و انگلستان بسته شد که رسما ایران را تحت الحمایه انگلیس میکرد. این قرارداد موجب شعله ور شدن مبارزات مردم شد و آذربایجان نیز همچون سایر نقاط ایران به پا خواست . در اکتبر 1919 مبارزان و مردم تبریز والی حکومت را از شهر بیرون کردند . به فاصله کمی نیروهای انگلیسی نیز در اثر فشار مردم تبریز مجبور شدند از شهر خارج شوند.

در 7 آوریل 1920 قیام مسلحانه مردم تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی شروع شد و در همین روز خیابانی با سخنرانی در مقابل مردم نام آذربایجان را به "مملکت آزادستان " تغییر داد.

مبارزان تبریز ماموران و فرستادگان دولت مرکزی را از کار برکنار و از تبریز بیرون کردند و اداره امور دولت را خود به دست گرفتند به این ترتیب استبداد رژیم شاه و حاکمیت حکومت مرکزی بر آذربایجان خاتمه یافت و زمینه تشکیل دولتی مستقل و دموکرات در آذربایجان فراهم شد. مردم نیز در جهت رسیدن به آزادی خواستار ایجاد چنین دولتی بودند.

بعد از پیروزی قیام مسلحانه مردم در تبریز ، در شهرهای خوی ، اردبیل ، آستارا ، مراغه ، اهر ، زنجان و ... نیز مردم دست به قیام زدند . قیام مردم آذربایجان در شهرهای مختلف در مبارزه با استبداد و استعمار الگوی سایر مناطق ایران شده بود.

در 23 ژوئیه 1920 حکومت ملی به رهبری شیخ محمد خیابانی در تبریز پایه گذاری شد. 24 ژوئیه، روز شروع به کار حکومت ملی ، تبریز تعطیل شد و مردم به جشن و سرور پرداختند .

با همه این احوال قصد رهبران حکومت ملی جداسازی آذربایجان از ایران و تشکیل یک کشور مستقل نبود بلکه قصد آنها برپایی حکومتی دموکرات در ایران و کسب حق خود مختاری برای آذربایجان در چهارچوب حکومت دموکرات مرکزی بود.

رهبران حکومت ملی معتقد بودند که بعد از تبریز تمام ایران قیام خواهد کرد ، حکومت پادشاهی از بین خواهد رفت و حکومتی مردمی بر سر کار خواهد آمد و آذربایجانیها نقش مهمی در اداره کشور ایفا خواهند نمود. خیابانی معتقد بود که سرانجام تبریز ایران را نجات خواهد داد.

اگر چه حکومت ملی قصد تشکیل کشوری مستقل در آذربایجان را نداشت اما در زمینه های اقتصادی ، آموزشی ، بهداشتی و ... اصلاحات وسیعی را شروع کرد . وضعیت معیشتی مردم را بهبود بخشید و سعی کرد که بیسوادی را از بین ببرد. مکتبخانه ها و بیمارستان های ملی را برپا نمود و برای تدریس در مکتبخانه ها معلمانی را از باکو ، ترکیه و تفلیس دعوت نمود.

در 12 سپتامبر 1920 که بسیاری از نیروهای مسلح خیابانی برای بر چیدن اشرار محلی به اطراف تبریز رفته بودند و نیروی اندکی در شهر و اطراف عالی قاپور (مقر حکومت خیابانی و مرکزقیام ) مانده بود، قزاقهای مسلح به دستور کلنل روسی و مخبر السلطنه ، به شهر ریختند و تمام نیروهای شیخ محمد خیابانی را یا کشتند یا خلع سلاح کردند و همه مراکز آزادیخواهان و ادارات را به تصرف خود در آوردند و عالی قاپور را از اختیار شیخ خارج نمودند .

سرانجام در 14 سپتامبر 1920 با شلیک چند تیر به دست اسماعیل قزاق ، شیخ به شهادت رسید و پیکر او را در گورستان سید حمزه تبریز به خاک سپردند.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در یکشنبه 12 خرداد1387  |
 افزایش فشار اطلاعات اهر بر فعالین فرهنگی

افزایش فشار اطلاعات اهر بر فعالین فرهنگی

دستگیری موقت استاد سخاوت عزتی در قره داغ

 

در هفته گذشته اداره اطلاعات اهر به فعالین فرهنگی و توزیع کنندگان محصولات فرهنگی فشار های مضاعفی وارد کرده است.طی چند روز گذشته مامورین، استاد سخاوت عزتی نویسنده و شاعر اهری را دستگیر کرده و با تفتیش منزل ایشان کامپیوتر و چندین جلد از کتاب های ایشان را مصادره کرده اند.

سخاوت عزتی متخلص به عندلیب اهری از نویسنگان و محققان با سابقه این شهرستان است.که اشعار حماسی ایشان توسط اشیق ها و خوانندگان قره داغ خوانده می شود ایشان مولف وتدوین کننده چندین جلد کتاب می باشد که تعدادی از انها چاپ شده که بر گردان وچاپ کتاب "نه یاخچی سن وارسان ای صدفلی ساز" نوشته زلیم خان یعقوب و گرداوری و چاپ مجموعه اشعار اشیق ها با عنوان " اشیق لاردان ایشیق لار " را می توان نام برد. سخاوت عزتی بعد از یک روز بازداشت و باز جویی ازاد شده است.

 

 

 

  

 

 

ديرينه‌شناس فنلاندى خواستار تداوم کاوش در منطقه فسيلى مراغه شد

ديرينه شناس فنلاندى، خواستار تداوم کاوش در منطقه فسيلى مراغه شد. ميخاييل فورتليوس (، (Michael Fortelious گفت: تيم حاضر متشکل از ۱۱محقق ديرينه‌شناسى از کشورهاى فرانسه و فنلاند ، چين و ژاپن يکى از بهترين و معتبرترين تيم‌هاى بين‌المللى در ديرينه‌شناسى است و ادامه فعاليت تيمى آنها حايز نتايج علمى مطلوبى خواهد بود. وى افزود: ديرينه شناسى در اين منطقه که داراى فسيل‌هاى سالم و دست نخورده‌اى است مى‌تواند ما را با شرايط اقليمى و آب و هوايى در گذشته‌هاى دور آشنا سازد. فورتليوس گفت: تيم حاضر در دومين مرحله از کاوش‌هاى ديرينه شناسى از مباحث نظرى وارد مباحث عملى و عملياتى خواهد شد.

منطقه فسيلى مراغه۴۰هزار هکتار وسعت دارد که در شرايط فعلى يک هزار و ۲۶هکتار از آن به عنوان نخستين اثر ملى طبيعى حفاظت شده شناخته شده است. اين منطقه به لحاظ تنوع فسيلى در سطح جهان بى‌نظير بوده و تاکنون گونه‌هايى از جمله جوندگان، اسب سانان، گاوسانان، گوشتخواران، فيل‌ها، زرافه‌ها، گوزن‌ها، و پرندگان و غيره در آن کشف شده است. بخشى از فسيل‌هاى اين منطقه در موزه‌هاى فرانسه، اتريش و آمريکا نگهدارى مى‌شود.

 

 

 

وزیر خارجه سابق آلمان:

اسراییل در آینده نزدیک به تاسیسات هسته ای ایران حمله خواهد کرد

 وزیر خارجه سابق آلمان گفت: "اسرائیل در آینده نزدیک قصد دارد به بهانه برنامه هسته ای ایران به این کشور حمله کند."

یوشکا فیشر طی مقاله ای در روزنامه انگلیسی زبان دیلی استار لبنان ادعا کرد: "سفر اخیر بوش به خاورمیانه پیش درآمدی برای جنگ علیه ایران بوده است."وی افزود: "خاورمیانه به سمت یک رویارویی بزرگ در سال 2008 حرکت می کند. ایران باید درک کند که در صورت نبود یک راه حل دیپلماتیک ظرف ماه های آینده احتمال بروز یک درگیری نظامی بالاست. اکنون زمانی است که مذاکرات جدی باید آغاز شود." فیشر خاطرنشان کرد: "صحبت های اخیر بوش در طول سخنرانی وی در پارلمان اسرائیل (کنست) نشان داد که حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به برنامه هسته ای ایران قریب الوقوع است."

وزیر خارجه سابق آلمان در ادامه نوشت: "ظاهرا بوش در کنار اسرائیل برنامه ریزی کرده تا برنامه هسته ای ایران را از طریق نظامی و نه از راه های دیپلماتیک نابود کند....گرچه مقامات اسرائیل اذعان می کنند حمله به تاسیسات هسته ای ایران خطرات جدی و غیرقابل تخمین را دربرخواهد داشت اما مشخص است که گزینه انتخابی بین پذیرفتن یک ایران هسته ای یا تلاش برای نابودسازی برنامه هسته ای این کشور با پذیرفتن همه عواقب آن چیست."

 

 

 

ايران در پی دستيابی به سلاح اتمی نيست

 ولاديمير پوتين، نخست وزير روسيه گفت که ايران در صدد دستيابی به سلاح اتمی نيست و «تهران بهتر است از تحريک همسايگان خود پرهيز کند

آقای پوتين که برای ديدار با نيکلا سارکوزی، رييس جمهوری فرانسه، و ديگر رهبران اين کشور به پاريس سفر کرده است، به روزنامه لوموند گفت: «نشانه ای از اين که ايران در حال ساخت سلاح اتمی باشد در دست نيست

با اين حال، آقای پوتين پذيرفت همکاری ايران با بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی مسئله است که بايد «حل» شود.آقای پوتين در پاسخ به پرسشی در خصوص تلاش احتمالی ايران برای  دستيابی به سلاح اتمی گفت: «من اين راباور نمی کنم. هيچ نشانه ای برای وجود ندارد».

نخست وزير روسيه با اشاره به اين که «مردم ايران، ملت با افتخاری هستند»، افزود: «آنها می خواهند از استقلال خود لذت ببرند و حق از مشروع خود برای داشتن انرژی هسته ای، استفاده کنندآقای پوتين همچنين گفت: «در سطح حقوقی اين مسئله، ايران تا اين لحظه تخلفی نکرده است. براساس قوانين آنها حق برابری مثل همه در استفاده از غنی سازی [اورانيوم] دارند

 

 

 

تروریستهای پ کا کا، در لیست قاچاقچیان موادمخدر آمریکا

 دولت آمريکا حزب کارگران کردستان، «پ کا کا» را همراه با چند کارتل و قاچاقچی مواد مخدر در فهرست تحريم های اقتصادی خود قرار داده است.  رييس جمهوری امريکا، روز جمعه ۱۰ خرداد ماه، فهرست جديد گروه ها و افرادی را که در سراسر جهان در زمينه قاچاق مواد مخدر کار می کنند و تحت تحريم آمريکا قرار گرفته اند، منتشر کرد.

نام پ کا کا که بيش از يک دهه است به عنوان يک گروه تروريستی مورد تحريم آمريکا شناخته می شود هم  در اين فهرست آمده است.نام اين گروه علاوه بر آمريکا در فهرست گروه های تروريستی ترکيه و اتحاديه اروپا هم قرار دارد.

 

 عامل بمب‌گذاری در شاه‌لوله صادرات گاز ایران به تركیه به هلاکت رسید

 

عامل بمب‌گذاری در شاه‌لوله صادرات گاز ایران به تركیه به هلاکت رسید. یک منبع موثق و آگاه اعلام کرد که ماموران نظامی ایران اخیراً با تیمی 7 نفره از عوامل مسلح در شمال غرب کشور درگیر شده‌اند که به مرگ هر هفت تن منجر می‌شود.

كشته‌شدگان این درگیری عوامل بمب‌گذاری در خط لوله صادرات گاز ایران به تركیه بودند كه اخیراً و همچنین درسال ۸۵در خاك دو كشور  اقدام به بمب‌گذاری در این خط لوله كرده بودند

وی با تاکید بر این که عامل بمب‌گذاری در شاه‌لوله صادرات گاز ایران به تركیه که ششم خرداد ماه منفجر شد نیز در میان کشته شدگان بوده است؛ گفت: این تیم هفت نفره عوامل «حتم بخلاكانلو» شرور معروف منطقه بوده‌اند که بمب‌گذاری در خط لوله صادرات گاز ایران از آخرین اقدامات آن‌ها بوده است.

 

 

 

تیم کشتی آذربایجان، بصورت اعتراض آمیز جام تختی را ترک کرد

 میزبانی بسیار نامناسب ایران از کشورهای خارجی در جریان مسابقات بین‌المللی کشتی شهدا كه چندی پیش در اراک برگزار شد باعث گشت کشورهایی نظیر آذربایجان به حالت اعتراضی از شرکت در جام بین‌المللی تختی انصراف دهند.

 مسئولان کشتی کشور تایید کرده‌اند که دو کشور آذربایجان  و نیز ارمنستان و  به رغم اعلام موافقت اولیه از حضور در مسابقات بین‌المللی تختی انصراف داده‌اند و علت این امر را نیز میزبانی نامناسب ایران در جریان جام «شهدا»ی اراک ذکر کرده‌اندگفته می‌شود در جریان مسابقات بین‌المللی کشتی شهدا، میزبانی از کشورهای خارجی مخصوصاً از نظر محل‌ اقامت، غذا و حمل و نقل بسیار ضعیف و باعث آبروریزی کشورمان بوده است.

 

 

 

روسیه عقب نشینی کرد:

آبخازیا، جمهوری خودمختار شود!

 نخست وزير روسيه اعلام كرد، با طرح دادن خودمختاري و نه استقلال كامل به آبخازيا موافقت كرده است. اين نشانه‌اي است در اين باره كه مسكو از متلاشي شدن گرجستان حمايت نمي‌كند.  

ميخاييل ساكاشويلي رييس جمهور گرجستان، به آبخازيا كه در جنگي در دهه 1990 از اين جمهوري سابق اتحاد شوروي جدا شد، يك بسته پيشنهادي داده است كه اين منطقه را تحت كنترل گرجستان باز خواهد گرداند؛ اما به اين منطقه خودمختاري، پست معاون رييس جمهور، مناطق آزاد تجاري و كرسي پارلمان نيز داده خواهد داد.

حمايت ظاهري پوتين از اين طرح شگفت انگيز است، زيرا مسكو از جدايي خواهان آبخازيا حمايت مي‌كند؛ اما شرط روسيه مبني بر اينكه آبخازيا نيز بايد با اين طرح موافقت كند به احتمال خيلي زياد عملي نخواهد شد زيرا جدايي خواهان آبخازيا هنگامي كه گرجستان براي نخستين بار اين پيشنهاد را داد، آن را رد كردند.

 

 

  

برادر ریگی، از پاکستان به ایران تحویل داده خواهد شد

 سرپرست وزارت کشور ایران رسماً تأیید کرد که قرار است دولت پاکستان بزودی برادر عبدالمالک ریگی، رهبر گروه بلوچ جندالله را همراه با پنج تن دیگر از اعضای این گروه به ایران تحویل دهد. خبر تحویل این افراد پیشتر از طریق منابع غیررسمی منتشر شده بود.

سیدمهدی هاشمی، سرپرست وزارت کشور که تأیید این خبر را در جمع خبرنگاران اعلام می کرد افزود که این شش نفر بتازگی در پاکستان دستگیر شده اند و هنوز زمان و مکان و نحوه تحویل دادن آنان مشخص نشده اما امید میرود که تحویل آنان در هفته جاری انجام شود.

گروه جندالله که طی چند سال اخیر در مناطق بلوچ نشین جنوب شرق ایران و اطراف آن فعال شده، تاکنون مسئولیت چندین مورد آدم ربایی و حمله مسلحانه به نیروهای نظامی و انتظامی و مقامات محلی ایرانی را به عهده گرفته است. طی این حملات شمار زیادی از افراد غیرنظامی نیز جان باخته و عده ای از گردشگران خارجی نیز هدف آدمربایی قرار گرفته اند.

 

 

 

سدهای زخمی چین در حال متلاشی شدن هستند

مقامات چین به ساکنین شهرمیانیانگ در استان سیچوان دستور داده اند که از شهر خارج شده و به مناطق مرتفع تر بروند.

مقامات سیچوان نگرانند که سدهای دریاچه آبی که در پی زلزله اخیر در این استان تشکیل شده، فرو ریخته و سیلاب جاری شده شهر میانیانگ را فرا بگیرد. تشکیل دریاچه تانجیاشان، ناشی از مسدود شدن مسیر عبور آب رودخانه ها پس از زلزله بود. در حاضر عملیات ساختن سد در اطراف این دریاچه ادامه دارد ولی بیم مقامات از این است که سد، تحمل فشار آب را نیاورده و قبل از تکمیل فرو ریزد.

چین برنامه های اضطراری برای انتقال حدود یک میلیون نفر دیگر را تهیه کرده است زیرا ممکن است سیلاب تا چهار روز دیگر به شهرهای عمده این کشور برسد.

نیک ماکی، خبرنگار بی بی سی که به میانیانگ رفته است می گوید حدود 70 هزار نفر از سکنه این شهر اکنون به مناطق مرتفع تر انتقال یافته اند و دولت سرگرم مطلع کردن مردم از برنامه های اضطراری از طریق رسانه هاست. وسایل نقلیه عمومی برای انتقال کودکان و سالخوردگان فراهم آورده شده است ولی از آنجا که اجازه استفاده از خودروهای شخصی داده نمی شود بیشتر مردم ناچارند پیاده از شهر خارج شوند.

 

 

 

کشف قبایل ناشناخته ای از انسانهای برهنه

 در جنگلهای آمازون در منطقه مرزی میان برزیل و پرو

 

 

 

 دولت برزیل یکی از معدود قبایل بومی ناشناخته باقی مانده در آمریکای جنوبی را در مرز این کشور با پرو کشف کرده و از آن عکس برداری کرده است.

این تصاویر که از یک هواپیما گرفته شده، اعضای این قبیله را نشان می دهد که خود را قرمز رنگ کرده اند و تیر و کمان هایشان را به سمت هواپیما تکان می دهند. دولت برزیل می گوید هدفش این است که از سرزمین این قبیله محافظت کند. استیون کوری مدیر یکی از سازمان های بین المللی که از قبیله نشینان در سراسر دنیا حمایت می کند می گوید اگر از سرزمین این قبایل محافظت نشود، "به زودی منقرض خواهند شد".

 

 

 

علمای بی تربیت رژیم!

برنخاستن چهار مقام مسوول هنگام سخنراني احمدي نژاد در مجلس اعتراض ارگان هاي نزديک به دولت را برانگيخت. به گزارش سياست روز هنگامي که محمود احمدي نژاد براي قرائت متن سخنراني اش در پشت تريبون قرار گرفت تمام حاضران به نشانه احترام از جا برخاستند اما آيت الله هاشمي رفسنجاني، آيت الله هاشمي شاهرودي، مهدي کروبي و علي اکبر ناطق نوري ترجيح دادند صندلي خود را ترک نکنند

 

                                                                                                                   منبع : میللی شورا

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در یکشنبه 12 خرداد1387  |
 بابک من آذربایجان اوغلویام

گئـچيب جـاندان اؤز ائليـه جـان وئره ن
بابكم من آذربـايجــان اوغلويـام
آنـا يوردا اوره كدن عئشق بسلــه يه ن
بـابكم من آذربـايجــان اوغلويـام

ايللــر بـويـو ، جـللاد بـوينـو بـورمـوشام
سينـه گـريب دوشمـه نيمـي يورموشام
ائللريميــن خـيــدمتينــده دورمـوشــام
بـابكم من آذربـايجــان اوغلويـام

بـاغلي قوللا معتصــم'دن قــورخمــاديم
اؤلوم گلدي من سؤزومدن چـيخماديم
آل قانيمي مه ير اوزه يـاخماديم
بـابكم من آذربـايجــان اوغلويـام

تـاريخيمــي آل قــانيمــلا يــازميشــام
قودوزلارا دريــن قـبير قــازميشـام
كيم دئييري من يولومو آزميشام
بابكم من آذربـايجــان اوغلويـام

هوندور داغـام سئللــر منــي ييخـمادي
دوشمنيم ده اوزومه خــور بـاخمادي
آخدي قانيم گؤز ياشلاريم آخمادي
بـابكم من آذربـايجــان اوغلويـام

سينمــده بير يـانـار اود وار سـؤنـولمـه ز
شرف يولو گئده ن يـولچو دؤنولمه ز
محببتيم ائللــريمــــــــدن اوزولمـــــه ز
بـاشـي اوجـــا آذربـايجـــان اوغلويـام

قودرتيمي اؤز ائليمدن آلميشــام
چـراغ اولـوب قــارانليقــدا يــانميشــام
ظفـر مـــارشــي وطنيمــده چالميشـام
بـابكم من آذربـايجـــان اوغلويـام

ايـران بــدن آذربـايجــان جــانيمديـــر
تـوركو ديلــي دامــارلاردا قــانيمديــر
بورا منه وطنيمــديــر شانيمــديـــر
بـابكم من آذربـايجــان اوغلويـام

ساغ اولین.شاد یاشایین

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 11 خرداد1387  |
 اخبار سیاسی ایران

اخبار سیاسی ایران

 

حسين مرعشي : گراني‌هاي امروز نتيجه بي نظمي دولت است‌

لاريجاني: لا‌زم نيست پارلمان اروپا به ايران حقوق بشر بياموزد

توصيه موسوي خوئيني‌ها به اصلا‌ح طلبان:سكوت و نشستن نتيجه‌اي ندارد

سيدحسن خميني: نگاه كاريكاتوري به احكام اسلا‌م و انديشه هاي امام، بسيار خطرناك است

الهام: گزارش اخير آژانس ، حقانيت ايران را ثابت كرد

بروجردي: گزارش اخير البرادعي مثل هميشه دو پهلو بود

نبايد كاستي‌ها را به حساب اسلا‌م گذاشت

دشمنان مي‌كوشند عراق به پايگاهي ضداستكباري تبديل نشود

غربي ها در علم، وامدار ما هستند

تلا‌ش براي تشكيل كميته تبادل نظر بين مجلس و دولت

در مجلس هفتم، بسياري از اختلا‌ف نظرها به ضرر مردم تمام شد

وصيت‌نامه امام، كاملا‌ً مورد توجه قرار نمي‌گيرد

موسوي بجنوردي : ديد امام (ره) به اسلا‌م جهاني بود

مجلس هشتم در بعد نظارت، از مجلس هفتم موفق تر‌ ‌باشد

خط امام (ره) در روز روشن تحريف مي‌شود

عراق، استقلال خود را در توافقنامه امنيتي با آمريكا حفظ كند

جز تورم، تمام شاخص هاي اقتصادي كشور رو به بهبود است

پاسخ يك كارشناس وزارت خارجه به اظهارات پيروز مجتهد زاده :ملت ايران ذره اي

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 11 خرداد1387  |
 ابراز تمايل ايران به خريد گاز ميدان شاهدنيز آذربايجان ‌

 

ابراز تمايل ايران به خريد گاز ميدان شاهدنيز آذربايجان ‌   

 

يك مقام ارشد دولت آذربايجان از ابراز تمايل ايران به خريد گاز فاز دوم ميدان شاهدنيز در درياي خزر خبر ‌داد . ‌به گزارش برنا ،يك مقام دولتي آذربايجان در گفت و گو با خبرگزاري" رويترز" ‌گفت:ايران در تماس با مقامات آذربايجاني براي واردات مقادير زيادي گاز از فاز دوم ميدان "شاهدنيز "كه ‌قرار است تا پايان سال 2013 ميلادي به توليد برسد، ابراز تمايل كرده است. ‌اين منبع آگاه در ادامه گفت:معاون وزير نفت و مدير عامل شركت ملي گاز ايران با مدير شركت دولتي گاز ‌آذربايجان براي واردات حجم زيادي از گاز فاز دوم اين ميدان "گفت و گو كرده اند

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 11 خرداد1387  |
 دكل ايرانسل از حريم بازار تبريز برداشته شد .

 سرپرست سازمان ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي گفت : دكل مخابراتي احداثي شركت ايرانسل در حريم بازار تبريز با شكايت ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي برچيده شد.

خداوردي كريمي نژاد امروز در جمع خبرنگاران افزود: شركت ايرانسل بدون رعايت حريم بازار تبريز و عدم استعلام اوليه از ميراث فرهنگي اقدام به احداث دكل مخابراتي در حريم بازار تبريز كرده بود كه اين دكل بعد از شكايت ميراث فرهنگي و اخذ دستور قضايي برچيده شد.

وي ارتفاع مجاز در حريم آثار و اماكن تاريخي ثبتي درجه اول را 5/7 متر ( هفت و نيم متر) خواند و اظهار داشت: شركت ايرانسل بدون رعايت اين حريم و به صورت خودسر اقدام به احداث دكل كرده بود كه موضوع با شكايت دفتر حقوقي و املاك سازمان عليه مسئولان شركت ايرانسل و صا ايران منطقه شمالغرب كشور پيگيري گرديد و نهايتا با اخذ دستور قضايي از شعبه 22 دادياري داسراي عمومي و انقلاب تبريز با توجه به عدم استعلام قبل از احداث آن از سازمان متبوع و مغايرت آن با ضوابط مصوب مجموعه بازار تبريز ، دكل احداث شده از حريم بازار برداشته شد.

 بازار تبريز به عنوان بزرگترين بازار مسقف جهان ، نامزد ثبت در آثار جهاني است كه براي تحقق اين امر مهم ضروري است تمامي ارگانها و مردم همكاري داشته باشند

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 11 خرداد1387  |
 نظارت بر کلیه شرکت ها بر اساس قانون به عهده پلیس است

 

نظارت بر کلیه شرکت ها بر اساس قانون به عهده پلیس است!!

شرکت های ثبت شده و مجوزدار حریم خصوصی محسوب

نمی شوند

فرمانده انتظامی تهران بزرگ با تاکید بر اینکه بر اساس اصل قانون 44 و ماده 20 قانون تجارت شرکت هایی تحت عنوان شرکت خصوصی نداریم، اظهار داشت: بر طبق ماده دو قانون نظام صنفی و ماده چهار نظارت بر اداره اماکن کنترل کلیه شرکت ها بر عهده پلیس است.

سردار احمدرضا رادان رییس پلیس پایتخت شب گذشته در یک برنامه تلویزیونی زنده در شبکه پنج سیما در پاسخ به این سوال که پلیس با چه مجوزی به شرکت های خصوصی وارد می شود و آیا این اماکن خصوصی و حریم خصوصی محسوب نمی شوند؟ تصریح کرد: لزوما شرکت ها برای اخذ مجوز رسمی باید مالک داشته باشند و از آنجایی که شرکت های مد نظر در راستای ارائه خدمت به مردم تلاش می کنند و رفت و آمد در آنجا وجود دارد… یک ملک خصوصی و حریم خصوصی محسوب نمی شوند.وی با بیان اینکه طرح برخورد با شرکت های متخلف از سوی نیروی انتظامی بنا به درخواست خود مردم و شرکت ها صورت گرفته است، خاطر نشان کرد: این طرح در… جهت ارتقای امینت اجتماعی و افزایش احساس امنیت بانوان اجرا می شود.سردار رادان با اعلام اینکه بر اساس اصل قانون 44 در موضوع اقتصاد کشور به سه بخش دولتی، خصوصی و تعاونی تقسیم می شود، گفت: در دو بخش قانون تجارت در ماده 20 به تقسیم بندی شرکت ها و چگونگی عملکرد آن ها اشاره کرده که در این تقسیم بندی شرکت ها به هفت بخش شامل: سهامی با مسوولیت محدود، سهامی و غیر سهامی، تعاونی، تولیدی و مصرف تقسیم شدند، این در حالی است که شرکتی تحت عنوان خصوصی مطرح نشده است، بنابراین برخلاف گفته هایی که به صورت عام صورت می گیرد، شرکتی با عنوان خصوصی نداریم.رییس پلیس پایتخت تصریح کرد: شرکت هایی که برای فعالیت تقاضای ثبت در مرحله اول و مجوز در مرحله دوم می کنند، یکی از موضوعاتی که مطرح می شود این است که بر اساس ماده چهار قانون نظارت بر اماکن این شرکت ها تحت نظارت نیروی انتظامی قرار دارند.وی همچنین خاطر نشان کرد: پلیس در راستای هماهنگی هایی که با دستگاه قضایی در برخورد با شرکت های متخلف کرده است با حکم قضایی وارد این گونه شرکت ها می شود اگرچه این شرکت ها حریم خصوصی نیستند و جزو اماکن عمومی محسوب می شوند.سردار رادان در بخش دیگری به اخاذی هایی که از دختران جوان از سوی برخی شرکت های متخلف صورت می گیرد، اشاره کرد و افزود: چگونه پلیس می تواند حضور داشته باشد و شاهد ناامنی تعدادی از مردم بخصوص بانوان در برخی از شرکت ها باشد.فرمانده انتظامی پایتخت یادآور شد: با ارائه دادن مجوز از سوی برخی شرکت ها برای آگهی در نشریات اگرچه مشکل کاملا حل نمی شود اما عمده مساله حل خواهد شد.
وی با اشاره به موضوعاتی که تحت نظارت پلیس در شرکت ها قرار دارد، اظهار داشت: نامتعارف بودن روابط بین کارمندان، بد پوشش بودن اعضای شرکت و کارمندان و حتی بازرسی شرکت و چگونگی فعالیت آن ها بر اساس موضوعاتی که طبق آن ثبت شرکت صورت گرفته است از جمله موارد و موضوعات نظارت پلیس قرار دارد.
سردار رادان تصریح کرد: در تعدادی از شرکت ها مسائلی وجود دارد که هیچ سنخیتی با فعالیت های شرکت ندارد. مثلا وجود مواد مخدر و مشروبات الکلی که کل شرکت را زیر سوال می برد.
فرمانده انتظامی پایتخت با تاکید بر اینکه بر اساس مطالعات صورت گرفته 85 درصد شرکت ها روش صحیح و درستی را انجام می دهند،گفت: تعداد شرکت های متخلف کم است ولی همین تعداد کم باعث ناامنی بعضی از افراد شده که پلیس در این راستا قطع به یقین نخواهد گذاشت این تعداد کم امنیت مردم را تحت تاثیر قرار بدهد.
وی در خصوص برخورد با آنتن های ماهواره گفت: پلیس در این مورد اخلاق را رعایت کرده و با اجازه مجوز قضایی فقط در بام خانه ها دیش های ماهواره را جمع آوری می کند و در این خصوص وارد منازل نمی شود.
سردار رادان تصریح کرد: با اینکه پلیس استعداد لازم برای برخورد با ناهنجاری های جامعه را دارد اما برخورد با آنتن های ماهواره فعلا در اولویت کاری نیروی انتظامی تهران بزرگ قرار ندارد.
وی تاکید کرد: 26 دستگاه متولی فرهنگ باید در راستای برخورد با ناهنجاری های جامعه و پیشگیری از وقوع جرایم فعالیت کنند تا زمینه و بسترهای وقوع جرم در جامعه کاهش پیدا کند.
فرمانده انتظامی پایتخت گفت: در راستای طرح ارتقای امنیت بانوان و برخورد با مزاحمین خیابانی گشت های پلیس دو برابر شده است.
وی افزود: بر اساس هماهنگی هایی که با دستگاه قضایی صورت گرفته هزینه مزاحمت خیابانی بسیار بالا است به طوری که خودرو شخص مزاحم به مدت دو ماه توقیف و هزینه جریمه اش بسیار بالاست.
به گزارش خبرگزاری ایسکانیوز، در این برنامه تلویزیونی به گفتگوی سردار رادان فرمانده انتظامی پایتخت در برنامه کوله پشتی اشاره شد و عنوان شد که فرزاد حسنی در حال حاضر ممنوع التصویر و یا حتی از سازمان اخراج نشده است و در حال حاضر مشغول به فعالیت در بخش دیگری از سازمان است

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 11 خرداد1387  |
 طی دو ماه اخیر ۵۷۵ مرد و زن به اتهام رابطه ناسالم در آذربایجان شرقی دستگیر شده اند

 

طی دو ماه اخیر ۵۷۵ مرد و زن به اتهام رابطه ناسالم در آذربایجان

شرقی دستگیر شده اند

سردار نصرتی فرمانده نیروی انتظامی استان آذربایجان شرقی طی مصاحبه ای گفت: “575 نفر مرد و زن به اتهام داشتن رابطه ناسالم طی دوماه اخیر دستگیر شدند و یکهزار و 732 تذکر نیز به منظور رعایت قوانین و مقررات به رانندگان داده شد.” وی همچنین با بیان اینکه اجرای طرح ارتقای امنیت اخلاقی و اجتماعی با جدیت در حال پیگیری است، گفت: “با مظاهر فساد، آلوده‌کنندگان محیط اجتماعی و اوباش بشدت برخورد می‌شود.” وی افزود: “در این رابطه اخیرا ۱۵۲منطقه آلوده به‌انواع آسیب اجتماعی پاکسازی شده است.” نصرتی ادامه داد: “طی دو هفته اخیر یکهزار و 328 دستگاه تجهیزات گیرنده ماهواره و 12 هزار و 839 بطری انواع مشروب الکلی توسط …یگان‌های مختلف این نیرو در سطح استان کشف و ضبط شد.” وی همچنین در مورد رعایت حجاب در چارچوب طرح ارتقای امنیت اخلاقی و اجتماعی گفت: “از اول سال جاری 14 هزار و 560 مورد تذکر و ارشاد ارائه شد و 18 نفر مرد و 49 نفر زن دستگیر شدند.” فرمانده نیروی انتظامی استان آذربایجان‌شرقی درباره عملکرد این نیرو در مبارزه با مواد مخدر گفت: “از اول سال جاری 829 معتاد پرخطر شناسایی و جمع‌آوری شدند و مقادیر قابل توجهی انواع مواد مخدر به همراه 30 قبضه سلاح کمری و شکاری غیرمجاز کشف و ضبط گردید

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 11 خرداد1387  |
 تورکان تورانی و آریانژادان ایرانی

تورکان تورانی و آریانژادان ایرانی

 

سید حیدر بیات

  

آقای مهاجرانی در سایت خود می‌نویسد: «فردوسی شاهنامه را به محمود غزنوی تقدیم کرد تا کتاب بماند. او که یک نسخه بیشتر نداشت. اگر کتاب به دربار محمود نمی رفت، استنساخ نمی شد و نمی ماند. کتابی که در محتوا ضد محمود غزنوی بود و ترکان تورانی را نقد می کرد…به محمود اهدا شد. رندی شگفت انگیز فردوسی.»

با خود می‌اندیشم که حضرت امام سجاد فرمود: الهی قوّ علی عبادتک جوارحی: خدایا جسمم را برای عبادت کردن به تو قوی دار. ما نیز باید از خدا بخواهیم برای پاسخ دادن به ترک‌ستیزان جامعه‌ مدنی، برایمان قدرت و حوصله عطا کند. قصه خبرگزاری مهر و خبر سراسر نادرستش راجع به کاشغری هنوز ذهنم را مشغول کرده بود که این سخن آقای مهاجرانی را در وبلاگ آنا یوردوم خواندم. در واقع این سخن را چند روز پیش نیز در همان وبلاگ خوانده بودم لیکن متوجه نشده بودم که به قلم آقای مهاجرانی نوشته شده است. لاجرم بعد از دیدن نام ایشان طبیعی بود که مسئله را جدی بگیرم.

در اینکه قضایای تاریخی نیز مثل متون کلاسیک دینی و غیر دینی قابلیت خوانش جدید را دارند یا نه؟ و اصلا با چه معیاری میتوان آن قضایا را خوانش دوباره کرد خود بحث جداگانه‌ایست و از این زاویه وارد بحث نمی‌شوم.

اما در این میان یک برگ برنده در دست ماست که آقای مهاجرانی شاید آن را فراموش کرده باشد و شاید هم قضیه را آن قدر بدیهی بداند که هرگز بدان نیندیشیده باشد. قصه از این قرار است که روزی ترکان تورانی به قول آقای مهاجرانی بر این مملکت تسلط داشتند و شخص ترک‌ستیزی چون فردوسی نیز میدانست که دربار او مامن کتاب و نوشته است و شاهنامه ضد تورانی خود را برای در امان ماندن به بارگاه همانان می‌برد. لیکن بعد از قرنها این ترکان تورانی! به حاشیه رانده شدند و آریا نژادان اصیل ایرانی! به این ملک تسلط پیدا کردند و سرودند:

باید آثاری که بر جا مانده از تورانیان

گردد از این کشور و ملت به یکجا ریشه‌کن

«شعر محمود افشار»

و در همین راستا بود که کتابهای ترکی در خیابانهای تبریز تل انبار شده و سوختند. نسخه‌های خطی بسیاری امحا شدند و نسخ باقیمانده اکثرا در دسترس محققان قرار نگرفتند. شرق شناسان در حسرت نسخه‌های خطی ترکی موجود در ایران از جهان رفتند و امثال آقای ایرج افشار اجازه اعطای تصویر نسخه‌های خطی به آنان را ندادند و…

تا اینکه نوبت به قهرمان داستان ما جناب آقای مهاجرانی رسید. آقای دکتر گونئیلی که نسخه‌ای منقح و عالمانه‌ای از کتاب دده‌قورقود را در زمان وزارت آقای مهاجرانی منشتر کرده است می‌گفت: وزارت ارشاد از کتابهای نویسندگان نورچشمی خود هفتصد نسخه برای کتابخانه‌ها می‌خرد و در کنار آن از تمامی کتابهای چاپ شده چهل یا بیست و پنج نسخه (تردید از نگارنده است) خریداری و برای مراکز مهم ارسال می‌کند. بنده میدانستم که آن هفتصد جلد را از من نخواهند خرید لاجرم برای فروش همان چهل نسخه به وزارت فخیمه رفتم و بعد از چندین بار سردوانیدن و دنبال نخود سیاه فرستادن گفتند: بخشنامه داریم که کتابهای ترکی را نخرید. من که شبیه این سخنان را در جاهای دیگر نیز شنیده بودم گفتم: اشکالی ندارد شما بخشنامه را نشان بدهید تا من رفع زحمت کنم.

مسئول مربوطه که نمی‌توانست بخشنامه شفاهی مقامات بالاتر و شاید آقای وزیر را نشان بدهد مجبور شد با اکراه تمام چهل نسخه را بخرد.

به آقای گونئیلی گفتم: چهل نسخه ارزش ندارد که این همه وقت و اعصابتان را قبضه کند. گفت درست است لیکن من میخواستم کتاب به کتابخانه‌ها و مراکز علمی برود.

به ایشان نگفتم ولی با خود اندیشیدم که معلوم نیست که کتاب به کتابخانه‌ها رفته باشد.

به هر حال جناب آقای مهاجرانی!

اگر واقعا همانگونه گفته‌اید اگر دربار غزنویان مامنی برای کتاب‌های اندیشه‌های مخالف بود، طوبی به آن دربار. متاسفانه شما نتوانستید در این زمینه کارنامه قابل قبولی از خود ارائه دهید. شما حتی یوسف و زلیخای فردوسی را تحمل نمی‌کنید و اثری با آن درجه از زیبایی که علامه دهخدا را به تصحیح واداشت در دفتر دستک شما خوار شمرده میشود.

دیگر اینکه ترکان تورانی! ترکیب جدیدی است برای تحقیر ترکان به گونه‌ای که ترکان ایرانی! ناراحت نشوند.

وبلاگ آنا یوردوم:

http://anayurdumla.blogspot.com

وبلاگ آنا یوردوم نیز یادداشتی در این زمینه دارد که اگر مراجعه کنید مفید است.

لینک مطلب آقای مهاجرانی در سایت مکتوب:

http://mohajerani.maktuob.net/archives/۲۰۰۸/۰۵/۱۴/۱۰۴۷.php

hbayat

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 11 خرداد1387  |
 MİLLİ MƏCLİSDƏ İLHAM ƏLİYEVƏ İSTEFA TƏKLİFİ

MİLLİ MƏCLİSDƏ İLHAM ƏLİYEVƏ İSTEFA TƏKLİFİ

Pənah Hüseyn dövlət başçısını seçki kampaniyası dövründə istefaya çağırdı
Müsavat deputat qrupu Milli Məclisə təqdim olunan qanun layihələrinin əleyhinə çıxdı



Azərbaycan Birlik Hərəkatı: Dünən spiker Oqtay Əsədovun sədrliyi ilə Milli Məclisin növbəti plenar iclası iki aktual məsələyə həsr olunduğundan xeyli gərgin keçdi. İclasda “Sərbəst toplaşmaq azadlığı haqqında” Qanuna əlavə və dəyişikliklər edilməsi haqqında qanun layihəsi və Seçki Məcəlləsinə əlavələr və dəyişikliklər edilməsi haqqında qanun layihəsi müzakirə edildi. Spiker gündəliyi təqdim etdikdən sonra hakim çoxluğun təmsilçilərinin təkidi ilə birbaşa müzakirələrə keçmək istədi. Lakin Müsavat deputat qrupunun üzvü Pənah Hüseyn təkidlə söz istədi. ... (Musavat)
 

PKK BİR-BİRİNİ QIRIR

Terror təşkilatı daxilindəki liderlik çəkişməsində 8 nəfər öldürülüb


Azərbaycan Birlik Hərəkatı: Türkiyə Silahlı Qüvvələrinin bir-birinin ardınca endirdiyi zərbələr nəticəsində ağır itkilər verən PKK terror təşkilatı həm də daxili çəkişmələr girdabındadır. CNN Türk kanalının kəşfiyyat mənbələrinə istinadən yaydığı xəbərə görə, bu günlərdə PKK daxilində iki qrup arasında silahlı qarşıdurma baş verib və azı 8 terrorçu öldürülüb. Qarşıdurmanın PKK-nın silahlı qanadının lideri olan Murad Qarailanla suriyalı, “Bahoz” ləqəbli Fehman Hüseynin adamları arasında yarandığı bildirilir. İranın təhlükəsizlik qüvvələrindən qaçan və Qarailana bağlı olduğu bildirilən 6 terrorçu bu ölkənin İraqla sərhəddindəki Salmas bölgəsi yaxınlığında mağarada gizlənərkən Fehman Hüseynin adamlarının hücumuna məruz qalıblar. ... (Musavat)

 

QARABAĞI QAYTARMAĞIN ƏN KƏSƏ YOLU

O, azad və dürüst seçkilərdən keçir

Azərbaycan Birlik Hərəkatı: “Azərbaycan bu ilin sonu, gələn ilin əvvəli üçün Qarabağa dair mövqeyini daha sərt və birmənalı şəkildə ortaya qoyacaq”. Ölkə başçısı bu sözləri Cümhuriyyətin 90 illiyinə həsr olunmuş tədbirdə dedi. Diqqət edildisə, cənab İlham Əliyev prezident seçkisindən sonrakı dövrü nəzərdə tutur. Bəs Azərbaycan rəhbərinin Qarabağa dair bəyanatları o zaman indikindən daha ciddi qəbul ediləcəkmi? Yaxud bizim Ali Baş Komandanın sözü o zaman daha kəsərli olacaqmı? ... (Musavat)
|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 11 خرداد1387  |
 Mayın 31, şimali Azərbaycanda son zəng günu

Azərbaycan Birlik Hərəkatı: Bugün mayın 31, Şimali Azərbaycanda 2007-2008-cı tədris ilinin başa çatması ilə əlaqədar 11-ci sinif məzunları üçün bütün orta məktəblərdə, şaharlarda və kəndlərdə son zəngə mərasimləri keçirilir.  Bakıda da Bugün dənizkənarı bulvarda asayişin qorunması məqsədilə əraziyə əlavə polis qüvvəsi ayrılib. Bu barədə şəhər İcra Hakimiyyətindən məlumat verilib.

alt


alt


alt

Əlvida, əlvida, a doğma məktəb
Bir də qucağına
Gələrik sənin
Doğma ocağına
Gələrik sənin...
Ana vətəni
Sən verən biliklə qurub-tikərik
Sən verən biliklə
Yurdu qoruyar,
Ona sinəmizdən sipər çəkərik.
Əlvida, əlvida, ey ana məktəb
Sən bizi unutma
Biz də ki səni
Sənin eşqin ilə, məhəbbətinlə
Gülşənə döndərrik
Ana Vətəni!

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 11 خرداد1387  |
 فعالین آذربایجانی بازداشت شده در شهر تبریز تحت شکنجه قرار دارند

فعالین آذربایجانی

 بازداشت شده در شهر تبریز تحت شکنجه قرار دارند

ساوالان سسی :به گفته منابع موثق فعالین آذربایجانی بازداشت شده در شهر تبریز بشدت شکنجه و هم اکنون در وضعیت نامناسبی بسر می برند.
آقایان کمال اشرفی ( ۵۵ ساله)، احد رضوی ( ۲۲ ساله)، حجت ولی پور، مهدی نجاری، امیر محمد بنائی سابق، فرشید مصطفائی، نادر محمدپور، حجت تاروردیان از جمله فعالانی هستند که توسط مامورین اداره اطلاعات تبریز دستگیر و کماکان در بازداشتگاه اطلاعات بدون محاکمه، تفهیم اتهام و اجازه برای گرفتن وکیل و برخورداری از حق ملاقات در وضعیت نامطلوبی نگهداری میشوند.

به گفته منابع موثق آقایان "احد رضوی" و "امیر محمد بنائی سابق" که ۲۰ اردیبهشت به جرم تکثیر و پخش اعلامیه بازداشت شده اند به شدت تحت شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته و هم اکنون در شرایط ناگواری در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر تبریز زندانی هستند.  امیر محمد بنائی سابق نیز که در پا پلاتین نیز داشته است در اثر شکنجه ها از آن ناحیه صدمه دیده و بشدت رنج می برد. او محروم از دسترسی به هرگونه امکانات پزشکی است.
از سوی دیگر بیش از ده روز از بازداشت ماشااله رزمی، رامین رزمی و اکبر حسین زاده می گذرد که با وجود مراجعه های اعضای خانواده های این فعالین به مراکز قضایی و امنیتی هنوز هم از محل نگهداری آنها اطلاعی در دست نیست.از کلیه سازمان های حقوق بشری و اشخاص مستقل فعال در زمینه حقوق بشر انتضار می رود وضعیت این فعالین آذربایجانی را پیگیری نمایند.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 11 خرداد1387  |
 احمدي نژاد در حاشيه جلسه هيئت دولت: لاريجاني از نخبگان برجسته كشور است

     احمدي نژاد در حاشيه جلسه هيئت دولت: لاريجاني از نخبگان برجسته كشور است!!!!

احمدي نژاد، علي لاريجاني رئيس موقت مجلس هشتم را از نخبگان بسيار خوب كشور دانست.
رئيس جمهور ديروز در پايان جلسه هيئت دولت از آنجا كه قصد مصاحبه با خبرنگاران نداشت از همان بالاي پلكان ساختمان جلسه هيئت دولت قصد خود را به زبان و اشاره دست به خبرنگاران ابلاغ كرد اما تا به آخرين پله و محوطه نهاد رياست جمهوري برسد به چند سؤال كوتاه پاسخ هاي كوتاه داد.
احمدي نژاد علت لغو سفر استاني اين هفته را فشردگي برنامه ها اعلام كرد و درباره هدفمند كردن يارانه ها هم گفت: اين مورد نيز جزو برنامه هاي تحول اقتصادي دولت است كه اوايل تيرماه اعلام خواهد شد.
رئيس جمهور در پاسخ به سؤال ديگري درباره انتخاب لاريجاني به عنوان رياست موقت مجلس اين انتخاب را تصميم نمايندگان دانست و گفت: ما از تصميمات مجلس استقبال مي كنيم.
احمدي نژاد تأكيد كرد: آقاي لاريجاني از نخبگان بسيار خوب كشور است.
خبرنگار ما از رئيس جمهور درباره دغدغه و نگراني دلسوزان نظام درباره ادعاهاي اخير برخي درباره بني صدر پرسيد و احمدي نژاد ضمن ابراز تأسف از چنين حوادثي گفت: پاسخ به اين سؤال را به دستگاه هاي ذي ربط مانند وزارت اطلاعات موكول مي كنم.
حذف و اضافه در معاونت هاي وزارت كشور در راه است
سرپرست وزارت كشور با بيان اينكه تغيير و تحولات در ساختار و تشكيلات وزارت كشور هفته آينده ابلاغ خواهد شد، گفت: چند معاونت در وزارتخانه حذف و اضافه خواهند شد. به گزارش خبرنگار كيهان سيدمهدي هاشمي سرپرست وزارت كشور پيش از ظهر ديروز چهارشنبه در حاشيه جلسه هيئت دولت در پاسخ به سؤالي در خصوص تغييرات در وزارت كشور گفت: جا به جايي ها و تغييرات يك اصل است ولي هنوز ما تصميم و تصويبي براي تغييرات اتخاذ نكرده ايم. وي با اعلام اين خبر كه تغييرات در ساختار و تشكيلات وزارت كشور اوايل هفته آينده ابلاغ خواهد شد، افزود: در وزارت كشور چند معاونت حذف و اضافه و دو معاونت نيز در وزارت كشور و استانداري ها ادغام خواهند شد.
سرپرست وزارت كشور در خصوص اينكه اولويت هاي شما در وزارت كشور چه خواهد بود، گفت: جبران عقب ماندگي ها يكي از اولويت هاي كاري ما در اين وزارتخانه است.
وي ادامه داد: بازنگري و اقداماتي كه در حوزه مصوبات هيئت دولت در سفرهاي استاني بر جاي مانده از جمله اين اولويت هاست كه در دست بررسي داريم.
هاشمي در پاسخ به سؤال خبرنگار ما درباره آخرين اخبار مربوط زلزله هاي دو روز گذشته در برخي استان ها و آمادگي وزارت كشور در صورت وقوع زلزله ديگر گفت: الحمدلله تا اين لحظه گزارشي مبني بر تلفات جاني به دستمان نرسيد و جاي هيچ گونه نگراني در اين رابطه نيست.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 10 خرداد1387  |
 سرلشكر جعفرى خواستار شد
 
سرلشكر جعفرى خواستار شد
همكارى انقلابى قواى سه گانه براى تحقق ماموريت هاى بسيج
 
به گزارش روابط عمومى نيروى مقاومت بسيج، سردار سرلشكر محمدعلى جعفرى فرمانده كل سپاه پاسداران كه در همايش سراسرى فرماندهان و مديران نيروى مقاومت بسيج در ستاد اين نيرو سخن مى گفت، ماهيت سپاه و بسيج را ماهيتى انقلابى عنوان كرد و افزود: سازمان سپاه نبايد خود را به دستور العمل ها، آيين نامه ها و بخشنامه هاى سازمانى محدود كند بلكه بايد ساختار و سازمان خود را با توجه به شرايط تغييردهد، چون سپاه براى پاسدارى از دستاوردها و ارزشهاى انقلاب اسلامى تشكيل شده و بايد همواره انقلابى باقى بماند.سردار جعفرى افزود: نيروهاى بسيجى در ۸ سال دفاع مقدس به گونه اى عمل كردند كه ارزشهاى بسيارى را بدست آوردند و بعد از جنگ، ماموريت بسيج شركت در كارهاى مردمى و فرهنگى است.
وى پيروزى هاى لبنان و فلسطين را به تاسى از حركت جمهورى اسلامى ايران عنوان كرد و افزود: بايد بدانيم كه اگر ما به تكليف الهى عمل كنيم نصرت الهى هم يار و همراه ما خواهد بود، چنانكه حزب الله لبنان را يارى كرد و امروز رژيم صهيونيستى حتى با داشتن مدرن ترين امكانات و تجهيزات نظامى، از موشكهايى كه به دست توانمند مردم فلسطين ساخته مى شود در امان نيست. فرمانده كل سپاه با اشاره به تحولاتى كه در منطقه و جهان در حال وقوع است، افزود: بايد آماده باشيم تا با تصميم گيرى درست، نقش تعيين كننده اى داشته باشيم و سپاه پاسداران بايد همواره هوشيارى خود را در قبال تهديدات خارجى و داخلى حفظ كند. فرمانده نيروى مقاومت بسيج با اشاره به ماهيت اصلى ماموريت بسيج كه با مردم سر و كار دارد، گفت: در واقع بدنه بسيج مردم هستند و طرح امنيت محله با هدف كمك به برقرارى امنيت در محله ها تلاش دارد تا از حريم خانواده ها صيانت و حفاظت كند. وى با اشاره به اينكه سپاه پاسداران و بسيج به عنوان يك سازمان انقلابى در هر عرصه اى كه وارد شده با عنايت خداوند موفق بوده، خواستار همكارى موثر و انقلابى قوه قضائيه ،مجلس شوراى اسلامى و دولت با اين نهاد انقلابى و مردمى براى حل موانع و مشكلات قانونى در جهت اجراى بهتر ماموريت ها شد.
بسيجى بايد در همه ميدانهاى انقلاب پيشتاز باشد
حجت الاسلام طائب جانشين فرمانده نيروى مقاومت بسيج نيزدر همايش سراسرى فرماندهان و مسئولين و رده هاى مختلف اين نيرو با اشاره به نقش بسيج و بسيجيان در اجراى چشم انداز ۲۰ ساله كشور گفت: بسيجيان بايد در تمامى ميدانهاى انقلاب پيشتاز باشند و اگر گفته مى شود ما مى توانيم، بايد بسيج و بسيجيان با تلاش و كوشش پيشتاز و پيشقدم باشند.
جانشين فرمانده نيروى مقاومت بسيج در ابتداى سخنان خود با اشاره به اينكه در جهان كنونى دو اردوگاه كه يكى معتقد به دهكده جهانى با مديريت آمريكا و ديگرى معتقد به سعادت بشر در دنيا و آخرت با مديريت قدرت لايزال الهى است افزود: امروزه ما شاهد هستيم كه در اردوگاه آمريكايى يك انفعال ايجاد شده از حالت آفندى به حالت دفاع روى آورده و در مقابل حركت اردوگاه اسلامى كه كانون آن در ايران اسلامى است عكس العمل نشان مى دهد. وى افزود: قدرت در اردوگاه آمريكايى از زر و زور و تزوير ريشه مى گيرد در حالى كه در اردوگاه اسلامى قدرت هدايت و فرماندهى از منبع لايزال الهى سرچشمه مى گيرد و در مواقع خاص امدادهاى غيبى به كمك رزمندگان اين اردوگاه مى شتابند. وى با اشاره به اينكه همه قدرت استكبار جهانى براى از بين بردن مركز و كانون رهبرى اردوگاه اسلامى صرف و خرج شد گفت: امروز كشور ايران اسلامى به عنوان يك ملت مقام الگويى براى تمامى ملل مستضعف تبديل شده است. وى با اشاره به تحولات لبنان افزود: كشورى را كه سران غربى با يك تلفن رئيس جمهورش را تغيير و جابجا مى كردند امروز با الگو گرفتن از انقلاب اسلامى و با اتكال پروردگار، صهيونيسم و استكبار را به انفعال كشانده است. طائب با اشاره به اينكه لوكوموتيو بسيج در حركت چشم انداز بسيج بايد نقش اساسى خود را ايفا كند ،افزود: نيروى مقاومت بسيج با توليد قدرت بازدارندگى مى تواند مهمترين نقش خود را ايفا كند كه اين مهم بايد با تلاش و جديت مسئولين در آموزشهاى تخصصى اتفاق بيافتد. وى از برخى از تحولات ساختارى در نيروى مقاومت بسيج خبر داد و افزود: در امسال ما شاهد تحولات اساسى در اين نيرو خواهيم بود كه مهمترين آنها در بعد علمى، فرهنگى و اجتماعى اجرا مى شود.
سپاه بايد همچون دوران دفاع مقدس خلاق و قدرتمند باشد
معاون هماهنگ كننده سپاه پاسداران گفت: سپاه امانتى است كه شهدا براى ما باقى گذاشتند و ما بايد از آن مراقبت كنيم. سردار جمال الدين آبرومند كه در همايش سراسرى فرماندهان نيروى مقاومت بسيج در سالن ۵ آذر اين نيرو سخن مى گفت، اظهار داشت: همه بايد دست به دست هم دهيم تا سپاه را همچون دوران دفاع مقدس خلاق، قدرتمند باقى نگه داريم. وى افزود اگر بخواهيم انقلاب بماند بايد سپاه كه حافظ و نگهبان انقلاب و دستاوردهاى آن است بايد با اقتدار و با همان ويژگى هاى دوران دفاع مقدس باقى بماند!!!!. سردار آبرومند با بيان اينكه عمق بخشى فرهنگى مقابله با تهديدات فرهنگى از جمله ماموريتهاى تخصصى نيروى مقاومت بسيج است كه بايد به جد آنها را دنبال كند، گفت: بسيج با ماموريت هاى متنوع ومتعددى كه در جامعه دارد بايد همواره هشيار و آماده باشد تا در زمانى كه جامعه و مردم به آن نياز پيدا كردند!!!!؟؟ حضور داشته باشد چون بسيج از ميان مردم برخاسته و به مردم تعلق دارد.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 10 خرداد1387  |
 نصب سازه قوسي پل ميانگذر درياچه اروميه

نصب سازه قوسي پل ميانگذر درياچه اروميه


عمليات نصب سازه قوسي 1400تني ميانگذر درياچه اروميه با موفقيت به پايان رسيد.
مهندس ضميري مدير اجرايي پل ميانگذر درياچه اروميه گفت: اين سازه قوسي 1400تني بزرگترين سازه آبي كشور است به طول 100متر و عرض و ارتفاع 25 متر ساخته شده است.
وي افزود: اين سازه در 154 قطعه ساخته و درخشكي مونتاژ شده بود كه درسه مرحله بر روي پايه هاي بتني نصب شد.
وي درپايان ميزان كل اعتبار هزينه شده براي احداث پل ميانگذر درياچه اروميه را تاكنون 800 ميليارد ريال اعلام كرد و گفت: براي انجام مراحل باقي مانده پل به حدود 400 ميليارد ريال ديگر نيازداريم.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 10 خرداد1387  |
 جان مک کين نامزد حزب جمهوري خواه آمريکا

راه حل نظامي آخرين گزينه است

جان مک کين نامزد حزب جمهوري خواه آمريکا در انتخابات رياست جمهوري اين کشور بار ديگر از سخنان باراک اوباما، سناتور دموکرات و بخت اول نامزدي اين حزب به خاطر اعلام آمادگي براي ديدار بدون شرط با رهبران کشورهايي مانند ايران و کره شمالي انتقاد کرده است.
سناتور مک کين که در يک سخنراني انتخاباتي در شهر دنور صحبت مي کرد همچنين خواستار همکاري هسته اي با چين و روسيه شد.
مک کين که روي مسائل مربوط به سياست خارجي و امنيت ملي به عنوان نقاط قوت خود در برابر اوباما تاکيد دارد، در اين سخنراني بدون اشاره مستقيم به او گفت: "امروزه بعضي مردم فکر مي کنند هدف جديدي را کشف کرده اند که کسي پيش از آنها به آن فکر نکرده است. خيلي ها باور دارند براي متوقف کردن برنامه هاي هسته اي کشورهاي متخاصم کافي است رئيس جمهور ما با رهبران پيونگ يانگ و تهران ديدار کند. گويي در بيست سال گذشته تلاشي مداوم براي گفت وگو با اين حکومت ها صورت نگرفته است."
مک کين در ادامه سخنانش همچنين از طرفداران اقدام نظامي عليه ايران هم انتقاد کرد و گفت: "بعضي ديگر فکر مي کنند تنها با اقدام نظامي مي توانيم به اهدافمان برسيم، چنانچه گويي اقدام نظامي خطرهاي وحشتناک خاص خود را به همراه ندارد. در حالي که ممکن است استفاده از قوه قهريه ضروري باشد ولي بايد آن را به عنوان آخرين گزينه در نظر گرفت." 
اوباما که پيش از اين آمادگي خود را براي گفت وگوي بدون شرط با رهبران کشورهايي مانند ايران، سوريه، کوبا و کره شمالي در صورت انتخاب به رياست جمهوري اعلام کرده بود، در يک سخنراني در روز دوشنبه تاکيد کرد اين موضع ضرورتا به معني ديدار با محمود احمدي نژاد نيست.
يکي از انتقادهاي اصلي جمهوري خواهان بر ضدسناتور اوباما، مخالفت آنها با ديدار او با احمدي نژاد به خاطر موضع گيري در برابر اسرائيل است.  جان مک کين در سخنان خود خواستار آغاز گفت وگوهاي جديد ايالات متحده با چين و روسيه براي کاستن از تعداد سلاح هاي هسته اي اين سه کشور شد.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 10 خرداد1387  |
 درباره ی شاهنامه!!
 
 

شاهنامه بخشي از سند هويت قومي تمام فارس زبان ها (فارس هاي ايران،افغان ها و تاجيك

 ها) و همه كساني است كه خود را متعلق به آن مي دانند،اما به دليل محتواي سنتي و در

 نتيجه غير مدرن آن، اساسا ً ربطي به فرهنگ مدرن و هويت مدرن ايراني و افغاني تاجيك هم

 ندارد. ديدگاه فردوسي مانند ديدگاه عصر ساساني است و از اين رو به ديدگاه اديان تباري

ونژادي (زرتشتي ويهودي) نزديك است تا ديدگاه اديان اعتقادي(بودايي، مانويت، مسيحيت و

اسلام). در مقايسه مي بينيم كه اخوت همه مسلمين در ديدگاه اسلامي، به مراتب به نظرگاه

 مبتني بر جامعه متشكل از كاست ها در دوره ساساني برتري داشته و دارد؛ لذا پيام

فردوسي حتي نسبت به اسلام زمان خودش مترقي تر نبود، چه رسد به برابري شهروندان و

آزادي و برابري زن ومرد با يكديگر در آغاز قرن بيست و يكم ميلادي! حال چگونه ممكن است،

هويت مدرن ملي كه عمري 200 ساله در دنيا و كمتر از 100 در ايران دارد، سند هزار ساله با

چنان محتوايي داشته باشد.

به همين جهت، آوردن چند بيت ضد تمدنانه از شاهنامه فردوسي خالي از لطف نيست:

زن و اژدها هر دو در خاک به / جهان پاک از این هر دو ناپاک به

زنان را ستایی سگان را ستای / که یک سگ به از صد زن پارسای

پس پرده ي هر که دختر بود / اگر تاجدار است بد اختر است

چون زن زاد دختر دهیدش به گرگ / که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ

زنان را همين بس بود اين هنر / نشينند و زايند شيران نر

همي خواست ديدن در راستي / ز كار زن آيد همه كاستي

که آن ترک بدپیشه و ریمن است / که هم بد نژاد است و هم بد تن است

ز شیر شتر خوردن و سوسمار / عرب را به جایی رسیده است کار


که تاج کیانی کند آرزو / تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 10 خرداد1387  |
 زندگي کردها در ايران تنها محدود به کردستان نيست. بخش زيادي از استان‌ آذربايجان غربي و تمام استان‌هاي
میراث آریا: به گزارش ميراث آريا(chtn) ، معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان‌ ميراث‌فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري امروز با بيان اين مطلب در چهارمين همايش تبيين سياست‌هاي دولت در صنعت گردشگري گفت: در نخستين نشست با شما 90 منطقه نمونه گردشگري در ايران تصويب شده بود در حالي که تعداد اين مناطق در حال حاضر به 704 منطقه رسيده است. مشايي با اشاره به سياست‌هاي دولت جمهوري اسلامي ايران براي توسعه گردشگري تصريح کرد: حضور ما درنمايشگاه‌هاي خارجي رو به افزايش است.

رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به ويژگي‌هاي استان کردستان جملاتي را به زبان کردي ادا کرد و افزود: استان کردستان عمدتا سرزمين کردهاست، اگر چه اقوام ديگري هم در اين استان زندگي مي‌کنند.وي افزود: زندگي کردها در ايران تنها محدود به کردستان نيست. بخش زيادي از استان‌ آذربايجان غربي و تمام استان‌هاي کرمانشاه و استان ايلام سرزمين کردهاست. وی با بيان اينکه کردها يکي از اصيل‌ترين اقوام ايراني هستند، گفت: براي اثبات ايراني بودن کردها هيچ پژوهشي لازم نيست!!!!!!!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 10 خرداد1387  |
 ممانعت مجدد از برگزاری جلسه دفاع از پایان نامه سجاد رادمهر و احضار دو تن به کمیته ی انظباطی دانشگاه
 
 
تن به کمیته ی انظباطی دانشگاه

 با وجود قول رئیس دانشگاه و دادن مجوز کتبی ، بار دیگر از دفاعیه ی مهندس رادمهر ممانعت گردید . مسئولین دانشگاه به بهانه های واهی و غیر قانونی این بار نیز بدون هیچ توضیحی این جلسه را به تاخیر انداخته اند .

 گفتنی است مهندس سجاد رادمهر که پیش از این نیز دو بار از این حق مسلم خود محروم گشته بود در اعتراض به این اعمال غیرقانونی از صبح روز 24 اردیبهشت دست به اعتصاب غذا زدند که با گذشت چندین ساعت و تجمع گسترده ی دانشجویان در حمایت از وی مسئولین دانشگاه و شخص رئیس دانشگاه با دفاعیه ی وی موافقت نمودند . جلوگیری از اخذ مدرک کارشناسی ارشد ایشان و نیز ممانعت از تحصیل چهار تن از دانشجویان دانشگاه تبریز در مقطع کارشناسی ارشد موجی از ناراحتی و خشم را در بین دانشجویان دانشگاه موجب گردیده و چندین شبنامه نیز در همین رابطه در بین دانشجویان پخش شده است .

 آیدین خواجه ای و سجاد رادمهر دو تن از فعالین دانشجویی دانشگاه تبریز به جرم دفاع از حق مسلم خود به کمیته ی انظباطی احضار گشتند . مهندس سجاد رادمهر دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته ی مکانیک که در اعتراض به عملکرد غیرقانونی مسئولین دانشگاه دست به اعتصاب غذا زده بود به جرم ایجاد اغتشاش ! به کمیته ی انظباطی فراخوانده شده است . آیدین خواجه ای ، عضو برجسته ی انجمن ادبی سهند نیز که پیش از هم به دلیل فعالیتهای خود محکوم به دو ترم تعلیق گشته به جرم دعوت به آشوب ! مورد محاکمه قرار گرفته است .

 گفتنی است با توجه به عملکرد مسئولین ، موج جدیدی از سرکوب فعالین دانشجویی در دانشگاه تبریز رو به آغاز می باشد

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 10 خرداد1387  |
 یاداشت سیاسی اویرنجی

 

یاداشت سیاسی اویرنجی:

حرکت ملی آذربایجان و برنامه های پیش رو

 چهارشنبه هفته قبل دومین سالگرد قیام ملت آذربایجان در فضای شدید امنیتی سپری شد. فضای امنیتی به حدی بود که حتی ورود و خروج و تردد خودروها و افراد در داخل شهر نیز کنترل می شد. البته پیش از این نیز این فضا قابل پیش بینی بود. نگاهی به آمار دستگیری فعالین حرکت ملی از چند هفته قبل گواه این مدعاست. ولی مسئله ای که مورد توجه است راهکارها و روند حرکت حرکت ملی پس از این می باشد.

1 خرداد 85  به طور قطع نقطه ای عطف در تاریخ آذربایجان محسوب می شود. این مسئله از چندین جنبه قابل توجه است.

اولین مسئله جهش و رشد فکری فعالین می باشد. تا قبل از این قیامها فعالین حرکت ملی اکثرا در مراسمات خاص و و جلسات محفلی به ارائه نظرات می پرداختند، کانون فعالیتها دانشگاهها بودند و فعالین در کورسوهای باریک امید به فعالیت می پرداختند. ولی پس از آن فعالیتها از جلسات محفلی به خارج از آن کشیده شد. فعالین سعی کردند با برنامه های خاص و پروسه وار روند خود را ادامه دهند، بنیه فکری آنها تقویت گردید و امیدوارانه تر برنامه های خود را پیش بردند.

مسئله بعدی بعد امنیتی حرکت ملی می باشد. تا قبل از خرداد 85 حرکت ملی آذربایجان توسط حاکمیت چندان جدی گرفته نشده بود. چرا که مراسمات قبل از آن در حد 1000 نفری و حتی کمتر برگزار می گردید، حرکت در حد جلسات محفلی و مراسمات کوچک بود و دانشگاهها اکثر فعالیتها را پیش می بردند. ولی پس از این قیامها امنیت به عنوان بعدی از فعالیت در حرکت ملی در نظر گرفته شد، چرا که زنگ خطر برای حاکمیت به طرزی ناباورانه و شدید به صدا در آمد و رژیم اهمیت قضیه را بیش از پیش درک کرد. همین کافی بود تا فضا برای عرصه فعالیت تنگ تر شود. این عوامل باعث گردید تا فعالین حرکت ملی نیز فضای امنیتی را نیز درک کنند و با دیدی بازتر مسائل را در نظر بگیرند.

مسئله بعدی سازماندهی و ایجاد اکیپهای مختلف می باشد. تا قبل از این قیامها فعالیتها اکثرا در قالب دوستیها انجام می گرفت و سازماندهی خاصی بین حرکتها و اکیپهای مختلف صورت نمی گرفت، ولی بعد از آن فعالین دریافتند که برای افزایش راندمان حرکتی باید هماهنگی ها بیش از پیش پر رنگتر شوند و شبکه های مختلف در ابعاد مختلف ایجاد گردند.

مسئله بعدی تشکلهای حرکت ملی می باشد. حس نیاز به تشکیلات در حرکت ملی تا قبل از این وقایع چندان اهمیتی نمی یافت ولی بعد از آن میل به متشکل شدن افزایش یافت و تشکلها حالتی منسجم تر به خود گرفتند. البته متاسفانه تا بحال از روند تشکیلاتی شدن در حرکت ملی و تشکلهای مختلف، نقد و آسیب شناسی جدی و دقیق صورت نگرفته است. اکثر نقدهای صورت گرفته نیز بیشتر شبیه به دعواهای گروهی بوده است تا نقادی واقعی.

از موارد فوق می توان نتیجه گرفت که قیامهای ملت آذربایجان در خرداد 85 بمانند جهشی رو به جلو بوده است. ولی مسئله مهم تر نگاه به آینده می باشد. همواره در جنبشهای مختلف این چنین جهشها روند حرکتی را تسریع بخشیده اند. ولی آیا این جهشها می توانند همیشگی باشند؟ آیا می توان همواره به خردادها امیدوار بود؟ آیا می توان تصور کرد که ملت آذربایجان برای احقاق حقوق خود شب و روز خود را در قیامها و اعتراضها سپری کنند؟ به طور قطع نمی توان چنین انتظاری داشت. به همین جهت باید فعالیتها طوری برنامه ریزی گردند که روند حرکت حالتی یکنواخت و صعودی داشته باشد. بنابراین در این رابطه ذکر نکاتی چند ضروری به نظر می رسد.

1-      تا چندین سال قبل همواره سعی فعالین در جهت آگاه سازی و بیداری ملت می بود. هر چند این تلاش هم اینک نیز ادامه دارد. ولی روند آگاه سازی باید حالتی جدی تر به خور گیرد. حس اینکه مرحله آگاه سازی و بیداری مردم به پایان رسیده است، در نوع خود مخرب خواهد بود. واقعیت اینست که مردم ما در فضای تبلیعاتی شدید حاکمیت قرار دارند. رادیو، تلویزیون، روزنامه های رسمی و ... همه و همه مردم را در فضایی ایزوله محصور کرده اند. هر چند اینترنت و ماهواره این مرزها و حصارها را شکسته و روند آگاه سازی را تسریع بخشده اند ولی آنها تیز دارای مشکلات عدیده ای چون عدم دسترسی و محدودیت امکان استفاده توسط مردم را دارند. به همین جهت رویه آگاه سازی و بیداری مردم همواره باید د اذعان فعالین باشد و آنها اهمیت این مسئله را به هیچ وجه از خاطر نبرند.

2-      ایجاد اکیپها و گروههای کاری مختلف همواره تاثیری مثبت در روند کارها داشته است. ولی ایجاد شبکه ها و ارتباط بین این گروهها و طراحی مکانیزمهای همکاری بین آنها تاثیرشان را دو چندان می کند. این گروهها که هر یک زمینه های کاری و فعالیتی مخصوص به خود را دارند، می توانند با ایجاد ارتباط با سایر گروهها و همکاری با یکدیگر تاثیرگذاری فعالیتهای خود را افزایش دهند.

3-      خلاقیت از فاکتورهای مهم در گسترش فضای حرکتی می باشد. همواره شرایط مختلف، فعالیتها و فازهای حرکتی مختلف می طلبد. به همین جهت فعالین باید با ابتکار خود این فازها را ایجاد کرده و گسترش دهند. هر چند فضای خفقان سبب محدودسازی این خلاقیتها و ابتکار می گردد، ولی باید به چنین شرایطی عادت کرده و خود را با آن وفق داد و با آرامش سعی در ایجاد و گسترش فازهای حرکتی مختلف و زمینه های فعالیتی متفاوت کرد.

4-      پذیرش شرایط تعامل با گروههای دیگر حتی خارج از زمینه حرکت ملی می تواند با بکارگیری تدابیر مناسب، در جهت منافع حرکت می باشد. باید قبول کرد صلب اندیشی و ایزوله کردن حرکت و فعالیتها شرایط کار را سخت تر می کند. به همین جهت می توان با بکارگیری تدابیر خاص و تعامل با گروههای مختلف و درک کامل منافع ملت، حرکت را رو به جلو سوق داد.

5-      مسئله مهم دیگر درک کامل شرایط سازمانی و تشکیلاتی می باشد. متاسفانه تشکلها و احزاب حرکت ملی تقریبا هیچگونه تعامل و گفتگویی با هم ندارند و هیچگاه شاهد مذاکرات و تعاملات این تشکلها با یکدیگر در جهت پیشبرد اهداف حرکت نبوده ایم. فعالین حرکت ملی ساکن در خارج آذربایجان و ایران که در قالب تشکلها و گروههای مختلف فعالیت می کنند باید ضرورت این تعامل را درک نمایند، باید به اصل مسئله توجه داشته باشند و با همکاری یکدیگر فعالین داخلی را یاری نمایند. البیته باید اذعان کرد فعالینی که در خارج از آذربایجان در عرصه های حقوق بشر و خبری به صورت بی طرفانه فعالیت می کنند، شایسته تقدیرند.

6-      دانشجویان آذربایجانی فعال در دانشگاهها نیز باید تعامل و ارتباط خود را با هم بیشتر نمایند. اگر فضای امنیتی شدید خارج از دانشگاهها اجازه ارتباط گسترده را به فعالین نمی دهد، این ازتباط دانشگاهها هستند که باید از فضای نسبتا بازتر استفاده کرده و ارتباط با دیگر دانشگاهها را افزایش دهند. به طور قطع این ارتباطها سبب بکارگیری بهتر پتانسیل دانشجویان در جهت اهداف حرکت خواهد شد.

7-      و سخن آخر اینکه روشنفکران آذربایجانی که منافع ملت آذربایجان را درک کرده اند باید کمی خود را فعال تر نمایند. نمی توان از افراد انتظار داشت در همه ابعاد فعالیت نمایند، به همین جهت این روشنفکران هستند که باید با مطالعه و ارائه نظرات مختلف خود استراتژیها و تاکتیکهای پیش روی حرکت را طرح ریزی نمایند.

 گله جک بیزیمدیر

4/3/87 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 9 خرداد1387  |
 تورکون دیلی

تورکون دیلی

 

Turkün dili

 

تورکون دیلی تک سئوگلی ایستکلی دیل اولماز

 

Turkün dili tək istəkli dil olmaz

 

ئوزگه دیله قاتسان , بو اصیل دیل, اصیل اولماز

 

Ozgə dilə qatsan bu asil dil asil olmaz

 

 

ئوز شعرینی فارسا- عربه قاتماسا شاعر

 

Oz şerini farsa- ərəbə qatmasa şaır

 

شعری اوخویانلار. ائشیدنلر کسیل اولماز

 

Şeri oxuyanlarş eşidər kəsil olmaz

 

فارس شاعری چوخ سوزلرینی بیزدن آپارمیش

 

Fars şaıri çox sozlərini bizdən aparmış

 

"صابر" کیمی بیر سفره لی شاعیر, پخیل اولماز

 

 

Sabir kimi bir sufrəli şaır pəxil olmaz

 

تورکون مثلی فولکلوری دنیادا تک دیر

 

Turkün məsəli fölkolöri dunyada təkdir

 

خان یورقانی, کند ایچره مثل دیر, میتیل اولماز

 

Xan yörqani kənd içərə masal dir mitil olmaz

 

 

آذر قوشونی, قیصر رومی اسیر ائتمیش

 

Azər quşüni qeysar əsir etmiş

 

کسری سوزودیر بیر بئله تاریخ ناغیل اولماز

 

Kəsra sozuzör bir belə tarix nağil olmazğ

 

 

پیشمیش کیمی, شعرین ده گرگ داد – دوزی اولسون

 

Pişmiş kimi şerində gərəg dad – düzi oısun

 

کند اهلی بیلرلر کی دوشابسیز خشیل اولماز

 

Kənd  əhli bilərlərki döşabsiz xəşil olmaz

 

 

سوزلرده جواهر کیمی دیر,اصلی بدلدن

 

Sozlərdə cəvahır kimidir əsli bədəldən

 

تشخیص وئرن اولسا بو قده ر زیر- زیبیل اولماز

 

 

Təşxis verən olsa bu qədər zir zibil olmaz

 

شاعیر اولا بیلمزسن, آنان دوغماسا شاعیر

 

Şaır ola bilməzsən  anan doğmasa şaır

 

مس سن, آبالام هر سارای کوینک قیزیل اولماز

 

Məssən abalam hər saray koynək qizil olmaz

 

 

چوخ قیسا بوی اولسان اولوسان جین کیمی شیطان

 

Çox qisaa boy olsan olusan cin kimi şeytan

 

چوخ دا اوزون اولما که اوزوندا عقیل اولماز

 

Çoxda uzun olmaki uzunda əqil olmaz

 

 

مندن ده نه ظالم چیخار,اوغلوم, نه قصاص چی

 

Məndən nə zalim çixar oğlum nə qəsasçı

 

بیر دفعه بونی قان کی ایپکدن قیزیل اولماز

 

Bir dəfə bunu gan ki ipəkdən qizil olmaz

 

 

آزاد قوی اوغول عشقی طبیعتده بولونسون

 

Azad qoy oğul eşqi tabiətdə bulünsün

 

داغ , داشدا دوغولموش ده لی جیران حمیل اولماز

 

Dağ daşda doğülmüş dəli ceyran hamil olmaz

 

 

اینسان اودی توتسون بو ذلیل خلقین الیندن

 

Insan osi tutsün bu zəlil xəlqin əlindən

 

آلاهی سورسن , بئله اینسان ذلیل اولماز

 

Alahi sevərsən belə insan zəlil olmaz

 

 

چوق داکی سرابون سویی واریاغ- بالی واردیر

 

Çoxdaki sərabın süyı var yağ – bali vardır

 

باش عرشه ده چاتدیرسا , سراب اردبیل اولماز

 

Baş ərşədə çatdirsa sərab ərdəbil olmaz

 

 

میلت غمی اولسا , بو جوجوقلار چوپه دونمز

 

Milət ğami olsa bu çocöqlar çopə donməz

 

اربابلار یمیزدان قارینلار طبیل اولماز

 

ərbablar yemizdən qarinlar tabil olmaz

 

 

دوز واختا دولار تاختا, طاباق ادویه ایله

 

Doz vaxta dolar taxta tabaq ədviyəilə

 

اوندا کی ننه م سانجیلانارزنجفیل اولماز

 

 

Ondaki nənəm sancilanar zəncəfil olmaz

 

بو «شهریار»ین طبعی کیمی چیممه لی چشمه

 

Bu şəhriyarin təbıikimi çimməli çeşmə

 

کوثر اولا بیلسه دئمیرم , سلسبیل اولماز

 

Kosər ola bilsə demirəm səlsəbil olmaz

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 9 خرداد1387  |
 نیم نگاهی به قیام خرمدینان
 
 
در طول تاریخ کشورمان از طرف اقوام وملل گوناگونی مورد تهاجم قرار گرفته که دربعضی از انها دشمنان ودر برخی مردم ،پیروز گشته اند.ولی در بین شکست ها وسختی های میهنمان،یکی از مشکل ترین وخاکسارترین انها فرمانروائی اموی وعباسی بوده است.کشورمان در این زمان نه تنها استقلال و ازادی خود را از دست داد بلکه شخصیت وغرور ملی ودست اوردهای علمی وادبی وجان ومال وناموس مردم نیز مورد تعرض قرار گرفت.اعراب در جهت حفظ این فرمانروائی خود به کوچکترین اعتراض در برابر ستم،شدیدترین جوابها را همراه با شدیدترین شکنجه ها و مرگ همراه می کردند ومردمانی را که به پامی خواستند می کشتند یا به همراه زن و بچه هایشان اسیر کرده و روانه بازاره برده فروشان ویا به حرمسراهای خلفا و سرکردگان می نمودند.

و بدین سان بود که در کوههای قاراداغ اندیشه رودروئی وجنگ با اعراب در جهت ازادسازی خاک وطن از دست اوباش اعراب که در لباس دین اسلام به ایران تاخته وحتی خود شناختی از این دین نداشتند وتنهابه  چپاول وغارت مردم مشغول بودند اغاز وبه مدت ۶۰ سال ادامه یافت.

اندیشه ورز این قیام مردی بود بنام جاویدان ابن شهرک که مردی بود از دیار اذربایجان وبا عقیده مزدکی.

وی اندیشه های مزدک را با دین اسلام تلفیق داده و دین خرمدین را ارائه نمود.

جاویدان در جهت اشاعه فکر مبارزه برای ازادسازی کشور از یوغ بندگی اعراب همیشه در حال سفر بوده وبرای اینکه سرپوشی برای مسافرتهایش داشته باشد در لباس چاوداری برای فروش گوسفند وبز به تمام نقاط اذربایجان سفر می نمود ودر این راستا با مردم به صحبت مینشست وانان را به مبارزه علیه حاکمان غاصب اعراب اماده می ساخته وهمچنین برای مبارزه شروع به جمع اوری اسلحه و تدارکات نموده وانها را توسط یاران مطمئن خود به قلعه بذ(بوز)می فرستاد که یکی از همین افراد مطمئن عبدالله پدر بابک بود.

جاویدان در راه بازگشت از یکی از همان مسافرتهایش سری به خانواده عبدالله پدر بابک می زند وبا بابک از نزدیک اشنا شده ووی را به قلعه می اورد.

بابک پس از درگیری جاویدان با ابوعمران دومبا گوز و سپس مرگش به جانشینی وی برگزیده می شودوهمچنین از طرف تمامی سرکردگان تمام نقاط اذربایجان (اران،یایلاق)با بجا اوردن رسم قسم خوردن (پاشنه بر پوست گاو زدن ونان در شراب وخوردن)با وی هم پیمان شده وعهد می نمایند در جهت مبارزه با سلطه اعراب غاصب تا نفس اخر با بابک وتحت فرمان او بمانند.

بنا به نوشته ابو منصور بغدادی مولف کتاب الفرق بین الفرق تعداد جنگجویان هوادار بابک را ۳۰۰ هزار نفر می نوسیدوبا این تعداد نفرات بابک در طول ۲۲ سال جنگ ورودروئی با اعراب ۴۲ حمله بزرگ را دفع می کند.

وباز به نوشته مسعودی در کتاب مروج الذهب که به صراحت اورده است "نزدیک بود بابک خلافت را از پیش بردارد".

"گویند بابک در حدود ۵۰۰ هزار نفر از اعراب را در طی جنگهایش به هلاکت می رساند."

خلفا با استفاده از حیله وسیاست نهایتا یکی از سرداران ترک خود بنام حندر بن کاووس معروف به افشین را(که سودای فرمانروائی به کل ایران را دردل می پرورانده) به جنگ وی گسیل میدارند.

بابک در طول مبارزاتش با تمامی مبارزانی که بر علیه سلطه خلفای عباسی می جنگیده اند در ارتباط بوده از ان جمله با مازیار ،سردار طبرستانی ایرانی که کمک وی بعد از مرگ بابک به قلعه بذ می رسدو دیگری حضرت امام رضا(ع)می باشند که گویا بابک طی نامه ای به حضور ایشان می نویسند:چون خلفای عباسی حقوق بر حق شما و خاندان شما را غصب نموده اند من حاضر به کمک به شما در جهت مبارزه علیه این خلفا هستم چنانکه مایل باشید به خراسان لشگر کشم و شما را ازادسازم تا رهبری این قیام را بعهده بگیرید.که حضرت در جواب می نویسد :

من فعلا جنگ و ستیز را به صلاح مسلمانان نمی دانم والا خود در جلوی لشگریان مبارز علیه خلفا بودم نه در مشهد ودر کنار مامون.

جنگجویان طرفدار بابک همگی لباس سرخ می پوشیدند و به این دلیل انان را عامه مردم با نام "قئزل گئیملی"سرخ پوشان می نامیدند.

پرچم انان به رنگ سرخ بود که گویا بابک در زمان سر اغاز سرکردگی اش پارچه اغشته به خون شهدای اذربایجانی را که به دست عمال خلفا کشته شده بودند به عنوان بیرق نهضت خود انتخاب نموده بوده است.

بنا به قول الکندی فیلسوف بزرگ عرب که بنا به دستور خلیفه در جهت شناخت از بابکیان به قلعه بذ امده بوده افراد نهضت را می بیند که هر کدام در گوشه ای با ائین ورسم خود به عبادت مشغول می باشند رو به بابک نموده وسوال می کند بنا به گفته خلیفه تو که کافری پس چگونه می باشد که در بین افراد تو مسلمان،مزدکی،یهودی وعیسوی با این ازادی به اجرای مراسم مذهبی خود می پردازند؟

بابک در جواب به وی می گوید :جنگ من و خلیفه نه یک جنگ مذهبی بلکه یک جنگ ازادیخواهی علیه سلطه گران است.

و باز بنا به نوشته ابومنصوربغدادی در کتاب الفرق بین الفرق که می گوید :مسلمانان در بین اتباع بابک بودند ودر اقامه شعایر دینی خود ازاد بودند وحتی بابکیان در ایجاد مساجد اینین را یاری می کردند.

و ابن حوقل در کتاب صوره العرض می نویسد :در کوههای بذ و قریه های ایشان مساجدی  هست وصدای قران واذان از انها شنیده می شود.

و جالبتر از همه گفته های خواجه نظام الملک دشمن دیرین بابکیان است که در سیاست نامه کتاب خود چنین می نویسد:"خرمیان هر گاه مجمعی-جلسه ای -سازند وبه مهمی نشینند ویا به مشورت بپردازندابومسلم و مهدی و فیروز پسر فاطمه که اورا کودک دانا می دانند صلوات فرستند."

بعد از مرگ بابک مردم مرگ اورا باور نمی کنند واورا نامیرا می پندارند .که روزی بازگشته و سوار بر اسبش باز مردم اذربایجان را در جهت مبارزات مردمی علیه ظالمان رهبری خواهد کرد وبر این اعتقادند که اسبش هر از چندگاهی به کنار استخری در دامنه سبلان که اکنون به "ات گولی"مشهور است می اید وبا شیهه ای صاحبش را صدا می زند .شاعر نامی علی صبوری در شعرش چنین می اورد:

هنوز از بابکان اید

طنین شیهه اسبش

هنوز از بابکان اید

شکوه برق شمشیرش

هنوز از ات گولی

فریاد اسبش می دهد اواز

بابک را.

                    قایناق:اونودولماز ایگید قهرمانیمیز

                   یازان:رحمتلیک محمدرضا نصیریان(م - قاراداغلی)

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 9 خرداد1387  |
 TÜRK TARİHİ

OĞUZLAR

Oguz adının manası üzerinde türlü açıklama tecrübeleri yapılmıştır. Gy. Nemeth'e göre ise, Oğuz kelimesi Türkçede aynı zamanda "kabile" (bir siyasî kuruluşa bağlı kabile) manasına gelen "ok" sözüne eski Türkçedeki çoğul eki z ilavesiyle türemiş (ok + uz) olup, "kabileler" demektir. Gy. Ne-meth'in bu izah tarzının, bazı itirazlara rağmen , doğru ve -mesele sadece "linguistique" açıdan değil de- Türk tarihinin sosyal ve siyasî gelişmesi bütünü içinde ele alındığı takdirde bilhassa tutarlı olduğu bellidir. Oğuz kelimesinin Çince'ye "kabileler" diye tercüme edilmesi de bu görüçü destekler. Anlaşılıyor ki, "Oguz" adı aslında "ethnique" bir isim olmayıp, doğrudan doğruya "Türk kabileleri" manasını ifade eden bir kelimeden ibarettir (Oğuz tabirinin r'li söylenişi olan "Ogur" şeklinin ayrı ad olarak Miladdan önceki Çin kaynağında geçmesi eski çağlarda Çinlilerin Türk topluluğunu yakından tanımadıklarından ileri gelmiş olmalıdır.

6. asırdan itibaren Gök-Türk hakanlığında toplanmış olan Türk kabilelerinden bir kısnıı, 630'da başlayan fetret devresinde, diğer birçok Türk boyları gibi, kendi aralarında birlik kurarak, Tola-Selenga ırmakları bölgesinde Dokuz-Oğuz "kaganlığını" meydana getirmişlerdi. 682 yılında îlteriş tarafından mağlüp edilen Oğuzlar (İnekler gölü savaşı) bu durumda idi ve muharebede ölen Oğuz devleti başkanı Baz Kagan'ın balbalı, sonra, îlteriş Kagan'ın mezarına dikilmişti.


Gök-Türk hakanlığı devrinde Oğuzların davranışlarını ve isyanlarını yukarıda görmüştük. Kitabelerdeki ilgili ifadeler, Oğuzlarla Gök-Türkler arasında bir ayırım yapılmadığını, hatta hakanlığın temelini Oğuzların teşkil ettiğini belirtmeye yeter. Bu sebeple Oğuzlaria Gök-Türklerin aynı olduğu zaten kabul edilmişti. Ancak, V. Thomsen, Tonyukuk kitabesine tahsis ettiği son makalesinde Oğuzlan "Türklerin yüksek hakimiyetinde bir kabile birliği" olarak göstermiş ve bu tarihî gerçek sonıa, hatalı olarak, "ethnique" (soy, kavim) açıdan değerlendirilmeğe girişilmiş , mesele yeni araştırmalarla daha da derinleştirilmiştir. Böylece, Oğuzlan "Türk" mü, yoksa "baçka bir ethnique teşekkül" mü saymak gibi çok mühim bir anlaşmazlık noktası ortaya çıkmıştır. Burada, önce üzerinde durulması gereken husus, Oğuzlara mukabil, 'Türk" adını taşıyan bir "ethnique" topluluğun var olup olmadığıdır. Buna hemen menfi cevap vermek mümkündür. Çünkü "güç-kuvvet" manası ile "Türk" adının, Türk soylu kütleler tarafından kurulan Gök-Türk devletini ifade etmek üzere kullaınlmış bir siyasî ad olduğu açıklanmıştı . O halde hem Oğuzlar, hem "Gök-Türkler" aynı kavmî zümreye mensupturlar. İkinci mesele, Gök-Türk devletinin sahibi hangi "Türk" kolundan idi? Bilindiği üzere bu devlet, adı "Aşına" olan eski bir Türk hükümdar ailesi tarafından, etrafındaki "Türk soylu" kütlelerin yardımı ile kurulmuştu. Bu kütleler ise, ancak, kabileler birliği (=Oğuz) haline gelmiş Türkler olabilirdi. W. Barthold'un "Gök-Türk hakanlarının Do-kuz-oğuzlardan neş'et ettiği" görüşü , kadîm Aşına ailesinin tahsisen bu Oğuz bölüğü ile ilgisini isbat etmeği gerektirir ise de, 6.-7. asır Türk (Gök-Türk) kütlesinin doğrudan doğruya Oğuzların bu grubundan teşekkül ettiği Çin kaynaklarınca açıklanmaktadır. T'ang devri vesikalarında (T'ang-shu ve Kiu T'ang-shu yıllıkları ve ayrıca 5 haltercümesi), Dokuz Kabile (Kitabelerdeki "Dokuz-oğuzlar) bazan "Türklerin (Gök-Türklerin) dokuz kabilesi" veya "Dokuz kabilenin Türkleri (Gök-Türkleri)", bazan da "Tö-leslerin dokuz kabilesi" diye kaydedilmiş ve haltercümelerinde bunlardan 5'inin adı da bildirilmiştir. Pa-ye-ku (Bayırku), P'u-ku (Buku, buğu), T'ımg-lo (Tongra), Sse-kie (Sıqar), Hun. Demek ki, Oğuz kabileleri, Gök-Türkleri meydana getiren topluluktan başkası değildi. Çin kaynaklarında Çinlilerce artık çok iyi tanınan Gök-Türk hakanlığı devrinde Oğuzların kendi başlarına (yani doğrudan doğruya "Oğuz" olarak) zikredilmeyip sadece Dokuz Kabile ("kiu sing") diye, Oğuz kelimesinin tercümesinin verilmesi, bizzat T'u-küe (Türk)'den ibaret topluluğun ayrı bir isim altında belirtilmesine ihtiyaç bulunmadığını gösterir. Kitabelerde I. Gök-Türk hakanhğı çağında "Oğuz" adının geçmemesi de aynı sebepten ileri gelmiş olmalıdır. Ancak fetret devrinde bazı kabileler kendi aralarında teşkilatlanarak bir "devlet" kurmuşlardı ki, II. Gök-Türk hakanlığı zamanında hükümdar ailesine karşı ayaklanan ve hükümetin diğer imkanları ile bastırılmasına çalışılan, bu "teşkilatlanmış" birlik (=Oğuz)'tir. "Türk bodun" tabiri de şüphesiz umumî olarak hakana bağlı kütlelerin (Oğuzlardan bir kısmı ile, içinde Uygurların da yer aldığı Töles boyları ve Tarduşlar) tümünü ifade etmekte idi. Kitabelerde hakanın "Oguz bodunu Türk bodunundan idi" demesi ile, bu Oğuzların isyan halinde olmaları arasında bir çelişme görmek güçtür, zira, mesele, "halkın" vaktiyle destekleyip yücelttiği hanedan ile mücadelesinden ibarettir (Türk tarihinde bunun başka misalleri de vardır: Karlukların Kara-Hanhlara karşı direnmeleri ve bizzat bir Oğuz olan Sultan Sencer'in asi Oğuzlarla çarpışması vb.)


Bilhassa İslam kaynaklarında Uygurlardan da "Dokuz-oğuz" olarak bahsedilmesinden doğan karışıklık, Uygur uruglan ile Dokuz-oğuz kabilelerinin tesbitinden sonra (bk. yk. Uygur Hakanlığı) giderilmiş olmalıdır.
Uygur hakanlığının başlangıcında henüz "tegin" olan Moyen-çor Oğuzların başına getirilmişti. O, Dokuz-oğuz'ları topladı, fakat Sekiz-oğuz birliğini meydana getiren öteki boylarla savaşmak zorunda kaldı. Kagan olduktan sonra da Moyen-çor, Otuz-tatarlarla ittifak etmiş olan bu Oğuzları Bur-gu'da ve Selenga kıyısında arka arkaya mağlüp etti. Oğuzlar Selenga'yı geçerek çekildiler.
Bundan sonra, anayurt bölgesindeki "Oğuz" topluluğu hakkında fazla bilgi yoktur .Herhalde batı yönünde geniş ölçüde bir hareketi bahis konusudur. İbn ül-Esîr, halîfe el-Mehdî zamanında (775-785) Oğuzların Mavaünnehir havalisine geldiklerini bildirmekte ve et-Taberî'de zikredilen 820-821 yılında Usrüşana(Seyhun-Semerkand arası)'ya yapılmış bir "Dokuz-Oğuz" akınının bunlarla ilgili olduğu tahmin edilmektedir. Buna dayanılarak "Oğuz birliği" mensuplarının, hem de çok kalabalık kütleler halinde, önce Talas havalisine göç etmiş olmaları gerektiği ve Seyhun Oğuzlarının 11. asırda konuştuklan Türkçenin kelime ve söyleyiş itibariyle Doğu Türklerininkinden farklı olduğu dikkate alınarak, bu göçün 9. asırdan önce vukubulmuş olması lazımgeldiği ileri sürülmektedir. Oğuzlar Sir-Derya (Seyhun) boyunda 9. asrın 2. çeyreğinden beri oturmakta idiler.
10. asrın ilk yarısında Oğuzlar Seyhun bozkırları ile o civardaki Karacuk (Farab) ve Sayram (îsfîcab) şehirleri havalisinde görünüyorlardı. îslam coğrafyacılarına (el-Belhî, İstahrî, îbn Havkal) ve Hudüd iil-Alem'e göre, Oğuzların sahası batıda Hazar denizine (bu denizin doğusundaki yarım ada bu sebeple Türkçe Mankışlak adını almıştır), güneyde Gürgenç şehri ile, bunun kuzeybatısındaki Cit kasabasına ve Aral gölünün güneyindeki Baratekin kasabasına, Maveraünnehir'de Buhara'nın kuzeyine, Karacuk dağlarmın eteğindeki Sabran şehrine kadar yayılmıştı ve Karacuk dağlanndan Hazar uzanan yarı çöle "Oğuz Bozkırı" (Mafazat'ul-Guzîya) denilmekte idi. Buralarda Yeni-kent, Karacuk, Cend, Suğnak, Karnak, Süt-kent Barçınlıg-kent vb. adlı Oğuz şehirleri vardı.


Oğuzlar 10. asrın ilk yarısında, kışlık merkezi Yeni-kent olan bir devlet kurmuşlardı 74. Başta Yabgu bulunuyor, Kül-Erkin unvanlı bir başbuğ ona naiplik yapıyor, orduyu Sü-başı idare ediyordu. Yabgu Devleti'nin komşuları Peçenekler ve Hazarlarla münasebetinin pek dostane olmadığını gösteren deliller vardır. İbn Fadlan (10. asrın ilk çeyreği) ve El-Mes'üdî'ye göre, ara larında savaş eksik değildi. Harezm'in yerli hanedanı Afrîgî'ler, Oğuz baskısı altında idiler. Oğuzların doğudaki komşuları Karluklar ile de mücade halinde oldukları, aralarındaki savaşlardan birinde Oğuz Yabgusunun ölmesinden anlaşılıyordu. Diğer taraftan Kaşgarlı Mahmud, Oğuzlarla Çiğiller arasında köklü bir düşmanlıktan bahseder. Kuzeyde Kimekler ile ise bazan dostça, bazan hasmane münasebetler devam edip gidiyordu.Bu Oguzlar, umumî "Türk" adı yanında, yine siyasî bir isimlendirme olarak "Türkmen" adını da taşıyorlardı ki, müslüman ülkelerine geldiklen sonra İslam kaynaklarında bu isimle de anılmışlardı.
Oğuz Yabgu Devleti'nin tarihi hakkında başkaca açık bilgi yoktur. Son Oğuz Yabgusu olarak Ali Han adında birini zikreden ve Selçukluların "can düşmanı" olarak, Tuğrul ve Çağrı Beyleri hayli uğraştırdığını bildiğimiz meşhur Cend "hakimi" Şah-melik'i de Ali Han'ın oğlu gösteren Reşîd üd-din (14. asrın ilk çeyreği)'in bu haberi gerçekten ziyade "destanî" vasıfta görülmektedir.
Yabgu devleti zamanında Oğuzlar Üç-ok ve Boz-ok diye eski 2'li teşkilat halinde idiler. Kolları meydana getiren kabileler hakkında biri Kaşgarlı Mahmud'un DLT ' ünde, diğeri Reşîd üd-din'in Cami'üt-levarih'inde olmak üzere iki liste mevcuttur. DLT'de ayrı ayrı damgaları ile birlikte 22 kabile gösterilmiş; Reçîd üd-din ise, hem kabile sayısını 24'e çıkarmış, hem Boz-ok Üç-ok tasnifi yapmış; ayrıca, damgalara ilaveten, her kabilenin "ongon"unu belirtmiştir:
Boz-ok'lar. Kayı, Bayat, Alka-evli (Alka-bölük), Kara-evli (Kara-bölük), Yazır, Döğer, Dodurga, Yaparlı (DLT'de yok), Afşar, Kızık (DLT'de yok), Beğdili, Karkın (DLT'de yok. Bunun yerine Çaruklu).
Üç-ok'lar: Bayındır, Peçene, Çavuldur, Çepni, Salıır, Eymür, Alayuntlu, Yüreğir, İğdir, Buğdüz, Yıva (Iva), Kınık.
1000 yıllanna doğru Oğuz Yabgu Devleti yıkıldı. Bunun, Kimeklerden bir kol olup 9. asırda bir kuvvet olarak beliren Kıpçaklar(Kumanlar)'ın baskısına ilaveten, Selçuklu ailesinin kendilerine bağlı kütlelerle birlikte ayrılmaları neticesi vukubulduğu kabul edilir. Kaşgarlı'nın haritasına (DLT, II.'e ilave) göre, 11. asır ortalannda Kıpçaklar "Oğuz Bozkırı"nı ve Seyhun nehrinin aşağı yatağı sahasını işgal etmiş bulunuyorlardı.


Yabgu Devleti'nin çöküşü üzerine, Oğuzlardan kalabalık bir kısım Karadeniz'in kuzeyinden batıya göçmüş , diğer bir kısım Cend bölgesine, oradan da Horasan'a ve sonra Anadolu'ya yönelmiştir (Selçuklular). Yerlerinde kalan Oğuzların 11. asır ortalannda Karacuk dağları bölgesinde, Mankışlak'ta ve Seyhun kıyısındaki kasabalarda oturdukları, Moğol istilası sırasında da Cend'de ve Karakum'da "Türkmen"lerin bulunduğu görülmektedir.
Bugün Orta Asya'daki "Türkmenistan" halkı bu Oğuzlann çocuklandır. Anadolu'da da birçok köy yukarıda zikredilen Oğuz boylannın adlarını taşır.
Gök-Türk çağının Türk milletine yön verici, merkezî bir hüviyet taşıdığını baş tarafta söylemiştik. Asya Hunlarından daha geniş ölçüde ve tabir caizse daha şuurlu bir şekilde Asya Türklüğünü idaresi altında birleştirmiş olan bu hakanlık, Orta Asya'nın batı sınırlarında Türk halkının -kesafetini kaybettiği yerlerde- siyaseten zayıf düştüğü zamanlarda bile Türk nüfüzunun yayılmasında büyük rol oynamıştır. Kaynaklardan anlaçılıyor ki, 8. asır ortalarında Maveraünnehir, Taşkent, Fergane, Huttal, Şüman ve Toharistan'da görülen "krallıklar" ya Türkler tarafından kurulmuş veya Türk siyasî ve kültürel tesiri altında gelişmiş teşekküllerdi: Huttal kıralı "Erkin" unvanını taşıyor ve Çin'e Tarhan ünvanlı elçiler gönderiyordu (733, 740, 750 yıllarında). Buhara "kralı" tuğ-şad, 720'de kardeşi Arslan-han'ı Çin'e elçi göndermişti. Şüman "kralı"nın elçileri de (743) tarhun ve şad unvanlarını taşıyorlardı. Taşkent "kral"ının adı "Tegin" idi. Fergane'den gönderilen elçi (749) Ars-lan Tarhan adında idi. Toharistan "kral"ının unvanı ise "yabgu" idi ve bunun Çin'e gönderdiği (738) elçisi İnancu Tarhan idi. 729 yılında Kutlug, Toharis-tan yabgusu bulunuyor ve bu Yabgu ailesi Aşına sülalesine bağlanıyordu.Bir görüşe göre, Abbasî halîfesi el-Mu'tasım zamanında (833-842) ünlü Türk kumandanı Aşnas, Toharistan yabgu'larına mensuptu.


Uygur, Türgiş, Karluk hakanlıkları Gök-Türk hakanlığının devamı idiler. Görüleceği üzere batıda Aşına oğulları tarafından idare edilen Hazar hakanlığı da öyle idi ve Uz, Peçenek, Kuman-Kıpçak boyları Gök-Türk hakanlığından ayrılmış zümrelerdi Yukarı îrtiş bölgesindeki Kimekler Aral Gölü'nün kuzeyinde bir Kıpçak grubu olan Kanglılar ; Kaşgar'ın kuzeydoğusu, Özkent, Talas ve Çu bölgelerinde Karluklardan bir kabile olması muhtemel Yağmalar Isık gölün güney-batısında, sonraları Ta-las civarında, Barsgan ötesinde, Kaşgar havalisinde ve Maveraünnehir'de oturan Çiğiller; yine Karluklara bağlı bir kabile olarak, Isık göl-Çu ırmağı arasında görülen Tohsılar; Toharistan, Gazne, Belh, Sicistan-Kuzey Hindistan'da, Ak-Hunların torunlan olduğu bildirilen Kalaçlar; Kaşgar-Bala-sagun-Talas-Fergane arasında: Argu, Yabaku, Çomııl, Iğrak, Çaruk, Ezgiş, Kençek vb. toplulukları aslında hep "Doğu Türk" kolları olup Gök-Türklerle bağlantılı bulunuyorlardı.


Ayrıca Karluk, Yağma, Çiğil karması olarak ve Aşına ailesinden inen hükümdar sülalesi ile Kara-Hanlı hakanlıkları;
Vaktiyle aynı toplulukta yer alan çeşitli Türk grupları yolu ile: Gazneliler devleti;
Harezmşahlar ; Hindistan Türk devletleri; ve Oğuz boylan yolu ile;
Büyük Selçuklu împaratorluğu, Selçuklu devletleri, Atabeylikler, Türkmen beylikleri, Kara-koyunlu ve Ak-koyunlu devletleri, Kadı Burhaneddin, Ramazan-oğullan, Dulkadırlılar, Berçem-oğulları ve Yamklular, îran'da Av-şar, Kaçar hanedanları vb. Anadolu beylikleri, Osmanlı împaratorluğu ve Türkiye Cumhuriyeti;
Hep Gök-Türk hakanlığının kavmî, sosyal, idarî, askerî ve kültürel varisleri olmuşlardır. Bu durum çeşitli Türk kütleleri arasında, bilhassa 11. asırdan itibaren 200 yıl süren göçleri ile bütün Orta-doğu sahasını tutarak yukarıdaki siyasî teşekkülleri ve Anadolu'da ebedî bir Türk vatanı kuran Oğuz zümresinin Türk, îslam ve dünya tarihindeki seçkin mevkiini ortaya koyar

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 9 خرداد1387  |
 ترک یا آذری ، کدام صحیح است .
 
 

 

 

یکی از معضلات فکری و اجتماعی جوانان و حتی جامعه دانشگاهی آذربایجان ، ترس و ابا از ترک نامیدن خود است چرا که در دوران حکومت پهلوی که آثار آن هنوز هم باقی است ناجوانمردانه ترین ضربه ها بر شخصیت ترکان ایران وارد آمد. در طول حکومت 53 ساله رضا خان و فرزند او ترکان ایرانی از هر نوع توهین و تحقیری در امان نبودن و امروزه هم گویی کلمه ترک کابوسی است که بر سینه جوانان آذربایجان و جوانان ترک دیگر نقاط کشور سنگینی می کند . و چنان شد که جوان تبریزی ، ارومیه ای ، زنجانی ، اردبیلی و...  با دو نوع هویت ، تحقیر شده ترکی و افتخار آمیز آذری روبرو شود . ترکی صحبت می کرد ولی خود را آذری می نامید . وقتی از او می پرسیدی ترک هستی یا آذری می گفت آذری ،وقتی می پرسیدی آذری یعنی چه و منظور از آذری چیست چیزی برای گفت نداشت . ولی وقتی همین آذری پای از وطن بیرون می گذاشت ایرانی بودن خود را انکار می کرد و خود را ترک اصیل معرفی می کرد  آن هم نه از نوع ایرانی ؟

 

 

ترک ستیزی از زمان سقوط حکومت قاجار آغاز شد و  توسط روشنفکران نژاد پرستی چون محمود افشار (بنیانگذار بنیاد افشار) و احمد کسروی (کسی که تئوری زبان آذری را تقدیم رضا خان کرد ) به اجرا درآمد که همگی ار مواجب بگیران حکومت پهلوی بودن. تئوری کسروی بر این اساس بود ، چون اهالی چهار روستا در اطراف مرند و قره داغ ترک نیستن دلیلی شد بر اینکه ساکنان اصلی و بومی آذربایجان ترک نیستند . ولی حتی اهالی آن روستا هم به زبان تاتی و تالشی تکلم می کردند ولی کسروی با اصرار همه آنها را آذری نامید . نکته جالب اینجاست که اگر فرضیه کسروی را به تمام ایران تعمیم دهیم به این نتیجه می رسیم که نود درصد ایران ترک هست چون کمتر استانی وجود دارد که در آن یک روستای ترک نباشد .


کسروی در رساله 56 سفحه خود که در زمان رضاخان منتشر کرد . در آن نقل کرد که از این زبان غیر ترکی مردم آذربایجان (آذری) در تاریخ هیچگونه آثار و نشانه های ادبی و مکتوب هر چند بسیار اندک دیده و یا شنیده نشده است. بر این اساس پروژه های کوتاه مدت وبلند مدت با هزینه های سرسام آور به راه افتاد  و زبان سازی و هویت تراشی برای ایرانیان غیر فارس رونق گرفت و دشمنی و تبلیغات علیه زبانهای غیر فارس بخصوص ترک در اولویت این برنامه ها بود . نام های بومی و ترکی شهرها ، روستاها ، رودها و کوههای آذربایجان با نام های ساختگی فارسی عوض گردید مثل ارومیه به رضائیه ، سلماس به شاهپور ، صائین قلعه به شاهیندژ ، قره داغ به ارسباران ، آجی چای به تلخه رود ، قره چمن ، سیاه چمن و مثالهای بسیار دیگر ...   از آنجا که برگردانندگان این نام ها اطلاعات و معلومات درستی از فرهنگ زیبای ترک  نداشتند نمی دانستند در ترکی «قره» علاوه بر سیاه معنی بزرگ و بلند و والامقام را هم می دهد. مثل قره باغ یعنی باغ بزرگ و قره چمن یعنی چمن وسیع و قره بولاق یعنی چشمه بزرگ ، قره را فقط به مفهوم سیاه به کار برند و اسم روستای قره چمن تبریز را چمن سیاه نامیدند و دنیای را به خود خندانند و ندانستند هیچ جای دنیا چمن سیاه پیدا نمی شود .


بعضی از کسرویستهای افراطی حتی پا را از دیدگاههای احمد کسروی نیز فراتر گذاشته اند و به اصطلاح تحمیل زیان ترکی بر مردم آذربایجان را به مغولان نسبت داده اند این افراطیون حتی نمی دانند و یا خود را به نادانی زده اند که زبان مغولی چیزیست متفاوت از زبان ترکی ، و اگر میخواستند زبان خود را بر مردم ایران و آذربایجان  تحمیل کنند چرا زبا مغولی خود را تحمیل نکردند و زبان ترکی را تحمیل کردند از آن گذشته مغولان فقط کنترل آذربایجان را درست نداشتند بلکه از چین تا عراق در دست آنها بود و اگر در پی تحمیل زبان ترکی بودن چرا هموطنانفارس ما ترک نکرند !!!  


و با همه این حرفها این در حالی است که ترکان همیشه در طول تاریخ به رشد و گسترش زبان فارسی کمک کرده اند و در هیچ کجا نمیتوان مدرکی را پیدا کرد که ترکان بر علیه و برای از بین بردن این زبان کاری انجام دادند . زبان ترکی زبانیست زیبا  با قدمت هفت هزار ساله  و سومین زبان زنده و با قاعده دنیا (به نقل از مجله پیام یونسکو) و حق رسمی و سرتاسری شدن در ایران به عنوان دومین زبان رسمی کشور در کنار زبان فارسی دارد .

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 9 خرداد1387  |
 

تیکلیین>>>>

تحليلي بر جريان هاي و زير ساخت هاي سازنده قيام يک خرداد

 

مروري بر ۲۸ سال قوم گرايي در ايران

 

آشنایی با حقوق اقلیتهای قومی و نژادی

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 9 خرداد1387  |
 سیاست های قومی جمهوری اسلامی در قبال زبان ترکی

 

سیاست های قومی جمهوری اسلامی در قبال زبان ترکی

 

   
به دنبال سقوط نظام پهلوی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، در قانون اساسی اصل «پانزدهم» جمهوری اسلامی آمده است: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است . اسناد ، مکاتبات ، متون رسمی و کتب درسی باید به این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است ».

به دنبال سقوط نظام پهلوی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، در قانون اساسی اصل «پانزدهم» جمهوری اسلامی آمده است: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است . اسناد ، مکاتبات ، متون رسمی و کتب درسی باید به این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است ». در این اصل زبان و ادبیات اقوام ایرانی غیر فارس مورد اشاره واقع شده است. ولی به علل تعطیلی برخی از اصول قانون اساسی که اکثرا به حقوق مردم مربوط می شوند ، از جمله اصول پانزدهم و ... در عمل قومیتهای غیر فارس ایران نتوانسته اند به حقوق فرهنگی و سیاسی بایستهً خود دست یابند.

بهتر است برای تحلیل مسئله، کمی به عقب بر گردیم.«پان فارسیست های ایران در زمان پهلوی خود را ناسیونالیست می دانستند، ولی بر خلاف ملی گراها که منظورشان از ناسیونالیسم به معنای وسیع و متداول «عشق به میهن» و «ملت» و «فرهنگ بومی» و آرزوی استقلال از نیروهای خارجی است ، یکی دیگر از ویژگی های نظری پان فارسیست های ایران به ویژه سلطنت طلبان ، از ناسیونالیسم یک برداشت به غایت اروپا مدارانه است که ریشه هایش در جنبشهای ضد روشنگری قرن هجدهم اروپا قرار دارد. به طور نمونه، افتخار پان های ایران به دستاوردهای تاریخی عموماً منجر به به تحقیر قومیت های غیر فارس ساکن در ایران و اوج گیری خرافات بورژوا – ملاکی و «نژاد برتر آریایی» و گسترش اندیشه های شوؤنیستی در ایران معاصر گشته است. اشاعه تز «نژاد برتر آریایی» نشر یک روایت شوؤنیستی از تاریخ ایران بود. در این روایت و دوباره خوانی از تاریخ، ناسیونالیستهای شوؤنیستی صریحا و موکدا اندیشه های ضد عرب، ضد ترک و کرد ایران بیشتر از فارس زبانان بوده و هست، در حالیکه تحقیقا جمعیت ترک و کرد ایران بیشتر از فارس زبانان بوده و هست، پیامدهای عملی این اندیشه های رواج داده شده، مبارزه با زبانهای دیگر غیر فارسی (چون ترکی – کردی – عربی ، بلوچی و ...) و تبعیض و اعمال ستم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی – زبانی علیه ایرانیان غیر فارسی زبان بود.»1 و تاثیر سوء بلند مدت به زندگی، فرهنگ و زبان آنها در اقصی نقاط ایران یکی از آثار این سیاست ها بوده است.

در واقع این نظریه های زبان واحد، ملت واحد، «نژاد برتر آریا