تبليغاتX
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
 اعلام آمادگی بازار تبریز در تظاهرات ۱ خرداد در تبریز

اوز الیمیز اوز باشیمیز      یاشاسین استقلالیمیز

جمعی از بازریان تبریز با پخش اعلامیه در سطح بازار حمایت خود را از اعتراض ملت آذربایجان در دومین سالگرد قیام یک خرداد اعلام نموده و آمادگی خویش را جهت حضور در این قیام ابراز نمودند. در این اعلامیه کسبه ی تبریز با گرامیداشت یاد شهدای ملت آذربایجان  بیان نموده اند که  در اعتراض به تداوم توهین های صورت گرفته بر علیه ملت آذربایجان. گرامیداشت  دومین سالگرد قیام ملت آذربایجان در روز یک خرداد مغازه ها را به نشانه ی اعتراض تعطیل نموده و در ساعت 30/17 پا به پای ملت آذربایجان در تظاهرات شرکت خواهند کرد.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 31 اردیبهشت1387  |
 بیانیه

بیانیه دومین مراسم گرامیداشت

 سلسله قیامهای ملت اذربایجان جنوبی درسال 1385

 

 خبرنگاران محترم رسانه های گروهی؛

همانگونه که مطلع هستید در مرزهایی که با نام جمهوری اسلامی ایران شناخته می شود قریب به 35 میلیون تورک زندگی می کنند. 30 میلیون تن از این جمعیت را تورکان آذربایجان تشکیل میدهند. 5 میلیون  تن دیگر نیز شامل تورکهای تورکمن، قشقایی، خوراسان و … هستند.

متاسفانه این 35 میلیون تورک، از هرگونه حقوق ملی محروم بوده و با سیاستهای نابودسازی هویت ملی خود از سوی فاشیستهای آریاگرا روبرو هستند. لازم به ذکر است که تلاشهای شوونیزم فارس در راستای اعمال آسیمیلاسیون علیه تورکها روز به روز شدت می گیرد.

تاسف آورتر اینکه اگرچه بیش از نیمی از جمعیت ایران را تورکها به خود اختصاص می دهند ولی آنان حتی از حق مسلم تعلیم و تریبت به زبان مادری خود نیز برخوردار نیستند. این درحالی است که حق تحصیل به زبان مادری بر اساس اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شده است. رژیم فارس گرای ایران که حتی از اختصاص مدارس در مقطع ابتدایی برای 35 میلیون تورک مقیم ایران اجتناب می کند برای ارامنه ای که جمعیت کل آنها در ایران بیشتر از 50 هزار تن نیزنمی باشد، حق تحصیل به زبان ارمنی را حتی تا مقاطع دانشگاهی به رسمیت شناخته است!

 

 خبرنگاران محترم ارباب جراید و وسایل ارتباط جمعی؛

رژیم فارس گرای ایران در هر قدم، ملت تورک را مورد توهین قرار می دهد. یکی از نمونه های بارز و عینی این توهین، تشبیه تورکها به" سوسک"، در روزنامه کثیرالانتشار" ایران"، بعنوان ارگان رسمی دولت و وابسته به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایرنا)، در تاریخ 22 اردیبشهت ماه سال 1385 می باشد.

با توجه به اینکه رییس "روزنامه ایران" از سوی رییس جمهوری اسلامی ایران منصوب می شود می توان به بر این حقیقت تاکید کرد آنچه که در این روزنامه نوشته شده اشکارا، مبین سیاست رسمی دولت تهران در قبال تورکهای مقیم این کشور می باشد.

در این روزنامه از یکسو تورکها به سوسکهایی تشبیه شده اند که از مدفوع دیگران(فارسها) تغذیه می کنند و از سوی دیگر مطلب مذکور،11 روش برای امحای نسل انان همراه با کاریکاتورهای توهین آمیز پیشنهاد می دهد. اگرچه به دنبال انتشار این مطلب، مسئولین روزنامه با اعتراضات متعددی روبرو شدند اما آنها در هفته بعد از آن نیز در مطلبی دیگر و در همان صفحه، اهانتهای هفته قبل خود را بگونه ای دیگر تکرار کردند!

این توهین که از بعد از به قدرت رسیدن آریاگرایان و آغاز سیاستهای سازماندهی شده امحای هویتی و فیزیکی تورکها در 88 سال اخیر بی سابقه بوده و در عرصه دنیا نیز به ندرت می توان مشابهی برای آن پیدا کرد، سبب شد تا کاسه صبر ملت آذربایجان لبریز شود.

به دنبال انتشار این مطلب، ملت اذربایجان در بسیاری از شهرهای آذربایجان جنوبی از جمله، تبریز، اورمیه، اردبیل، خوی، مرند، سولدوز، میانه، مشکین شهر، زنجان، قزوین، همدان، قوشاچای، اهر،… اقدام به اعتراضات مسالمت آمیز نموده خواستار توقیف این نشریه موهن شدند. رژیم فارسگرای ایران به جای اینکه صدای ملت را گوش دهد و مجرمین را محاکمه و مجازات کند با استفاده از نیروهای مسلح در برابر ملت ایستاد.

متعاقب اعمال سرکوبهای وحشیانه نیروهای مسلح رژیم علیه معترضین، بدون اینکه فرقی میان زنان و کودکان و جوانان و کهنسالان قائل شوند، بیشتر از 50 تن از تورکان آذربایجان به شهادت رسیده، صدها تن به انحای مختلف مجروح گردیده و هزاران تن بازداشت شدند. حتی جسد شهدا و پیکر مجروحین از خیابانها سرقت شد و از بیمارستانها منتقل گردید. دستگیرشدگان در این قیامها در معرض شکنجه های به شدت خشونت آمیز قرار گرفتند. همچنین لازم به ذکر است که در آن زمان، نیروهای امنیتی بارها جهت بازداشت فعالین و معترضین، به خانه و کاشانه های آنان حمله ور شدند.

در حال حاضر علی رغم اینکه دو سال از آن حوادث می گذرد این قبیل فشارها و سرکوبها ادامه دارد و ملت تورک آذربایجان جنوبی همچنان درحال تحمل خسارتهای مادی و معنوی گسترده و عمیقی هستند که در زمان قیامها و پس از آن متحمل شده و می شوند.

به این ترتیب ضمن تاکید بر حقایق مسلم پیش گفته، ما تورکان آذربایجانی مقیم  و در حال تحصیل در جمهوری تورکیه، چه آنهایی که در آذربایجان جنوبی و چه کسانی که در آذربایجان شمالی زندگی می کنند، به نام تورکان آذربایجان، وظیفه خود می دانیم تا مطالبات ملت خود را با صدای بلند ابراز داریم:

1-      ضروری است تا حکومت ایران، در پی اهانت شرم آوری که علیه شرف ملت تورک و حیثیت ملی آن به عمل اورده، در بالاترین سطح و بصورت رسمی عذرخواهی کند.

2-      عاملان و جانیان مسئول در حوادث بدون اینکه مقام و رتبه آنان مورد مصلحت اندیشی قرار گیرد، شناسایی و مجازات شوند.

3-      به خانواده های شهدا و نیز به کسانی که بازداشت شده اند، به هر نحوی از انحاء تحت شکنجه قرار گرفته اند و یا جسما معلول و  یا اینکه روحا مصدوم شده اند، خسارت پرداخت گردد.

4-      از تز تاریخ رسمی و نیز کتابهای تحصیلی جمهوری اسلامی ایران، مفاد توهین آمیز و تحقیر کننده ای که علیه ملت تورک و آذربایجان وجود دارد حذف گردد.

5-      با توجه به اینکه اکثریت مطلق جمعیت ایران را تورکها تشکیل می دهند زبان تورکی آذربایجانی، در سراسر ایران رسمی اعلام گردد.

6-      به سیاستهای خزنده ای که در زمینه تحدید اراضی تاریخی آذربایجان، حذف نام آذربایجان و نیز اسامی تورکی از روی نقشه در جریان است خاتمه داده شود.

7-      به سیاستهای که درصدد است تا در نواحی مرزی آذربایجان به خصوص غرب آذربایجان جنوبی، ترکیب جمعیت بومی منطقه را تغییر دهد پایان داده شود.

8-      بلافاصه به سیاستهایی که منجر به خشکانیدن دریاچه اورمیه بعنوان بزرگترین دریاچه کشور و سبب امحای حاصلخیزترین مناطق آذربایجان جنوبی به دنبال اعمال تعمدی سیاستهای غلط در زمینه های انرژی، کشاورزی و اکولوژیک گردیده، پایان داده شود. خاطرنشان می شود که در صورت خشک شدن دریاچه اورمیه، منطقه خاورمیانه با یک فاجعه بزرگ اکولوژیک روبرو خواهد گردید.

9-      سیاستهایی که درراستای ویران سازی آثار فرهنگی و تاریخی تورکها و خصوصا آذربایجانی ها در جریان است متوقف گردد.

10-   به سیاستهای آنتی تورک خارجی جمهوری به اصطلاح اسلامی ایران در زمینه حمایت از اشغالگران ارمنی در قره باغ آذربایجان و ارسال کمکهای همه جانبه خصوصا سلاح و انرژی به رژیم متجاوز ارمنستان خاتمه داده شود.

11-   جمهوری اسلامی ایران اگرچه در منطقه غرب آذربایجان جنوبی و جنوب شرقی آناتولی همواره از تروریستهای پ ک ک و پژاک که منشاء قومی دارند حمایت کرده  اما در حال حاضر ادعای مبارزه با آنها را به نمایش گذاشته است. در واقع این رژیم با شرکت در مثلت ایران- یونان و ارمنستان در حال اعمال سیاستهای مزورانه و خزنده علیه تورکها در منطقه است. ما خواستار آنیم تا به این سیاستها بلافاصله خاتمه داده شود.

12-  به تضییع حقوق زنان و کودکان بخصوص در آذربایجان جنوبی خاتمه داده شود.

 

در نهایت از رسانه های گروهی همه دنیا بخصوص جمهوریهای آذربایجان شمالی و تورکیه خواستاریم تا افکار عمومی ملتهای جهان را نسبت به آنچه که گفته شد حساس و متوجه سازند.

 

دانشجویان تورک آذربایجان جنوبی و شمالی

  در حال تحصیل و زندگی در جمهوری تورکیه

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در یکشنبه 29 اردیبهشت1387  |
 فشار ارگان های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای آذربايجان بیشتر شده است
 

افزایش فشارها و تهدیدات در سراسر آذربایجان جنوبی

ساوالان سسی : با نزدیک شدن به دومین سالگرد اعتراضات خرداد ۱۳۸۵ کنترل و فشار ارگان های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای آذربايجان بیشتر شده است. این فشارها جهت جلوگیری از تظاهراتهای اعتراض آمیزی است که عصر روز اول خرداد ماه در تمام شهرهای آذربایجان صورت خواهد گرفت، گزارشهای مختلفی از شهرهای آذربایجان می آید که در طی دو هفته گذشته صدها تن از فعالان حرکت ملی آذربایجان به اداره کل اطلاعات و اداره حفاظت و اطلاعات نیروی انتظامی احضار و تهدید شده اند که حق برگزاری یا شرکت در هیچ برنامه ای را ندارند. از طرف دیگر منزل و محل کار برخی دیگر نیز در کنترل شبانه روزی قرار دارد. شمار نیروهای یگان ویژه امداد پلیس نیز به طور محسوسی افزایش یافته و حتی در خیابانهای فرعی شهرها نیز به طور دائم افسران و درجه داران در حال گشت زنی هستند. اداره اطلاعات در روند کاملاً غیر قانونی خانواده بازداشت شدگان را از هرگونه مصاحبه و انتشار خبر منع کرده، و تهدید نموده که در صورت انتشار اخبار محکومیت فرد بازداشت شده سنگین تر شده و امکان دستگیری سایر اعضای خانواده وجود خواهد داشت.

آقایان حجت عراقی، سلمان عراقی، سالار عراقی، اکبر عبدالهی از جمله بازداشت شدگانی هستند که طی روزهای ۲۶ و ۲۷ اردیبهشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت و هم اکنون در مکان نامعلومی بسر می برند. در این خصوص خانم فاخته زمانی رئیس انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آداپ) می گوید: نقض حقوق فعالین آذربایجانی بارها طبق نامه های ارسالی به سازمان های حقوق بشر، عفو بین الملل و سازمان های مربوطه به اطلاع رسانده شده است و بار دیگر دستگیری و فشارهای امنیتی وارده بر فعالین آذربایجانی در آستانه دومین سالگرد اعتراضات خرداد ماه آذربایجان را نیز گزارش خواهیم داد

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در یکشنبه 29 اردیبهشت1387  |
 اعلامیه ها و بیانیه های گسترده ای در سطح شهر زنجان پخش گردید
در پی توهین روزنامه دولتی اطلاعات به ملت ترک و با نزدیک شدن به دومین سالگرد قیام ملی خرداد، اعلامیه ها و بیانیه های گسترده ای در سطح شهر زنجان پخش گردید.این اعلامیه ها شامل متن توهین نامه روزنامه اطلاعات و نیز بیانیه ای در خصوص مظالم صورت گرفته از سوی حاکمیت شوونیست و جیره خواران آنها به ملت بزرگ آذربایجان می باشدخاطر نشان می شود در حالی هزاران بیانیه در سطح شهر پخش گردید که به دلیل نزدیکی به ساگرد قیام ملی خرداد، جو شهر روز به روز نظامی تر شده و ماموران در همه جای شهر حضور گسترده دارند.متن بیانیه پخش شده بدین صورت است:

 ملت غیور زنگان

امروزه ما ملت ترک در ایران از دو سو تحت ظلم و ستم و تبعیض قرار گرفته ایم: از سویی تاریخمان تحریف شده و هویت و زبان و فرهنگ کم نظیرمان مورد توهین و انکار در رسانه های حکومتی و مدارس و دانشگاههای ایران قرار گرفته و از سویی دیگر تبعیضات شدید اقتصادی علیه ما اعمال می شود به عنوان نمونه در حالی که در همه جای دنیا اقلیم قابل زیست و شرایط آب و هوایی مناسب و میزان بارندگی یکی از مؤلفه های اساسی رشد اقتصادی مناطق مختلف است عملا در ایران برعکس چنین قضیه ای اتفاق افتاده یعنی مناطق کویری از رشد و پیشرفت چشم گیری برخوردار شده بطوری که اکثر صنایع مادر(ذوب آهن، مس، فولاد، آلومینیوم) و صنایع سنگین(پتروشیمی، ماشین سازی) و جدیدا هم نیروگاههای هسته ای عمدتا در مناطق کویری(کرمان، یزد، اصفهان، شیراز) واقع شده اند و دیگر نقاط مستعد کشور مانند استانهای مختلف آذربایجان از جمله زنگان و نیز خوزستان، کردستان، بلوچستان و دیگر مناطق غیرفارس کشور وضعیت اسف بار اقتصادی عمدتا در زمینه های کشاورزی و صنعتی دارند و حتی پستهای کلیدی و مدیریتهای کلان در آذربایجان بویژه زنگان در اختیار افاغنه(فارسها) ضدترک قرار دارد.

حرکت ملی آذربایجان جنبشی ملی و خودجوش از میان فرزندان شما ملت قهرمان و آگاه است که با هدف پایان بخشیدن به این وضعیت ظالمانه مبارزه ای مدنی را آغاز نموده و با قدرت تمام در فعالیت است اما متاسفانه دولت و حاکمیت به جای پاسخگویی به خواسته های به حق ملت به سرکوبی و تشدید مظالم رو آورده است.

همشهریان عزیز همصدا با تمامی شهرهای ترک و فعالان حرکت ملی برای احقاق حقوق زبانی، فرهنگی و اقتصادی مان به پا خیزید:

1-        زبان ترکی، زبان مادریمان باید به رسمیت شناخته شده و در سیستم آموزشی مدارس و دانشگاهها تدریس شود.

2-        باید به تبعیضات ظالمانه اقتصادی، فرهنگی و ... در حق ترکهای ایران خاتمه داده شود.

 

حرکت ملی آذربایجان-زنگان

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در یکشنبه 29 اردیبهشت1387  |
 جناب آقای مهندس ملکی نماینده محترم مشگین شهر درمجلس شورای اسلامی

جناب آقای مهندس ملکی نماینده محترم مشگین شهر درمجلس

 شورای اسلامی

اعاده حقوق تضییع شده راه حل بهتریست یا نصب دوربینهای مدار

 بسته؟

 

در بحبوحه  تبلیغات انتخاباتی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی  تعدادی نامه خطاب به مسئولین کشوری با امضای آقای مهندس ولی ملکی نماینده محترم مشگین شهر در شماره (  35) نشر ییه محلی بانگ ساوالان درج شده بود  در میان این نامه ها که با  هدف تبلیغ وتبیین فعالیتهای ایشان انتشار یافته بود نامه ای  به شماره  2255/م/ج  -2/12/85   بسیا ر جلب توجه وغیر قابل باور  می نمود در این نامه در کنار موارد دیگر،ازفرماندهی نیروی انتظامی کشورچنین درخواست  شده بود "  نظر به شرایط امنیتی وسیاسی خاص شهرستان به ویژه شهرستان مشکین شهر (به خصوص وجود عناصر قومی )تجهیز نقاط حساس شهر به دوربین های مدار بسته از ضروریات است "   !!!؟ در ارتباط با چنین در خواست حیرت آور و ننگینی لازم دیدم به  علت بری بودن از اتهامات معمول دوران انتخابات پس از گذشت تقریبا دو ماه از حادثه مذبور نکاتی را با استناد به حق قانونی و حقوقی مواخذه وکیل توسط موکل به استحضار ایشان وعموم برسانم  قبل از ارائه مطلب اصلی با اذعان به اینکه باوجود سیاستهای  فقرزایی ومحدود کننده!!    که باهدف ایجاد وابستگی وتولیدحس حقارت و خود کمتر بینی در رعایای غیر فارس !!!   نسبت به قوم از ما بهتران وحاکم پارس !!! ، درآذربایجان وبعضی مناطق خاص اجرا میگردد حیطه اختیار وقدرت مسِِِِِِئولین محلی چنان تنگ ومحصور است که از نماینده هیچ دوره ای  نمی توان  انتظار بهسازی وضعیت نابسامان وزجرآورمنطقه را داشت اما با این وصف در یک  مقایسه ای نسبی  با نمایندگان قبلی مشگین شهر مواردی از فعالیت های ایشان جای تقدیرو تشکر نیز دارد .                

آقای ملکی؛ همشهری عزیز در قرن 21 وعصر دموکراسی وحقوق بشر تلاش یک نمایند ه مجلس - که از پلکان دل وروح و احساس وآرزوهای مردم یک شهربالا رفته است – در اصرار به پاییدن همین مردم بادوربین های مدار بسته چنان تحیربرانگیز وشرم آور است که علی رغم عینیت مسئله حتی  خود جنابعالی را نیز مجبور به انکار شفاهی وخصوصی میکند (1)

حال محتوای نامه به یک طرف  در عجبم از اینکه با کدام عقل سلیمی از  چنین نامه ای که بر علیه مردم وموکلینتان نوشته اید به عنوان آگهی تبلیغاتی وبرگ برنده خوداستفاده می کنید آیا این حرکت جز به سخره گرفتن شعور مردم مشگین شهر نیست والبته بسیار طبیعی می نماید که با چنین" نامه" اعمال وچنین تبلیغ مضحکی نتیجه ای بهتر ازآن نیز از انتخابات نگیرید .

آقای مهندس، در درخواست خود از افرادی تحت عنوان (عناصر قومی )یاد کرده اید دقت بفرمایید  که از این عناصر به تعداد حدودا هفتاد میلیون نفربا ویژگیهای گوناگون درجغرافیایی با پهنای میلیونها کیلومتر مربع به نام ایران زندگی می کنند که فکر نمیکنم دوربینهای درخواستی  شما لزوم وتوانایی ردیابی!! این همه عنصر قومی راداشته باشند اما در میان این عناصر باز دهها میلیون نفر هستند که از:                                                                      

1- تحقیر ملی تایید وهدایت شده ازطرف حکومتهای مرکزی وبه راه اندازی جنگ روانی بر علیه آنها (2)                                                    

 2-  استبداد زبانی وفرهنگی                                                                      

3- عدم سرمایه گذاری استراتژیک وجلوگیری از ایجاد صنایع مادردر مناطق عنصر!! نشین                                                       

4- فقر،بیکاری و بی سوادی     ( تحمیلی واجتناب پذیر )                                                     

5- مصادره به مطلوب ،تحریف وحقه بازی آشکار در تاریخ نگاری (4)                                 

6- تخریب ومحو آثار تمدنهای چندین هزار ساله ملت های حاشیه ای ؟!!


7- تغییر وجعل اسامی بومی شهرها، روستاها و سایر مناطق جغرافیایی
                     

8- ایجاد ممنوعیت یا محدودیت شدید درنام گذاری فرزندان واماکن تجاری به زبانهای غیر فارسی (5)                                                                               

 9- توقیف نشریات وعدم صدور مجوز حزبی یا تشکیلاتی به گروههایی که  بوی حق

 خواهی ملی از آنها به مشام میرسد                                                                                          

10-عقب نگه داشته شدگی وتحمیل شرایط معیشتی" بخور تا زنده بمانی"               

11- غارت معادن وثروتهای طبیعی سرزمینهای عناصرقومی پست ؟!!!در جهت توسعه شهرها واعتلای زندگی عناصربرتر؟!!! (  حتی در صورت بکار گمارده شدن نیروهای بومی در این چپاول  اشتغال عظیمی دراین مناطق صورت میگیرد)

ودرکل از بیگانه پنداری و تبعیض فاحش بین ملتهای محکوم ایرانی وقوم حاکم   که همه وهمه ریشه دردکترین دولتی پان فارسیزم دارد جان به لب شده اند حال اگر منظور جنابعالی از عناصر قومی همین انسانها باشد باید بگویم که: شما یا توان درک مظالم ملی هشتاد و چند ساله را ندارید یا با عینکی به قضایا مینگرید که دیو پلید آپارتاید در اختیارتان گذاشته است شاید نیز منافع شخصیتان راه برهر واقع بینی بسته است درهرحال با آنکه جنابعالی نیزازلحاظ ملی  جزوقربانیان این ایدئولوژی شیطانی هستید اما با کمال تاسف بجای تلاش در راستای برقراری عدالت ملی و دلسوزی و درد زدایی ازمردم این شهر فقیر، افسرده ونازیبا که  معلول عینی ستم ملی اند  چنین مینماید که-آگاهانه یا ناآگاهانه- به ابزاری محلی در جهت اجرای ایدئولوژی غیرانسانی – اسلامی وپهلوی نشان پان فارسیزم تبدیل شده اید .

 آقای ملکی !

آیا شما یک مورد - فقط یک مورد - از خواستهای این عناصر! را سراغ دارید که خارج ا ز چهارچوب حقوق طبیعی ومدنی بشری بوده ویا سر سوزن تناقضی با عدل محمدی داشته باشد؟اصلا آیا شما تابه حال  زحمت تامل وبررسی افکار و ایده های این عناصر! را به خود داده اید یا  فقط  طوری شرطی شده اید که به محض شنیدن سخنان ونام آنها اتوماتیک وار واژه های رنگ و رو رفته  "پان ترکیست " "تجزیه طلب " " عوامل خارجی" و"عناصرقومی "بر فکر و زبانتان جاری می شود ؟  باور بفرمایید که با این انگهای کلیشه ای و تاریخ مصرف  گذشته نمیتوان برای همیشه اندیشه عدالت خواهی مردم را بمباران و پروسه بیداری ملتهای اسیررا مختل کرد.                                                                                              

آقای مهندس ! اندیشمندی می گوید: " آنکس که حقیقت رانمی داند نادان و آنکس که حقیقت رامی داند وسکوت میکند خیانتکار است" ستم ملی در ایران چنان آشکاروعیان می باشد  که برای توضیح یا فهم آن نیازی به صغری و کبری چیدن وتحقیق بیشتر نیست با این وصف  قسمت اول سخن آن خردمند یقینا درمورد جنابعالی صدق نمی کند اما-لااقل - درقبال مظالم ملی سکوت نیزاختیارنکرده اید که در زمره گروه دوم قرار بگیرید دوربینهای مداربسته شما جایگاه تان را در قبال مردم و بخصوص کسانی که آه جمعی در بساط و بار"عدالت طلبی ملی "  حتی شخص جنابعالی را نیز بدوش می کشند متاسفانه به پایین تر و قبیح تر ازآن سطح نیز تنزل می دهد

همدرد درد نشناس!

بیاد داشته باشید  که دوربینهای سفارشی شما برای پاییدن آن گروه از (عناصر قومی ) لازم است ، که این سرزمین و تمامی سرمایه های مادی و معنوی آن را ملک مطلق و قومی خود دانسته و من ترک، کرد، لر، عرب و بلوچ ایرانی را برده های اجدادی خود میپندارند . این عناصر آلوده به ویروس پان فارسیزم  ذره ای حقوق ملی برای دیگر ملتهای ایرانی قائل نبوده و غیر ازموارد مقطعی که به قربانی یا سیاهی لشگر نیازداشته باشند ایرانی های غیر فارس را جز به چشم  بیگانه ،اقوام مهاجم ومزاحم نمی بینند  باور کنید دوربینهای مدار بسته جنابعالی در پاییدن شوینیستهای خطرناک ایرانی که با ماسکهای گوناگون دولتی وغیردولتی  مشغول به قتل عام فرهنگی ملتهای تحت سلطه این جغرافیای سیاسی هستند کاربری بیشترو مفید تری خواهد داشت تا در مورد ملت های درمانده ای که در تقلا و استغاثه حقوق بشری خویشند.

آقا" ولی"،هم عنصر عزیز وپارلمانی !آیا خلع هویت ملی وانقراض فرهنگی – زبانی بیش از چهل وچند  میلیون انسان ایرانی به اندازه  انقراض نسل یوز پلنگ این سرزمین  اهمیت ندارد ؟

 آیا تلاش برای

محرومیت زدایی ازاستان  فلاکت زده اردبیل - با هزاران شهید  وجانباز وسینه چاک این کشور- در اولویت قراردارد یا سرمایه گذاری میلیاردی در توسعه نیم زبان فارسی بچه های تاجیک وافغان ؟ تفاوت غیرعادی شاخص های رشد میان استانهای کویری اصفهان وکرمان و یزد با استانهای زرخاک آذربایجان ریشه درچه سیاستهایی دارد؟ چگونه  می توان این همه درد ملی ملت آذربایجان را دید و آرام بود ؟ آقای وکیل بجای نصب دوربین، چشمهایتان براین همه جفای ملی که بر آذربایجان میرود باز کنید. مطمئن باشید بدون دوربینهای مدار بسته نیزما و میلیونها ایرانی اسیر وزندانی هیولای  پان فارسیزم هستیم گرگ پان فارسیزم عمریست که درجلد ها وبا ترفندهای گوناگون  مشغول به دریدن هستی ماست این تفکر بدوی و تمامیت خواه این میراث گندیده رضا خان نسلهاست که بین  دولتهای مرکزی  دست به دست گشته ومانع از هرگونه  تعالی، همگرایی و وحدت عادلانه ومترقی ملی میشود غده سرطانی پان فارسیزم با ریشه دوانی در تمامی سیستمهای دولتی وغیر دولتی ، احساسات ایران دوستی و وحدتگرایی  را درملتهای غیر فارس تضعیف و نیروی گریز ازمرکز را در آنها تشدید میکند با جرات میتوان گفت که برای حفظ تمامیت ارضی،  ایجاد  وحدت، احراز صمیمیت و سعادت ملی  کافیست با جراحی این غده چرکین بساط بیماریهای آریا پرستی وخود برتر بینی های قومی را از قوانین وارگانیزم دولتی خود برچیده و با حضوربرابر تمامی ملتهای ایرانی" طرحی  نو در اندازیم  " یقین بدانید  آن روز دیگر هیچ نیازی به دوربین های مدار بسته نخواهیم داشت وتمامی "عناصرقومی "  ایرانی بدون هیچ تبلیغ وتهدیدی  به باهم  بودن احساس نیاز کرده وتاثیر لذت بخش وشگرف این اتحاد تساوی الحقوق را در تمامی ابعاد زندگی فردی ، ملی وجهانی خواهند دید .                                           

                                                                               وتواصوا بالحق  

                                                            

   (1) کتابهای درسی ومجعول تاریخ در تمامی مقاطع تحصیلی که دانش اموخته را به یک ضد ترک تبدیل میکند - فیلم ،تئاتروسایرتولیدات  به اصطلاح فرهنگی که با هدف ترک ستیزی و با  مجوز های دولتی عرضه  میشود .

  (2)- در مکالمات تلفنی که با آقای مهندس ملکی داشتم ظاهرا با تعجب وجود چنین نامه ای راانکارکردنداما درمقابل  این سوال که :پس چرا از نشرییه مذکور به اتهام نشر اکاذیب شکایت نکردید ؟ جوابی نداشتند!

 (3)به نظر اینجانب فزونی بسیاری از ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی در منطقه نیز مثل مشاغل کاذب مهاجرت ،اعتیاد ،قاچاق موادمخدر، افت تحصیلی ، طلاق ، افسردگی ، خودکشی ،سرقت و... با درصد بسیار بالایی.ریشه در عوامل تحمیلی قید شده دارد

(4) – برای روشنگری بیشتر به مجموعه کتابهای استاد ناصر پور پیرار مراجعه شود

(5)- به علت درخواست نام ترکی فرزند پنج ماهه مولف هنوز ازداشتن شناسنامه وبالطبع هر گونه خدمات اجتماعی محروم است  

 

                                                                                  ایرج موذن زاده

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 28 اردیبهشت1387  |
 اطلاعیه های پخش شده در تبریز

   حسین حسین شعاریمیز           شهادت افتخاریمیز   

دعوت مردم تهران به تجمع ضداستبدادی

 و ضد آپارتایدی اول خرداد ماه در بهارستان

خرداد قیامینین ایل دونومو یاخینلاشدیقجا آذربایجانلیلارین یاشادیغی شهرلرده قیامین عزیزلنمه سی باره ده بیانیه لر یاییلیر. تهران شهرینده یایینلانان بیر بیلدیری ده آذربایجان تورکلرینه قارشی شوونیستی سیاستلر محکوم ائدیله رک آذربایجانلی لاری اوز حاقلارینی الده ائتمک اوچون خرداد قیاملارینی عزیز له مه یه چاغیریر. بو بیانیه رباط کریم، تهران، اسلام شهر و شهریار دا 100000 عدد اولاراق یاییلیب 

    

 

اطلاعیه های پخش شده در تبریز

 

      

     بیز قهرمان تورکلریک      بیز فاسلارا باش ایمه ریک

 تورک دیلینده       مدرسه مدرسه

 آذربایجان اویاخدی       ائوز دیلینه دایاقدی

 بیز اولماغا حاضیریک    بابکین سربازییک

  رد اولسون فارس شوونیزمی

گونی گئلیب عصیانا    فاسلار قاچن کرمانا

 

منیم یوردوم توراندی/آیریلمایین آماندی/کرکوک،باکی تبریزده/آذربایجان بیر جاندی

 

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 28 اردیبهشت1387  |
 یاشاسین آذربایجانین موبارز ایگید لری
 

جو سنگین امنیتی در اکثر خیابانهای تبریز

سربازان گمنام بابک به زوذی اطلاعات موثقی از تحرکات رژیم در آستانه قیام

 ۱ خرداد در اختیار سایتها قرار خواهد داد!

 

۱- اختلال در شبکه مخابراتی آذربایجان جنوبی 

 

۲- تجهیز بسیج آذربایجان جنوبی

 

۳- تحرکات نیروهای اطلاعاتی ذر اکثر شهرهای آذربایجان جنوبی

خبر فوری!!!!!!!

 

توطئه رژیم آپارتاید!!!

 

خبرمهم . اخطار واطلاعیه . حرکت ملی آذربایجان . تبریز

 

به دنبال افزایش عزم مردمی برای برگذاری دومین سالگرد اهانت روزنامه ایران به تورک زبانان، رژیم بر آن شده تا در روز اول خرداد اقدام به بمب گذاری در یکی از خیابانهای اصلی شهر تبریز بزند .البته هدف از این بمب گذاری تبدیل آذربایجان به اهواز دوم است.یعنی پس از بمب گذاری ومتعاقب آن انفجار حاصله،این بمبگذاری را به گردن فعالین اصلی حرکت ملی انداخته شده وحتی تعدادی از آنان هم احتمالا به حکم اعدام محکوم شوند تا از این طریق بتوانند نام حرکت ملی را لکه دار کنند و همچنین بقیه فعالین را نیز دچار رعب و وحشت کنند.البته تمامی شواهد در تبریزنیز این گفته ها را تایید میکند چرا که:

۱:بر خلاف دفعات گذشته ، این بار هیچ یک از فعالین اصلی دستگیر یا احضار به اطلاعات نشده اند.

۲:در بازار تبریز هم شایعه انداخه اند که در روز اول خرداد تظاهرات بزرگی خواهد شد و "آذربایجانچی ها" با اسلحه به خیابانها خواهند آمد.

بدین وسیله از تمامی فعالین حرکت ملی در خواست میشود که مراقب اعمال دولت ایران باشند.

همچنین از تمامی وب سایتها ووبلاگهای آذربایجان در خواست میشود در انعکاس این خبر حتما همکاری نمایند چرا که معتقدیم اطلاع رسانی خوب در این زمینه باعث جلوگیری ولو رفتن نقشه شوونیستها خواهد شد.

             گلجک بیزیمدیر********یاشاسین آذربایجان

 مرگ بر شوونیسم فارس»»»»»»»»»»   http://bachepars2.blogfa.com   

یاشاسین آذربایجانین موبارز ایگیدلری

بر اساس ایمیل هایی که از طرف خبر گزاریهای موثق دنیا برای

 سربازان گمنام بابک ارسال شده است حکایت از آن دارد که در روز

 ۱ خرداد شاهد حضور این خبر نگاران در اکثر شهرهای آذربایجان

 جنوبی باشیم.

        ادبیات فارس شخصیت ملت تورک را اینگونه معنا می کند!!!

 

           در ۱ خرداد ۸۷ به همه این دهن کجی ها  جواب خواهیم داد

              به اطلاعیه های تشکل ها در صفحات دیگر توجه فرمائید

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 28 اردیبهشت1387  |
 مجری طرح خط لوله ارمنستان

 

مجری طرح خط لوله ارمنستان

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 28 اردیبهشت1387  |
 نمونه ای از یاوه گویی های شوونیسم فارس

 

نمونه ای از یاوه گویی هاو دهن کجی

 

 های شوونیسم فارس

 

 

 حتما کلیک کنید»»»»»پان سگهای آریائی

 

 

 کلیک کنید:

 http://www.irantaleshestan.blogfa.com

 

سوروش ایتیل گوزومدن ایران

آند  اولا  ستارخانا  اود  سالاريك   تهرانا

یاشاسین تورک

تورك يئرلري

اول خرداد ۱۳۸۷ روز اتحاد  تورکان  ایران

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 27 اردیبهشت1387  |
 راه اندازی دوربینها در میدان دانشسرا - شهدا -ساعت و اکثر خیابانهای اصلی شهر تبریز
 

راه اندازی دوربینها در میدان دانشسرا - شهدا -ساعت و اکثر خیابانهای اصلی شهر تبریز

این دوربینها  از  پارکینگ طبقاتی واقع در میدان دانشسرا کنترل می شوند و در اختیار

 مامورین اداره اطلاعات استان قرار دارند !!! 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 27 اردیبهشت1387  |
 ‬تيم خارجي براي حضور در تور دوچرخه‌سواري آذربايجان اعلام آمادگي كردند .
 

 سرپرست هيات دوچرخه‌سواري آذربايجان‌شرقي گفت: ‪ ۹‬تيم خارجي براي حضور در تور دوچرخه‌سواري بين‌المللي آذربايجان اعلام آمادگي كردند.

"عظيم ممقاني "روز پنجشنبه افزود: تيم‌هاي جمهوري آذربايجان ، ارمنستان ، بحرين ، قزاقستان ، ازبكستان ، نيوزلند، گرجستان، سوريه و تركيه آمادگي خود را براي حضور در بيست و سومين دوره تور دوچرخه سواري بين‌المللي آذربايجان اعلام كردند.

وي در مورد تيم‌هاي داخلي شركت‌كننده در تور ، گفت: طبق قوانين برگزاري مسابقات ،تيم‌هاي داخلي كه در فدراسيون جهاني ثبت شده باشند، مي‌توانند در تور شركت نمايند.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 27 اردیبهشت1387  |
 پاره اي تفاوت‌هاي زبان ترکي با زبانهاي ديگر ــ ع.ا. غفوري نيا
 بگفته صاحب نظران ادبيات تركي در قياس با زبان فارسي از نظر فصاحت كلام و تعدد واژه ها در بيان مفاهيم احساسي و لطف و ملاطفت وقهرومخالفت و روابط مادي واجتماعي و۰۰۰ غني تر از ادبيات فارسي است ۰ بقول يكي از مورخين قابل پرسش است كه چرا و چگونه اين زبان فصيح و عميق در دشتها وافقهاي بيكران بر آمده و باليده و رشد كرده و اين همه لغت و كلام زائيده ؟ جواب اينست كه شايد تعدد اقوام و انتشار و گسيختگي آنها از هم وگسترش جغرافيائي وشرايط زيست محيطي و اقتصادي و سياسي ، شرح جنگها و دلاوريها و وضع مدني و فرهنگي براي آنها بينش و افكار و انديشه أي بوجود آورده که بمرور زمان باعث پيدايش و زايش كلام شده و استعمال كلام بمرور آنرا صاف وصيقلي و متبلوركرده وبيشك فصاحت زبان عربي هم تابع همين شرايط بوده است ۰طبعا فصاحت و بلاغت زبان فارسي تا اين حد نيست و علت آن كمي سابقه، عدم تحول در طول هزار سال گذشته و نبودن پشتوانه ادبي آنست و ما در اينجا عقايد تعدادي از صاحب نظران داخلي و خارجي را مي آوريم :

۱ – دكتر مهاجراني با اشاره به تحول ساختاري زبانهاي اروپائي ، يكي از مشكلات بزرك زبان فارسي را عدم شكوفائي وعدم گسترش آن در هزاره اخير عنوان كرد و گفت اينكه ما در حال حاضر براحتي و بدون كوچكترين مشكلي مي توانيم زبان سعدي و حافظ را درك كنيم از يك لحاظ هشدار دهنده است . چرا كه از عدم تحول فرهنگي بدليل وارداتي بودن تمدن ما، در سده هاي گذشته است ( ضميمه روزنامه اطلاعات مورخ ۱۱/۱۱/۱۳۷۴ )

۲ – ابن اثير جوزي مولف كتاب ” المثل السائر في ادب الكاتب و الشاعر ” زبان عربي را دريا و فارسي را قطره خوانده است ( ص ۶۹ كتاب تامل در بنيان تاريخ ايران – ناصر پور پيرار ) و علت آنهم اينست كه كلمات فارسي فصاحت واژه هاي عرب را ندارند .

در قياس فارسي و عربي علامه محقق مير سيد شريف جرجاني ( ۸۱۶-۷۴۰ ) در كتاب ترجمان القرآن که شامل لغات قران کريم با معادل فارسي آنهاست با دقت هرچه بيشتر برشته تحرير کشيده تاپيروان فارسي زبان مکتب محمدي را با معاني فارسي قرآن کريم آشنا کند . کتاب ترجمان نشان ميدهد که در قرن نهم نيز بيان مفهوم اوليه و حتي نسبي يک چهارم از الفاظ عرب مضبوط در قران نيازمند جمله کوتاه و بلند فارسي است تا مفهوم شود. ولي ضبط و توضيح لغات تا قرن نهم طول کشيده و از آنروست که تا پيش ازآن زبان فارسي قدرت و تحمل و تحليل زبان عرب را نداشته و در بسياري موارد آنچه را مير شريف جرجاني آورده حدسياتي است که در معاني واژه هاي قرآن متصور بوده، نه قدرت واقتدارواقعي آن . پس از ظهور اسلام شعر فارسي با وام بسيار به اوزان عروضي و کلام و لغت عرب هم نتوانست زبان و جلوه وجلاي کلام دوران جاهليت عرب و بکارت او را در يابد ( ص۷۱ تامل در – کتاب دوم پور پيرار )

۳-قرآن کريم که بزبان عرب نازل شده از نظر فصاحت کلام و بيان در برابر فصاحت معلقات عرب ،خود معجزه ايست. ضعف زبان فارسي در قران کريم نيز مورد اشاره قرار گرفته چنانکه زبان سلمان فارسي(که ازياران پيغمبروفارسي زبان است) بکنايه ودرقياس با عربي ناآشنا وناتوان معرفي ميشود ترجمه آيه چنين است :« ميگويندبشري اين ها را بتو مي آموزد آنکس زبان گنگ عجم ( فارسي ) ميداند و اين قرآن بزبان فصيح عرب است سوره نحل آيه ۱۰۳ »

۴- آقاي محمد حسين روحاني نوشته اند : « در حال حاضر ما با چند صد هزار واژه علمي و صنعتي بزبانهاي فرنگي سرو کار داريم که عينا و بصورت روز افزون بزبان فارسي سرازير شده و ميشوند ولي عربها ، واژگان خالص و ناب و سره در فرهنگستان زبان خود ساخته اند که از آن ميان ۸۰ هزار واژه کليدي در علم شيمي است . ايشان در ادامه نوشته اند زبان فارسي از گزند واژگان بيگانه منحط ترين ، بدبخت ترين ، پوچ ترين و داغون ترين زبان جهان شده و دستگاه واژه سازي ، باروري و زايندگي زبان فارسي فلج گشته است ( بينات شماره ۱ ص ۱۴۷ ) و اين در حالي است که فرهنگستان زبان فارسي از هفتاد سال پيش داير و اقدام به اصلاح ساختاري زبان و تهيه لغت هايي معادل نموده ، اما همان کاستي پابرجاست و طبيعتا براي جا افتادن و پذيرش لغات وضع شده زمان استعمال لازم است تاکلمات دخيل بتوانندميدان مانور يافته و جواز ورود به گفتار و محاورات مردم بيابند يا دفع شوند ، مثلا بسياري از واژه هاي پيشنهادي احمد کسروي مورد قبول و اقبال زبان و ادب فارسي قرار نگرفت و کسی سبک نوشتاری او را پیروی نکرده است . منظور اینست که فارسی سره بی حضور لغات عربی خشک و بیروح است و طراوتی نمایان ندارد.

۶ – در زمان سامانيان دانشمنداني از قبيل رازي و ابن سينا و بيروني كتابهاي علمي خود را بزبان عرب نوشته و زبان فارسي را براي بيان مطالب علمي عليل دانسته اند. چنانكه از ۱۳۱ اثر مسلم ابن سينا فقط دانشنامه علائي را به فارسي نوشته است و ابن سينارا براي رفع ناتواني علا’الدوله كاكويه در خواندن مطالب جدي بزبان عرب ، مجبور كردند به فارسي بنويسد. گفته اند علاءالدوله حتي از آن متن فارسي نيز به علت وفور لغت عرب چيزي در نيافت ( درست مثل ترجمه فارسي كتاب قانون ابن سينا (وسيله هژار) كه بدليل زياد بودن كلمات عربي رساو مفهوم نيست )

۷- ابو ريحان بيروني بتاييد درست ۱۵۳ عنوان كتاب را صاحب بوده است و از ميان اين كوله بار گران علم كه گنجينه أي از نجوم و رياضيات و فيزيك و تفحص در امور عالم است ، فقط كتاب ( التفهيم ) را هم بفارسي و هم به عربي از بيروني يافته اند و همين تنها كتاب بيروني بفارسي نيز، كه نگارش نخست آن به عربي بوده براي غنا و توان بيان پي در پي به لغات عربي پناه مي برد . دراين كتاب اصطلاحات علمي بزبان عربي است كه بنوشته كتاب مزبور تمام واژگان علمي و فني و عقلي از آن لغت عرب است و نه فقط در عهد بيروني بلكه اينك نيز جايگزين فارسي ندارد . ( تاملي در بنيان ص ۲۴ پور پيرار )

۷ – نظر بيروني در مورد زبان فارسي چنين است : فارسي دري «زبان» جديد و نيم عربي شده ايست كه بيشتر واژگان آنرا كلمات عربي تشكيل ميدهد . علاوه بر اين زبان فارسي دري را به حروف عربي نوشته و نيكو ترين آثاري كه در روزگار دين و حكومت پديد شد بهمين زبان بود زيرا آن زبان تازه فارسي بيشتر زبان شعر و حماسه بود و هنوز مي بايست زماني سپري ميشد تا شايسته تاليفات علمي نيز گردد . اين نظر همان سخن ابوريحان بيروني است كه در سايه غزنويان زيست و براي آنان كتابها نوشت . وي چنين مي پنداشت كه عربي زبان علم و انديشه و تاليف است نه فارسي . ( حسين مونس – اطلس تاريخ اسلام ص ۲۸۲ )

۸-سابقه و پايه زبان فارسي دري كه زبان پهلوي باستان است خود داراي مشكلات زيادي بوده است . آقاي احمد تفضلي نوشته اند: شاهدي در دست نيست كه بر اساس آن بتوانيم استناد كنيم كه فارسي باستان بصورت مكتوب جز در كتيبه شاهان هخامنشي كه بخط ميخي است در جاي ديگر نيز بكار رفته باشدو ناتل خانلري همراه تفضلي هر دو اعتراف دارند: زبان فارسي باستان غير كاربردي بوده وفقط بكار كتيبه نويسي مي آمده. ( تاملي در بنيان ص ۷۸ )

آقاي محمد علي اسلامي ندوشن نوشته اند : چنانكه ميدانيم از ايران پيش ازاسلام از نوشته و كتاب چيزي در دست نمانده است موجب آن هر چه باشد واقع امر آنست كه ما از لحاظ آثار مكتوب ايران باستان با يك خلاءدو هزار ساله رو به روئيم . ( همان منبع )

ملك الشعرا’ بهار در كتاب سبك شناسي جلد اول ص۹۲ نوشته اند :«از روايات فردوسي بر مي آيد كه آرياهاي آن روز كه در ايران استقرار يافته بودند خود داراي خط و تمدن نبودند و اين مبادي و اصول را از رعايا و زيردستان خود آموختند وآن زير دستان مردم قديم ايران بوده اند كه بعد ها از آنان به ديو تعبير شده است .»بنوشته دكتر زهتاب ملل غالب، اقوام آريائي اندكه بر ساكنان سابق منطقه كه التصاقي زبان بودند ، چيره شده و بنوشته فردوسي همان التصاقي زبانان بآنان سي و سه زبان آموخته اند که در اين کتاب اشاره شده .

اينكه شوونيزم فارس سعي ميكند با تبليغ زبان پهلوي پيشينه أي ۲۵۰۰ ساله براي أن جعل كند چيزي در حد حرف و گفتار است و سندي براي ارائه وجود ندارد و بنوشته اورانسكي هم : هيچ مدركي از تكامل زبان اشكاني – چه ديني و غير ديني – از اواسط قرن چهارم قبل از ميلاد تا اواسط قرن سوم بعد از ميلاد منعكس نميكند

۹ – جرجي زيدان مورخ مشهور عرب و نويسنده کتاب معتبر تاريخ اسلام نمي تواند هيچ نشاني از تاريخ جنگها و فتوحات بصورت مکتوب پيش از « تاريخ يعقوبي » بياورد و تصريح ميکند که کتاب نويسي از يعقوبي شروع ميشود و بدليل دشواري نگارش خط عربي ( و عدم تکامل آن تا قرن چهارم ميلادي ) حتي از قرآن نگاري نيز نمونه هائي بس اندک در دست است .

نوشتار خط ترکي و فارسي بر گرفته از خط عربي است و تا قبل از قرن چهارم هجري اين خط هنوز تکامل نداشت و حتي اولين قرآن هاي مکتوب که در زمان حضرت عمر و ابوبکر وسيله هيئت کاتبان قران به ولايات فرستاده شده بدليل نبودن آوانگاري ، از نظر نوشتاري فرق هائي دارند۰ وچنانکه گفته شد تا نيمه هاي قرن چهارم کسي از عوام الناس نمي توانست قرآن را بخواند زيرا اين خط تکامل و شيوع کامل نيافته بود ، اما از آنجا که قرآن قانون اساسي و وجوهره دين اسلام و بيان کننده احکام شرع و دستورات اين کتاب آسماني بود، پيوسته ضرورت نگارش و انتشارآن بدرخواست نو مسلمانان احساس ميشد و از همان قرون اوليه کاتبان وحي سعي در رفع مشکلات آن داشتند و اين روند بتاني و خيلي آرام صورت گرفته است

بنابراين کتابهائي که بخط عربي نوشته شده - اعم از ترکي و فارسي و هرگونه خط عربي – عمدتا از اواخر قرن چهارم هجري و سيصد سال پس از ظهور اسلام بوده است . در کتاب بيست مقاله قزويني آمده است : «قديم ترين کتابهاي فارسي ترجمه تاريخ طبري توسط بلعمي در سنه ۳۸۶ه .ق. وترجمه تفسير کبير طبري بين سنوات ( ۳۶۶-۳۵۰ ه. ق. ) و کتاب الابنيه عن حقايق الادويه ابو منصور موفق الهروي ( البته نوشتار مقدمه آن ) بين سالهاي ۳۶۲- ۳۵۰ ق .بوده و يک نسخه آن بخط اسدي طوسي است . دوره کامل ۲۰ مقاله قزويني چاپ دوم ) و اين نظريه را خانلري نير تاييد ميکند ( تاريخ زبان فارسي ص ۳۵۶ )

۱۰ – واژگان فارسي براي بيان مفاهيم علمي مجهز نيست و مترجمان ايراني بيش از همه اين درد جانکاه را احساس ميکنند و از اين عذاب ميبرند . گاه ميشود که انسان يک ساعت ، يک روز ، حتي يک هفته در باره بهمان تغيير زبان خارجي مي انديشد ، مغز و اعصاب خود را مي فرسايد و سرانجام نيز راه بجائي نمي برد . خوانندگان هم همواره از مترجمان و ترجمه هاي فارسي اظهار ناخشنودي مي نمايند و خود مترجمين نيز بار ها از محدوديت زبان فارسي در ترجمه متون خارجي گلايه داشته اند . ( دکتر م. ح. شهري ص ۶۵ – دکتر رضا باطني ص ۴۷ – ۴۹ همان )

۱۱ – از نظر زماني ترکي بر فارسي مرجح است ، چرا که از سپيده دم تاريخ آذربايجان ، محل اسکان مردم التصاقي زبان سومري و ايلامي و … بوده و سومريان نخستين خط نوشتاري را در دنيا ايجاد کرده اند وبگفته دکتر زهتاب و منابع خارجي انتساب زبان ترکي بر پايه زبان التصاقي مسلم و حتمي است و اين زبان در طول سده ها و هزاره ها چنين قانونمند و منسجم شده است .

۱۲ – در زبان ترکي لغات و واژه هائي هست که در زبان فارسي معادل و همسنگ ندارد و از اين رو قابل ترجمه به فارسي هم نيست . امير عليشير نوائي ( ۸۷۶ – ۹۰۶ ) شاعر و نويسنده بزرگ خراسان و وزير دانشمند سلطان حسين بايقارا (که داراي ۳۲ اثر بزبانهاي ترکي و فارسي است ) ۵۰۰ سال پيش کتابي بنام « محاکمة اللغتين » نوشته که جزو آثار کلاسيک زبان ترکي است . کتاب مزبور حاوي لغات ترکي است که در فارسي وجود ندارد . دنباله اين کتاب را در عصر ما دکتر جواد هيئت زبان شناس و ترک شناس معروف آذربايجاني بسال ۱۳۷۲ نوشته اند که حاوي ۱۷۵۰ کلمه ترکي از اين قبيل است . نويسنده معتقد است در صورت استقصاء و پي جوئي صد ها لغت ديگر از اين قبيل بدست خواهد آمد ، زيرا با توجه بلغت نامه ها يا ديکسيونر هاي ترکي عثماني و آذربايجاني مشاهده ميشود بيش از ۳۰% لغات باهم متفاوت اند و از هر کدام يک الي چهار کلمه ذکر شده ، در حاليکه در ترکي از يک کلمه تعداد زيادي کلمات ساخته ميشوند که داراي معاني متفاوت هستند . باتوجه بوجود بيش از ۲۰ زبان و لهجه ترکي که داراي کتابت هستند و هر کدام بيش از ۱۰۰۰ لغت مترادف دارد، هزاران واژه در ترکي موجود است که در فارسي موجود نيست .

۱۳ – افعال ترکي در قياس با فارسي فوق العاده زياد و حدود ۲۴ هزار واژه است در حاليکه بنوشته دکتر زهتاب محقق و نویسنده قواعد و گرامر زبان ترکی، زبان فارسي بيش از ۳۵۰۰ و در نهايت تا ۴۰۰۰ واژه دارد بنا بر اين فارسي در قياس با ترکي الکن ونارسا است . افعال ترکي از نظر نوع ، وجه زمان بسيار غني و متنوع است و اين غنا بيشتر تابع حرکات و قابليت لغت سازي ، ايجاد مفاهيم جديد ، غناي مفاهيم مجرد ، تنوع و قدرت بيان ، تفرعات و تفاوت هاي جزئي کلمات است ، و از اين رو شخصي مانند امير عليشير نوائي و بسياري از شرق شناسان معتقدند که نثر زبان ترکي براي بيان انديشه و مفاهيم ادبي ، علمي ، اجتماعي و فلسفي رسا ترو مناسب تراز بسياري زبانهاست . مثلا در ترکي براي بيان انواع درد ها ۲۶کلمه بکار ميرود که هر کدام درد بخصوصي را بيان ميکند ولي در فارسي بيش از ۵ يا ۶ کلمه وجود ندارد . يا براي دعوا و مرافعه و شکل و حالت ويژه آن، کلمات متعددي هست که در فارسي محدود است يا براي بيان هيجانات قلب حدود ۳۱ کلمه موجود است که در فارسي بيش از ۵ تا نيست . براي بيان پخش و پلا شدن چيزي در ترکي ۱۵ کلمه و در فارسي ۵ تاست و يا براي ترسيدن و پريدن ، يا براي بيان انواع صدا ها و … هر کدام چندين و چند واژه وجود دارد که در فارسي محدود است . بنا براين با وجود کلمات متنوع و متعدد ترکي ميتوان با دقت ، ظرافت و مناسبت داد سخن داده و احساس و انديشه خود را بشکل دلخواه بيان نمود و اين خود دليل بر وسعت ، گستردگي ، غناء و کمال زبان ترکي است . بعنوان مثالي چند :

۱۴ – در ترکي لغات مشابه ( آمونيم ) يا لغات همانند و يکسان با معاني مختلف بسيار است که در شعر و ادبيات و مخصوصا اشعار خلقي ( باياتي ) استعمال زياد دارد و عموما بصورت جناس در مي آيد مثل واژه ( آت يعني بيانداز ) و ( آت بمعني اسب ) – در باياتي قشنگ زير« گؤزلر » در دو معني بکار رفته است :

عزيزيم کيمي گؤزلر تار چالان سيمي گؤزلر
قاشين کيمين قاش اولماز گؤزلرين کيمي گؤزلر

که « گؤزلر »اولي بمعني« انتظار» و دومي بمعني «چشمها »آمده. و يا در عبارت « آخار سولار درين اولماز » و « آغاج دان ميوه ني درين » که درين ، اولي بمعني « عميق » و دومي بمعني « به چينيد » آمده . و هکذا در جمله « آغاجدان آلما دوشدو » و « سن او سؤزي اؤزن آلما » که «آلما » در اولي بمعني« سيب »و در جمله دوم بمعني « نگير » ميباشد .

۱۴ – مفاهيم و انديشه هائي که در ترکي مي توان با يک واژه بيان نمود در فارسي با يک شبه جمله و يا يک جمله جابجا ميشود و علت آن تنوع واژه هاي ترکي و محدوديت و کمبود واژه هاي بسيط زبان فارسي است ، زيرا بيشتر آنها بمرورزمان از ياد ها رفته است مثال :

سئويشمک = همديگر را دوست داشتن ( جمله با۳ کلمه )
گلين جه = بمحض آمدن
گئتمه لي يم = ناچار از رفتن هستم( جمله با ۳ یاچهار واژه )
قوجاقلاشديلار = همديگر را در آغوش گرفتند ( ۴ کلمه )
خوسانلاشديق = بطور خصوصي درد دل کرديم
اوسانميشام = از دست او به تنگ آمده ام
بيخميشام = از دست او به تنگ آمده ام .
آغلاشديلار = باهم گريه کردند
دويونجا = بمحض اينکه سير شد

۱۵ - هماهنگي اصوات در کلمات يکي ازجالب ترين مشخصه هاي زبان ترکي است و جزو زيبائيهاي و امتيازات آن بشمار ميرود . چنانکه حرف اول يا هجاي اول ريشه کلمات از هر گروه که باشد ( با صداي نازک يا کلفت ) ، بقيه حروف صدا دار از همان گروه خواهد بود . اصوات يا آوا ها ، در زبان بعنوان عناصر تشکيل دهنده کلمات داراي اهميت و نقش اساسي است و جالب اينکه در زبان ترکي بين اصوات مختلف هماهنگي لازم بين اصوات مختلف ريشه و پسوند موجود است . مثلا در کلمه «آلماق » چون صدا دار اول حرف« آ » کلفت است صائت هجاي دوم « آ » نيز کلفت است و يا در کلمه « اؤزگه لر» يعني بيگانگان صائت « O اؤ » نازک است صدادار هاي بعدي«a و a » بعدي نيز نازک است . حتي کلمات خارجي نيز که وارد ترکي ميشوند ضمن سازش با اين زبان ، تابع همين قاعده خواهند بود .

۱۶- هماهنگي اصوات در زبان ترکي چنان جالب است که مي توان تلفظ صحيح کلمه را دريافت چنانکه درست کلمه صابون ، خواهد شد صابين و درست کلمه آلتون ( بمعني طلا ) خواهد شد آلتين .هماهنگي اصوات اثر مطبوعي در شنونده ايجاد ميکند .« مان مولر» زبان شناس اروپائي دراين مورد مينويسد : « هنگامي که ما ، زبان ترکي را با دقت و موشکافي بررسي کنيم ، با معجزه اي روبرو ميشويم که خرد انساني در عرصه زبان ترکي از خود نشان داده است ( مجله باريش ش ۳ ص ۱۷ ) يعني ابزار گرامري ترکي چنان منظم و قانونمند و کامل است که اين تصور را بذهن متبادر ميکند که شايد اين زبان بنا برهنمود يک فرهنگستان از سوي زبان شناسان خبره ساخته و پرداخته شده و جهت استفاده در اختيار ترک زبان ها قرار گرفته است .( همان ) در حاليکه فارسي ، زباني خشک و غير قابل انعطاف بوده و بدليل محدود بودن افعال و واژه ها ميدان مانور زياد ندارد.

۱۷ - از مهمترين و اصلي ترين تفاوتهاي ترکي با فارسي همانا ويژگي هاي ساختماني و نحو کلام و ترکيب کلام و ترتيب عناصر جمله است .زيرا ساختار اين دو زبان اصلا با يکديگر همخواني ندارد و بقولي تفاوت آنها مثل تفاوت روز و شب است . چنانکه در فارسي عنصر اصلي جمله در اول ، ولي در ترکي ، در آخر قرار دارد يا در فارسي کلمات از اول و آخر تکميل ميشوند اما در ترکي فقط از آخر، يا در فارسي صفت بعد از اسم قرار دارد ، ولي در ترکي صفت قبل از اسم قرلر ميگيرد. از طرف ديگر ترکي زباني التصاقي و پيوندي است اما فارسي ، زباني تحليلي است. و تفاوت هاي متعدد ديگر نيز دارد . با توجه به بحث گرامر و دستور زبان ترکي و فارسي و تفاوتهاي عمده آنها ، پوچ بودن ادعاي کسروي و ايادي او در فقره تحول آذري به ترکي از مسلما ت است.

۱۸ – افعال لازم و متعدي – در ترکي و فارسي افعال ممکن است در شکل اصلي لازم يا متعدي باشند اما با توجه به پسوند ها اين قبيل افعال در فارسي محدود و در ترکي دامنه وسيع دارد و در صورت لزوم افعال متعدي درجه دو، و درجه سه ، نيز ساخته ميشود . مثلا « گلمک = آمدن»فعل لازم است و مفعول لازم ندارد ، ولي« وورماق بمني زدن » متعدي است و مفعول لازم دارد که در ترکي با افزودن پسوند« ت »فعل متعدي ساخته مي شود چنانکه از مصدر « اوخشاماق = شبيه بودن » ميتوان : « اوخشاتماق = شبيه کردن » ساخت و يا با افزودن پسوند « دير يا دور » به آن متعدي درجه دوم ساخت که ميشود : « اوخشاتدير ماق » . و يا از – اوخوماق ، اوخوتماق متعدي درجه دو است . حالا اگر بخواهيم متعدي درجه سه بسازيم کافي است با اضافه کردن پسوند « دوتدور » به درجه دو عمل کنيم که ميشود : « اوخوتدور ماق » ( يعني کسي را وادار به درس خواندن يا قرائت کردن يا آواز خواندن » است .يا مثال ديگر از وورماق يعني زدن - که درجه دوم آن ميشود: ووردورماق ( کسي را بوسيله کس ديگر زدن ) و درجه سوم متعدي آن خواهد شد: « ووردتدور ماق » يعني وسيله زدن کسي را فراهم کردن .

۱۹ – پاره اي وجوه کلمات مرکب و بصورت تکراري مشتمل براصطلاحات و عباراتي هستند که درترکي هست و در فارسي ، يا وجود ندارد و يا باين صورت نيست اين ترکيبات آهنگ دار، نرمش زبان ترکي را نشان ميدهد واستعمال آنها در زبان محاوره و نوشتار موجب فصاحت ، رسائي و غناء زبان ترکي است از آن جمله :

- ترکيباتي در مورد فراواني ، بيان حالت ، عمق مطلب : يانا يانا – چالا چالا – باخا باخا – سوزه سوزه – زئرين زئرين ( آغلادي ) – داما داما – قاريش قاريش – يئکه يئکه – بوش بوش – قاچاقاچا – گوله گوله –
- بعضي ترکيبات حالتي را بطور پيوسته بيان ميکند و بين دو کلمه تکراري واژه ( ها ) قراردارد مثل : گل ها گل ( حين آمدن ) – توت ها توت ( هنگامه گرفتن ) قاو ها قاو ( هنگامه مسابقه ) – گئت ها گئت – چال ها چال – وور ها وور – ايچ ها ايچ – يئه ها يئه – قئر ها قئر – گور ها گور – قاچا قاچ – و …

- نوع ديگر اين ترکيبات خردو ريز يک مجموعه را بيان ميکند که کلمه اولي خفيف کلمه دوم است : سس سمير ( سرو صدا ) – سئر سفئه – ايز توز – آري دوري – آپ آيدين – سيريم سرتق – بسه بس ( رقابت – مسابقه ) يول يولاخ – کول کوس – پسه پوسه – چؤر چؤپ – در دمير – قانلي قادالي – گون گوذران – تؤر تؤکونتي – قاتما قاريشيق – ايز توز ( نشانه ) ايين باش ( سرووضع ) خيريم خيرده – – چولا چوجوق - و …
- نوع ديگر اين ترکيبات بيان خلوص و عمق و شدت و نهايت صفتي يا چيزي است : گؤم گؤي – دوم دوز – سپ سرين – قاپ قار ا – قوپ قوري – دوم دوري – ايپ ايستي – يام ياشل – ايپ ايشيق - ( که در فارسي با تکرار عين کلمه بدست ميآيد مثلا سيز سبز يا زرد زردو…)

زبان ترکي آذربايجاني براساس ساختار و مباني زيرتشکيل شده است :
۱ - متکي شدن به کلمات و تعبيرات اصلي خود زبان – در ذخيره لغوي زبان آذربايجان ، لغات بنيادين جاي اصلي و اساسي دارند، اين لغات که نشانگر هويت تاريخي و قومي و در حکم خمير مايه ترکيب لغوي زبان هستند هر کدام تاريخچه اي بس قديم و چه بسا به قدمت تاريخ دارند .

۲ – مجهز بودن به علايم و پيوند هاي بيشماري که ايجاد کلمات و مفاهيم جديد را در اين زبان دامن گستر فراهم ميسازد . پيوند ها يا پسوند ها علايمي هستند که با الحاق به آخر ريشه ، دو وظيفه مشخص انجام ميدهند : گروهي از آنها با الحاق به آخر ريشه ، واژه جديدي مي سازند که معاني کمابيش متفاوت با ريشه دارد و به عنوان لغت مستقل در فرهنگ عمومي زبان ثبت ميشود . اين پسوند ها يا پيوند ها را « واژه ساز » مينامند مثال : سوسوز ، سوسوزلوق و يا گؤرماق ، گؤروش ، … و گروه ديگر علايمي هستند که با الحاق به آخرواژه ،آن را به پذيرش نقش گرامري خود آماده مي سازند که آنها را واژه پرداز مي نامند مثال : سوسوزدان ، سوسوزلوق و يا گؤرورم ، گؤرورسن و …

۳ – ساختار محکم و قانونمند گرامر زبان که بدنه زبان را صيانت ميکند و به آن اين امکان را ميدهد که با وجود بعضي بد اقباليها که در طول تاريخ ( مخصوصا در ۷۰ سال گذشته ) که باين زبان تحميل شده همچنان جاي شايسته خود را محافظت نمايد .

۴ – زبان ترکي يک زبان التصاقي و پيوندي است : در زبانهاي التصاقي يا پيوندي ريشه واژه خواه از يک يا چند هجا تشکيل شده باشد ، در هيچ شرايط از هم نمي گسلد و شکل آوائي آن ثابت است . مثلا اگر کلمه « سو » بمعني آب را ريشه فرض کنيم هر پيوند يا پسوندي که باخر اين کلمه بچسبد تغييري در شکل و صداي آن ايجاد نميشود . يعني هم شکل و صداي واژه «سو » ثابت ميماند در نتيجه علايمي که بنام پسوند يا پيوند بريشه افزوده شود ، بسهولت قابل تشخيص است . مثال از خود کلمه « سو » که اسم است : سو – سوسوز – سولوق – سوسوزلاماق – سولاماق – سولاشماق و …يا مثال ديگر از فعل «گؤر» از مصدر« گؤرماق » يعني ديدن : گؤروش ، گؤره جک ، گؤرمک ، گؤروشمک و … که ريشه کلمه ثابت مانده و صدا و اصالت خود را حفظ ميکند .
۵ – چنانکه گفتيم زبان ترکي، زبان فعل و جولانگاه افعال بيکران و باقاعده است – که با تمام گوناگونيها و وجه زمان و غيره ، افعال بي قاعده در آن بچشم نمي خورد ، بر عکس زبانهاي تحليلي ( فارسي ، فرانسه ، انگليسي ) که صد ها فعل بي قاعده دارد . افعال در زبان هاي تحليلي حالت اشتقاقي داشته اما ريشه قادر به حفظ ريشه و پايه خود نيست و يکپارچگي خود را از دست ميدهد ولي آوا هاي آن غالبا بر جاي مي ماند . مثلا از ماده ( کتب ) کلماتي مانند : کاتب – مکتوب – استکتاب – يکتب – يکتبان و …مشتق شده است .

در زبان فارسي ريشه ها اغلب از نظر ساختار صوتي دگرگون ميشود و علايم به اول يا آخر کلمه مي آيند مثلا در کلمه « رفت » داريم : روش ، ميرود ، برو ، رفتار ، بروم و… که اصالت ريشه از دست ميرود ولي در ترکي ريشه کاملا بر جاي ميماند .نظیر رفتن در ترکی میشود گئدیش – گئدیر – گئت ! گئدیم وگئتمیشم – گئدیردیم – گئت میرم – گئتدین ؟ … که بن فعل ( گئت ) در اول وازه هاتی موجود است

۶ – هماهنگي يا هارموني آوا ها يا صدا دار ها ( مصوت ها ) با حروف – در ترکي آذربايجاني مصوت ها ( آوا ها ) از نظر تلفظ ، گروه بنديهائي دارند که شناخته ترين آنها تقسيم اين صدا ها به صدا هاي نازک و کلفت است که داراي چهار صدادار کلفت ( i ساکن - او - آ – او ) و پنج مصوت نازک ( اي کشيده – اؤ - او – ا – ا )ميباشد . کد در همين کتاب اشاره شده است .

۷ – کوتاهي آواهاي صدا دار – در زبان ترکي آذربايجاني تلفظ آواهاي صدا دار اعم از اينکه توناژ يا صداي آنها کلفت يا نازک باشد بطور کوتاه ( نه کشيده ) ادا ميشود

۸ – اصل توالي پيوند ها – يکي ديگر از جنبه هاي تمايز اين زبان ، اصل توالي منطقي پيوند هاست و بموجب آن ، پيوند ها يا پسوند ها بر اساس ميزان اهميت شان در تصريف ( صرف کردن ) در معني خود کلمه يا جمله در فاصله دور يا نزديک تر نسبت به ريشه واژه ، در تماس با ساير پيوند ها قرار ميگيرد. مثال : يازيچي لاريميز دان ديلار يعني « از نويسندگان مان هستند ) در ترکي ميشود : ( ياز +ي + چي + لاريميز+ دان + ديلار) . و يا در عبارت : ايستک لي لرينيزه يعني « براي عزيزان تان » (ايسته + ک + لي + لر + اينيز + ه) و همچنين هر عنصري از جمله که داراي اهميت بيشتر است نزديک فعل جا ميگيرد. اما در فارسي ترتيب جمله برهم است و آن شايد از محاسن فارسي باشد .

۹ – نبودن علامت جنس – در اين زبان علامت جنس و همچنين حرف تعريف وجود ندارد . در حاليکه مثلا در انگليسي حرف تعريف the و در زبان فرانسه و عربي نوع جنس مذکر و مؤنث معين ميشود .
ديگر ويژگيهاي زبان ترکي از نظر « ويدر مان» زبان شناس آلماني بشرح زير است :

- در صرف اسماء پسوند ملکي بکار ميرود
- بر خلاف فارسي صفات قبل از اسماء ميآيند
- بعد از اعداد علامت جمع بکار نميرود
- مقايسه با مفعول منه انجام ميگيرد
- براي سئوال پسوند موجود است
- براي فعل معين بجاي « داشتن » ، از بودن « ايمک » استفاده مي شود
- بجاي حرف ربط از اشکال فعل ربط و يا قيد فعلي استفاده ميشود
- زبان ترکي برخلاف زبانهاي هند- اروپائي فاقد علامت جنس و حرف تعريف بوده وحرف جربعداز کلمه مي آيد.
- هرچيزمعين برغيرمعين مقدم است يعني اگر مفعول صريح روشن باشد بر مفعول غير صريح غير معين ، مقدم ميشود
- هر عنصري از جمله که به آن بيشتر اهميت داده شود نزديک فعل قرار ميگيرد .
- عنصر اصلي جمله ( مبتدا و خبر ) ، بر عکس زبانهاي هند اروپائي درآخر جمله است يعني ابتدا عناصر ثانوي وفرعي نوشته شده و عنصر اصلي يا فعل در آخر جمله قرار ميگيرد .

آنچه مسلم است نوشتار زبان ترکي نيز پابپاي فارسي پيش آمده و آثار ارجمندي بر جاي گذاشته است .متاسفانه اين زبان اسلامي و ايراني در چند دهه گذشته دچار استبداد فرهنگي و محدوديت و ممنوعيت ناجوانمردانه شوونيسم آرياپرست پهلوي شده و سعي در نابودي و امحاء آن شده است . از آنجا که بقول يکي از وطنان فارس زبان « هر غفلتي از زبان به کدورت آن مي انجامد اين نخستين و نازنين و نازک ترين فرزند فرهنگ بشري پيوسته بمراقبت دايگان ملي و محلي محتاج بوده است و بدون حفاظت آگاهان و دانايان و متفکران و سخنوران گوئي غذاي لازم را دريافت نميکند و از رشد مي ماند . ( تامل در ص ۷۳ پور پيرار ) از اين رو طبيعي است که آموزش زبان مادري بايد در درجه اول اولويت قرار گيرد و تعصب خاصي نسبت بزباني که پايه و مايه آن با توجه بسنگ نوشته هاي اورخون داراي سابقه اي بيش از ۲۰۰۰ سال در زمينه علمي ادبي فرهنگي است نبايد که نابود شود و چه بهتر بنا بتوصيه صاحب نظران علمي نخست به آموزش زبان مادري اقدام شود که از روان پريشي در فقره زبان جلو گيري گردد و بعد از زبان مادري زبانهاي ديگر فرا گرفته شود .

                                                                                    آذربایجان جنوبی

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 27 اردیبهشت1387  |
 آیا اختلافات در مورد پرچم ملی آذربایجان جنوبی حل می شود؟- ا. باریش
 

در سالهای اخیر موضوع پرچم ملی آذربایجان جنوبی همواره یکی از موضوعات پیچیده و دغدغه آفرین بوده است. این موضوع نه تنها سبب انحراف و سردرگمی افکار عمومی گردیده بالاخص موجبات تشتت، پراکندگی و اختلاف در بین فعالان حرکت ملی آذربایجان را نیز موجب شده است. واقعیت این است که برای آذربایجان جنوبی که در آن انسانهای آگاه بیشماری برای تعیین سرنوشت ملی خود مبارزه می کنند، پرچم ملی لازم است. برای این ضرورت دلایل آن قدر واضح و غیر قابل انکار هستند که لزومی برای پرداختن به آن نمی باشد. پرچم برای شناسایی نام و هویت آذربایجان جنوبی در عرصه های مختلف بین المللی و همچنین برای شناسایی و ایجاد وحدت در بین ملت و فعالان ملی بالاخص در شرایط کنونی که حرکت ملی آذربایجان جنوبی در عرصات بین المللی مطرح شده است، ضروری و لازم می نماید و در حقیقت طیفها و تشکلهای سیاسی حرکت ملی از این منظر به این مهم نگریسته و اقدام به تعیین پرچم ملی نموده اند.

 

نمی توان انکار کرد که وجود و تبلیغ پرچمهای مختلف برای آذربایجان جنوبی برای افکار عمومی بسیار مضر است. این نه تنها امروز سبب اختلاف در میان ملت و فعالان ملی شده است بلکه در آینده می تواند زمینه های اختلافات بزرگتری را فراهم کند. از سوی دیگر همین مسئله یعنی تبلیغ پرچمهای متعدد برای آذربایجان جنوبی موجبات استهزا در برخی محافل را نیز فراهم نموده است!! حل و رفع این معضل ملی در سالهای اخیر یکی از دغدغه های اصلی فعالان ملی بوده و است. بر اساس اخباری که در ایام اخیر در میان برخی از محافل غیر رسمی منتشر شده است، گویا گروههایی از فعالان حرکت ملی آذربایجان جنوبی درصدد حل این معضل ملی به شیوه ای دمکراتیک هستند.

 

به لحاظ منطقی و عقلی اقدام برای چنین کاری صحیح و اصولی به نظر می رسد و در کل محتوای موضوع و دلایل ذکر شده حکایت از نیت خیر این فعالان دارد ولی آنچه که ضروری به نظر می آید لحاظ کردن دقت بیشتر در این مسئله است. رسیدن به نقطه ای که بسیاری از فعالان ملی و تشکلهای سیاسی حرکت ملی آذربایجان جنوبی بر سر آن به توافق برسند، می تواند ثمرات فوق العاده بزرگ ملی برای ملت آذربایجان به ارمغان بیاورد. اجماع بر سر یک گزینه واحد برای پرچم ملی آذربایجان جنوبی می تواند بسیاری از اختلافات و مناقشات را از میان فعالان و تشکلهای سیاسی حرکت زدوده و موجبات اتحاد ملی را فراهم سازد. در صورت حل این معضل بزرگ ملی همچنین زمینه های اختلافات گسترده و اساسی در آینده که ناگزیر است، نیز بر چیده می شود. فعالان ملی و بالاخص تشکلها و گروههای سیاسی می توانند با برخورد منطقی و آرامش کافی به حل این معضل ملی کمک نمایند. باید باور نماییم که حل این معضل اگرچه دشوار است ولی محال و غیر ممکن نیست. لزوم دقت هر چه بیشتر در حواشی این موضوع  برای فعالان در این عرصه بسیار ضروری است

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 27 اردیبهشت1387  |
 اهانت و خیانت فارسها به تورکها در آذربایجان شمالی

اهانت و خیانت فارسها به تورکها در آذربایجان شمالی

 

شرکت دنیای جاوید (با فعالیت در زمینه ایجاد فضای سبز) 5 ماه پیش با کارفرمای خود (شرکت AKKORD) برای ایجاد فضای سبز جاده بتنی جدیدالاحداث فرودگاه باکو قرارداد همکاری امضاء می کنند. بر اساس مفاد این قرارداد شرکت ایرانی موظف می شود در مدت زمان 5 ماهه ایجاد فضای سبز را به اتمام رسانیده و یک سال نگهداری آن را نیز انجام دهد.

متاسفانه پرسنل فارس زبان شرکت دنیای جاوید در این مدت زمان، ضمن گم کردن خودشان از انجام هیچ چیزغیرانسانی فروگذار نمی کنند.

 

·        برخورد توهین آمیز با کارگران و پرسنل ترک زبان (بکارگیری الفاظ تورک خر – تورک نفهم – تورک چوپان و ...)

·        خیانت همه جانبه در کیفیت کار انجام داده

·        عیاشی، بی تربیتی و لاتیگری

·        قاچاق مواد مخدر

·        ...

 

در این رابطه تنی چند نفر از آذربایجانیها متوجه این اهانتها می شوند و درگیری لفطی ما بین این افراد  بوجود می آید. بعداً  مراتب با مسئولین آذربایجانی در میان گذاشته می شود. در این میان مدیرعامل شرکت ایرانی آقای محسنی با بیشرمی تمام ضمن حمایت از پرسنل فارس زبان خود (مدیر پروژه: مهندس علی انتصاری، تکنسین: کورش رفیعی، مهدی، صمد و ...)  دستور اخراج کارگران تورک و بکارگیری گارگران فارس و افغانی را داده است.

 

-- İt ittinı tərqitsə; sum summəyinı tərqitməz --

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در جمعه 27 اردیبهشت1387  |
 آذربایجان اوغلویام

آز یاشا                   آزاد یاشا           انسان یاشا!!!!!

 

 

 

آذربایجان اوغلویام

تـورک اوغـلویام٬ ازلدن آتام قـانی منده دیر
تـورک ائللرین حیماسه لری، شانی منده دیر
"
مـاد"لار دییـارینین اوجـا "الوند"ی یئی بیلیر
بـو بؤلگه نین باهـاری٬ گـولوستانی منده دیر
داغـلار کیـمی دایانمشیام اؤز چنلی یوردوما
کـوراوغلـونون دا شئش پری٬ قالخانی منده دیر
داغ اولـماسایدی داغـلار آخارمیش دنیز اولا
من او داغـام کی چایلارین عونوانی منده دیر
ساحـیلده ائیله شه ن، نـه بیلیر ان باهـار چـاغی
اوردا سـحر یئـلی، دولـو طـوفانی منـده دیر
فیـکر ائتمه کی اونـوتموش اولا قارداشیم منی
قارداشیم اولسا "آذری بای"، "جـان"ی منده دیر
"
موللا" دئمیشدی: داعوا بیزیم یورغان اوسته دیر
اینـدی قاچـیبدی بیر پـارا٬ یورغانی منده دیر
آذربایـجان اوغلـویام٬ آدیـم "باهـارلی"دیـر
قـورقـود کیتابی٬ "بابـک"یمیز قانـی منده دیر

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387  |
 محمد على چهرگانى از عناصر تجزیه طلبى که آشوب در آذربایجان ایران را دنبال مى کند،

   محمد على چهرگانى از عناصر تجزیه طلبى که آشوب در آذربایجان ایران را دنبال مى کند،

 

        سرمایه گذارى آمریکا بر ایجاد تنش هاى قومى در ایران


آمریکا در نظر دارد، در ادامه سیاست ایجاد تنش هاى قومى در ایران، یک رادیو به زبان آذرى راه اندازى کند، تا به وسیله آن جمعیت آذرى زبان جمهورى اسلامى را هدف بمباران جنگ روانى قرار دهد.به گزارش ایرنا کار راه اندازى این رادیو مراحل پایانى خود را سپرى مى کند و هزینه آن در چارچوب بودجه رسمى دولت آمریکا براى ایجاد اختلال در ایران به کنگره پیشنهاد شده است. محمد على چهرگانى از عناصر تجزیه طلبى که آشوب در آذربایجان ایران را دنبال مى کند، در گفت و گویى با یک نشریه اینترنتى گفته است که طى سال هاى اخیر نشست هاى زیادى در پنتاگون و سازمان سیا داشته و به آمریکایى ها گفته است که با سرمایه گذارى بر تنش هاى قومى مى توان به جمهورى اسلامى آسیب زد( روزنامه جوان)

 

لینک خبر:http://www.javannewspaper.com/1387/870225/dakheli.htm

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387  |
 مقدمه ای بر مبحث ايلاميان بزبان فارسی

مقدمه ای بر مبحث ايلاميان بزبان فارسی

ايلاميان شاخه اي از آن دسته از اقوام خويشاوند و همزبانی بودند كه در حدود 5000 سال قبل از ميلاد از اسياي ميانه به ايران كوچ كردند. ايلاميان در جنوب غرب ايران امروزي ساكن شدند. و بعد از چندين قرن موفق به ايجاد تمدن بزرگي به نام ايلام شدند و دولت عيلام نزديک به سه هزار سال دوام يافت.
ايلاميان تقريبا همزمان با سومري ها دولتشان را كه شامل خوزستان, اطراف كوههای بختياري,لرستان,پشتكوه و انشان يا انزان(فارس) بود تشكيل دادند.پايتختشان شوش بود و اهواز و خايدالو(خرم اباد) از شهرهاي مهم شان بود(حقوق تاريخ, صفحه ٨۳, علي پاشا). ولي بعدا سرزمين تحت سلطه شان را تا نواحي مركزي و شرقي ايران گسترش دادندַ
خود اهالي ايلام كشورشان را Haltamtu هلتمتو به معني سرزمين خدا(ئي) مي ناميدند. سومري هاي دشت نشين ناحيه بين النهرين, ان كشور را ايلام(Elam) يعني كشور كوهستاني و اهالي ان را ايلامي يعني ساكنين مناطق كوهستاني خطاب ميكردند. اين نامگذاري را اكدي ها از سومري ها اخذ و از طريق تمدن بابل به تورات رسيد كه با املاي "عيلام" به اعراب و ديگر مسلمين منتقل شد.هخامنشيان مهاجر انان را Huwaja مي ناميدند.( دكتر ضַ صدر,پيرامون نام تاريخي كشور"ايلام")
دولت مقتدر ايلام از ۳۵۰۰ سال قبل از ميلاد تا 645 ق م يعني به مدت ۳۰۰۰سال تداوم داشت و بيشترين تاثير را بر فرهنگ اقوام ساكن در ايران گذاشته است.
از ايلاميان كتيبه و لوحه هاي زيادي به جاي مانده و بيش از ده هزار لوحه ايلامي در دانشگاه شيكاگو نگهداري ميشود و اثاري كه تا حال ترجمه شده اطلاعات زيادي راجع به سلسله هاي شاهي ايلام ميدهند ولي اطلاعات راجع به زمان قبل از سارگون اول (2334ق م) شاه اكد كم است.
اولين سلسله سراسري ايلام "آوان" نام داشت (2550-2600ق م) و شوشتر كنوني مركزشان بود.
سلسله "سيماش" 12 شاه داشتند و مركز حكومتشان در شمال خوزستان و جنوب لرستان بود. اوايل حكومتشان همزمان با حاكميت قوتتي هاي اذربايجان در بابل بود و تابع انها بودند و اخرين شاه اين سلسله "Eparli" بود و اين سلسله در سال ۱٨٦۰ق م سرنگون شدַاز حوادث مهم اين دوران جنگهاي طولاني با سومر-اكد كه منجر به انقراض انان و تسلط درازمدت ايلاميان بر بين النهرين شدַ
سلسله "سوككال ماخ" (۱٨۰۰-۱۵۵۰ق م) : از شاهان معروف اين سلسله" shirukduk" ميباشد كه بابل را مطيع ايلام كردַ در سال ۱٩۵٧ در شمال عراق كتيبه اي از او پيدا شد كه اشاره ميكند به حمله او به قوتتي هايي كه بين درياچه اورميه و ايلك باتان(همدان) ساكن بودند ,در ان حمله shirukduk شكست خورده و به شوش برگشته و بعد از مدتي ميميردַ بعد از او برادرش" شيموت-وارتاش" شاه ايلام شدַ
دوره ميانه پادشاهي ايلام( ۱۴۵۰-۱۱۰۰ ق م) دوران زرين ايلام بود. ولي در قرن هاي ۱۱-٩ ق م به علت كشمكشهاي داخلي ايلام فاقد دولت مركزي بود و همه ايالتها كاملا مستقل بودندַ
دوران جديد دولت ايلام (٧۴۵-٦۴۵ق م ) از حساسترين دوران در تاريخ دولت ايلام بود,در اين دوره كياكسار شاه ماد همراه با بابل بر عليه آشور ميجنگيدند و ايلاميان از اين فرصت استفاده كرده دولت خود را تقويت كردند
در اين دوران "تيگلات پيلسر" شاه آشور توانست لولوبي ها و هوري ها را مطيع خود ساخته و مستقيما با ايلام همسايه شودַ سارگون دوم در سال ٧۲۲ق م به ايلام حمله كرد ولي شكست خوردַ آشور بني پال در سال ٦۴۵ به ايلام حمله كرده و " خوم بان كالداش" اخرين شاه ايلام را دستگير كرد و دولت مركزي ايلام را منقرض كردند ولي دولت هاي محلي به عمر خود ادامه دادند و شكست نهايي ايلام با حمله هخامنشيان در سال ۵۴۵ق م انجام گرفتַ
ايلاميان بعد از اين شكست ديگر فرصت باز سازي دولت مركزي خود را نيافتند و بعد از انقراض ماد توسط هخامشيان٬ پارس ها بتدريج اراضي ايلام را ضميمه امپراطوري تازه تشكيل شده خود كردند و دولت هاي محلي ايلام تابع انها شدندַ
ايلاميان براي تشكيل دولت مستقل خود حتي در زمان هخامنشيان بارها قيام كردند ولي ديگر موفق نشدنددولت پايداري را ايجاد كنند . داريوش در سال اول حكوتش سه بار براي جنگ با سه نفر از استقلال طلبان ايلام به انجا لشكر كشي كرد و هر سه قيام را با خشونت زياد سرکوب کرد.داريوش  شهرشوش را گرفته و به پايتختی تبديل كرد و بدين ترتيب حكومت ايلام توسط هخامنشيان از بين رفت ولی ايلاميان مثل يک ملت تا قرن ها به حيات خود ادامه داد. در زمان اشکانيان ٬ ايلاميان حق ضرب سکه خود را داشتند و بارها در زمان اشکانيان برای استقلال خود قيام کردند.

از آنجا که به هيچ وجه حمله آشوريها و حتی حمله هخامنشيان را پايان کار ايلام نميدانيم٬ بخش مهمی از کتاب را به بررسی تاريخ ايلام در دوره سلوکی ٬ اشکانی و ساسانی اختصاص داده ايم و اميدواريم خواننده مجاب شود که حمله آشور بنی پال و ظهور هخامنشيان پايان کار ايلام نيست که حتی در دوره اشکانی برای استقلال خود می جنگيده اند.( د.ت.پوتس٬ باستان شناسی ايلام٬ مقدمه٬ص۲ ٬ از انتشارات دانشگاه کمبريج٬سال ۱۹۹۹) 
ايلاميان بر عكس سومريان بعد از انقراض حاكميتشان در طول عصر هاي زيادي به زندگي در وطن خود ادامه داده و زبان و تمدن خود را زنده نگه داشتندַزبان ايلامي كه به علت شباهت اش با زبان ديگر اقوام (قوتتي ه,كاسسي ها,ַַַ) از زمان Puzur inshushinak پوزور اين شوشيناک (۲۲۰۰ ق.م.)زبان مشترك و اداري سراسر ايران بود توانست موقعيت ممتاز خود را تا اوايل ساسانيان حفظ كندַبا ترجمه تعدادي از لوحه هاي ايلامي نگهداري شده در شيكاگو بطور قطعي ثابت شده است كه زبان ايلامي يك زبان التصاقي ميباشد و لغات زيادي در ان با تركي آذري امروزي شبيه يا عين هم هستندַ آكادئمك "مار" ثابت كرد كه زبان ماد و ماننا نيز همان زبان ايلامي بودַ
زبان ايلامي تا قرن ها بعد از سقوط ايلام اهميت خود را حفظ كرد , داريوش هخامنشي آن را زبان رسمي و اداري امپراطوري كرد و همه ۳۰ هزار لوحه پيدا شده در تخت جمشيد به زبان ايلامي هستند(هنوز هم ترجمه نشده اند)ַ اكادمئك"مار" ثابت كرده است كه زبان رسمي و اداري ماد هم ايلامي بود(تاريخ و تمدن ايلام, ص۵), اين موضوع بعدا در بخش مربوط به ماد ها شرح داده خواهد شدַ
ايلاميان در زمان هخامنشيان, سلوكيان, اشكانيان و ساسانيان زبان خود را نگه داشتند و حتي در دوره بعد از اسلام نيز زبان ايلامي به حيات خود ادامه داد واز طرف تاريخنويسان اسلامي "خوزي" ناميده شد ,براي مثال اصطخري در كتاب"مسالك الممالك" به ان اشاره ميكند و تاريخدانان امروزي مثلا دكتر سيد محمدعلي سجادي وַַزبان خوزي را همان زبا ن ايلامي ميدانندַ اين زبان حالا هم در شوش و مناطق عراقي نزديك به شوش , از جمله شهر "مندلي" و هم چنين در شهر "سنقر" لرستان و اطراف ان و بعضي جاهاي ديگر زنده است و زبان عادي و روزمره اهالي ميباشد و خودش هم به زبان تركي اذري امروزي خيلي نزديك است, انان خودشان را اشكاني مينامند(تاريخ ديرين تركان ايران,جلد۱, پروفسور ذهتابي)
" دمورگان" كه سالها در خرابه هاي شوش كاوشگري كرده بود مينويسد كه ايالت فارس حتي بعد از به قدرت رسيدن هخامنشيان شديدا تحت نفوذ فرهنگ و زبان ايلامي بود و پارس ها دولت و فرهنگ خود را بر آنچه كه از ايلاميان ياد گرفته بودند بنا نهادندַ
"مַ دياكونوف" محقق روسيمينويسد: در ايالت فارس چندين كتيبه ايلامي از اوايل حكومت هخامنشيان وجود دارد كه حضور بالاي ايلاميان در آنجا را حتي در زمان داريوش دوم نشان ميدهدַ و اين مسئله از انجا ديده ميشود كه" مارتيا " كه خود را پادشاه ايلام مينامد در ايالت فارس زندگي ميكرد و در دفترخانه "استخر" حاكميت كامل زبان ايلامي نشانه بيسوادي مامورين و دولتمردان پارس ميباشد و نه اينكه تصور كنيم كه ان زبان فقط رايج در بين اهالي بودַ (تاريخ ماد صفحه ۵٨۰-۵٨۱)
چونكه هخامنشيان كوچ نشين از خود تمدني نداشتند و حاكميت را با زور شمشير و خشونت و بيرحمي خاص خودشان بدست آورده بودند امپراتوري خود را بر پايه تمدن ايلام بنا كردند و به وسيله آنان تمدن ايلامي در دنيا توسعه يافتַ در آن زمان دعواي تمدن و فرهنگ قومي در ايران وجود نداشت و اين عارضه از زمان ساسانيان توسط اردشير بابکان شروع شد( از بين بردن آثار تركان ماد و اشكاني توسط ساسانيان) و بعدا اين کار زشت توسط رژيم پهلوي كه خود را وارث انها معرفي ميكرد ادامه يافت( خيلي از آثار باستاني اذربايجان را در اين دوره از بين بردند)ַ
تمدن واحد سنتي ايران تا زمان انقلاب مشروطيت تقريبا همان تمدن ايلامي بود كه براي اولين بار با ورود اسلام تغييراتي در ان ايجادشده بود و بار دوم قازان خان سلطان معروف و کاردان ايلخاني با اصلاحات اجتماعي عظيم خود تغيراتی را در سيستم اجتماعی ايران داد و بعد ها هم در زمان مشروطيت و هم با انقلاب سفيد تغيراتي در آن شد ولي رويهمرفته ساختار اجتماعی امروزی ايران همان ساختار ايلامي و تمدن ايراني مساوي است با تمدن ايلامي و تمدني به اسم تمدن آريايي وجود خارجي نداشته و نظريه پوچ و بي اساسي است كه از طرف استمارگران غربي براي رسيدن به اهداف استمارگرانه شان در اواخر قرن نوزدهم به ميان كشيده شد و حالا خود انها خيلي وقت پيش به دغل بازي خود اعتراف كرده و موهومي بودن ان نظريه را تاييد نموده و حالا حتي نظريه زبان هندو اروپايي در محافل علمي طرد شده و احتمال خويشاوندي بين زبانهاي اروپايي و هندوايراني را كلا رد ميكنندַ
دين ايلاميان بت پرستي بود و عقيده به ارواح مختلف, شامان ها, در بين انان رايج بودַاسم خداي بزرگ ايلام "شوشيناك"بود و هر شهري خداي خود را داشت و مجسمه خدايان در عبادتگاه هاي شهرها گذاشته شده بود ַ مراسم ديني ايلام شبيه مراسم ديني سومر و بابل بود (تاريخ ماد, م دياكونوف ص ۵٨٩).
در سيستم اجتماعي ايلام نيز مثل سومريان و ديگر خلق هاي التصاقي زبان زن از حقوق اجتماعي خيلي بالايي برخوردار بود و در كارهاي دولتي و سرپرستي اماكن مذهبي زنان حضور گسترده اي داشتند و ستم جنسي بر عليه زنان از خصوصيات اجتماعی قبايل تات( قبايلی از اواخر قرن ۱۹ به غلط با اسم اريايی خطاب ميشوند) بود و آنها زن را يك انسان حساب نميكردند و او را مثل يک جنس خريد و فروش ميكردند( هنوز هم در بين كردها, تاجيكها و بعضی ديگر از قبايل تات دختر را در مقابل پولي به مرد خواستگار ميفروشند) با به حاكميت رسيدن هخامنشيان به تدريج زنان از فعاليت هاي اجتماعي كنار زده شدند و تمام حقوق اجتماعی خود را از دست دادند. وضع اسفناکی را که هخامنشيان به زنان تحميل کرده بودند٬ در زمان ساسانيان بدتر شد ولي با آمدن دين مبين اسلام وضعيت زنان كمي بهتر شد٬ اما هيچوقت به زمان قبل از آمدن تات ها بر نگشتַ(زن در سيستم حقوقي ساسانيان,k.Bartlemen , ترجمه دكتر نַ صاحب الزمان) .
مجسمه سنگي"ناپير اسو" ملكه ايلام از ۱۵۲۰ ق م قديميترين مجسمه زن پيدا شده در دنياست, اين مجسمه كه سرش كنده شده ۱٨۰۰كيلو وزن دارد و نمونه هنر و ظريف كاري آنها است ومجسمه هاي يوناني و رومي كه صدها سال بعد از آن درست كرده شده اند از لحاظ هنري در سطح خيلي پايين تري قرار دارندַلباس هاي تن اين ملكه شبيه لباس هاي زنان اذري ميباشدַ
هر كسي كه با زبان تركي اشنايي دارد با نگاهي به اسامي شاهان ايلام تشابهات آنها را با اسامي تركي امروزي ميبيندַمثال:اسامي تعدادي از شاهان ايلام: شيموت-وارتاش shimut-vartash , تن دن- اولي tan dan-uli, اونتاش قال untash-gal, ليلا-ايرتاشlila-ir-tash, هومبان هال تاشhumban-haltashو غيرهַ در آخر اكثر اسامي ايلامي پسوند هاي"تاش","آش" و"لي" وجود دارد كه در زبان همه اقوام التصاقي زبان ساكن اطراف كوههاي زاگرس(قوتتي,لولوبي,هوري,گيلزان,ماننا,ماد,ַַַ) نيز صرف ميشد و هنوز هم در بين اكثر اهالي همين سرزمين ها رايج است و براي مثال پسوند " تاش" بصورت "داش" در تركي آذري استفاده ميشود:يولداش, قارداش,تيمورتاش و غيره. 
ايلاميان نيز همچون سومريان موفق به افريدن يكي از تمدنهاي عالي بشري شدند و در طول تمام دوره تقريبا ۳۰۰۰ ساله حكومتشان "دمكراسي ابتدايی و سنتی" خاص اقوام ترك را حفظ كردند كه بعدا مادها, اشكانيان,سلجوقيان و ديگر سلسله هاي ترك آن روش را ادامه دادند(ايالات و ولايات نوعي استقلال داخلي داشتن و به فرهنگ و دين ديگران احترام ميگذاشتند), اين خصوصيت از اخلاق طبيعي تركان قديم به حساب مي آيد و در نتيجه همين روحيه آزاد ملي ايلاميان توانستند نزديك به سه هزار سال حكومت كنند و در مقابل اقوام سامي و غيره ايستاده و اغلب غالب ايندַسيتم حكومتي فدرالي اولين بار در تاريخ در ايلام شكل گرفتַ
به مرور زمان تمدن درخشان ايلام هر چه بيشتر اشكارتر ميشود و شوينيست هاي فارس و حاميان ارياپرست شان( استمارگران غربی که تاريخ ايران را به نفع قوم موهوم آريا شديدا تحريف کرده اند) كه تا ديروز ٬يا وجود آنها را کلا انكار ميكردند و يا آنها را وحشي و غير ايراني ميناميدند٬ حالا با بيشرمي ميخواهند به آنها لباس اريايی ( بخوان لباس وحشيت) بپوشانند , براي مثال "يوسف مجيد زاده" در كتاب "تاريخ و تمدن ايلام" مينويسد:منطقي ترين فرضيه اين است كه ايلاميان به عنوان پروتولر زبانشان با ورود به دوران ماد به زبان ايراني مبدل شد.( اين پان فارس همان به اصطلاح تاريخ دانی هست که اخيرا در مصاحبه ای با روزنامه همشهری ادعا های دروغين پان فارس ها را در مورد کتابسوزی مسلمين در ايران را پس گرفته و اعتراف کرد که آريايی ها تا قرن ۹ ميلادی هيچوقت هيچ نوشتاری از خود نداشتند و اولين بار در اواخر قرن ۹ ميلادی با کمک گيری از زبان عربی زبان فارسی قدرت نوشتاری پيدا کرد) ( همشهری، ۶ مهر ۱۳۸۲)., اينها ٨۰ ساله كه مشغول تحريف تاريخ ايران به نفع قوم موهوم آريا هستند و هنوز هم با سماجت به اين كار غير انساني و ضدفرهنگی شان ادامه ميدهندַ

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387  |
 آللاه اؤلدوق خوشلیقدان ...

آللاه اؤلدوق خوشلیقدان ...

 

جانیم پاتلادیق یئییب ، ایشمک دن ، او قدر اوجوزلوق دور ، کی بیلمیرسیز. یاغ ، قند ، دویو ، چورک ... بول بول ، موفته سینه (بئداوا) یئمک دن اؤلدوک.

هله بیلمیرسیز ، او زامان دان کی نفت سوفرامیزا گه لیب ، بیر آز ایشتاهامیز کوسوب ، جانیم بوتون چورک لر نفت اییی وئریر. داها چورک ده یئمک اولمور. (پرئزیدنت قارا ماحمید سؤز وئرمیش اگر جمهور باشقانی اولسا ، نفتی سوفرالارا گه تیرسین)

من بیلمیره م بو آمریکالی لار ، کانادالی لار ، اوسترالیا لی لار و باشقالاری ، ندن اؤز ننلکت لرینده چتین لیک چکیب و آژ قارینا گئجه نی گوندوز ائدیرلر ، گؤتوروب گلسین لر ایرانا . یئییب ایشمک دن پاتلاسینلار.

هانسی پیشرفته مملکت ده ، دولت حیمایت اولونان اینسانلارا ، آی دا ، ایگیرمی بئش مین تومن اوجرتسیز پارا وئریلیر. (ایگیرمی بئش مین هاااااا...)

بو پولو خرج له مه سن ، نئچه ایله قدر کیفایت ائدر.

بیلمیرسیز کی بو پولو گئجه گوندوز خرج ائیله سز ، بیتمز کی . ایگیرمی بئش مین تومن ، آز پول دئگیل. بیلیرسیز بو پارا ایلا نه قدر دویو آلماق اولار؟! (دویونون کیلوسو دؤرد مین تومن) باغیشلایین بونو یازمییاجایدیم ، دئییبلر دئیین دویونون کیلوسو مین تومن و یا بئش یوز تومن دیر. بیلمیرسیز بیزیم عورضه لی دولتیمیز بو دویو مسئله سینده نه لر کی ائیله مه دی؟!

تیلویزیوندان گلیب اعلام ائتدیلر : «دویو دؤرد مین اولسا آلمایین ...» من ده بو سؤزه دایاناراق دویو آلا بیلمه دیم. یازیق بالاجا قیزیم گئجه دئدی: «بابا دونن گئجه یوخودا گؤردوم دویو پیشیرمیشیک و یئییریک» من بو سؤزو ائشیدن ده دونیا باشیمدا اوینادی.

آللاه آللاه من یئنه بئله سؤزلر یازدیم هاااا.... !!

یوخ جانیم ائله دئدیغیم کیمین یئییب ایشمک دن آز قالیب پاتلییاق.

باهالیق ، کاسیب چیلیق ، یوخسوللوق ، ایشسیزلیق و بونلارا بنزر کلمه لر ، ایران دا خاریجی ویجودلاری یوخدور. اولسایدی مسئول لار بیر فیکیر ائدردیلر دا. بونلاری کی ایمام زامان تایید ائدیب (جناب جنتی یئددینجی ایسلامی مجلیسین اؤیه لرینی ایمام زامان طرفیندن اونایلانان اینسانلار تانیتدیرمیش و پرئزیدنته اولان ایرادتی کی دانیلماز شکیلده چیغیریر) و حتمن دوزگون آدام دیرلار. گؤروسوز مملکت ده هئچ بیر سررون یوخدور.

توررم دئییرلر یوز ده ایگیرمی دیر ، سیز یازین یوزمین ده ایگیرمی دیر ، او زامان گؤره ر سیز ، بوتون باشقا مملکت لرین وضعی ایران دان خاراب دیر و بیزیم وضع چوخ چوخ یاخشی دیر.

آللاه بو قارا ماحمیدی (باغیشلایین دئمیشلر یازیم دوکتور محمود احمدی نژاد) بیزه چوخ گؤرمه سین ، بو گلن دن دونیا بیز ایله دوز دئمیر ، هامی بیزی تحریم ائدیر ، باهالیق چیخیب دیزه ، چورک تاپماق اولمور یئمک اوچون ، آمریکا اژزون حاضیرلاییر ایرانی توپراق لا بیر ائیله سین و .... بونلار هامی سی یاخشی بیر ایتتیفاق دیر. بونلار آللاهین سیناق دان گئچیتمه سی دیر. یوخسا بیز ایران جاماعاتی ذاتن آجلیقدان اؤلموشدوک ، بو قارا ماحمید گلن دن یالنیز دردیمیز دئشیلیب و اوزه گلیب.

سیز بیلمیرسیز کی آللاه بوتون ایش لرین یاتیدیب و یالنیز بیز ایران لی لاری ایمتاهان ائدیر. بیلمیره م ندن باشقا مملکت لری هئچ ایمتاهان ائتمیر . هر حال دا حتمن بیزی چوخ ایستیر اونا گؤره.

ائله بو آللاهین بیزه سئوگیسینه گؤره ده بیزیم مملکته چوخ چوخ یاغینتی یاغیر و قورولوق دا اصلن و ابدن یوخدور.

قدیم کی لر دییه ر دی لر ، اگر آللاه بیر میللت دن راضی اولماسا ، اونلارا نیعمتین وئرمز.

آما سیز ایندیسه گؤرورسوز کی آللاه بیزه بول بول یاغینتی ، نیعمت و ... لرینی بو ماللالار سایاسیندا وئریر. بو ماللا لار اولماسایدی لار ، بیز آجیمیزدان اؤله جه یدیک. بونلارین سایاسیندا همی بو دونیامیز تضمین اولوب همی او دونیامیز. (بو دونیادا قارا گونوموز ثابیت اولوب ، او دونیایا دا داها اینانج قالماییب)

هر حالدا بیزیم هئچ بیر موشکولوموز یوخدور و یاخشیجاسینا عومور گئچیردیریک (زامان الدن وئریب و فورصت لری یاندیریریق) و هئچ بیر شیکوائیه میز ده یوخدور آما بیلمیره م بو (عصر ایران) سایتینین سوروملو مودورو ندن بیر پارا یازیلار ایلا میللتی یولدان چیخاردیر.

یازی نین آردیندا بو سیته نین بیر سیرا یازیلارین درج ائدیریک. اوخویون .

آما سن آللاه یولدان چیخمییاسیز هااا....!!!!

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387  |
 نشریه محترم شهروند


خواهشمند است این جوابیه را در رابطه با مقاله ی "24 آوریل..." مندرج در شهروند شماره 1174 درج فرمائید.

در شهروند شماره 1174از آقای پروفسور امیر حسن پور مقاله ای تحت نام بیست و چهارم آوریل نود سومین سالگرد ژنوسید ملتهای ارمنی و آشوری درج شده بود که آقای پروفسور به طور غیر مسئولانه تلاش کرده تا این درگیری که توسط روسها و انگلیسهابردولت عثمانی تحمیل شده، را ژنوسید قلمداد کند.

پرفسور در تعریف ژنوسید توضیحات مختلفی را ردیف میکنند که خود دلالت بر آگاهی ایشان از معنی ژنوسید دارد، ولی باز با اصرار میخواهد که درگیری ناخواسته برای دفاع از خود دولت عثمانی را در مقابل عمل انجام شده توسط طراحان روس و انگلیس و مجریان ارمنی آنها برنامه از پیش آماده شده نشان دهد. اگر واقعا دولت عثمانی میخواست ارامنه را بکشد و برای آن طبق تعریف شما از ژنوسید از قبل برنامه ریزی کرده بود پس چرا درطول بیش از 500 سال امپراتوری اش که تمام امکانات نابود کردن آنها را داشت این کار را نکرد؟ نه تنها کسی از آنها را نکشتند، بلکه بر عکس به ارامنه در مقامات دولتی و ارتش پست های مهمی نیز داده بودند. این خود دلیل کافی است که ثابت میکند کهاین تراژدی به دولت عثمانی تحمیل شده است.

همچنین آقای پرفسور غافل از آنست که اسناد آرشیو روسیه نشان میدهد که سفیر تزار در سال 1914مقادیر 10.000 اسلحه و11 میلیون فشنگ در بین ارامنه و بعضی ازکردها پخش کرده بود و بلافاصله بعد از جنگ به عنوان ستون پنجم از آنها استفاده کرد. البته امپراتوری عثمانی که بر بخشی از اروپا حکمرانی میکرد به عنوان ابر قدرت اسلامی از طرف تزار و دولتهای اروپا که مسیحی هستند دشمن مشترک می بود و امروز هم که کینه اروپائیان نسبت به ترکیه کاملا هویداست بیشتر از عقده تاریخی آنها از پیروزی امپراتوری اسلامی عثمانی بر اروپائیان مسیحی نشأت میگیرد. خصوصا با اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی و استقلال 5 کشور غنی ترک از اشغال روسها مجددا احتمال اتحاد ترکها به عنوان ابر قدرت بالقوه به کابوس اروپا و روسها تبدیل شده است. البته این چندان هم دور از واقعیت نیست چرا که با از همپاشی ایران به مانند اتحاد شوروی و استقلال آذربایجان جنوبی این واقعه به حقیقت خواهد پیوست.

اینها دلایل آشکار برای آماده سازیتهاجم بر علیه ترک است که از آن جمله به اصطلاح ژنوسید ارمنی علم میشود. و اما واقعیت را باید از آرشیوها جستجو کرد وگرنه دروغ پا هم بگیرد راه نمی رود.

در خاطرات خلب اف فرمانده روس که از آرشیو روسیه منتشر شده است و از دوراناشغال تزار در ترکیه عثمانی توضیح میدهد مینویسد که ارامنه با استفاده از حضور ما چنان جنایاتی را مرتکب می شدند که زبان از توضیح آنها عاجز است. او با دستخط خود به روسی مینویسد که در یکی از روستاها ارامنه ترکها را به صف کرده بودند و به یکاتاقی که دو در داشت وارد میکردند از دری که وارد میکردند شرایط عادی بود و هیچ چیزی نگران کننده دیده نمی شد ولی فاجعه ها در بیرون در دوم منتظر بود.در بیرون در دوم که در خروجی بود چاله بزرگی کنده شده بودو دو نفر شمشیر به دست در بیرون در آماده بود به محض اینکه قربانی ترکاز اتاق خارج میشد با شمشیر گردنش را میزدند و قربانی دست پازنان به چاله می افتاد. وی در جای دیگر میگوید که در یک روستا ارامنه به زن و مرد و پیر و جوان و صغیر و کبیر هم رحم نکرده بودند و تمامی اجساد را رویت کردیم به آلات جنسی زنان اشیاء مانند چوب، آهن و آلات برنده وارد کرده بودند. او در جای دیگری مینویسد من مسئول امنیت شهر بودم در سرکشی به شهر شاهد شلوغی شدم سریع با سربازان به آن طرف تاختیم و دیدم که ارمنی ها ترکها را با طناب بسته و به وسیله اسب در زمین میکشند. و صدها نمونه دیگر از جنایات ارمنی ها را می شمارد و در ادامه مینویسد چون نیروهای ما باید از ترکیه خارج میشد این بار ارمنیها که باید جواب جنایات را پس میدادند پیشاپیش ما فرار کردند و حتی به ما حامیان ارامنه نیز وفا نکرده بلکه برایفرار هرچه زودتر اسبهای ما را نیز می دزدیدند.

اینسکلوپدیای سال 1922 انگلستان در این مورد مینویسد که در این حوادث 200 هزار نفر از طرفین هلاک شدند که هر عقل منصفی نیز نصف آن را کشته های ترک می پذیرد. در حالی که کل کشته شده از ترک و ارمنی در مجموع200.000 نفر هست آیا آقای پرفسور امیر حسن پور چطور ادعا میکند که دو و نیم میلیون ارمنی کشته شده؟ آیا آقای پرفسور امیر حسن پور این را نمیداند؟ اگر آگاهی کافی از وقایع ندارد پس چطور اصرار به ژنوسید ارمنی ها دارد؟ آیا ما باید به این اسناد ــ آنهم از شاهدان ارتش حامی ارامنه که خود نیز دشمن ترک هست به دست رسیده ــ توجه و قضاوت کنیم یا اینکهروزه خوانیهای خلیفه گری ارامنه را به عنوان سند بپذیریم؟ آیا آقای پرفسور تا حال این سئوال را از خود کرده اند که چرا ارمنستان آرشیو خود را برای محققان باز نمی کند که این موضوع تحقیق شود؟ بر اساس همین اسناد و دهها آزمایش همان موزه هایی که آقای پرفسور نام برد در شرق ترکیه قربانیان ترک هستند که توسط ارامنه کشتار شده اند. چال کردن دسته جمعی ترکها توسط ارامنه را که خلب افافسر روس توضیح میدهدنمونه ای از آنهاست که خود به چشم خود دیده است.

باز همان فراریانی که خلب اف میگوید از ترکیه میگریختند یک دسته 60.000 نفری از آنها به رهبری مارشیمون به آذربایجان جنوبی آمده و در شهرهای ارومیه، سلماس و اطراف آن به قتل و کشتار پرداختند. در این ایام اسماعیل سیمتکو یاغی کرد نیز در آذربایجان راهزنی میکرد. مارشیمون برای اتحاد با وی در قتل و غارت آذربایجان به ملاقات اسماعیل سیمتکو میرود و بعد از مذاکرات در مورد غارت آذربایجان به توافق نمیرسند و اسماعیل سیمتکو مارشیمون را از پشت میزند و دسته او ارامنه محافظ مارشیمون را میکشند ولی یک نفر از ارامنه موفق به فرار شده و خبر کشته شدن مارشیمون و همراهانش به دست سیمتکو را به آقا پتروسفرمانده ارامنه می رساند. این حادثه مصادف با چهارشنبه آخر بود. آقا پتروس از خلیفه گری برای گرفتن انتقام مارشیمون اجازه قتل عام می خواهد، این اجازه از خلیفه گریصادر و سه روز یعنی تا شب عید نوروزتورکهای آذربایجان قتل عام میشوند. احمد کسروی در تاریخ 18 ساله آذربایجان مینویسد که ارامنه 150 هزار نفر از ترکهای آذربایجان را قتل عام کردند که در بین آنها یهودیان ارومیه نیز قتل عام شدند. در کتاب ارومیه در محاربه عالم سوز که از یادداشتهای روزانه معتمدالوزاره نماینده دولت در ارومیه چاپ شده است مینویسد که در این تجاوزات ارامنه از شهر ارومیه که 300.000 جمعیت داشت نصف آن قتل عام شدند. برای درک عمق جنایاتی که ارامنه در آذربایجان بر علیه ترکهای آذربایجان مرتکب شده اند به غیر از منابع فوق منابع دیگری نیز از جمله ارومیه سرزمین زردشت به قلم علی دهقان، و خاطرات توفیق کارمند وقت شیروخورشید میتوانید مراجعه کنید.

تجاوزات ارامنه به سرزمین ترکها سابقه طولانی دارد. در یکی از این تجاوزها، ارامنه در سال1905 به نوشته محمد سعید اردوبادی 270 روستای آذربایجان را کشتار کردند که هزاران قربانی از ما گرفت .

در سال 1920 با فرمان لنین برای سرنگونی جمهوری آذربایجان و اشغال سرزمین ترکها، شائومیان ارمنی به باکو حمله کرده و دهها هزار نفر را قتل عام کرد که استفان شائومیان پسر وی از عمق این جنایات اظهار شرمندگی کرده است. همچنین استالین در جلسه محاکمه به بریا میگوید کشتار آذربایجانیان توسط ارامنه به رهبری شائومیان با سوءاستفاده از اسم سوسیالیسم لکه سیاه و نازدودنی بود ولی تو در استفاده از این نام در قتل و کشتار روی شائومیان را نیز سفید کردی.

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بازهم ارامنه به یاری روسها به آذربایجان حمله کردند و قاراباغ آذربایجان را اشغال و 30000 نفر کشته و بیش از یک ملیون نفر را آواره کردند که چهار بار سازمان ملل طی چهار قطعنامه به شماره های 822 ، 853 ، 874 و 884 ارمنستان را به عنوان متجاوز و اشغالگر محکوم کرده و خواهان خروج بی قید و شرط آن از سرزمین آذربایجان شده است.

در روز 24 فوریه 1992 ارامنه با حمایت لشکر 366 روس در شهر خوجالی وحشیانه ترین نوع ژنوسید را مرتکب شدند که اول موجب ناباوری جوامع غرب واقع شد ولی با ارائه اسناد توسط روزنامه نگار آمریکایی توماس گولتس این جنایات ارامنه برملا و چهره واقعی آنها افشا و از طرف مجامع غربی محکوم شد. برای آشنایی با عمق جنایات ارامنه در قاراباغ و ژنوسید خوجالی به کتاب Azerbaijan Diary نوشته توماس گولتس روزنامه نگار آمریکایی رجوع شود.

بمب گذاری در متروی باکو، به آتش کشیدن اتوبوس مسافر بری، ترور، زنده زنده سوزاندن انسانها و تجاوز از کارهای روزمره ارامنه میباشد.

فریاد ژنوسید جعلی ارامنه صرفا برای سرپوش گذاشتن به جنایاتی که توسط تروریسم ارمنی در قاراباغ اشغالی انجام میشود راه اندازی شده که اذهان عمومی را از این جنایات منحرف کنند ولی خوشبختانه حنایشان دیگر رنگی ندارد.

آقای پرفسور امیر حسن پور در مقاله خود می نویسد:" ارمنیها و آشوریها، هزاران سال پیش از اشغال «آسیای صغیر» توسط قبایل ترک عثمانی، در منطقه ای که امروز بخشی از شرق ترکیه و شمال عراق و شمال غرب ایران است زندگی میکردند. به این ترتیب سرزمین بومی آنها که «آناطولی شرقی» نیز نامیده میشد، ارمنستان، بخشهائی از کردستان و بین النهرین را در بر میگرفت." احتمالا ایشان عثمانی را با سلجوق و سلجوق را با ترک و آمدن سلجوقیان را نیز با آمدن ترکها یکی می داند. در حالی که سلجوقیان تنها بخشی از ترکها بودند نه همه آنها. از آنجایی که تاریخ به یاد دارد این مناطق کلا مال ترکهاست و اولین تمدن بشری که تمدن سومر میباشد و در بین النهرین و اطراف آن بود و کتیبه هایشان موجود هست ترک هستند. یعنی قدیمیترین زبانی که تاریخ میشناسد زبان ترکی است. بعد از سومرها ایلامها هستند باز آنها هم ترک هستند. بعد که آشورها میایند باز با ترکها می جنگند. و در کتیبه سارگون نیز به جنگ با ترکها اشاره میشود، اما ارامنه چه کسانی هستند؟ارامنه هم در اصل از قبایل ترک هستند که مسیحی شده اند با اینکه بعد از مسیحیت از ترکها جدا شده اند ولی هنوز هم آثار ترکی در زبان و فرهنگ ارامنه مشاهده میشود برای مثال اسامی آنها را مطالعه بکنیم بوداغیان، دمیرچیان، کوچریان، قرمیزیان، قاراپتیان و همچنین در زبانشان با توجه به اینکه به همت کلیساها به مقدار زیادی کلمات عوض شده، ولی باز مقدار زیادی ترکی هنوز مانده که حکایت از یک ریشه بودن آنها با ترکها دارد، لذا تمامی این اختلافات زائیده ادیان و مذاهب هستند، همان طور که صفویان ترک شیعه با برادران ترک سنی خود(عثمانی)سالها جنگیده و تخم نفرت کاشتند. هنوز هم شوونیسم فارس از این اختلاف مذهب برای ایجاد نفاق بین ترکهای آذربایجان و ترکهای ترکیه استفاده ابزاری می کند.

ترکهای مسیحی(ارامنه)به عنوان پایگاه واتیکان در قلب اسلام با تحریک و تحریف واتیکان دشمن آشتی ناپذیر برادران ترک مسلمان چه شیعه و چه سنی آن شده اند.

در بخشی از مقاله شریف از کشتار وحشیانه کردها در حلبچه توسط صدام اشاره فرموده اید که خیلی به جا و درست است. ما نیز این جنایت صدام را محکوم می کنیم. اما جناب پرفسور بهتر بود که جنایت کردها در کرکوک را که بعد از سرنگونی صدام ترکهای کرکوک را قتل عام کردند و اسناد را آتش زدند تا ریشه ترکها را بکنند که طبق اظهارات و تعاریف خود عالیجناب از ژنوسید، این مسئله ژنوسید محسوب می شود، را نیز نیمچه محکوم میکردید. و اگر هم کشتار ترکهای کرکوک توسط کردها را ژنوسید نمی خواندید حداقل نیمه ژنوسید می خواندید
|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387  |
 فیلتر سیندرانلار
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387  |
 Güney Azerbaycan Öyrenci Hereketi ve Kimlik Meselesi

 Güney Azerbaycan Öyrenci Hereketi ve Kimlik Meselesi

 

AZərbaycan Öyrənci Hərəkatı : Toplumsal hereketler içerisinde öyrenci hereketi bütünlüğü teşkil etmese de önemli etkenlerden birisidir. Üniversite ortamı ve gencliyin getirdiyi duygusallıq öyrenci hereketi çerçevesinde radikalığı öne çıxardır. Bu nedenle öyrenci hereketi programsız, plansız ve uzun muddetli hedeflere dayanmadan hereket eder.Devrimci ve entelektüel bir kimliye sahib olan öyrenci hereketi ...

 toplumsal hereketlerde devamlılıqda qopuqluluqlar yaşarlar. Öyrenci hereketi ferqli dönemlerde ferqli kimlikler ile qarşı qarşıya olurlar. Ferqlı dönemlerde ve yerlerde öyrenci hereketinin kimlik meselesi önem daşımaqdadır.

Kimlik meselesi de toplumların tarixsel sürec içerisinde özlerine xas kültürel, toplumsal ve milli enenelerini oluşduran bir faktördür. Toplumlar kimlikleri ile var olarlar. Özlerini başqa toplumlardan ayırmaq ve ferqliliklerini ortaya qoymaq üçün kimliklerini söykenerler. Kimlik toplumsal bir olgu olasının yanı sıra modern milletlerin ortaya çıxışında  siyasi imaji da qazandı.

İndiyse Güney Azerbaycan öyrenci hereketini kimlik söylemleri(gofteman) ve dartışmaları çerçevesinde ele alaq. Öyrenci hereketi Güney Azerbaycan’da uzun tarixe malikm olmasa da ortaya çıxış itibarıyla özünü İran öyrenci hereketinden fergli, bağımsız bir şekilde ortaya qoydu. Güney Azerbaycan Milli mucadilesinin çekirdek nuqtesini teşkil eden milletin kimliyi ve bu kimliye sahiplanme asimilasyon siyasetleri qarşısında onu qoruma öyrenci hereketinin de yol tutucusu oldu. Tebii olaraq da Güney Azerbaycan öyrenci hereketi milli kimliyine dayanmadan hereket edemezdi. Bu da öyrenci hereketini ferqli ve bağımsız hedeflere ve planlara soq vermişti. Güney Azerbaycan’da öyrenci hereketinin derdini ve hedefini iran’dan ayıran en önemli etken(amil) kilmlik meselesidir.

Türklük ve Azerbaycanlılıq kimliyine sahiblenen Azerbaycan öyrenci hereketi milli heqlerini  elde etme ve onları qoruma derdindedir. Bu nedenle Azerbaycan öyrenci hereketi İran2ın iç siyasi dengelerinin (muadilelerine) deyişmesinde özlüyünü ititmeyerek bağımsız bir şekilde hereket edebilir.çünkü hereket noqtası azerbaycan ve türklük kimliyidir. Eslinde güney azerbaycan öyrenci hereketi bu kimliye sahiblenerek bütün dünya öyrenci hereketkerinden  özlüyünü ve imajimi ayırır. Asimilasyon siyasetleri neticesinde güney azerbaycan milli kimliyi yox olma xeteri ile qarşı qarşıyadır. Üniversitelerde azerbaycanlı türk öyrencileri bilimsel ve entelektüel bir çevrede de bu kimliyi savunmaq isteyir. Bu şerayit içerisinde iran ‘da yaşayan başqa türkler ile ve onların öyrencileri ile ilişki qurmaq üçün güney azerbaycanlı öyrenciler kimliklerini bir tek azerbaycanlılıq çerçevesinde ortaya qoymur. Belke azerbaycanli – türk kimliyini bir arada tutaraq bir terefden öz tarixi kimliyini savunur diyer terefden de hedefi ayrı olan ama sürecde ortaq olan başqa türklerile ilişkisini qoparmır.

Güney Azerbaycanın milli ve tarixi kimliyi öyrenciler ile birkikde modern bir temel üzerine quraraq toplum içerisinde de milli kimliyin oluşmasında önemli rol oynayır. Milli heqleri siyasi alana daşımada da öyrenciler gene önemli etkendir. Artıq güney azerbaycan milli kimliyine sahiblenme ve milli heqleri isteme kültürel alanda yetinmez belke siyasi muadileler içerisinde de güney azerbaycanın istekleri şerayiti firser bilerek öne sürür. Yeni öyrenciler milli hereketin kültürel saheden siyasi saheye  keçmesinde önemli addımlar atmışlar.

Qarışıq kimlikleri bir arada tutan siyasetlere aldanmayan güney azerbaycan öyrenci hereketi etnik kimlik dartışmaları üzerinde duraraq öz kimliyini içselleşdirmek isteyir. Etnik kimlyini hakim ve resmi kimliyin yayılma siyasetleri qarşısında qorumaq üçün faaliyet gösteren azerbaycanlı öyrenciler üniversitelerde çıxardıqları öyrenci dergilerinde bunu gösterir. Öyrenci dergilerine baxdiğimiz da öyrencilerin kimlik meselesi heqqinde ne qeder hessas olduqlarını görebilerik.

Toplumsallaşma (camigerayi) sürecinde üniversite ortamı önemli bir aşamadır.şekillenen toplumsal roller üniversitelerde öyrenciler terefinden Azerbaycan türk kimliyini menimseyerek ortaya çıxar. Yeni toplumsal kimlik üniversitelerde milli kimlikler çerçevesinde deyerlendirilir. Bu milli kimlik deyerlendirmesinde Güney azerbaycan öyrenci hereketi yolunu ve hedefini ferqli bir şekilde cızmış olur.

Güney azerbaycan öyrenci hereketini milli heqler, milli kimlik ve milli mutluluq mevzuları dışında ele almaq yanlışdır. Çünkü öyrenciler bu faktörler ve istekler içerisinde özlerine ve hereketlerine anlam verirler. Kimlik meselesi azerbaycan öyrencisine hedef ve süreci gösterir. Geröekden de Azerbaycan öyrenci hereketi ortaya çıxış itibarıyla da kimlik meselesine dayanaraq ortaya çıxdı. 90 iller ve qarabağ olyları Azerbaycan öyrencisinin sistemli bir biçimde örgütlenmesinin ilk başlangıcıydı. Tehran ve tebriz üniversitelerinde ermeni qetliamlarına qarşı ve iran- ermenistan ilişkilerine qınayan Azerbaycan öyrencisi siyasi etirazlar ve tezahuratlar şeklinde gerçekleşdirmiş oldu. Bu etirazlar eyni kimliye sahib olan quzey azerbaycanlıların soyqırıma uğramasından qaynaqlanırdı.

Çox kültürlü ölkeler içerisinde genel olaraq etnik kültürlere dayalı öyrenci hereketleri marksist eğilimli olaraq hereket edirler. Ama Azerbaycan öyrenci hereketi milli ve etnik kültürünü marksiste dayanmadan ortaya qoyur. Azerbaycan öyrenci hereketinde milli kültür ve milli kimlik Azerbaycan’ın terixsel sürecine dayanaraq çağdaş bir biçimde ele alırlar. Özüne xas özellikleri daşıyan bu milli öyrenci hereketi kimliyini bu çerçevede gerçekleşdirmek isteyir. Bu nedenle Azerbaycan öyrenci hereketi heqqinde fikir söylemek üçün bir çox nedeni göz önünde tutmamız lazımdır. (Efrasyap)

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387  |
 اهانتی دیگر از نژادپرستان پان آریانیست به عرب و تورک از قول فردوسی

اهانتی دیگر از نژادپرستان پان آریانیست به عرب و تورک از قول فردوسی

روزنامه اطلاعات عرب را صحراگرد و تورک را وحشی نامید

 

 اؤیرنجی نیوز:  روز پنجشنبه مورخ 19/2/86 روزنامه اطلاعات در ویژه نامه خود که به بهانه روز جمعه منتشر کرده بود با درج مقاله ای با عنوان وطن پرستی و کشورداری در شاهنامه بعد از تعریف فراوان از فردوسی شروع به ابراز توهین به اقوام مهم ایران پرداخت. در این مقاله نویسنده که خود را با نام داوود نادمی معرفی کرده است گویا بقدری از نوشته بدون معنی و پوچ و نژاد پرستانه خود مسرور شده بود که این گونه می نویسد:

“او آرزومند بازگشت آزادی و عظمت فرمانروائی ایران بود و چون نیاکانش آرزو داشت که شاهی از نژاد پاک ایرانی و از نسل شهریاران ایران بر وطن او حکمران گردند تا دست تسلط عرب صحراگرد و ترکان وحشی مهاجم از ایران کوتاه و بریده شود.”

نویسنده در این متن چشم خود را بسته و دهان خود را باز کرده است و بدون توجه به اینکه در یک روزنامه در سطح کشور این مطلب چاپ خواهد شد اقدام به سخنرانی و سخنوری در مدح نژاد آریائی نموده است. لازم به ذکر است درحالی این مقاله منتشر شده است که در سراسر آذربایجان ایران خفقان و سرکوب حکمران است زیرا در آستانه دومین سالگرد توهین به ملت ترک در روزنامه منحوس ایران قرار داریم.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387  |
 بهروز عمرانی، قدم به قدم در حال ویران سازی اثار تاریخی آذربایجان است
 

بهروز عمرانی، قدم به قدم در حال ویران سازی اثار

تاریخی آذربایجان است

آقای بهروز عمرانی، معاون کردتبار میراث فرهنگی آذربایجان شرقی، قدم به قدم در حال ویران سازی اثار باستانی آذربایجان جنوبی است. وی که بصورت مشهودی از جانب نیروهای فارس، کرد و ارمنی فعال در میراث فرهنگی مورد حمایتهای مادی و معنوی قرار می گیرد، پس از اعطای مجوز احداث خط لوله گاز ایران به ارمنستان و منهدم کردن شهر چند هزار ساله اژدها داشی و  ویران سازی  آثار باستانی مجاورت سد خدافرین، در حال طراحی نقشه جدیدی برای امحای ارک تبریز است.

گفته می شود براساس مجوزی که از سوی آقای عمرانی صادر شده شهرداری تبریز ، در حال ساخت یک پارکینگ طبقاتی بزرگ، درست در داخل حریم تاریخی ارک علیشاه تبریز می باشد. این مجوز به حدی خطرناک بوده که حتی اشرفی نیا معاون استاندار تبریز، از بیم قیام اهالی تبریز، در خصوص میزان اعتبار این مجوز تردید کرده است.

بهروز عمرانی در گذشته ریاست میراث فرهنگی آذربایجان غربی را در دست داشته و در طول مدت فعالیت خود به جدیت در راستای تعمیر کلیساهای ارمنی و ثبت جهانی قره کلیسا و سنت استپانوس کوشیده است. او عضو جبهه ملی است و با فرد فناتیک و نژاد پرستی چون پرویز ورجاوند، که سال گذشته درگذشت، صمیمیتی مثال زدنی داشت
|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 24 اردیبهشت1387  |
 نگرانى هواداران تؤرک از سرنوشت تراکتورسازى .
 امسال هم تبریزى ها در حسرت رسیدن به لیگ برتر ماندند البته امسال از ابتدا هم کسى انتظار زیادى از تراکتورسازى نداشت. تراکتورسازها بعد از اینکه دو سال با فرشاد پیوس نتوانستند به لیگ برتر راه پیدا کنند قید سرمایه گذارى آنچنانى را زدند و در فصل جارى فقط تیم را براى حضور داشتن در لیگ یک بستند. به هر صورت تراکتورسازى در گروه یک که از ابتدا به گروه مرگ معروف شده بود قرار گرفت و نتوانست راهى به لیگ برتر پیدا کند و قبل از هفته پایانى ناامید از صعود کار را به پایان رساند.با پایان فصل اما حالا تغییرات در سطح مدیریت شرکت تراکتورسازى باعث شده تا هواداران تراکتورسازى نگران تیمشان باشند. سهام شرکت تراکتورسازى در راستاى اجراى اصل ۴۴ به بخش خصوصى واگذار شده است. صندوق مهر و آستانه قدس رضوى سهام شرکت تبریزى را خریدارى کرده اند و به این ترتیب محسن عرب باقى مدیرعامل شرکت از کارش کنار رفته است تا تراکتورسازها در انتظار مدیرعامل جدید باشند. همه چیز حالا به مدیر جدید بستگى دارد و نگرش مدیران جدید به ورزش.در پایان فصل گذشته و بعد از آنکه تراکتورسازى نتوانست در پلى آف مقابل شیرین فراز نتیجه بگیرد، جو بدى به وجود آمد، به طورى که حتى بحث انحلال باشگاه مطرح شد اما از آنجا که شرکت تراکتورسازى دولتى بود، استاندارى با فشار به آنها مسوولان شرکت را مجبور کرد تا همچنان به کار تیمدارى خود ادامه دهند و تراکتورسازى در لیگ یک حاضر شود. این موضوع حالا در شرایط کنونى اصلى ترین نگرانى هواداران بى شمار تراکتورسازى است. تراکتورسازى نه تنها در تبریز که در کل شمال غرب کشور طرفداران زیادى دارد. تیمى که مى تواند تا ۶۰ هزار نفر را به ورزشگاه بکشاند، مطمئنا از پایگاه مردمى خوبى برخوردار است و کنار گذاشتن آن با واکنش ورزشى ها مواجه مى شود اما حالا که تیم به بخش خصوصى واگذار شده است، دولت نمى تواند فشار مستقیمى براى تیمدارى به تراکتورسازها بیاورد و این طرفداران تراکتورسازى را که امید اول آذربایجان براى حضور در لیگ برتر است نگران مى کند اما علاقه مردم در آذربایجان به فوتبال آنقدر زیاد است که به نظر نمى رسد بتوان تراکتورسازى را حذف کرد!

بازگشت ملاحى به تبریز !

اما مساله مهمتر از ادامه کار تراکتورسازى، چگونگى مدیریت باشگاه و بسته شدن تیم براى فصل آینده است. درحالى که همه چیز در بلاتکلیفى است اما از همین الان بحث فصل آینده بین هواداران داغ است.چه کسى قرار است مدیریت باشگاه را به دست گیرد و با چه سیاستى در فصول گذشته هیچ مدیرى نتوانست تراکتور را راهى لیگ برتر کند اما جو تبریز آن طور که به گوش مى رسد به نفع کریم ملاحى است.کریم ملاحى این امتیاز را دارد که خود آذرى(ترک) زبان است، مساله اى که براى تبریزى ها اهمیت زیادى دارد.در حال حاضر مدیرعامل سال گذشته تقریبا وقت آزاد دارد و مى تواند تمام وقت و با تمام نیرو در خدمت تراکتورسازها باشد اما موضوعى که تبریزى ها را به آمدن دوباره ملاحى متمایل کرده است، عملکرد او در یک سال حضورش در باشگاه است. در زمان حضور ملاحى تراکتورسازى تا یک قدمى لیگ برتر آمد.با وجود عدم موفقیت در صعود اما خیلى ها مسبب ناکامى را پیوس مى دانستند تا ملاحى. در فصل گذشته به عقیده تبریزى ها مدیریت منضبط ملاحى باعث شد تا تراکتورسازى بعد از نیم فصل ناموفق خود ناگهان دوباره اوج بگیرد و خود را به پلى آف برساند.همین مساله جو مثبتى را براى بازگشت ملاحى به وجود آورده است البته همه چیز بستگى به مدیران جدید دارد. قطعا آستانه قدس رضوى با توجه به حضور ملاحى در مشهد شناخت خوبى روى او دارد و باید منتظر بود تا تراکتورسازى از بلاتکلیفى کنونى خارج شود.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 24 اردیبهشت1387  |
 Azərbaycan və Ermənistan prezidentləri arasında görüş gələn ay keçiriləcək

 

 Azərbaycan və Ermənistan prezidentləri  arasında görüş gələn ay keçiriləcək                

 

 Bu barədə jurnalistlərə açıqlamasında xarici işlər naziri Elmar Məmmədyarov Ermənistanın xarici işlər naziri Eduard Nalbandyanla görüşünü şərh edərkən bildirib.

Erməni həmkarı Edvard Nalbandyanla Strasburqda keçirdiyi görüşün nəticələri barədə danışan nazir bunun ilk görüş olduğunu və tanışlıq xarakteri daşıdığını deyib:

“Belə qərara gəldik ki, danışıqları davam etdirməliyik. Artıq prezidentlər səviyyəsində də görüş keçirilməsi barədə razılığa gəlmişik. Çox güman ki, bu görüş iyun ayında baş tutacaq. Azərbaycan tərəfi üçün Ermənistanın yeni hakimiyyəti ilə görüşmək çox vacibdir. Biz bilməliyik ki, onlar sülh danışıqlarına hazırdırlar, yoxsa yox...”.

Qeyd edək ki, iyunun 6-8-də Sankt-Peterburqda 12-ci Beynəlxalq Enerji Forumu və MDB-nin qeyri-formal sammiti keçiriləcək. Azərbaycan və Ermənistan prezidentlərinin ilk görüşünün də həmin tədbirlər çərçivəsində keçiriləcəyi gözlənilir

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 24 اردیبهشت1387  |
 İranın nüvə silahına dair mübahisələr davam edir

İranın nüvə silahına dair mübahisələr davam edir

Bu gün Rusiyanın xarici işlər naziri Sergey Lavrov bildirib ki, İranın nüvə silahı istehsalı ilə yaranmış beynəlxalq narahatlıqlara dair müzakirələr davam etdirilir.

İranın nüvə silahına dair mübahisələr davam edir. Bu həftə ABŞ və İran öz mövqelərində möhkəm dayandıqlarını bir daha sübut etməyə çalışıblar. ABŞ dövlət katibi Kondoliza Rays Yaxın Şərqdə sabitsizlik yaratmaq üçün İranın Fələstinin Həmas qrupundan alət kimi istifadə etdiyini bildirib. Amerikanın yəhudi liderləri ilə Vaşinqton görüşü zamanı xanım Rays deyib ki, Həmas yaraqlılarının İran hökumətinin “vasitəsi döyüşçü” rolu İsrailin məhv edilməsinə yönəlib.

Həmasa şifahi dəstək verən İran qrupun təlimlərdən keçirildiyinə dair ittihamları rədd edir. Dövlət katibi Rays Vaşinqtonun terrorizm və silahların yayılmasındakı roluna görə İrana qarşı əlavə sanksiyalar tətbiq edəcəyini deyib.

İranın ali ruhani rəhbəri Ayətulla Əli Xamaneyi İrana qarşı beynəlxalq sanksiyaların ölkəsinə təsirinin güclü olmadığını və İranda artıma maneə törətmədiyini bildirib. BMT-nin Təhlükəsizlik Şurasının İrana qarşı üç sanksiya paketinə işarə edən Ayətulla İranın iqtisadi inkişafına bu sanksiyaların təsiri olacağına dair fikirlərin yanlışlığını qeyd edib. Əli Xamaneyi deyib ki, hədələrdən İran imkan kimi istifadə edib. Qeyd edək ki, İranın ali ruhani rəhbərinin bu açıqlaması İranda işsizlik faizlərinin yüksək olduğu bir vaxta təsadüf edir. Hökumət bu göstəricinin 10 faiz təşkil etdiyini desə də, iqtisadçılar işsizliyin 30 faiz olduğunu deyir.

 Bu gün Rusiyanın xarici işlər naziri Sergey Lavrov bildirib ki, İranın nüvə silahı istehsalı ilə yaranmış beynəlxalq narahatlıqlara dair müzakirələr davam etdirilir. Nazir bidlirib ki, Tehranın danışıqlara razılıq verməsi müqabilində nə kimi imtiyazlar əldə edəcəyi barədə İrana izahat verilməlidir. Sergey Lavrov bunları ABŞ, Britaniya, Fransa, Almaniya və Çin həmkarları ilə London görüşündən sonra Moskvada bildirib. O deyib ki, 6 ölkə İrana qarşı əlavə sanksiyalar tətbiq edilməsi məsələsini müzakirə etməyib. Rusiyanın xarici işlər naziri qrupun 2006-cı ilin həvəsləndirici təkliflər paketində dəyişiklik edilmədi barədə razılıq əldə etdiyini desə də, onların detallarına varmayıb.

 Bu gün eyni zamanda İranın dövlət mətbuat orqanı olan İRNA nüvə qarşıdurmasına birbaşa işarə etməsə də , İranın ali ruhani rəhbəri Ayətulla ƏLi Xameneyinin dünyanın aparıcı qüdrətlərinin İranla bağlı danışıqlarda nailiyyət əldə edə bilmədiklərini deyib. Əl Xamaneyi bunları Şiraz şəhərində universitet tələbələri qarşısında çıxışı zamanı bildirib./VOA

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 24 اردیبهشت1387  |
 PKK-nın İKİNCİ ŞƏXSİ ERMƏNİSTANA QAÇIB

PKK-nın İKİNCİ ŞƏXSİ ERMƏNİSTANA QAÇIB


Türk generalitetindən sensasion bəyanat
Təqib edilən terrorçu Cəmil Bayıkın Qarabağa keçəcəyi istisna olunmur



Türkiyə aviasiyasının mayın 1-2-də İraqın şimalındakı Qəndil dağlarına endirdiyi güclü zərbələrdən sonra qaçan PKK liderlərindən biri Ermənistana keçib. ANKA agentliyinin Türkiyə Silahlı Qüvvələrinin Baş Qərargahındakı mənbələrə istinadən yaydığı xəbərə görə, terror təşkilatının hərbi qanadına rəhbərlik edənlərdən Cəmil Bayık bir qrup mühafizəçisi ilə birlikdə Ermənistan sərhədlərini keçmək istəyərkən atışma baş verib və onun mühafizəçilərindən bir neçəsi öldürülüb.
Xəbər verildiyi kimi, Türkiyə Silahlı Qüvvələrinin Baş Qərargahı mayın 10-da rəsmi açıqlama yayaraq mayın əvvəlində aparılmış əməliyyatın təfərrüatları haqda kəşfiyyat mənbələri tərəfindən təsdiqlənmiş rəsmi məlumatları ictimaiyyətə çatdırıb. Bu məlumatlarda deyilirdi ki, Qəndil dağlarındakı PKK düşərgələrinə 150-dən çox terrorçunun öldürülməsi ilə nəticələnən hava zərbələrindən sonra təşkilatın rəhbərliyi pərən-pərən düşüb. PKK liderlərindən Cəmil Bayık bir qrup terrorçu ilə birlikdə qonşu ölkələrdən birinə qaçıb, sərhədi keçərkən həmin ölkənin təhlükəsizlik qüvvələri ilə baş verən atışmada Bayıkın mühafizəçilərinin bir çoxu öldürülüb. Baş Qərargah qonşu ölkənin adını göstərməsə də əvvəlcə söhbətin İrandan getdiyi güman olunurdu. Çünki Qəndil dağlarının cənub hissəsi İranla həmsərhəddir və buradan müntəzəm olaraq PKK-nın qolu olan PJAK-a mənsub yaraqlılar sərhəddi keçir.
Lakin gecə saatlarında Baş Qərargahda jurnalistlərə bildiriblər ki, Cəmil Bayıkın keçdiyi ölkə Ermənistandır. Əməliyyatdan sonra baş verənləri dəyərləndirən hərbi yetkililər əliqanlı terrorçunun sərhəddə baş verən atışmadan sonra bu ölkəyə keçdiyini deyiblər. Bu məlumatın kəşfiyyat mənbələri tərəfindən təsdiqləndiyi də vurğulanır. Məlumatda deyilir ki, PKK-nın Mərkəzi İdarə Heyəti tərəfindən təşkilatın silahlı qanadı olan “xalq müdafiə birlikləri”nin rəhbəri təyin edilən “Bahoz” ləqəbli, əslən suriyalı Fehman Hüseyn isə bir qrup terrorçu ilə birlikdə İraqın içərilərindəki kürd bölgəsinə - Sinad-Haftaninə qaçıb, oradan isə İrana keçib.
C.Bayıkın və onu müşayiət edənlərin Ermənistana hansı ölkədən keçdikləri göstərilmir. Çünki İraqın Ermənistanla birbaşa sərhədləri yoxdur. Bu baxımdan terrorçu Ermənistana keçmək üçün ya Türkiyə, ya da İran ərazisindən istifadə etməli idi. Ermənistanın Türkiyə ilə sərhədlərini Rusiya hərbçiləri mühafizə edir. Məlumatlarda deyilir ki, Bayık və onu müşayiət edən terrorçularla sərhədçilər arasında atışma olub. Daha sonra Türkiyənin Mardin bölgəsindən olan şəxsin müdaxiləsi ilə C.Bayıkın Ermənistana keçməsi razılaşdırılıb. Bildirilir ki, Türkiyə tərəfi C.Bayıkın və F.Hüseynin tutulub təhvil verilməsi üçün Ermənistan və İran hökumətlərinə diplomatik kanallarla müraciət etməyə hazırlaşır.
Hərbi mənbələrdən onu da bildiriblər ki, Türkiyə ordusunun zərbələri nəticəsində təşvişə düşən PKK-çıların bir hissəsi kiçik qruplar halında Türkiyəyə keçib. Məlumatlara görə, bölgədə kəşfiyyat fəaliyyətləri davam edir və bu terrorçuların da yeri qısa müddət ərzində təsbit edilib məhv olunacaqlar. “Hürriyet” qəzetinin xəbərində isə deyilir ki, C.Bayıkın İrana keçmiş ola biləcəyi haqda xəbərlərdən sonra bu ölkənin təhlükəsizlik xidməti terrorçunu axtarmaq üçün hərəkətə keçib. İran mənbələri bu məlumatı təsdiq edərək Türkiyədən kəşfiyyat məlumatları aldıqlarını və araşdırma getdiyini bildiriblər. İranın Ankaradakı səfirliyindən bildiriblər ki, PKK və PJAK-ın fəaliyyəti barədə Türkiyə ilə müntəzəm olaraq kəşfiyyat mübadiləsi aparılır.
Bununla belə İran rəsmi qaynaqları Türkiyə və İran hərbi birliklərinin PKK-ya qarşı ortaq əməliyyat keçirdiyi haqda yayılan bəzi xəbərləri təkzib ediblər. “Cəmil Bayıkın aqibəti məlum olan kimi dərhal bu barədə Türkiyə tərəfini məlumatlandıracağıq. Qısa müddət ərzində nəticə ala bilmək üçün intensiv iş gedir, lakin hazırda konkret nəticə yoxdur”- deyə mənbə bildirib. Türkiyənin Tehrandakı səfirliyindən isə deyiblər ki, son vaxtlar iki ölkə arasında terror təşkilatının fəaliyyətinə dair operativ kəşfiyyat mübadiləsi aparılır: “Lakin hazırda bizdə Bayıkın İran tərəfinin əlinə ölü və ya diri keçdiyi haqda məlumat yoxdur”.
Türkiyə mediasının xəbərlərinə görə, xarici işlər nazirinin müavini Ərtoğrul Apakan Baş Qərargahın bir gün əvvəl yayılan rəsmi açıqlamasından sonra təcili toplantı keçirib. Ankara əldə edilən son məlumatlar əsasında İran üzərindən Ermənistana keçdiyi bildirilən C.Bayıkın tutulub təhvil verilməsinə çalışır. Bildirilir ki, rəsmi Ankara F.Hüseynin Suriyaya keçdiyi haqda kəşfiyyat məlumatları əsasında həm də Dəməşqlə diplomatik kanallarla təmasa keçib. Suriya tərəfinə xəbərdarlıq edilib ki, terrorçulara sığınacaq verilməsin və onlar yaxalanacaqları təqdirdə Türkiyəyə təhvil verilsin. Məlumata görə, Türkiyə XİN PKK-nın Murad Qarailandan sonra iki nömrəli şəxsi olan C.Bayıkın Ermənistana keçdiyi haqda Ankarada israrlı məlumatların olduğunu nəzərə alaraq fəaliyyətə keçib. Türkiyənin Ermənistanla diplomatik münasibətləri olmadığına görə Tiflisdəki səfirlik vasitəsilə İrəvanla təmas qurulduğu bildirilir.
Qeyd edək ki, Türkiyə hərbi və kəşfiyyat qaynaqları dəfələrlə PKK-nın Ermənistanda, habelə Azərbaycanın işğal edilmiş ərazilərində yerləşmək üzrə olduğu haqda xəbərlər yayıblar. Ötən saylarımızda xəbər verildiyi kimi, terror təşkilatı Dağlıq Qarabağda təlim düşərgələri qurub, burada təlim keçən terrorçular Ermənistan və ya İran üzərindən Türkiyəyə, İraqın şimalına keçir. Həmçinin, PKK öz düşərgələrini Ermənistanın Türkiyə ilə həmsərhəd Ararat bölgəsində yerləşdirib. Bu baxımdan İraqın şimalında sıxışdırılan C.Bayıkın Ermənistana keçməsi təsadüfi deyil. Hələ əvvəldən bildirilirdi ki, İraqın şimalının PKK üçün təhlükəsiz yer olmadığını görən terrorçular Ermənistana və Azərbaycanın işğal edilmiş ərazilərinə yerləşirlər.
C.Bayıkın isə Ermənistan və Azərbaycandakı PKK ünsürləri ilə əlaqələri var. Bu günlərdə Türkiyə mediası onun şəxsi mühafizəçilərindən olmuş terrorçunun ifadələrini dərc etmişdi. Ötən ay İraqın şimalından qaçıb Türkiyənin təhlükəsizlik qüvvələrinə təslim olan terrorçu bildirmişdi ki, o, PKK-nın İrəvanda, Tiflisdə, Naxçıvanda siyasi strukturlarının yaradılmasında iştirak edib, daha sonra Azərbaycan üzərindən İrana, oradan isə İraqa keçərək Zap düşərgəsində C.Bayıkın mühafizəçisi olub. Bu ilin əvvəllərində Türkiyə kəşfiyyatının yaydığı məlumatlarda isə deyilirdi ki, C.Bayık M.Qarailan və F.Hüseynlə birlikdə PKK-nın Ermənistanda yerləşməsini müzakirə etmək üçün İrəvana gəliblər. Bu detalı nəzərə alaraq təqib edilən terrorçunun Ermənistandan Naxçıvana, yaxud Dağlıq Qarabağ bölgəsinə keçəcəyi istisna deyil. İkinci variant daha real görünür, çünki Dağlıq Qarabağ nəzarət edilməyən ərazidir. Türkiyə tərəfi C.Bayıkın Ermənistanda olduğunu müəyyən etsə, İrəvan onu saxlaya bilməz və beynəlxalq hüququn qaydalarına görə, tutub təhvil verməlidir. Lakin terrorçu Dağlıq Qarabağa keçsə, burada özünü daha təhlükəsiz hiss edə, terror təşkilatının fəaliyyətinə rəhbərliyi davam etdirə və Azərbaycanın erməni işğalı altında olan ərazilərini terror yuvasına çevirə bilər.
Onu da qeyd edək ki, PKK-çıların Qarabağda peyda olması faktının öz təsdiqini tapacağı təqdirdə Türkiyə ilə Azərbaycanın burada birgə hərbi əməliyyatlar keçirəcəyinə dair çoxdan bəri gündəmdə olan məsələ öz aktuallığını artıracaq. Bu isə o deməkdir ki, C.Bayıkın Qarabağda olması təsbit edilsə, Türkiyə və Azərbaycan Silahlı Qüvvələri işğal altındakı ərazilərimizə hərbi müdaxiləni ləngimədən gerçəkləşdirə bilərlər.  musavat / F.MƏMMƏDOV
|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 24 اردیبهشت1387  |
 در آستانه آمدن احمدی نژاد به تبریز

بابکین ایتگین عسگرلری:

 

توجه :در آستانه آمدن احمدی نژاد به تبریز و نزدیک شدن به قیام ۱ خرداد آذربایجان

جنوبی جو سنگین امنیتی در اکثر خیابانهای تبریز و حومه مشهود است .

 نیروهای اطلاعاتی و لباس شخصی با هماهنگی گارد ریاست جمهوری با ماشینهای

 پلاک شخصی در حال گشت زدن در اکثر خیابانهای تبریز هستند ،

اس ام اس ها مسدود شده و یا دیر تر منتقل می شوند ،

از مورخه ۲۶/۲/۸۷ از ساعت ۱ بامداد ایست بازرسی بسیج در اکثر نقاط شهر دایر

می باشد.

با توجه به گزارش منابع ما در مناطق بسیج ، برای ۱ خرداد بسیجیان آذربایجان بطور

 وحشتناکی در حال تجهیز می باشند !!!!

باز هم دهن کجی شوونیزم فارس آریائی:

http://iranazar.net/muus.html

 

حتما بخوانید>>>>>>>

درس اول: احضار، جلب و بازجویی

 

درس دوم:تفتيش و بازرسي منازل و اماكن و كشف آلات وادوات جرم

 

 سربازان گمنام بابک در همه جا و در هر نقطه از ایران مراقب اعمال

 پلید شما پان ایرانیستها و پان فارسها  هستند!!!!

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 23 اردیبهشت1387  |
 شرح حال و كتابشناسي دكتر صمد سرداري­نيا

شرح حال و كتابشناسي دكتر صمد سرداري­نيا

 آيدين سرداري ­نيا

1326؛ تولد در محله اميرخيز، به تاريخ 21 ارديبهشت.

1338؛ اتمام دوره دبستان و تحصيل در مدارس عنصري، دانش و باغبان.

1345؛ اتمام دوره دبيرستان با گرايش ادبي در مدرسه­هاي رازي، فيوضات و دهخدا.

1350؛ فارغ­التحصيلي در مقطع كارشناسي از دانشگاه تبريز در رشته تاريخ.

1352؛ قبولي از امتحان استخدامي سازمان راديو و تلويزين ملّي ايران - صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران فعلي - با رتبه 4 از بين بيش از 1000 نفر.

1357؛ اخذ مدرك ليسانس از دانشگاه ملّي ايران - دانشگاه شهيد بهشتي فعلي - در رشته حقوق قضائي.

1357؛ انتشار اوّلين مقاله با عنوان "آذربايجان زادگاه شعر نو" در مجله "تماشا".

1357؛ چاپ و انتشار نخستين كتاب با نام "تاريخچه تئاتر آذربايجان".

1357؛ تأسيس مجله "وارليق" و حضور ايشان در جلسات هيئت مؤسّسين، همچنين عضويت در هيئت تحريريه اين نشريه تا آخر عمر.

1359؛ ازدواج در 30 خرداد با خانم فائقه پيرهاشمي، فرزند استاد تيمور پيرهاشمي عضو هيئت مؤسّسين و تحريريه مجله "وارليق".

1359؛ چاپ دومين كتاب با نام "علي مسيو؛ رهبر مركز غيبي تبريز".

1360؛ انتشار كتاب "تاريخ روزنامه­ها و مجله­هاي آذربايجان".

1363؛ چاپ كتاب "مركز غيبي تبريز".

1369؛ نشر كتاب "ملانصرالدين در تبريز".

1369؛ انتشار اثر "باقرخان سالار ملي".

1370؛ چاپ جلد اوّل كتاب "مشاهير آذربايجان".

1375 (1996)؛ ترجمه كتاب "باقرخان سالار ملي" به زبان تركي استانبولي و انتشار در كشور تركيه.

1375؛ بازنشستگي از سازمان صداوسيما به تاريخ اوّل مهر.

1377؛ چاپ كتاب "تبريز در نهضت تنباكو".

1377؛ نشر اثر "آذربايجان پيشگام جامعه مدني".

1379؛ چاپ و انتشار جلد دوم كتاب "مشاهير آذربايجان".

1380؛ انتشار كتاب "ايروان يك ولايت مسلمان نشين بود".

1381؛ چاپ اثر "تبريز شهر اوّلين­ها".

1382؛ اخذ درجه دكتراي افتخاري از دانشگاه دولتي آذربايجان.

1382؛ انتشار اثر "دارالفنون تبريز؛ دومين مركز آموزش عالي ايران".

1383؛ نشر كتاب "قتل عام مسلمانان در دو سوي ارس".

1384؛ ترجمه و انتشار كتاب "جنگ قره­باغ" نوشته "ضياءالدين سلطان اوف" توسط ايشان.

1384؛ انتشار كتاب "تبريز مهد صنعت چاپ در ايران".

1384؛ چاپ اثر "قره­باغ در گذرگاه تاريخ".

1385 (2006)؛ ترجمه كتاب "قتل عام مسلمانان در دو سوي ارس" به زبان تركي آذربايجاني و انتشار در جمهوري آذربايجان.

1385؛ انتشار كتاب "باكو شهر نفت و موسيقي" نوشته "مناف سليمانوف" با ترجمه ايشان.

1386؛ برگزاري "بزرگداشت يكصدمين سالگرد تأسيس اوّلين شورا و شهرداري ايران در تبريز" در محل نمايشگاه بين­المللي تبريز بر اساس كتاب "تبريز شهر اوّلين­ها".

1386؛ چاپ و انتشار كتاب "بلدّيه تبريز نخستين شهرداري ايران" توسط ستاد برگزاري بزرگداشت يكصدمين سالگرد تأسيس اوّلين شورا و شهرداري ايران در تبريز.

1386؛ چاپ و انتشار كتاب "سيري در تاريخ آذربايجان".

1386؛ بروز علائم بيماري دستگاه گوارش و قرار گرفتن تحت عمل جرّاحي بدون اطلاع دقيق خود بيمار از علت بيماري، به تاريخ 25 بهمن ماه.

1387؛ تحويل قلم به نسل جوان و خود پرورده به تاريخ 22 فروردين ماه ساعت حدود 19:30، در اثر ايست قلبي، مغزي و دستگاه تنفسي به علت كم خوني شديد در نتيجه خونريزي طولاني مدّت داخلي، پس از دست و پنجه نرم كردن فراوان با مرض بدخيم سرطان معده. 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 23 اردیبهشت1387  |
 تشکل آرمان درصورت عدم تحقق مطالبات ،فردا تحصن می‌کند.

تشکل آرمان درصورت عدم تحقق مطالبات ،فردا تحصن می‌کند.

 

در پی کارشکنی‌های پی‌در پی مسئولین دانشگاه در ارتباط با برنامه‌های تشکل آرمان و عدم توجه        مسئولین به مشکللات به وجود آمده ،در صورت عدم تحقق مطالبات تشکل تا ساعات اداری امروز ،فردا تشکل آرمان تحصن می‌کند. اخبار آتی متعاقبا اعلام می‌گردد.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 23 اردیبهشت1387  |
 فراخوان تجمع دانشجویان آذربایجانی

فراخوان تجمع دانشجویان آذربایجانی در آنکارا

 

 جهت گرامیداشت دومین سالگرد قیام ملت آذربایجان جنوبی

 

 

 براساس تصمیم دانشجویان آذربایجانی، امسال نیز  قرار است تا در روز شنبه 17 ماه می، تجمعی اعتراض آمیز علیه سیاستهای ضد بشری و خصوصا آنتی تورک جمهوری اسلامی در برابر سفارت ایران در آنکارا، برگزار گردد.

این تجمع در ساعت 11 صبح در پارک قوی پایتخت تورکیه آغاز شده و  سپس با حرکت و تجمع در برابر سفارت رژیم  ایران پایان خواهد یافت.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در یکشنبه 22 اردیبهشت1387  |
 تشدید فشارها بر فعالین آذربایجان در همدان

                تشدید فشارها بر فعالین آذربایجان در همدان

 

آزربایجان اؤیرنجی حرکاتی(همدان): در پی برگزاری منظم جلسات هفتگی و تشدید فعالیتهای انجمن ترکی دانشگاه بو علی سینای همدان(شاخه ترکی کانون ایرانشناسی!!) و تشکل استاد شهریار علوم پزشکی در یک سال اخیر،با اجرای برنامه هایی در مناسبتهای مختلف ملی آزربایجان نظیر؛- گونئی آزرباییجان میللی حرکاتی و خورداد آیاغا قالخمالارین ایل دؤنومو موناسیبت ایله آکسیا چیخیشی.- مئهرین بیری و اوخوللارین آچیلیشی حاقدا اؤزه ل وئریلیش.- 24 آبان، ستتارخان و میللی قهرمان لاریمیزین آغیرلاما تؤره نی. - 21 آذر و آزربایجان میللی حاکیمیتینین ماهییتی.- 26 آذر 1325 گونئی آزربایجان تاریخینده دهشتلی سوی قیریمین آنیملانماسی.- قانلی یانوارو ائرمنی داشناک لارینین قاراباغدا تؤرتدیکله ری سوی قیریمین آنیملانماسی.- گونئی آزربایجان سیاسی محبوس لارینین مودافیعه هفته سین ها بئله محبوسلاری دیرلندیرمک.- دونیالیق آنا دیلی گونون آغیرلاما تؤرنی.- ...واجرای چندین برنامه متنوع فرهنگی- سیاسی دیگر،یکی ازفعالترین انجمن ها و تشکل های هویت طلب دانشگاههای سراسر کشور بوده است لذا این دو مرکز چندی است از سوی مسئولان حلقه به گوش و نهادهای امنیتی وحراست دانشگاه مورد تهدید، فشار و احضار و تو بیخ چند تن ازدانشجویان هویت طلب از سوی کمیته انظباطی قرار گرفته است . این است چهره واقعی شوونیسم فارس و عواملانش در جواب حق گویی و حق طلبی  دانشجویان هویت خواه . و اما چیزی که ما را هر روز در خواست و اراده مان در راه احقاق حقوق ملت آزربایجان مستحکمتر مینماید این که، "گله جه ک بیزیمدیر

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در یکشنبه 22 اردیبهشت1387  |
 

                                         دستگیری فعالین آذربایجانی در قم

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی ( قم ) : روز گذشته در پی پخش اعلامیه ای که در حمایت از حجه السلام عظیمی قدیم توسط دو تن از فعالین آذربایجانی به نام های؛صفر نقی پور و حسین ستاری دانشجوی دانشگاه مفید قم صورت گرفت ؛نام بردگان توسط نیروهای اطلاعات ربوده شده و به مکان نا معلومی منتقل شدند و تا مخابره این خبر از وضعیت نام برده گان اطلاعی در دست نیست.

متن اعلامیه بدین شرح میباشد؛

بسم تعالی

جمعی از مدافعین حقوق فرهنگی ء مدنی و سیاسی ملت ترک ایران حبس غیر قانونی حجه السلام عظیمی قدیم به خواست دولت جمهوری اسلامی ایران به رای دادگاه ویژه روحانیت؛دیکته شده توسط وزارت اطلاعات ء را محکوم نموده و با اوضای این بیانیه حمایت خود را از تمام زندانیان حرکت ملی در راستای منافع ملت ترک اعلان و خواستار آزادی آنها هستند

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در یکشنبه 22 اردیبهشت1387  |
 مغازه های تبریز به جرم داشتن نام تورکی بسته می شوند .

                      مغازه های تبریز به جرم داشتن نام تورکی بسته می شوند .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی ( تبریز ) : در ادامه ی تشدید فشارها بر فعالین و ملت آذربایجان چندین مغازه ی دیگر نیز به جرم داشتن نام تورکی پلمپ گردیدند و تعدادی نیز در زیر فشار نهادهای امنیتی مجبور به تغییر نام خود شدند . همچنان که در تصاویر نیز مشاهده می فرماید دو مغازه با نامهای زیبای (( ساری تل )) و (( ایلقار )) به دلیل عدم تمکین از تغییر نام ، به دستور اطلاعات تعطیل گشتند . مغازه ی (( شانلی )) نیز مجبور به تغییر نام خودشده است . این در حالی است که پیش از این نیز شاهد چنین وقایعی در شهرهای آذربایجان بوده ایم . گفتنی است با نزدیک شدن به سالگرد قیام خرداد ماه آذربایجان فشارها بر فعالین حرکت ملی آذربایجان روز به روز بیشتر می گردد

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در یکشنبه 22 اردیبهشت1387  |
 ایجاد رعب و وحشت در بین خانواده های دانشجویان

 

ساعت 14:35

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی (تبریز): بنا به آخرین اخبار رسیده از دانشگاه تبریز مامورین حراست دانشگاه با تماس تلفنی با خانواده های بعضی از فعالین دانشجویی حرکت ملی در دانشگاه تبریز که اقدام به شرکت در اعتصاب کرده اند باعث به وجود آمدن نگرانی هایی بین خانواده ها شده اند.

بنا به گزارش خبرنگار جنبش دانشجویی آذربایجان به گفته بعضی از دانشجویان شرکت کننده در اعتصاب در بعضی از شهرها به سفارش حراست دانشگاه مامورین اطلاعات شهر برای ایجاد رعب و وحشت در بین خانواده های دانشجویان مذکور اقدام به سرکشی به خانه های دانشجویان و تهدید خانواده های انها  کرده اند.

همچنین گزارش های رسیده هاکی است که تعدادی از مامورین اطلاعات تبریز در جلو درب دانشگاه تبریز ایستاده و اقدام به اخذ کارت شناسایی و تهدید بعضی از دانشجویان برای جلوگیری از ورود به دانشگاه کرده اند.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در یکشنبه 22 اردیبهشت1387  |
 
 
بالا