تبليغاتX
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
 قابل توجه فعالین حرکت ملی آذربایجان

 

قابل توجه فعالان حرکت ملی 

 بعلت مسدود شدن وبلاگ سربازان گمنام بابک آدرس جدید ان به تمامی فعالان حرکت ملی آذربایجان تقدیم می شود امید است ما را در این امر یاری دهید.

http://oyan.blogfa.com

 

 

اطـلاعیه سربازان گمنام بابک(شماره ۱) به مناسبت شهادت مهندس غلامرضا امانی

ونزدیک شدن به سالگــرد تاسیس دومیـن حکومت ملـی دمـوکــراتـیـک آذربایجان(21 آذر)

 سلام به فرزندان دلیر آذربایجان

سلام به روح پرفتوح شهیدان آذربایجان خصوصا مهندس شهید غلام رضا امانی

وسلام بر  غیرت و شرف ملت بزرگ تورک 

در ابتدا ابراز همدردی خودمان را با ملت غیرتمند آذربایجان و خانواده شهید امانی اعلام میداریم ملت غیرتمند آذربایجان در این روزها شاهد از دست رفتن یکی از دلاور مردان آذربایجان بود

بزگ مردی که 5 سال در زندانهای رژیم شوونیست ایران زندانی بود مردی که بارقه هویت مان بود,با فرا رسیدن 21 آذر (دولتچیلیک گونی)و اعلام آمادگی اکثر فعالان ملی آذربایجان جنوبی برای تظاهراتی پرشور در این روزوبه دنبال افشاگری فعالان ملی در خصوص شهادت مهندس امانی که توسط اداره  اطلاعات رژیم پایه ریزی شده است بطوریکه یک هفته قبل از تصادف ماشین مهندس امانی دزدیده شده و به طور نامعلومی پیداشده در صحنه تصادف نیز ماشین خاور (متعلق به سپاه)به ماشین برادران امانی نزدیک شده وبا هل دادن به طرف جلو باعث تصادف میشود ,ضمنا 5/4 ساعت طول میکشد که آمبولانس در سر صحنه تصادف حاضر شود و با انتقال مهندس به اتاق عمل بیمارستان ماموران اطلاعات به داخل اتاق عمل رفته و ..... مستخضرید که  تمام شواهد برنامه ریزی از پیش تعیین شده ای را نشان میدهد حال ملت غیرتمند آذربایجان و فعالان حرکت ملی با اعتراض  گسترده یاد وخاطره 21 آذر 1324 رازنده خواهند  کرد

21 آذر تبلور مقاومت ملی یک ملت است ,باشد که بعد از 63 سال با تظاهراتی پر شکوه  بار دیگر شاهد استقلال ملت بزرگ آذربایجان باشیم.

 ملت  آذربایجان در طول تاریخ خون خود را فدای دموکراسی ,آزادی اندیشه و کرامت انسانی کرده است این بار نیز در 21 آذر 1387 ندای ظلم را سر خواهد داد ,جمهوری اسلامی باید بداند که صدای فرزندان آذربایخان با ترور و زندانی کردن فعالان ملی خفه نخواهد شد شوونیسم فارس بداند که با ریختن خون مهندس امانی ها,فرهاد محسنی ها و....مبارزین حرکت ملی آذربایجان با قدرتی دو چندان و با امید به آینده ای نه چندان دورتا آخرین قطره خونمان  در این راه خواهیم ایستاد.

لذا از ملت غیرتمند آذربایجان خصوصا دانش آموزان دانشجویان و جوانان غیرتمند آذربایجان تقاضا داریم در این تظاهرات پرشکوه به طور گسترده شرکت نمائید :

ساعت 30/17  زمان :21 آذر 1387    مکان تمام شهرهای اذربایجان جنوبی       

 این تظاهرات در تبریز از بازار –راسته کوچه شروع خواهد شد.

بابکین ایتگین عسگرلری(شاخه تبریز)

http://www.oyan.blogfa.com

 سیاسی کومیته

 رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان!!!!!

»»ایران رژیمی امانی‌نین اؤلومو ایله باغ‌لی

 حئسابات وئرمه‌یه بورج‌لودور!

رژیم ایران اینبار عامل قیام نه یک کاریکاتور موهن علیه ملت تورک آذربایجان

 بلکه ناشی از قتل مظلومانه و دلخراش سه برادر هویت طلب آذربایجانی خواهد بود.

آذربایجان آماده قیامی پرشور

 

فرزندان آذربایجان انتقام شهیدان امانی را خواهند گرفت

 

بو قان یئرده قالمایاجاک

وبلاگ یاد بود مهندس امانی

»»»»»»http://amaani.blogfa.com

 

»»»»آیا بحران قاراباغ راه حل نظامی دارد؟! - آیدین تبریزی «««« 

تیکلیین»»»»بیش از صد سال از ساخت« اسکله تال» توسط روس ها در بندر شرفخانه می گذرد

تیکلیین»»»» اردبيل مركز سرطان معده!!!!!

تیکلیین»»»» Dr.chohreqanlidan ulusa bash sagligi

یاشاسین میللی ساواشیمیز

هارای هارای من تورکم

 

 یاشاسین آذربایجانین سیاسی فعالاری

تیکلیین»»»نماز گاه تبريز يا شكنجه گاه اطلاعات؟ افشاگري درباره مصلي جديد تبريز

»»»»»»وبلاگ پیگیری زندانیان مهمانی افطار در تهران

 

ملت غیرتمند آذربایجان جنوبی و فعالین حرکت ملی آذربایجان خود را

 برای خیزشی عظیم در ۲۱ آذر ۸۷ آماده می کنند.

(اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد) 

بابکین ایتگین عسگرلری(مرکزی کومیته- تبریز)

 

 

 

سينه گه رييب گردن چكن/ظاليم لرين بئلين بوكن/بولادلارين باغرين سوكن،


شانلي بابك قالاسي يام
/
باشي اوجا قالاسي يام!


يئلين كوكسون سوكه- سوكه
/گويلره باش چكه- چكه/
آديمدا يوخ ذره لكه،


قوشدان قاناد سالاسي يام
/
شانلي بابك قالاسي يام!


يئر اوزوندن ظولمو سيلن
/معتصم لر قلبين دلن/
تاريخيني اولو بيلن،


اوجا داغلار لالاسي يام
/
شانلي بابك قالاسي يام!


من سيغمارام هر بوداغا
/بير چيراغام گلن چاغا/ایفتیخارام قاراداغا،


يئنه باجلار آلاسي يام
/شانلي بابك قالاسي يام!


دونيا ائشيتسين سسيمي
/آزالدمارام هوسيمي/
يارالانميش ايلان كيمي،


خايين گوزو چالاسي يام
/
شانلي بابك قالاسي يام!


«خوشنام» سوسما بئله گاهدان/الين اوزمه تك آللاهدان/عدالت سيزاولان شاهدان،


يئنه تاج لار آلاسي يام/ شانلي بابك قالاسي يام!

 

 

۲۱ آذر ۱۳۸۷ تبریز را به قلعه بابکی دیگر تبدیل خواهیم کرد

 

 

اگرقرار است کشته شویم چرا در زندان زیر شکنجه شهید شویم بگذار در خیابان در جلو ملت خویش سنگفرشهای خیابان های اردبیل، تبریز، ارومیه، سولدوز،خیاو... با خون ما رنگین شود و یا پیراهنهای ما خونین شود و این پیراهن ما بایراق و پرچم عصیان بر علیه ظلم و بی عدالتی باشد.

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 17 اسفند1388  |
 آتا بابکین دوغوم گونونه بیرلشک

قابل توجه فعالان حرکت ملی 

 بعلت مسدود شدن وبلاگ سربازان گمنام بابک آدرس جدید ان به تمامی فعالان حرکت ملی آذربایجان تقدیم می شود امید است ما را در این امر یاری دهید.

www.oyanesh.blogsky.com

 

از تمامی سایتها تقاضای همکاری داریم

 

 

 

 حتماکلیک کنید»»»ملت آذربایجان بیدار باشید که

 

بایکوت اخبار آذربایجان توسط حکومت و همراهی

 رسانه های خارجی فارسی با سکوت غیر قابل درکشان!

                          

 

                    بابک کیمی دور قوللارینی چیرمالا هی هی

 

                        تورک ائللرینی ییغماقا تونقال قالا هی هی

 

                         باش بؤلگو بؤلنلر سیزی یاددان چیخادیبلار

 

                      حق آلمالی دیر دور یاپیشاق قول قولا هی هی

 

                      آی نسل نسیمی سیزه سوسماق کی یاراشماز

 

                     تورک اوغلو دئمز آخ دریسین سویسالا هی هی!!!

 

 

 

آتا بابکیم،آتا بابکیم، قویما ائلیم یاتا بابکیم!

 

از تخریب ارک علیشاه سمبل ایستادگی مردم آذربایجان جلوگیری کنیم!

 

آتا بابکین دوغوم گونونه بیرلشک

 گوج بیرلیکده دیر

 

 

اویان آذربایجان

 

 

 تحليلي بر جريان ها و زير ساخت هاي سازنده

 قيام يک خرداد ــ اؤزگور گونئی

 

ائل گوجی     سیل گوجی

 

 

باشین ساغ اولسون آذربایجان

 قادرصدیقی فعال حرکت ملی در تعقیب و گریز جلادان رژیم

به شهادت رسید.

 

تشکيلاتلار بايراغي يوخسا ميلي بايراق! ــ آزاد تبريزلي

 

 پخش تراکت های اعتراضی توسط دانشجویان در دانشگاه تبریز .

 

 بیانیه ی دانشجویان سوسیالیست تبریز در محکومیت ستاره‌دار کردن

دانشجویان دانشگاه تبریز

 

 

کؤنولوم قوشو قاناد چالماز سنسیز بیرآن، آذربایجان،


خوش گونلرین گئتمیر مودام خیالیمدان، آذربایجان.


سندن اوزاق دوشسم ده من عشقین ایله یاشاییرام،


یارالانمیش قلبیم کيمى، قلبی ویران آذربایجان.


بوتون دونیا بیلیر سنین قودرتینله، دؤولتینله


آباد اولوب، آزاد اولوب مولکی ایران، آذربایجان.


بیسوتونی اینقیلابدا، شیرین- وطن اوچون فرهاد


کولونگ وورموش اؤز باشینا، زامان- زامان، آذربایجان.


وطن عشقی مکتبینده جان وئرمگی اؤیرنمیشیک،


اوستادیمیز دئییب هئچدیر وطنسیز جان، آذربایجان.


قورتارماق چون ظالیملرین الیندن رئی شومشادینی،


اؤز شومشادین باشدان- باشا اولوب آل قان، آذربایجان.


یارب، ندیر بیر بو قدر اورکلری قان ائتمگین،


قولوباغلی قالاجاقدیر نه واختاجان آذربایجان؟


ایگیدلرین ایران اوچون شهید اولوب، عوضینه


درد آلمیسان، غم آلمیسان سن ایراندان، آذربایجان.


اؤولادلارین نه واختا دک ترک- وطن اولاجاقدیر؟


ال- اله وئر، عوصیان ائله، اویان، اویان، آذربایجان.


بسدی فراق اودلاریندان کول الندی باشیمیزا،


دور آیاغا، یا آزاد اول، یا تامام یان، آذربایجان


شهریارین اورگیده سنینکی تک یارالیدیر،


آزادلیقدیر منه مرحم، سنه درمان، آذربایجان.
   

 

 

سخنگوي وزارت خارجه به اخبار جديد رسانه هاي غربي واکنش نشان داد

رد فرضيه حمله احتمالي به ايران

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 29 اسفند1387  |
  ترکمنها به طور رسمی تهدید به قتل عام نژادی شدند،آق قلا آماده قیام است

                        

                          آق قلا آماده قیام

 

 

           ترکمنها به طور رسمی تهدید به قتل عام نژادی شدند،آق قلا آماده قیام است .


 


آذربایجان اویرنجی حرکاتی : ملت ترکمن یکی از ملتهای تحت ستم است که از جمهوری اسلامی بیشترین ضربه ها را خورده است. ملتی که در طول تاریخ هیچگاه از مبارزه برای آزادی و دموکراسی دست نکشید و نخواهد کشید.تحمیل جنگ نابرابر ترکمن صحرا از سوی رژیم جمهوری اسلامی برای پاکسازی نژادی ترکمنها صورت گرفت و جمهوری اسلامی در این راه از هیچ وحشیگری ای دریغ نکرد. به طوری که تعداد زیادی از روشنفکران و مبارزان حق و عدالت در این جنگ شهید شدند و هزاران نفر نیز روانه زندان شدند و در شکنجه گاههای رژیم تحت آزار و اذیت قرار گرفتند...


اکنون دور جدیدی از تهدیدها علیه ملت ترکمن در ایران از سوی روحانیون متعصب و خشک مغز رژیم آغاز شده است و روحانیان حکومت جنگی دیگر را علیه ملت ترکمن آغاز کرده اند.بعد از مرگ آیت الله حبیب الله طاهری، نماینده مجلس خبرگان در استان گلستان، محسن طاهری فرزند وی و مسئول حوزه علمیه امام صادق گرگان در بیانیه رذالت بار و کثیف ترکمنها را به آغاز جنگ گنبد متهم کرده است و بدون آنکه از ظلم و ستم رژیم علیه ترکمنها سخن بگوید زبان به فحش و ناسزا به ملت ترکمن گشوده است. محسن طاهری در این نامه علیه ملت ترکمن اعلام جهاد کرده است.


وی در این راه حتی به روحانیان اهل سنت ترکمن که در واقع نمایندگان حکومت در بین مردم هستند نیز رحم نکرده است و آخوند نوریزاد و مولوی گرگیج را- که در جهت حفظ تعادل بین مردم و حکومت نژادپرست جمهوری اسلامی قدم برمی دارند - بی سواد، مروج تفرقه و مبلغ وهابیت نام داده است و در بیانیه خود علیه مردم ترکمن اعلام جهاد کرده است. این می تواند درسی باشد برای آنهایی که به دنبال وحدت با دشمنان قسم خورده ملت ترکمن هستند. چرا که این وحشیان زمانه حتی به خدمتگزاران خود نیز رحم نمی کنند.


در بیانیه پر از کینه مسئول حوزه علمیه امام صادق به آخوند نظری و آخوند اونق از روحانیون غیر حکومتی ترکمن که مورد احترام صدها هزار ترکمن و جامعه اهل سنت در ایران، ترکمنستان و سایر کشورهای منطقه هستند نیز اهانت شده است و بیم آن می رود قتلهای زنجیره ای این بار علیه روحانیان ترکمن و روشنفکران مورد اعتماد این ملت وارد فاز اجرایی شود چرا که خانواده طاهری تقریبا تمامی مناصب کلیدی استان از جمله وزارت اطلاعات را در قبضه خود دارند.


خاندان طاهری که در طول تاریخ از حامیان استبداد بوده اند و اجداد آنها با شاه معزول ایران که مجلس را به توپ بست بیعت کرده بودند اکنون یکی از فرزندان هتاک خود را از گرگان روانه مجلس کرده اند و دیگر فرزند هتاکشان نیز علیه ملت جسور ترکمن بیانیه ای شدید اللحن داده است.


این روحانی گستاخ حکومت به طور رسمی علیه مردم اهل سنت ترکمن اعلام قیام کرده است و آنهایی که دم از وحدت بین شیعه و سنی می زدند اکنون خائنانه سکوت کرده اند.


به دشمنان ملت ترکمن و روحانیان حقیر و پست حکومت هشدار می دهیم این ملت به زودی سزای آنها را کف دستشان خواهد گذاشت. آنها که از قتل عام ترکمنها به جرم سنی بودن سخن می گویند بدانند که امروز ملت ترکمن تنها نیستند، امروز تمامی ملل تحت ستم اعم از سنی و شیعه، عرب، بلوچ و ترک آذربایجان و... دست در دست هم به حمایت از ملت ترکمن خواهند پرداخت و دود آتش جنگ شیعه و سنی اول از همه چشم عناصر زبون رژیم را کور خواهد کرد.


ملت ترکمن هیچ واهمه ای از مبارزه ندارد و این را مسئولان رژیم بهتر از هر کسی می دانند. پس به مسئولان جمهوری اسلامی هشدار می دهیم که با آتش بازی کنند.


http://www.dasht.blogfa.com/post-165.aspx


سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی


TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY


TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION


انتخابات مجلس رژیم جمهوری اسلامی در حالی به پایان رسیده است که شاهد گسترده ترین تخلفات و تقلبات در این دوره از انتخابات مجلس بوده ایم.


رژیم جمهوری اسلامی که حضور سه نماینده ترکمن در دوره قبلی مجلس را تحمل نکرده بود این بار سعی بر آن داشت تا با تقلب در انتخابات نگذارد هیچ یک از کاندیداهای ترکمن به مجلس رژیم راه یابند. در این راه رژیم اگرچه توانست در بندرترکمن موفق شود با دستکاری در آرای مردم برادر خانم وزیر امورخارجه را به عنوان نماینده فرمایشی روانه مجلس سازد اما ملت ترکمن در گنبدکاووس و آق قلا حماسه آفریدند و نقشه های رژیم را نقش برآب کردند.


به طوری که برای اولین بار در طول 30 سال گذشته یک ترکمن از حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا (مرکز استان گلستان) در رقابت با یک داوطلب مهاجر زابلی توانست رأی مردم گرگان و آق قلا را از آن خود سازد.


هرچند که متعصبان کج اندیش حکومتی کوشیدند این دوره از انتخابات در گرگان و آق قلا را به نبرد بین شیعه و سنی تبدیل کنند اما حتی شیعیان گرگانی نیز یک ترکمن بومی را به یک مهاجر شیعه زابلی ترجیح دادند.


به این ترتیب تمام نقشه های عناصر رژیم منحوس جمهوری اسلامی برای جلوگیری از راهیابی یک ترکمن از مرکز استان برهم خورد.


بعد از عدم موفقیت مسئولان رژیم در جلوگیری از راهیابی کاندید ترکمن به مجلس، خبرها در منطقه حاکی ست که مسئولان رده بالای حکومت می خواهند با دروغ و فریب نتایج انتخابات را به نفع یک زابلی مهاجر که دشمن ترکمن و فارس بومی است رقم بزنند. یا در خوش بینانه ترین حالت این دوره از انتخابات را ابطال نمایند.


از سوی دیگر اوضاع آق قلا به شدت متشنج است و شیرمردان مبارز ترکمن در آق قلا آماده اند تا اگر مسئولان رژیم دست از پا خطا کنند سزای اعمال آنها را در کف دستشان قرار بدهند.


اعضای سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا در آق قلا خبر می دهند مردم از هم اکنون خود را برای مبارزه و قیام آماده کرده اند و تنها منتظر یک جرقه هستند تا درسی به رژیم جمهوری اسلامی بدهند که در تاریخ بماند.


قیام مردم بندر ترکمن در چند ماه گذشته اولین نمونه شجاعت و مقاومت ملت ترکمن در برابر رژیم بربر جمهوری اسلامی بود و اکنون مردم آق قلا به انتظار نشسته اند و هرآن ممکن است بر اثر کوچکترین خطای رژیم تمام منطقه به جنگ و آشوب کشانده شود.مردم آق قلا از دیرباز به عنوان جسورترین مردان ترکمن صحرا شهره آفاق بوده اند و مسئولان حکومت خصلتهای مردم آق قلا را به خوبی می دانند.


سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا ملت ترکمن را بویژه در آق قلا موقتا به صبر دعوت می کند. از ملت ترکمن می خواهیم فعلا سکوت کنند و منتظر و آماده باشند تا رژیم تکلیف خود را با ترکمنها مشخص کند.


به رژیم جمهوری اسلامی و نوچگان آن در منطقه ترکمن صحرا و استان گلستان نیز می گوییم با آتش بازی نکنند و بدانند در صورت کوچکترین خطایی آتش قهر و خشم ملت ترکمن آنها را خواهد سوزاند و خاکسترشان را به هوا خواهد فرستاد.


در صورتی که نتایج انتخابات در حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا ابطال شود دیگر هیچ نیرویی توانایی مقابله با خشم انقلابی مردم آق قلا و سایر نقاط ترکمن صحرا را نخواهد داشت.


سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی


TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY


TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION

 

 

توجه: سربازان گمنام بابک ضمن هشدار به سردمداران رژیم کثیف و آپارتاید جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای همبستگی با ملت تورکمن اعلام میدارد

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در شنبه 18 خرداد1387  |
 قومیتها و هویت فرهنگی ـ سیاسی ایران

 

قومیتها و هویت فرهنگی ـ سیاسی ایران

   

 
وفاق ملی درجوامعی که از قومیتها‌ها، گروه‌ها و خرده فرهنگ های متعدد تشکیل شده‌اند از جایگاه اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و عامل مهمی در ثبات و انسجام سیاسی و اجتماعی بدون کنترل بیرونی است. از منظر توسعه، ملی‌سازی و هویت ملی یعنی تشکیل یک ملت با سرزمین، نظام حکومتی خاص خود و برخی ویژگی های دیگر که اصطلاحاً‌«دولت ملی» نامیده می‌شود و و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

وفاق ملی و دولت ملی در کشور ما در سده حاضر با تهدیداتی مواجه بوده است که یکی از مهمترین گسلها، مسئله قومیتها و ادعاهای تجزیه‌طلبانه بوده است و این امر با توجه به زمینه‌ها و برنامه‌ریزیهای ناشیانه و یا ضعف حکومتها مسئله ساز شده است.


در شرایط کنونی نیز مسائل مختلفی لزوم توجه مضاعف به این مسئله را  ایجاب نموده است که جهانی شدن و امکانات هویت‌خواهی آن برای گروه‌های مختلف و وضعیت مرزهای پیرامون کشور ما و مساعدت بین المللی مخصوصاً امریکا برای زنده شدن بحران های ناشی از هویت‌خواهی قومیت ها برای کشور ما و لزوم همبستگی‌ ملی از مواردی است که شناخت بیشتر مسئله قومیت‌ها و برنامه‌ریزی در این راستا را ضروری‌تر ساخته است.
حل مسئله قومیت‌ها و شکافتن آن از ابعاد و جنبه‌های مختلف باید صورت گیرد. نخست بعد تاریخی و هویتی آن است. مطالعه دقیق‌تر تاریخ کشور ما و اقوام ساکن در این سرزمین وریشه‌های سرزمینی و فرهنگی و .. آنها و شناخت بیشتر هویت مشترک آنها جهت خنثی نمودن برخی ادعاهای تاریخی، دوم بررسی وضعیت کنونی اقوام در کشور ما، وضعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آنها،‌جایگاه آنها در توسعه و برنامه‌ریزی‌های اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی کشور، معضلات و مشکلات آنها و ظرفیت‌ها و استعدادهای آنان که این امر توانایی مقابله با چالش‌ها و گام‌ برداشتن در مسیر توسعه ملی را در صورت توجه به این مسائل تسهیل می‌نماید، سوم توجه آگاهانه به ضرورتها و چالش‌های آینده.


با توجه به مسئله مهم جهانی شدن و از سوی دیگر نقشه‌های شوم بیگانگان که می‌توانند از دو عنصر، زمینه‌های تاریخی و هویتی قومیت‌ها و مسائل و مشکلات جاری قومیت‌ها، استفاده برده و تمام امکانات خود را در راستای بحران زایی بکار گیرند و وفاق ملی ما را نشاند گیرند. از این منظر مقاله زیر نگاهی گذرا به ریشه‌های مشترک هویت ایرانی در بین اقوام این سرزمین و سهم مشترک این اقوام در تشکیل هویت ایرانی خواهد پرداخت.


بحث از قومیت و هویت‌ خواهی‌های قومی و شیوه مواجهه با  مسئله قومیت‌هابا دو رویکرد نظری مورد توجه محققان خارجی و داخلی قرار گرفته است که گرایش به هر کدام از این رویکردها در اتخاذ سیاستهاو راهبردها نتایج و آثار متعاقب متضادی به بار آورده است . براساس رویکرد «اصل گرایی» قومیت ناشی از پیوندها و احساسهای اصیل و حتی ذاتی و طبیعی است که فراتر از مقاطع زمانی قرار می‌گیرد. قومیت حاصل مشارکت و همزیستی اعضای یک گروه اجتماعی است. این رویکرد بیشتر مورد استفاده قوم‌گرایان قرار می‌‌گیرد. گرایش افراطی به این رویکرد در قرن بیستم منجر به ظهور نازیسم و انواع جنبش‌های «پان» در سرتاسر جهان شد. در ایران نیز عده‌ای با تأکید بر نقش آفرینی‌‌های تاریخی قومیت‌ها و تمایزات بین اقوام بر این باورندکه ایران را باید کشوری چند قومیتی به حساب آورد.


براساس رویکرد «ابزارگرایی» قومیت نوعی وسیله‌ یا ابزار است که برای دستیابی به هدفهای دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد. این هدفها عمدتاً سیاسی و اقتصادی می‌باشند. قومیت به عنوان ابزار استعمارگرایان یا نخبگان سیاسی قومی تلقی می‌شود . گرایش افراطی به رویکرد ابزاری منجر به صوری پنداشتن تفاوتهای قومی و موضع‌گیری ابزاری در برابر آن و سعی در کمرنگ نمودن آن می‌شود. یوگسلاوی مثال بارز آن است، که به محض فروریختن اقتدار دولت ملی درگیری‌های قومی کاملاً نمایان شد. گروهی از تحلیلگران مسائل قومیت‌ها در ایران مسئله قومیت‌ها در ایران را تا حد یک افسانه تنزل داده‌اند.


گذشته از صحت و سقم این رویکرد در این واقعیت که مقوله قومیت‌ها در حال حاضر از جمله مسائل مهم در جمهوری اسلامی است، بیشتر ایران‌شناسان هم داستانند، به گونه‌ای که دکتر حمید احمدی از صاحبنظرانی است که به رویکرد دوم معتقد است، اگر چه قومیت در ایران را افسانه‌ای بیش نمی‌پندارند. اما بر این باور است  از اواسط قرن بیستم به بعد، تحت تأثیر عوامل متعددی (اعم از داخلی و خارجی) این موضوع در ایران شکل گرفته  و ناسیونالیسم قومی خود رامطرح نموده‌ است. شناخت جایگاه قومیت‌ها در هویت ایرانی می‌تواند ریشه‌دار بودن زمینه‌های تاریخی مسئله قومیت‌ها را بیشتر بشکافد و فهم و شناخت آن، توانایی شناخت مسائل کنونی را آسانتر می‌سازد.


هویت به مثابه‌ امری احساسی یا آگاهانه، واقعی یا خیالی، موجود یا جعلی، معطوف به پاسخ به چیستی و کیستی انسان‌ها به صورت انفرادی و جمعی است. مؤلفه‌هایی مانند دین، زبان، ادبیات، سمبل‌ها، نهادها و ارزش‌های مشترک، خاطرات مشترک، سرنوشت و میراث مشترک، فضای جغرافیایی و خلق و خوی از مهمترین شناسه‌های هویت فرهنگی می‌باشند. هویت فرهنگی ایران الگوی پیچیده‌ای متشکل از گروه‌های مختلف قومی است که به رغم الگوهای مختلف فرهنگی، هویت کلان فرهنگی ایران را شکل بخشیده‌اند. قوم یا گروه قومی به اجتماع کوچکتری از یک اجتماع بزرگ‌تر اطلاق می‌شود که تعلقات خونی، نیاکانی و یا اسطوره‌ای موجبات همبستگی و پیوند آنان را بر اساس سلسله مراتب اجتماعی و سیاسی فراهم می‌آورد.


قومیت‌ها و هویت فرهنگی ایران:


نضج، دوام و استمرار هویت فرهنگی ایرانی در طول تاریخ مدیون گروه‌های مختلف قومی نظیر کردها، ترک‌ها، لرها، بلوچ‌ها، ترکمن‌ها و عرب‌ها بوده است. چرا که هر یک با افزودن لایه‌های هویتی- فرهنگی به دیرپایی، غنا و عظمت آن افزوده‌اند. کمی و کاستی‌ها و مؤلفه‌های مثبت و منفی آن نیز تنها متأثر از یک قوم نبوده، بلکه در تعامل همه گروه‌های قومی با شدت و ضعف‌های مختلف شکل گرفته است.
بدین لحاظ هویت فرهنگی مردم ایران خود به نوعی جنبه‌های  عام و فراگیر فرهنگ و هویت گروه‌های قومی بوده که در گذر زمان شکل یگانه، واحد و فراقومی- در حد و اندازه یک ملت کهن دیرپا- یافته است. از طرف دیگر هویت فرهنگی و ملی ایرانی چتر گسترده‌ای است که هویت‌های محلی- قومی را در درون خود دارد و عنصر پیونددهنده اقوام است. یا به تعبیر دیگر، هریک از اقوام، تشکیل‌دهنده هویت فرهنگی ایران در حالی که برخوردار از هویت قومی ویژه‌ای هستند در عین حال زمینه گسترده‌ای از مشترکات، هویت فرهنگی یگانه آنها را موجب شده است.


هویت ایرانی و هویت قومی اقوام این سرزمین به صورت مجزا و منفک از همدیگر تعریف نمی‌شوند بلکه شناسه‌ها و عوامل مختلف این دو را به هم پیوند داده، به صورتی که تفکیک آنها مشکل و غیرممکن شده است

 
هویت ایرانی بر دو پایه و اساس مهم استوار است: 1- میراث فرهنگی 2- میراث سیاسی

میراث فرهنگی از دو بخش تشکیل شده است: الف) آداب و رسوم ایرانی نظیر: نوروز، سیزده‌ بدر، چهارشنبه‌سوری، جشن مهرگان و در دوره جدیدتر آیین مبین اسلام ب) میراث مکتوب. اگرچه برخی اقوام ایرانی مانند آذری‌ها کردها و عرب‌ها دارای زبان خاص خود می‌باشند و به آن زبان کتابت می‌کرده‌اند، اما همواره زبان فارسی به عنوان زبان ملی این اقوام نیز بوده است. بسیاری از شعرا و نویسندگان آنها به زبان فارسی اثرات ماندگاری به جای گذاشته‌اند. میراث مکتوب فارسی ایرانی، میراث صاحبان هنر تمام اقوام این سرزمین است و فقط مخصوص فارس‌‌زبانان نبوده و نیست

میراث سیاسی ایرانی، قدمتی چند هزار ساله دارد. همه اقوام ایرانی مانند کردها، بلوچ‌ها و … همگی ایرانی‌الاصل‌اند.


برای مثال کردها، ایرانیانی بوده‌اند که از ترس ضحاک ماردوش به کوهستان گریختند و در آنجا اقامت گزیدند.
همه سلاطین همواره به ایرانی بودن خود افتخار می‌کرده‌اند و خود را فرزندان ایران می‌دانستند
.
تاریخ سیاسی ایران مبتنی بر حاکمیت فرهنگ سیاسی  عشیره‌ای و ایلیاتی ودست به دست شدن قدرت سیاسی در بین ایلات بوده است و حکومت مرکزی متشکل از بزرگان یکی از ایلات مهم و یا هم‌پیمانی چند ایل بوده است. این دست به دست شدن قدرت سیاسی اگر چه در مقاطعی از تاریخ موجب تحکیم مبانی قدرت، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع یک گروه قومی شده است، در نهایت فضای فرهنگی ایران را شکل داده و به رغم نوسانات فراوان، فروپاشی آن را موجب نشده، بلکه به پربارتر شدن این فضای هویتی- فرهنگی یاری رسانده است. هر یک از گروه‌های قومی و هریک از سلاطین قومی پس از کسب قدرت سیاسی، در چارچوب عصبیت قومی و سیاست غلبه با تحمیل ارزش‌ها و شیوه زندگی خویش، تلاش‌هایی جهت تثبیت موقعیت خود به انجام رسانده‌اند و به رغم موفقیت‌های مقطعی در دراز مدت در هویت کلان فرهنگی ایران هضم شده و تنها برخی مؤلفه‌ها و اجزا را به این مجموعه افزوده‌اند.


دکتر حمید احمدی، مؤلف کتاب قومیت و قوم‌گرایی در ایران، در بحث مربوط به تحولات جامعه و سیاست در سه منطقه جغرافیایی ایران، یعنی بلوچستان، کردستان و آذربایجان که مهمترین گروه‌های زبانی و مذهبی ایران در آنها ساکن هستند، به حضور دیرپای این گروه‌ها در ایران و نقش آنها در تکوین و ارتقای میراث سیاسی و فرهنگی ایران می‌پردازد و معتقد است که اختلافات زبانی تا اواسط قرن بیستم عامل سیاسی مرکزگریزی این گروه‌ها نبوده است. نقش گروه‌های قومی ایرانی در اوایل قرن بیستم نیز همچون گذشته از سرنوشت ملت ایران جدا نبوده است و در تلاش به منظور رهایی از سلطه استبدادی شاهان قاجار، نقشی کارساز و ثمربخش داشته‌اند. حضور آذری‌ها، بختیاری‌ها و گیلانی‌ها در انقلاب مشروطیت نمونه بارزی از این تلاش جمعی برای هدفی مشترک است که هویت سیاسی ـ فرهنگی مشروطه و مشروطه‌خواهی را شکل بخشید. انقلاب اسلامی و پس از آن هشت سال دفاع مقدس میراث سیاسی و فرهنگی گرانبهایی است و توسط تمام اقوام ایرانی خلق شدند و همه آنها اعم از آذری، کرد، بلوچ و عرب نقش اساسی و محوری در خلق آن داشته‌اند.
در مقابل هویت مشترک ایرانی که ریشه‌ای چند هزار ساله دارد، شاهد انشقاق‌های هویتی متاثر از قومیت به طور مشخص از زمان تشکیل دولت مدرن ملی رضاخانی بوده است. دولت ملی با پیروزی انقلاب مشروطیت در فرهنگ سیاسی ایران جا پیدا می‌کند.


در قانون اساسی مشروطیت صحبت از مسائلی شد که طرح ‌آنها می‌توانست در درازمدت احساس تبعیض آمیز را در برخی از اقوام به وجود آورد، از جمله تأکید بر زبان رسمی فارسی، آموزش رسمی و… دولت ملی مدرن در جهت ایجاد هویت کلان سیاسی ـ فرهنگی با اتخاذ سیاست‌های افراطی و خشن و با تأکید بیش از حد بر برخی مولفه‌ها (زبان، پوشاک، آداب و رسوم و… فارسی) در دراز مدت شکاف‌های هویتی در ایران را موجب شد.
تلاش در جهت استقرار هویت کلان فرهنگی و همگن در دوران رضاشاه بر فرمالیسم و یکسان زبانی، اخلاقی، پوشاک، آداب و رسوم و حتی تفکر مبتنی بود. در واقع، ایران نوینی که در عصر رضاشاه پدید آمد، ایرانی بود شکل گرفته بر بنیاد الگوی دولت ـ ملتی که دولتش باید دولت مقتدر و متمرکز و ملتش همگن و یکسان باشد. برای داشتن چنین ملتی باید هویت و حتی موجودیت گروه‌های گوناگون قومی به گونه‌ای آشکار یا ضمنی نفی می‌شد. در راستای چنین هدفی از سال 1313 سیاست انتقال و اسکان عشایر و ایلات آغاز شد. هزاران کرد را از زادگاه خود جدا کرده و درمازندران، خراسان، اصفهان و یزد و .. اسکان دادند، آذربایجانی‌ها را به کردستان راندند و بختیاری‌ها را به جنوب کوچ دادند. برای رسیدن به همگن شدن هرچه بیشتر ملی، در سال 1318 به فرمان رضاشاه سازمان پرورش افکار به وجود آمد. هدف این سازمان از جمله تعلیم و تربیت نسلی بود که می‌بایست به نفی تنوع فرهنگی در درون مرزهای کشور بپردازد.


یکی از مهم‌ترین اقدامات رضاشاه در تشکیل دولت نوین، برقراری و به کارگیری ارتش نوینی بود که با استفاده از تجهیزات نظامی اقدام به سرکوب قدرت‌های قومی و قبیله‌ای و محلی نمود و حکومتی متمرکز و مسلط بر تمام نقاط ایران را تشکیل داد. دولت نوین که در تمام مناطق و در تمام حوزه‌ها، حوزه نفوذ خود را گسترانید. ارتش نوین با برگزار خدمت سربازی و تأسیس پادگان‌ها و ارتش گسترده که ترکیبی از تمام مردم کشور بود زمینه تعامل، همگنی و همانندی بین آنها را به وجود آورد. ارتش نوین رضاخانی غیرقومی بود.
گاوین همبلی در مقاله خود تحت عنوان «خودکامگی پهلوی: رضاشاه (1320-1300) نحوه برخورد رضاشاه با اقوام مختلف ایرانی اعم از اعراب، بلوچ‌ها، کردها، ترکمن و آذری‌ها را خصمانه ارزیابی کرده می‌نویسد: «این موضع‌گیری‌، بازتابی از بدگمانی او نستب به کثرت‌گرایی قومی و فرهنگی ونیز ترس او از جنبش‌های مخالف و بالقوه تجزیه‌طلب بود که وحدت کشور را تهدید می‌کرد بنابراین این قبیل گروه‌ها در معرض فشاری بی‌رحمانه قرار داشتند تا در مسیر جریان اصلی جامعه ایران قرار گیرند و این فشارها با حملات منظم به هویت فرهنگی آنها همراه بود


بنابراین به طور کلی تمام اقوام ایرانی در ساختن هویت فرهنگی ـ سیاسی ایران سهم داشته‌اند و هر کدام لایه‌هایی به این هویت افزوده‌اند اما نابخردی‌هایی که در سده معاصر صورت گرفته است، بهانه به دست عوامل و نیروهای فرصت طلب داده تا بتوانند بین هویت‌های قومی و هویت ایرانی جدایی ایجاد کنندو در راستای اهداف خود به کار گیرند. پس در صورتی که با درایت و تدبیر نسبت به مسأله قومیت‌ها برنامه‌ریزی و سیاستگذاری نشود چه بسا، با توجه به شرایط جدید جهانی شدن و.. چالش‌هایی پیش روی هویت فرهنگی ـ سیاسی ایرانی واحد ما قرار گیرد و این امر با مشارکت بیشتر اقوام مختلف در تمام امور کلان جامعه و توجه مضاعف به ‌آنها و رفع کاستی‌ها مرتفع خواهد شد.

31م خرداد 1384

منبع: http://www.avalinkhabar.com/?p=111

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 16 خرداد1387  |
  فشار شدید زندگی بر قشر محروم
 

 فشار شدید زندگی بر قشر محروم

در یک سال اخیر و با شدت گرفتن گرانی و افزایش تورم، فشارهای مالی به اندازه‌ای بر طبقات محروم جامعه وارد می‌شود که بسیاری از خانواده‌ها، قادر به تأمین حداقل تغذیه مورد نیاز خود و فرزندانشان نیستند.
علت فشار شدید زندگی بر قشر محروم که غالبا از کارمندان و کارگران و مستمری‌بگیران هستند، عدم تناسب افزایش حقوق با گرانی و تورم است، به گونه‌ای که افزایش 10 درصدی حقوق در سال 1387، پاسخگوی افزایش بی رویه قیمت کالاهای خوراکی ....

 ـ که نیاز اولیه افراد برای زنده ماندن است ـ نیست.
فارغ از ارقام واقعی قیمت‌ها در جامعه و گرانی موجود، حتی ارقام رسمی اعلام‌شده از سوی بانک مرکزی درباره افزایش قیمت کالاهای خوراکی در یک ساله اخیر، نشان‌دهنده فاصله عمیق میان افزایش درآمد و افزایش هزینه خانوارهاست.
مقایسه جدیدترین گزارش بانک مرکزی در تاریخ 10/3/1387 ـ که قیمت اقلام خوراکی در دهم خرداد جاری را اعلام کرده است ـ با گزارش اول تیر ماه سال گذشته همین بانک و تفاوت فاحش قیمت‌ها در کمتر از یک سال نشان می‌دهد که قیمت مواد خوراکی در هفت گروه اصلی غلات، گوشت، لبنیات و تخم‌مرغ، میوه و خشکبار، سبزیجات، قند و گروه روغن به طور متوسط 54 درصد افزایش یافته است.

 همچنین متوسط افزایش گروه غلات و برنج 243 درصد، گروه گوشت قرمز و سفید 21 درصد، گروه لبنیات و تخم‌مرغ 39 درصد، گروه میوه و خشکبار 27 درصد، سبزیجات 40 درصد، قند 5 - درصد، روغن 47 درصد و نوشیدنی‌ها 20 درصد افزایش قیمت داشته‌اند که با توجه به وزن در نظر گرفته شده برای هر یک از این گروه‌ها در سبد کالای خانوار توسط بانک مرکزی، متوسط افزایش قیمت سبد مواد خوراکی در یک سال گذشته 3 / 51 درصد بوده است.

 این به معنای آن است که قیمت مواد غذایی ضروری برای مردم در یک سال گذشته، بیش از 51 درصد گرانتر شده و با توجه به افزایش حقوق 10 درصدی، طبقات محروم و مستضعف ناگزیر خواهند بود که 40 درصد از مصرف مواد غذایی خوراکی خود را کاهش دهند و خود و فرزندانشان، روزگار را با شکمی گرسنه و دچار شدن به سوءتغذیه بگذرانند

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 16 خرداد1387  |
 موج جديد اعتراضات دانشجويي دانشگاه تبریز در راه است .
 
 
 

 بعد از استقرار دولت نهم شاهد نوع جديدي سياست هاي برخوردي در حوزه ي فعاليت هاي مدني شديم كه مهمترين نمود آن در مقابله با جنبش دانشجويي قابل مشاهده است. برخورد هاي ضربه اي و چكشي و تلاش جهت خفه نمودن صداي هر اعتراضي به هر قيمتي تاكتيكي نابخردانه ي مسئوليني بود كه هوس خوشخدمتي داشتند. چنين بود كه احضار به نهادهایی قضایی و کمیته های انضباطی، محکومیت های گوناگون، انحلال انجمن هاي اسلامي و تشكل هاي مستقل و ستاره دار کردن دانشجویان منتقد و فعالين دانشجويي و جلوگیری از ادامه تحصیل شان شكل گرفت.

 

و جالب آنكه اگر تا ديروز فعالين دانشجو ي آرمان خواه علي رغم فشار هاي حكومتي، مطالبات مردمشان را پيگيري مي نمودند اينك شرايطي پيش آمده است كه دانشجويان براي حق ادامه ي تحصيلشان مبارزه ميكنند! بحث دانشجويان ستاره دار و محروم از تحصيل به علت كثرت شهرت بي نياز از تكرار است.

 

مطالعه ي حركت هاي اخير جنبش دانشجويي در روز هايي كه مي گذرد حاوي يك پيام پنهان است:"موج جديد اعتراضات دانشجويي در راه است" در دانشگاه تبريز كه همواره به عنوان طلايه دار و سنگر جنبش هاي آزادي خواهانه بوده است نيز وضعيت اين گونه است. و علي رغم افزايش فشار ها در جهت سركوب جنبش دانشجويي، همچنان بر قد و قامت خويش ايستاده است.

 

بعد از محروميت از تحصيل 5 نفر از فعالين دانشجويي هويت طلب دانشگاه تبريز، اعتراضاتي در اين دانشگاه شروع شد و بالا گرفت كه بنا بر پيش بيني ها در روزهاي آتي نيز ادامه خواهد داشت.

 

بيانيه ي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده ي فني در دفاع از حق تحصيل دانشجويان دانشگاه تبريز، انتشار نشريه ي چالش با محوريت موضوع پيگيري مسئله محروميت از تحصيل دانشجويان، پخش گسترده ي تراكت هاي اعتراضي در سطح دانشگاه، حجم گسترده ي smsهاي اعتراضي، اعلام حمايت مجموعه ي دفتر تحكيم وحدت از دانشجويان محروم از تحصيل و تشكيل كميته پيگيري حق تحصيل دانشجويان، پوشش خبري گسترده ي رسانه هاي داخلي و سايت هاي اينترنتي و اعلام آمادگي اكثر دانشجويان دانشگاههاي مختلف در حمايت از دانشجويان دانشگاه تبريز از جمله تلاش هايي است كه در روزهاي گذشته صورت پذيرفته است.

 

 

" اينجا پادگان نيست

متحد شويد تا از حقوقمان دفاع كنيم

براي دفاع از دوستانتان دانشگاه را ترك نكنيد.

دانشگاه آخرين سنگر است."

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 16 خرداد1387  |
 

* سبلان، اسطوره صلابت

        درآثار گذشتگان از اين كوه به نام هاي سبلان، سيلان، سوآلان و ساوآلان ياد شده است. مورخان وجه تسميه آن را به اختلاف ذكر كرده اند. برخي را عقيده برآن است كه سابقاً سه خزنده غول پيكر دراين منطقه مي زيستند و از اين روي سبلان وجه تغيير يافته سه گولان است. مورخان فارسي زبان نيز با تكيه برسيلان و سبلان دونظريه متفاوت ارايه كرده اند: منطقه حفاظت شده سبلان با موقعيت طبيعي و جغرافيايي خاص خود ، از جمله مناطقي است كه از پتانسيل اكوتوريستي بسيار بالا برخوردار است.

سبلان توده كوهستاني عظيمي است كه در غرب شهرتاريخي اردبيل يا «آرتاويل» واقع است. به دليل موقعيت ارتفاعي خاص و اهميت بوم شناختي و منشأ تشكيل ، اغلب نام دو توده كوهستاني سهند و سبلان با هم برده مي شود . عظمت اسطوره هاي سبلان به اندازه يي است كه در شعاع وسيعي از منطقه آذربايجان ، نام آن به عنوان استعاره ابهت و صلابت مورداستفاده قرار مي گيرد.

توده آتشفشاني سبلان بخشي از كمربند كوهستاني شمال ايران است كه با جهت شرقي ـ غربي خود، كوهستان هاي فلات آذربايجان را از طريق كوههاي تالش با سيستم كوهستاني البرز مرتبط مي سازد . سبلان در شرق آذربايجان ودرمحدوده استان هاي اردبيل و آذربايجان شرقي واقع شده است . رودخانه هاي «بالخلو» (پراز ماهي ) و «آجي چاي» تلخه رود در جنوب، رودخانه هاي اهر و «قره سو» درشمال ، دشت اردبيل در شرق و دره هاي ميان شهر اهر و تلخه رود در غرب، اين توده كوهستاني را از واحدهاي طبيعي مجاور متمايز مي كند. در اطراف اين توده آتشفشاني شهرهاي كوچك و بزرگ بسياري نظير اردبيل ، مشكين شهر، اهر، هريس، سراب و سرعين قرار گرفته است و در واقع مي توان گفت شهرهاي ياد شده سبلان را بسان حلقه يي در برگرفته اند.

 

* جاذبه هاي طبيعي سبلان

 

 

جاذبه هاي توريستي منطقه سبلان دوگونه جاذبه هاي طبيعي و جاذبه هاي تاريخي است. ارتفاعات متعدد، آبهاي معدني فراوان، درياچه هاي كوچك و بزرگ، دشت وجلگه هاي وسيع و شرايط آن وهوايي مساعد و مطلوب ، همگي نشان از قابليت ها و استعدادهاي طبيعي منطقه براي جلب مشتاقان و علاقه مندان طبيعت دارد.

آبهاي معدني گوناگون يكي از مهم ترين جاذبه هاي توريستي اين منطقه به شمار مي آيد. وجود سيزده چشمه آب معدني كه حاوي آبهاي گوگردي ، كربناته، سولفوره، بي كربناته، كلروره، آشاميدني گازدار و آشاميدني بدون گاز است ، براي كشوري كه قدرش را بداند به اندازه ذخاير نفتي اهميت دارد. اين چشمه ها در شش مجتمع سرعين، سردابه، نير، ارجستان ، موئيل و لاهرود قرار گرفته است و خواص درماني فراوان دارد. اين منطقه به لحاظ تعدد چشمه هاي معدني نه تنها درسطح ايران، بلكه درسطح جهان نيز بي نظير است.

درميان درياچه هاي طبيعي و مصنوعي بسيار كه درمحدوده وحاشيه اين منطقه يافت مي شود، علاوه بر درياچه قله سبلان، درياچه شورابيل به لحاظ قرارگرفتن آن درمحدوده شهراردبيل و نيز به دليل وسعت و موقعيت جغرافيايي خاص آن به تفريح و تفرج و جهانگردي اهميت فراوان دارد. آب اين درياچه تا سال ۱۳۷۴ از غلظت بالاي نمك برخوردار بود و منابع زيستي آن به ارگانيسم هاي ويژه آبهاي شور نظير «آرتميا» و «روتريا» و از اين دست منحصر مي شد. اما درحال حاضر با هدايت بخشي از آب رودخانه بالخو به اين درياچه ، علاوه بر گسترش مساحتش ، شوري آب نيز بشدت كاهش يافته است و امكان پرورش ماهي قزل آلاي رنگين كماني و ماهيان ديگر دراين درياچه فراهم شده است.

قله آتشفشان «سبلان سلطان» با ارتفاع ۴۸۴۴ متر از سطح دريا ، عظمت خاصي به منطقه بخشيده است . اين كوه با يخچال هاي عظيم از منظر ورزش كوهنوردي و يخچال نوردي، يكي از كوههاي مطرح در سطح جهان است و هرسال و بويژه در فصل تابستان هزاران علاقه مند از اقصي نقاط ايران و جهان به اين كوهستان روي مي آورند و از مواهب طبيعي آن بهره مند مي شوند

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در پنجشنبه 16 خرداد1387  |
 

خدا لعنت کند شیعه های بت پرست را

 

     گنبد جدیدی بر حرم امام ساخته می شود - عکس از امیر حسین ابطحی - پاییز 86

وبلاگ «پرسش های بی پاسخ» آمار قابل تأملی از هزینه ساخت مرقد امام خمینی آورده است که به نظرم باید در نوزدهمین سالگرد ایشان بیشتر بر روی آن درنگ کنیم:

روزنامه اطلاعات / 16 اسفند 1371 :

مرقد و مصلای امام خمینی در بهشت زهرا بنایی شامل 600 هزار متر مربع بنای سر پوشیده ، مساحت مسقفی بطول یک کیلو متر و عرض بیش از نیم کیلومتر است که نظیر آن در هیچ یک از دیگر بنا های مذهبی جهان چه اسلامی چه مسیحی چه یهودی و چه مذاهب غیر توحیدی نمی توان یافت.

یک نشریه چاپ آلمان در همان زمان :

هزینه صرف شده برای ساخت این بنا برابر با احداث صد بیمارستان یا ده هزار مدرسه یا چهل هزار خانه است (تا آن زمان دو میلیارد دلار).

روزنامه همشهری / 24 مهر 1384 :

نامگذاری اراضی آستان قدس حضرت امام خمینی به نام شهر آفتاب !

 

من پیش از این نیز چندین بار نسبت به هزینه های سرسام آوری که صرف توسعه حرم امام می شود، انتقاد کرده بودم. ظاهراً دو جناح مهم مملکت استثنائاً در این زمینه با هم توافق دارند! غافل از اینکه بزرگ ترین ضربه را به شخصیت و آرمان های امام وارد می کنند. متولیان حرم و سایر مسؤولین به ویژه آقایان رفسنجانی، خاتمی، کروبی و حاج حسن خمینی باید مانع از ادامه این اشتباه بزرگ تاریخی شوند. قرار گرفتن حرم در مسیر فرودگاه امام خمینی نیز بر حساسیت موضوع می افزاید. مسافرین خارجی بدون هیچ تردیدی نخواهند توانست توجیهی برای ساخت این تشکیلات بی در و پیکر بیابند. بزرگ ترین خدمتی که می شود به امام کرد، پایان ساخت و ساز در این محوطه موسوم به «شهر آفتاب» و واگذاری بخش اعظم آن در راستای استفاده های مهم تر از قبیل ساخت نهادهای علمی، صنعتی و یا حتی مسکونی است. این یک پروژه ضد اسلامی، ضد انقلابی و ضد ملی است که تاریخ به بدی درباره آن قضاوت خواهد کرد. هیچ کس نخواهد توانست تناقض موجود میان خانه ساده امام در قم و جماران با این بنای عظیم و پر هزینه را حل کند! به روح آن بزرگ سوگند که این بزرگ ترین توهین به ایشان است! و از همه بدتر برگزاری آیین های بی محتوا و پرهزینه برای سالگرد امام است که حقیقتاً مایه تأسف است!

در همین باره بخوانید:

مدفن امام یا مدفن آرمان های امام؟!

خواب تا چند؟!

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 15 خرداد1387  |
 درنشست تابستانه شورای اروپا گزارشگر ویژه زندانیان سیاسی درآذربایجان تعیین می شود

 

درنشست تابستانه شورای اروپا گزارشگر ویژه زندانیان سیاسی درآذربایجان

تعیین می شود


 


آذربایجان اویرنجی حرکاتی :سرپرست نمایندگان جمهوری آذربایجان در شورای اروپا براین باور است که درنشست تابستانه شورای اروپا گزارشگر ویژه زندانیان سیاسی درآذربایجان تعیین بشود.


صمد سیداف سرپرست نمایندگان جمهوری آذربایجان در شورای اروپا روز سه شنبه در گفتگو با خبرگزاری «ترند» گفت:” قبل از نشست تابستان جلساتی در کمیته ها و دفاتر شورای اروپا صورت گرفته است . اما در هیچکدام ازاین کمیته ها و اجلاسها درمورد تعیین گزارشگر ویژه درامورزندانیان سیاسی در آذربایجان مذاکراتی صورت نگرفته است.”


لازم به ذکر است که دولت آذربایجان در سال 2001 و به هنگام پذیرش در شورای اروپا در مورد حل مشکل زندانیان سیاسی دراین کشور مسئولیتهایی برعهده گرفته است. برای نظارت برحسن اجرای این مسئولیت از طرف شورای اروپا کمیته مشاهده گر تاسیس شده است. گزارشگراین کمیته نماینده پارلمان ایتالیا مالکولوم بوروس در این سازمان بوده که وی پس از عدم پیروزی در انتخابات مجلس این کشورازادامه این مسئولیت باز مانده و شورای اروپا نیز گزارشگر جدیدی به جای وی تعیین نکرده است.


مدافعان حقوق بشردرآذربایجان لیست 30 نفره ایی از زندانیان سیاسی را تهیه کرده اند و شورای اروپا نیز این 30 نفر را بعنوان زندانی سیاسی پذیرفته است.


سیداف درادامه گفت :” کسانی که موضوع تعیین گزارشگر در مورد زندانیان سیاسی را پیش کشیده اند، در واقع می خواهند مناسبات خوب آذربایجان و شورای اروپا را برهم زنند. “


نشست تابستانه شورای اروپا در روزهای 23 تا 27 ماه ژوئن در استراسبورگ فرانسه برگزار می شود. در روز دوم این اجلاس ” وضعیت نهادهای دموکراتیک در آذربایجان ” به مشاوره گذاشته می شود.


|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 15 خرداد1387  |
 تروریسم کورد بار دیگر از سولدوز قربانی گرفت

 

تروریسم کورد بار دیگر از سولدوز قربانی گرفت


آذربایجان اویرنجی حرکاتی :گروهک های تروریستی کورد پژاک ، پ ک ک  و ... کوردستان بار دیگر عملیات تروریستی وسیعی را در خاک آذربایجان شروع کرده اند. در سال گذشته همین ایام بود که اکبر خدایار از سولدوز بهمراه تنی چند از یاران خود در سلماس بدست گروهک های تروریستی کورد به شهادت رسیدند و هفته ای نگذشته حمید تقی پور از سولدوز در خانا (پیرانشهر) بدست کوردهای مسلح به شهادت رسید. اینک برای بار دیگر گروهک های تروریستی کورد در باتی (غرب) آذربایجان شرارتهای سالانه خود را از سر گرفته اند. در روزهای گذشته از سولدوز قهرمان امید علیزاده در بئی کندی (بوکان) و امروز نیز فرهاد قروقچی در ساری داش (سردشت) بدست گروهک های تروریستی کورد به شهادت رسیده اند. فرهاد قروقچی متولد 1362 هجری شمسی در روستای بالیقچی سولدوز می باشد. مدرک دیپلم انسانی را از دبیرستان شاهد اخذ نموده و به کادر نیروی انتظامی ملحق شده بود. پدر ایشان در جنگ ایران و عراق بدست تروریست های کورد به شهادت رسیده بود و آنان داغ بی پدری و یتیمی را بر دل فرزند شهید فرهاد قروقچی نیز گذاشتند.   امروز ساعت 5 بعدظهر مراسم تشییع جنازه شهید قروقچی با حضور گسترده مردم ، مسئولین ، کادر نیروهای مسلح و حضور چشمگیر فعالین حرکت ملی آذربایجان از جلوی نیروی انتظامی (شهربانی سابق) تا مزار شهدا برگزار گردید. در حین خواندن نماز میت به امامت حاج آقا حیدری زاد امام جمعه شهرستان نقده، صفوف عظیم مردم بخش عمده ای از قبرستان را اشغال نموده بود. مجالس ترحیم قربانیان عملیات تروریستی اکراد از صبح فردا در مساجد سولدوز برگزار خواهد شد


|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در چهارشنبه 15 خرداد1387  |
 Iran səfiri Ilham Əliyevi pis vəziyyətdə qoydu

 

Iran səfiri Ilham Əliyevi pis vəziyyətdə qoydu

 

Naser Həmidinin sözlərinə görə, Əliyev onlarla görüşdə «Bəzi prezidentlər dünyada hökmranlıq etmək və Azərbaycan xalqını hakimiyyətə qarşı qoymaq istəyirlər» deyib Iranın Bakıdakı səfiri Naser Həmidi Zare dünən mətbuat konfransında Fələstin problemi və Qarabağ münaqişəsini müqayisə edib. O, qeyd edib ki, Fələstin və Azərbaycan eyni şəkildə işğala məruz qalıb. Bu zaman Zare dünyada “ikili standartlar” olduğundan gileylənib və deyb ki, əgər Azərbaycan da öz ərazi bütövlüyü uğrunda silahlı mübarizəyə başlasa, onu “terrorizmdə” ittiham edəcəklər. Zare qeyd edib ki, Iran, Fələstin və Azərbaycan “eyni ədalətsizliklə üzləşiblər”. Sonra səfir Azərbaycan prezidenti Ilham Əliyevlə məxfi danışıqların bəzi detallarını açıqlayıb. Belə görüşlərdən birində, səfirin sözlərinə görə, Əliyev “Bəzi prezidentlər dünyada hökmranlıq etmək istəyirlər və onlar Azərbaycan xalqını onun hakimiyyətinə qarşı qoymaq istəyirlər”, - deyə bildirib. Xarici qüvvələr bununla Azərbaycan xalqını “girov” götürmək istəyir. Ilham Əliyevin bu mövzuda hansı kontekstdə danışması barədə suala cavabda Zare bildirib ki, bu, regionda vəziyyətin müzakirəsi zamanı deyilib. Səfir həmçinin Qərbi islamla ekstrimizmin eyniləşdirilməsində ittiham edib. Zare Tehranın Bakıda Azərbaycan-Israil dostluq parkının açılışı ilə bağlı narazılığını gizlətməyib. Onun sözlərindən məlum olub ki, təcavüzlə üzləşmiş Azərbaycan belə addım atmamalı idi. Lakin səfir Iranın Israili pisləyərək, Azərbaycanın ərazisini zəbt etmiş Ermənistanla sıx əməkdaşlıq etməsinə ağlabatan cavab verə bilməyib. Səfirin məntiqinə görə, bu, heç də eyni şey deyil. Sən demə, Ermənistan Azərbaycanın yalnız bir hissəsini işğal edib, Israil isə bütün Fələstini zəbt edib. Jurnalistlər səfirə xatırladıblar ki, Israil Fələstin əhalisini qovmur, Ermənistan isə etnik təmizləmə və azərbaycanlıların kütləvi qətlini həyata keçirib. Buna cavabda Zare istehza ilə “bəlkə siz Israili dövlət kimi qəbul edirsiniz, biz isə onu qəbul etmirik”, deyib. Səfir Iranın Ermənistanla əməkdaşlıq layihələrini şərh etməkdən imtina edib və bildirib ki, o, yalnız Iranla Azərbaycanın münasibətlərinə görə məsuliyyət daşıyır. Azərbaycanın “Buşer” AES üçün yükü saxlamasını şərh edən səfir bildirib ki, bu, texniki məsələ idi və yük BMT sanksiyaları altına düşmür. Belə yüklər Azərbaycan ərazisindən Irana əvvəllər də göndərilib və səfir bunun gələcəkdə də davam edəcəyindən əminlik ifadə edib (“Turan”).

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 حبسده اولان فعال لارين شکنجه ائديلمه سيندن قورخولور

           حبسده اولان فعال لارين شکنجه ائديلمه سيندن قورخولور

 ئويرنجی حرکاتی نين يايديغی و ساوالان سسی نين معلوماتا گوره، مای قيامی نين     ايلدونومو عرفه سينده حبس

اولونان فعاللاردان بعضی لرينيناو سيرادان حسن اسدی و ایرج حسینی، رامین رزمی و اکبر حسین زاده نين هارادا ساخلانديغی ياخينلاری و عائيله لريندن گيزله ديلير. آذربايجان سياسی محبوسلارينين حاقلارينی مدافعه بيرلييی ايسه حبس اولونموش فعال لارا شکنجه وئريلمه سيندن ناراحات دير. حبس اولونانلار آراسيندا کمال اشرفی، احد رضوی، حجت ولی پور، مهدی نجاری، امیرمحمد بنائی سابق، فرشید مصطفائی، نادر محمدپور کيمی فعال لارين اولدوغو بيلديريلير.يادا سالاق کی، 22 مای قيامی نين ايلدونومو گونلرينده آذربايجان شهرلرينده او جومله دن تبريز، اورميه،اردبيل، قوشاچای، مرند، خوی و باشقا شهرلرده اونلارلا فعالين حبس اولوندوغو باره ده خبرلر ياييليب

 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 شکل گيري هويت جمعي در آذربايجان ايران (براندا شفر)
شکل گيري هويت جمعي در آذربايجان ايران (براندا شفر)      

در سالهاي 1980 و اوايل 1990 ميان آذربايجانيهاي شوروي تمايل عميقي به پيوند ميان هم قوم هاي خود در ايران ديده مي شد اين مساله نقطه اصلي حس هويت جويي آذربايجانيها و غرور فرهنگي آنان به شمار مي رفت.

اين تمايل براي ايجاد رابطه - هم از نظر فرهنگي و هم از نظر سياسي- پس از گسستن محدوديتهاي شوروي و کاهش کنترل مسکو افزايش يافت. محققان غربي گرايش داشته اند که آرزو و حسرت آذربايجانيهاي شوروي براي ايجاد پيوند با هم قوم هاي خود در ايرن را به عنوان ابزار مسکو براي فشار بر ايران به تصوير کشند.[1] اگر چه مسکو مسلماً از فعاليتهاي باکو در اين مورد آگاهي داشت و حتي اغلب، زماني که منافعش اقتضا مي نمود باکو را به اين امر تشويق مي کرد، لکن افزايش اين احساس و خواسته در بين آذربايجانيها پس از فروپاشي شوروي، نشان مي دهد که درخواست پيوند و رابطه مبتني بر احساسات اصيل و عواطف عميقي است که در آذربايجان شمالي وجود داشت.
نمايش تاريخ و فرهنگ آذربايجان ايران به عنوان بخشي از تاريخ عمومي جمهوري آذربايجان در موزه باکو به خوبي علاقه آذربايجانيها را به اين پيوند نشان مي دهد. به عنوان مثال در موزه ادبيات ملي آذربايجان(موزه نظامي) نويسندگان، چهره هاي تاريخي و ادبي آذربايجان ايران به عنوان بخشي از ميراث ادبي مردم آذربايجان عنوان شده است. نويسندگاني همچون نظامي که از قوم آذربايجاني بودند ولي بيشتر آثار خود را به زبان فارسي نوشته بودند به عنوان نويسندگان آذربايجاني و آثار آنها به عنوان بخشي از ادبيات ملي معرفي شده اند. هيچ تمايزي بين نويسندگان شمال و آذربايجان ايران ديده نمي شد. علاوه بر اين در موزه فرش ملي، بر فرشهاي تبريز عنوان محصولات  آذربايجان زده شده است...
معروفترين ابراز احساسات براي احياي پيوندهاي موجود زمستان 1990-1989 در مرزها به وقوع پيوست. پذيرفته شدن همراه با شور و هيجان مردم آذربايجان شمالي توسط هم قومي هاي خود در سوي ديگر مرزها، مويد اين مطلب است که عليرغم وجود تفاوتهاي عميق در ذهنيت، شيوه زندگي و ميزان رشد هويت ملي در بين آنها، بيشتر آذربايجانيها خود را متعلق به ملتي مي دانند که به مردمان هر دو سوي آراز تعلق دارد. روزنامه هاي سالهاي 1992 -1991 باکو و ايران پر از  آگهي تبليغاتي مربوط به جستجوي خويشاوندان بود. اين واقعيت که عليرغم گذشت 70سال، خويشاوندها از هر دو سوي آراز به جستجوي هم پرداختند و مي توانستند هم ديگر را بشناسند، حکايت از آن دارد که داستان خويشاوندي" آن سوي" و اطلاعات درباره از نسلي به نسلي ديگر انتقال يافته بود. لازم به ذکر است که در فرهنگ آذربايجان بر اهميت پيوندهاي خانوادگي تاکيد شده و بيشتر آذربايجانيها خويشاوندي درآن سوي مرزها دارند. به نظر مي رسد عليرغم تفاوتهايي که ميان دو جامعه وجود داشته، اين پيوندهاي خانوادگي   نقش مهمي در ابراز احساس تعلق به ملتي واحد داشته است. يک گزارشگر ايراني عکس العمل متقابل بين آذربايجانيهاي دو سوي مرز را در ژانويه 1990 چنين گزارش کرده است:  
همچنين آنها با ايستادن در دو سوي رودخانه با خويشاوندهاي خود پيام رد و بدل کردند. پيامها حاوي آدرس، شماره تلفن، مشخصات شناسنامه اي بود که بر روي تکه کاغذي مچاله شده به دور تکه سنگي به آن سوي رودخانه پرتاب مي شدند. آنهايي که پس از گذشت50 سال در جستجوي خويشاوندان خود بودند به شدت تحت تاثير  احساسات خود قرار داشتند.[2] 
به دنبال استقلال جمهوي آذربايجان تغييرات زيادي در ماهيت و شدت ارتباطات آذربايجانيهاي دو سوي مرزها رخ داد و همين مساله احتمالاً بر فرايند هويت جويي تاثير گذاشته است. بنا بر گزارش حسن رضايي، فرماندار آستارا، در سال 1992 در مزر آستارا هر هفته حدود 400 خانواده از دو سوي مرز همديگر را ملاقات مي کردند.[3] توسعه روابط همچنين در ميزان ارتباط و حمل و نقل بين دو آذربايجان اتفاق افتاد. در11جولاي 1993پروازهاي مستقيم تبريز - باکو راه اندازي گرديد. همچنين سرويسهاي منظم اتوبوس بين جمهوري آذربايجان و شهرهاي آذربايجان جنوبي کار خود را  آغاز نمودند.
يکي از پيشرفتهاي مهم در اين خصوص ايجاد همکاري و مبادله مستقيم و رسمي بين ادارات محلي استانهاي آذربايجاني ايران و جمهوري آذربايجان بود که در اين امر تهران دور زده شده بود. نمايندگاني از هر سه استان آذربايجان از باکو ديدار به عمل آورده و در زمينه هاي زيادي از جمله تجاري، آموزشي و تحقيقات علمي ايجاد همکاري رسمي نمودند.[4] علاوه بر نقشي که نمايندگان آذربايجاني مجلس در تسهيل روابط تهران و باکو بازي کردند، آنها در ايجاد رابطه مستقيم بين جمهوري آذربايجان و استانهاي آذربايجاني نيز نقش مهمي داشتند.
تلاشهاي مزبور براي مبادلات و همکاريهاي مستقيم ميان جمهوري آذربايجان و استانهاي آذربايجاني، به ويژه استان آذربايجان شرقي، علاقه استانهاي آذربايجاني را به خود- کنترلي افزايش داد. اين همکاري دو جانبه بين جمهوري آذربايجان و استانهاي آذربايجان باعث گرديد که اين استانها بتوانند با ديگر کشورهاي خارجي به ويژه کشورهاي ترک تبار رابطه و همکاري ايجاد نمايند. به عنوان مثال در 8 مي 1994 استاندار آذربايجان شرقي از استانبول ديدار نمود و آنجا در مورد فعاليتهاي تجاري و مبادله اطلاعات فني بين صنعتگران ترک و آذربايجان شرقي مذاکره به عمل آورد. همچنين استان آذربايجان غربي در 14 فوريه 1996 معاهده اي با ايالت خودمختار تاتارستان در روسيه امضاء نمود.[5] درخواست [ابراهيم]صراف نماينده[ مردم مرند و جلفا در] مجلس براي تنفيذ اختيار از سوي مقامات ايران به دولتمردان استان آذربايجان شرقي جهت سازماندهي همکاريهاي خود با جمهوري آذربايجان، يکي از پيشرفتهاي مهم مي باشد.[6] همکاري و ارتباط بين استانهاي آذربايجان و جمهوري آذربايجان، اهميت اين استانها را به شدت افزايش داد. و اين در حالي بود که اقتصاد اين استانها در دوره پهلوي و جمهوري اسلامي نسبت به ديگر مناطق ايران وضعيت اسفناکي يافته بود. تجارت خارجي در اين استانها با سرعت چشمگيري افزايش پيدا نمود و اين استانها در مبادلات تجاري بين جمهوريهاي خود مختار و تازه تاسيس شوروي و جمهوي اسلامي ايران بارزترين نقطه ترانزيت گرديدند.
نمايندگان آذربايجاني مجلس ايران اغلب به نقش اين استانها در ايجاد ارتباط با جمهوري آذربايجان اشاره نموده و قصد داشتند با اين کار اهميت استانهاي خود را نشان دهند. اين مساله ابزاري موجه براي تقاضاي بودجه از تهران بود.[7]
با اين حال دوران خوش احياء روابط ميان دو آذربايجان بعد از استقلال جمهوري آذربايجان  کوتاه مدت بود، چون بعد از مدتي به نظر رسيد که آذربايجانيهاي هر دو طرف پس از پي بردن به تفاوتهاي فرهنگي، دلسرد گرديدند. ساکنين جمهوري آذربايجان ادعا مي کردند که آذربايجان ايران  بسيار مذهبي و محافظه کار مانده در حاليکه آذربايجانيهاي ايران مدعي بودند که جمهوري آذربايجان بيش از حد به حالت مسکو درآمده و فرهنگ اسلامي و آذربايجاني خود را ازدست داده است. در مصاحبه هايي که انجام شده آذربايجانيهاي شمالي و جنوبي اعلام داشتند که يک حس برتري نسبت به هم قومي هاي خود در آنسوي مرزها دارند. اهالي آذربايجان شمالي خود را نسبت به ساکنين آذربايجان جنوبي بسيار جهاني تر، و جنوبي ها خود را نسبت به ساکنين آذربايجان شمالي بسيار با فرهنگ تر و متمدن تر مي دانستند. در مصاحبه هايي که با آذربايجانيها شده هر دو طرف خود را  به عنوان مرکز آذربايجان اعلام نموده و طرف ديگر را حاشيه قلمداد کرده اند.[8]
مردم هر دو آذربايجان شمالي و جنوبي در مصاحبه ها، آلمان شرقي و غربي را مثال مي زدند که جدايي ميان آنها تفاوتهايي را ايجاد کرده بود. حتي آنهايي که تفاوتها  را چشمگير مي دانستند اظهار مي داشتند که همه آذربايجاني ها به يک ملت تعلق دارند. افراد و گروههاي بسياري در جمهوري آذربايجان صراحتاً اتحاد خود را با آذربايجان جنوبي اعلام داشتداند اما در آذربايجان جنوبي عده بسيار اندکي صراحتاً اتحاد خود را با آذربايجان شمالي بيان کرده اند. در شمال جنبشهايي ولو محدود در اين سطح وجود دارند ولي آنها هنوز همتاي فعالي در جنوب ندارند. کاملاً روشن است که چنين حرکتي از سوي تهران شديداً سرکوب خواهد شد

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 

 

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا ملت ترکمن را موقتا به صبر

دعوت می کند

 

انتخابات مجلس رژیم جمهوری اسلامی در حالی به پایان رسیده است که شاهد گسترده ترین تخلفات و تقلبات در این دوره از انتخابات مجلس بوده ایم.

رژیم جمهوری اسلامی که حضور سه نماینده ترکمن در دوره قبلی مجلس را تحمل نکرده بود این بار سعی بر آن داشت تا با تقلب در انتخابات نگذارد هیچ یک از کاندیداهای ترکمن به مجلس رژیم راه یابند. در این راه رژیم اگرچه توانست در بندرترکمن موفق شود با دستکاری در آرای مردم برادر خانم وزیر امورخارجه را به عنوان نماینده فرمایشی روانه مجلس سازد اما ملت ترکمن در گنبدکاووس و آق قلا حماسه آفریدند و نقشه های رژیم را نقش برآب کردند.

به طوری که برای اولین بار در طول 30 سال گذشته یک ترکمن از حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا (مرکز استان گلستان) در رقابت با یک داوطلب مهاجر زابلی توانست رأی مردم گرگان و آق قلا را از آن خود سازد.

هرچند که متعصبان  کج اندیش حکومتی کوشیدند این دوره از انتخابات در گرگان و آق قلا را به نبرد بین شیعه و سنی تبدیل کنند اما حتی شیعیان گرگانی نیز یک ترکمن بومی را به یک مهاجر شیعه زابلی ترجیح دادند.

 به این ترتیب تمام نقشه های عناصر رژیم منحوس جمهوری اسلامی برای جلوگیری از راهیابی یک ترکمن از مرکز استان برهم خورد.

بعد از عدم موفقیت مسئولان رژیم در جلوگیری از راهیابی کاندید ترکمن به مجلس، خبرها در منطقه حاکی ست که مسئولان رده بالای حکومت می خواهند با دروغ و فریب نتایج انتخابات را به نفع یک زابلی مهاجر که دشمن ترکمن و فارس بومی است رقم بزنند. یا در خوش بینانه ترین حالت این دوره از انتخابات را ابطال نمایند.

از سوی دیگر اوضاع آق قلا به شدت متشنج است و شیرمردان مبارز ترکمن در آق قلا آماده اند تا اگر مسئولان رژیم دست از پا خطا کنند سزای اعمال آنها را در کف دستشان قرار بدهند.

اعضای سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا در آق قلا خبر می دهند مردم از هم اکنون خود را برای مبارزه و قیام آماده کرده اند و تنها منتظر یک جرقه هستند تا درسی به رژیم جمهوری اسلامی بدهند که در تاریخ بماند.

قیام مردم بندر ترکمن در چند ماه گذشته اولین نمونه شجاعت و مقاومت ملت ترکمن در برابر رژیم بربر جمهوری اسلامی بود و اکنون مردم آق قلا به انتظار نشسته اند و هرآن ممکن است بر اثر کوچکترین خطای رژیم تمام منطقه به جنگ و آشوب کشانده شود.مردم آق قلا از دیرباز به عنوان جسورترین مردان ترکمن صحرا شهره آفاق بوده اند و مسئولان حکومت خصلتهای مردم آق قلا را به خوبی می دانند.

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا ملت ترکمن را بویژه در آق قلا موقتا به صبر دعوت می کند. از ملت ترکمن می خواهیم فعلا سکوت کنند و منتظر و آماده باشند تا رژیم تکلیف خود را با ترکمنها مشخص کند.

به رژیم جمهوری اسلامی و نوچگان آن در منطقه ترکمن صحرا و استان گلستان نیز می گوییم با آتش بازی نکنند و بدانند در صورت کوچکترین خطایی آتش قهر و خشم ملت ترکمن آنها را خواهد سوزاند و خاکسترشان را به هوا خواهد فرستاد.

در صورتی که نتایج انتخابات در حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا ابطال شود دیگر هیچ نیرویی توانایی مقابله با خشم انقلابی مردم آق قلا و سایر نقاط ترکمن صحرا را نخواهد داشت.

 

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا � تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی

     TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY

                                  TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION

     یاشاسین تورکمن قارداشلاریمیز

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 حزب استقلال آذربایجان جنوبی

حزب استقلال آذربایجان جنوبی در مورخه 25 ماه می 2008  در شهر لندن  در مقابل پارلمان انگلستان تظاهرات موفقی  بمناسبت دومین سالگرد قیام ملی ملت ترک آذربایجان جنوبی بر علیه شوونیسم فارس  برپا کرد . در این تظاهرات علاوه بر ترکهای آذربایجان جنوبی همرزمان عرب احواز، ترکمن و ترک ترکیه  نیز شرکت فعالانه داشتند.

بدینوسیله حزب استقلال آذربایجان جنوبی   از جبهه دمکراتیک مردمی احواز، نمایندگان مرکز حقوق بشر ترکمنستان جنوبی (ترکمنصحرا) واحد انگلستان و ترکهای ایدالیست  صمیمانه قدردانی نموده آرزوی پیروزی دارد.

 

هر چه گسترده تر باد اتحاد ملل تحت ستم مللی بر علیه شوونیسم فارس .

 حزب استقلال آذربایجان جنوبی       29 می

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 خبرگزاری فارس، "به علت انتشار اخبار دروغین و تشویش اذهان عمومی" توقیف شده است

                  انتشار خبر توقیف موقت خبرگزاری فارس


 


 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، خبرگزاری غیردولتی فارس را به طور موقت توقیف کرده است.ایرنا خبرگزاری دولتی ایران که این خبر را منتشر کرده، به نقل از "یک مقام آگاه در وزارت ارشاد"، نوشته است که خبرگزاری فارس، "به علت انتشار اخبار دروغین و تشویش اذهان عمومی" توقیف شده است. جزئیات بیشتری در مورد علت توقیف موقت خبرگزاری فارس و اتهامی که علیه این خبرگزاری مطرح شده، در دست نیست.گفته می شود انتشار دو خبر مربوط به جایگزینی طهماسب مظاهری رئیس کل بانک مرکزی و ادغام بانک های مهم دولتی و تبدیل آنها به قرض الحسنه، از علل توقیف موقت این خبرگزاری بوده است. خبرگزاری فارس، این دو خبر را، به نقل از "منابع آگاه" منتشر کرده بود.این خبر درحالی منتشر شده که سایت خبرگزاری فارس، همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد.خبرگزاری فارس که از مواضع جناح محافظه کار در ایران حمایت می کند، فعالیت خود را در ماه فوریه سال 2002 میلادی در تهران آغاز کرد. در صورتی که خبر توقیف خبرگزاری فارس صحت داشته باشد، این نخستین برخورد با این خبرگزاری از زمان آغاز به کار آن است.سایت خبرگزاری بازتاب که متمایل به محافظه کاران ایران است، در سالهای اخیر چهار بار توسط دولت این کشور مسدود شده است.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس

                     سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس


                                             اطلاعیه داخلی

اسلام علیکم
احتراما
عطف به مذاکرات مکرر قبلی با همکاران مجرد در خصوص تشکیل خانواده و اجرای سنت نبوی (…) متاسفانه مشاهده میگردد بعضی از همکاران به وعده خود عمل ننموده و همچنان مجرد باقی مانده اند و از آنجائیکه تاهل یکی از از شرایط اشتغال در اموری مانند حراست میباشد و با توجه به سحن گران سنگ نبی اکرم اسلام مبنی به اینکه (حدیث…….) “هر کس ازدواج نماید همانا نصف دین خود را حراست نموده و نکاح و ازدواج سنت من است و هرکس از سنت من روی بگرداند پس از من نیست”. لذا برای آخرین بار اعلام میدارد تا پایان شهریور ماه 87 کلیه همکاران غیر متاهل اعم از ذکور و اناث فرصت دارند تا نسبت به انجام فرضیه مهم و اخلاقی انسانی اردواج اقدام نمایند در غیر اینصورت در تاریخ 87/8/1 برای تسویه حساب به پیمانکار معرفی خواهند شد.


عبدالواحد …

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 فيشر: حمله به ایران، محور مذاکرات بوش در اسرائیل بود

     فيشر: حمله به ایران، محور مذاکرات بوش در اسرائیل بود


 


یوشکا فیشر، وزیر امور خارجه سابق آلمان، می گوید که محور اصلی دیدار رییس جمهوری آمریکا از اسرائیل، موضوع ایران و عملیات نظامی علیه این کشور تا پیش از پایان ریاست جمهوری جرج بوش بود.  جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا، در اواخر اردیبهشت ماه امسال، به مناسبت شصتمین سالگرد تاسیس اسرائیل، به این کشور سفر کرد و ایران را «تهدیدی جدی» برای امنیت جهان دانست.  فیشر در گفت و گو باراديو فردا، وابسته به سازمان سيا افزود:« نه تنها اسرائیل، بلکه بیشتر کشورهای غربی و حتی بیشتر کشورهای عربی و حتی ترکیه هم بر این باورند که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز نیست و اهداف نظامی را تعقیب می کند.» وی افزود:« در صورتی که وضع به همین نحو پیش برود، اسرائيل موجودیت خود را در خطر می بیند و دست به یک اقدام عملی خواهد زد.»

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 روحانیان سنی در عربستان سعودی علیه گروه حزب الله لبنان و دولت های شیعه مذهب در ایران و عراق بیانیه ص

 روحانیان سنی در عربستان سعودی علیه گروه حزب الله لبنان و

دولت های شیعه مذهب در ایران و عراق بیانیه صادر کرده اند

 ۲۲ روحانی سنی در عربستان سعودی علیه گروه حزب الله لبنان و دولت های شیعه مذهب در ایران و عراق بیانیه صادر کرده اند.
آن ها در بیانیه مشترک خود به ویژه اقدام های اخیر حزب الله در لبنان را محکوم و این گروه را به بی توجهی به مبارزه با اسرائیل و آمریکا متهم کرده اند.
این روحانی ها می گویند که گروه حزب الله به ابزاری برای مقابله با مسلمانان سنی مذهب تبدیل شده است، اتهامی که حزب الله لبنان آن را رد می کند.
این علما همچنین دولت های ایران وعراق را به تحقیر اقلیت های سنی مذهب در این کشورها و تلاش برای بی ثبات کردن کشورهای مسلمان دیگر از جمله یمن متهم کرده اند.
دولت ایران بارها این گونه اتهام ها را بی اساس خوانده است.
یک مقام سعودی که خواسته نامش فاش نشود به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته که اعلامیه صادر شده بیانگر دیدگاه دولت عربستان سعودی یا علمای نزدیک به این دولت نیست.
صدور این بیانیه در حالی انجام شده که ملک عبدالله، پادشاه عربستان، تا چند روز دیگر یک کنفرانس بین المذاهب اسلامی با حضور بیش از ۵۰۰ تن از اسلام شناسان و علمای مسلمان برگزار خواهد کرد.
اعلامیه علمای سنی همچنین واکنشی به درگیری های اخیر در لبنان عنوان شده است.
در این درگیری ها، نیروهای حزب الله کنترل مناطق سنی نشین بیروت را در دست گرفتند.
حزب الله پس از توافق میان جناح های سیاسی لبنان، کنترل مناطق سنی نشین بیروت را به ارتش لبنان سپرد.
بر اساس توافقی که میان متحدان حزب الله و دولت تحت کنترل سنی ها در لبنان حاصل شد، دولتی جدید تشکیل می شود که در این دولت متحدان حزب الله نقشی موثر خواهند داشت.
نشست دوحه به دنبال درگیری های خونین گروه های رقیب در لبنان صورت گرفت که در آن دست کم ۸۰ نفر کشته شدند

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
  خفقان در دانشگاه تبریز

                               

                 خفقان در دانشگاه تبریز


 


آذربایجان اؤیرنجی حرکاتی:


« قلبم تا حلقوم بالا آمده است» خفقان! خفقان!


چه دشوار شده است دم زدن در اینجا که هر درختی مرا قامت تفنگی است و ....


صدای هر گامی «غم! غم!»


یا فریاد است یا سکوت ، یا طغیان است یا عطش. راه سومی نیست، اگر زخم تازیانه های این خفقان امروز بر تن من و تو نیست، چه ضمانتی از فردایمان است؟!


اگر سکوت را بر می گزینیم به فکر تشنگی فردایمان هستیم؟! سخن گفتن جسارت می طلبد! اعتراض جرم می شود و حرکت...


باور نکنیم که در دریای روز مرگی ها، امواج سکوت ما را به ساحلی برسانند!


ستاره ها که همیشه امتیاز آورند در دانشگاه هایمان ، کسبشان صلب امتیاز می کند!


چرا؟!


چون ستاره هایمان به دست کسانی افتاده است که تنها هنر را در صلب کردن ، خفه کردن ، سر کوب کردن می دانند. علم عدالت علی بر داشته اند، نیزه بر فرزندان علی می زنند!!


چهار نفر از ادامه تحصیل در مقطع کار شناسی ارشد محروم می شوند! برای دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد روز هشتمی از هفت روز هفته جهت ارائه ی پایان نامه جستجو می کنند!!


ای عدالت مجروح، من از نگاههای معصوم تو که بر دستان با توم دار و سخنان تعلیق دار اینان خیره مانده ای ، شرم دارم!


دلم برای حلقوم لطیف تو که صدای ظالمانه پس می دهد، می سوزد. می دانم که تاریخ می نگرد، بر واقعیت ها می نگرد و برای حقیقت می گرید!


« ای آزادی تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم . بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم.


ای آزادی از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بی زارم، زندگیم به خاطر توست ، جوانیم به خاطر توست، و بودنم به خاطر توست»

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در سه شنبه 14 خرداد1387  |
 نگاهی گذرا به فعالیت های تشکیلاتی ارامنه و لزوم استقرار مبارزات تشکیلاتی در حرکت ملی

اکثرا مقالات  ، کتاب ها و نشریاتی که تاکنون در باره  ارامنه  نوشته شده و به چاپ رسیده است ، بیش تر در مورد  تاریخ جنایات ، خیانت ها وقتل هایی است که ارامنه در حدود یک قرن اخیر بر ملت تورک  روا داشته اند .و یا نوشته هایی است  که در مورد  ادعای دروغین  نسل کشی  ارامنه  یا پاک سازی  مناطق تورک نشین با  خیال  ایجاد  ارمنستان بزرگ  به چاپ رسیده است .


در این نوشته سعی  برآن است  که با نگاهی  اجمالی  به فعالیت های  تشکیلاتی  و منظم  ارامنه  از اواخر  قرن  نوزدهم  و با مد نظر قرار دادن  حرکت های برنامه ریزی شده  و هدف دار  دشمنان ملت  آذربایجان اندکی  به خودآییم و فعالیت های  ملی مان  رابصورت  سازمان یافته تر  از سر بگیریم  تا بتوانیم   با تکیه  بر این فعالیت های  سیستماتیک   منافع  ملی  آذربایجان  جنوبی  را حفظ نماییم .نخستن  فعالیت  های گروهی  ارامنه  به شیوه  انجمن های سیاسی  و مخفی  یونانی  و حزب « ایتالیای جوان» مازینی  و کمیته های  بلغاری  نقشی عظیم  در فعالیت های  سری ارامنه  داشت . پس  از سال های  1882 ـ 1878   که  اصلاحات  تحمیلی   مورد نظر  ارامنه از سوی  قدرت های  اروپایی   بی ثمر  مانده بود  فعالین  ارمنی  با   الهام  از شخصیت هایی  چون  کورایی  و ریگاس   در تاریخ نهضت  یونان  اقدام  به فعالیت های  هماهنگ  و گروهی  نمودند . پس  از آن بود  که نخستین  کمیته های ارامنه  با تفکر  تعدیات مسلحانه  بوجود آمدند .اولین کمیته های  تروریستی  ارمنی  در سال 1887 در شهر  ژنو  بدست یک دانشجوی  ارمنی  بنام مارو تأسیس  یافت  . این کمیته  بعدها   مولد حزب  هینچاک  ( زنگ اخبار )  با تفکرات  سوسیالیستی  شد ، فعالین گروه  عبارت بودند آوه تسین ، نازاربیگ ،مغاوریان و شماون . در سال  1890یک حزب  تروریستی  جدید ارمنی  در شهر تفلیس  به نام داشناکسیتیون بوجود آمد ، حرب داشناک یک حزب ناسیونال  ، سوسیالیست  تندروی انقلابی بوده و رهبران آن سعی داشتند مقاصد حزبی خود را  با تولید وحشت و هراس  به اجرا گذارند . مرام نامه حزب  کسب استقلال ارمنستان و ایجاد  کشور واحد از سرزمین های  ارمنی نشین عثمانی و روسیه بود  .   این حزب  که بانام ساده  داشناک شناخته شده است بوسیله  کریستوفر ملکیان و دکتر ژان لوریس  ملک اوف  و سیمان زاواریان  و کنستانین خاتسیان تأسیس گردید . مقر رسمی  حزب  در تفلیس بوده  و روزنامه ارگان رسمی آن بانام  دروشاک  ( پرچم )  در تفلیس  منتشر می شد که بعدا  به ژنو  منتقل گردید.نخستین عملیات تروریستی  حزب  داشناک  که پاسدرماجیان  نویسنده کتاب   تاریخ ارمنستان  از آن بعنوان  شاهکار حزب  یاد کرده است ،  تسخیر بانک عثمانی بوده است . که به منظور  جلب نظر  قدرت های اروپایی  به دخالت  در اوضاع داخلی  امپراطور عثمانی  به انجام رسیده است . همچنین لشکر کشی  به خانه سور  نخستین لشکر کشی  سازمان یافته ای بود که بوسیله  حزب داشناک   از  ایران  راه انداخته شده بود تا یکی از  عشایر کرد را که در سال  1896  در ارتش عثمانی به مقابله  با ارامنه پرداخته بودند ،قتل عام کنند .


در کنار این احزاب  در سال  1908  یک حزب  محافظه کار لیبرال بنام  رامگاور تشکیل شد  که اعضای آن طبقات مرفه  جامعه ارمنی بودند . علاوه بر آنها در سال 1896  بعضی از  عناصر هینجاک انشعاب کرده  و خود حزب جدیدی  بنام  هینچاک  وراگازمیال  تشکیل دادند اما  از سازمان های تروریستی ارمنستان در دوره جدید می توان  آسالا  ( ارتش سری آزادی بخش ارمنستان )  را  بعنوان  مطرح ترین سازمان تروریستی  نام برد.


آسالا  در سال 1975  توسط  آکوپ آکوپیان و آکوپ تاراکچیان  که شخصا  اعمال تروریستی و قتل ها  را انجام می داد  تأسیس شد . با توجه  به اطلاعات موجود آکوپیان در سازمان آزادی بخش فلسطین  نیز  فعالیت داشته و با نام  مجاهد مشغول فعالیت بوده است .ساختار سازمان آزادی بخش فلسطین مدلی مناسب  برای  سازمان های تروریستی ارمنستان می باشد . آسالا  تنها راه حفظ قلمرو ارمنستان را ارتکاب اعمال تروریستی خشن می دانستند و براین اساس  اهداف آسالا  تأسیس یک ارمنستان دموکراتیک  و سوسیالیست و انقلابی  تحت رهبری یک حکومت مرکزی  بود .


استراتژی آسالا فراخوانی جنبش های پیشتاز ( سوسیالیستی ــ مارکسیستی  )  ارمنستان از تمام  نقاط  جهان و گرداوری آنها  در یک نقطه معین  در لبنان و هدایت آنها از یک مرکز می باشد . مرحله دوم استراتژی آسالا  گسترش تروریسم  و همکاری  با جنبش های  مخالف یکپارچه شدن  و گسترش  ترکیه بود که همکاری  بین آسالا  و پ ک ک  در همین راستاست .


این سازمان  فعالیت خود را  با قتل  سفیر اول  سفارت ترکیه ( اوکتای سریت ) در بیروت توسط  آکوپ تاراکچیان در شانزدهم 1976 آغاز کرد  . آسالا از زمان برگزاری کنفرانس 1979 ارمنی های پاریس ،  همکاری  خود را با سایر  تروریست ها ی فرانسه از سر گرفت  .آسالا از یک سو فرانسه  و از سوی دیگر سوئیس را تهدید کرد .در سال  1983  سازمان بین دو  بخش  تقسیم شد گروه آکوپیان در یونان  و خاورمیانه مستقر شدند . این گروه بدون در نظر گرفتن تورک ها  و سایر ملت ها  از زنان و کودکان  به اعمال تروریستی خود ادامه داد.  گروه دوم در اروپای غربی  به  جنبش انقلابی آسالا  تبدیل گردید ،  که رهبری آنرا مونته ملکیان و آراتورانیان  برعهده داشته  ،  این شاخه فقط تورک ها  را  مورد هدف قرار می داد بنابر اظهار ملکیان  هدف آنها تأسیس پایه های سیاسی ارمنستان بود .


حامیان آسالا  بنابر سیاست ها  و اهداف اش  دارای  سه منبع بود :     شوروی سابق   و کشورها ی  بلوک شرق  2  ــ کشورهایی که سیاست آنها بر پایه تضعیف ترکیه است  از قبیل یونان ، سوریه و ....  3ــ  حمایت احزاب کمونیست ، سازمان تروریستی هینچاک  و کلیساهای ارمنستان .


روابط آسالا  با در نظر گرفتن استراتژی انها  شامل  روابط با پ ک ک  ،  احزاب کمونیست ،  سازمان آزادی بخش فلسطین و ..... بود . آسالا  روابط خود با پ ک ک  را طی  یک موافقت نامه  در آوریل  1980 در سیدون لبنان از سر گرفت و بدین ترتیب یک اتحاد فکری  و عملی بین  آسالا  و پ ک ک  بوجود آمد . مهمترین نشریه  رسمی آسالا  « هایستان »  می باشد . بعلاوه مجله های هایکار و کاتیرز که در لبنان چاپ می شوند از مهمترین نشریات این حزب می باشد .


نتیجه گیری :  با توجه به مطالبی که  در چند صفحه  مختصرا  در مورد فعالیت های تشکیلاتی  ارامنه ذکر شد ، می توانیم ببینیم که لابی ارمنی  با فعالیت های سیستماتیک  و سازمان یافته  و با مظلوم نمایی در صحنه بین الملل چگونه توانسته است با اشغال مناطق تورک نشین برای خود یک کشور مستقل ارمنستان تشکیل داده  و با سرپوش قرار دادن بر جنایات یکصدساله  خود و اشغال بیست درصد از اراضی جمهوری اذربایجان شمالی  باز با ادعای دروغین نسل کشی ارامنه سعی در  تضعیف  کشور برادر ترکیه دارد .


اکنون  نظر خوانندگان عزیر را به چگونگی مطرح شدن  مبارزات تشکیلاتی در حرکت ملی خودمان ( حرکت ملی آذربایجان جنوبی ) جلب می نمائییم . از آنجایئکه  حرکت ملی از سال  1374  به رهبری آقای دکتر چهره قانلی  بار سیاسی  بخود گرفته و توانسته است علی رغم موانع  و هزینه های موجود ، موفقیت هایی نیز  کسب نماید. ولی می توان گفت که پس از قیام های خونین خرداد 1385   و دادن  هزینه هایی  بس فراتر  از هزینه های قبلی همچون شهید شدن تعداد ی  از  جوانان آذربایجان ، بایکوت خبری وقایع  آذربایجان و جلوه دادن  حرکت ملی  آذربایجان بصورت  یک حرکت صنفی  از سوی  احزاب دولتی  و نیز مصادره  حرکت ملی  از سوی گروههای فعال تمامیت خواه خارج از کشور  ،  حرکت راهوار  و در واقع بدون برنامه  مردم  در خیابان های شهرهای آذربایجان و نبود  شعار های اساسی  برای مطالبات ملت آذربایجان ویا  دادن شعارهایی که در شأن یک حرکت سیاسی نبود  ، لزوم  مبارزات تشکیلاتی   و سخن از  مبارزات منظم و سازمان یافته مطرح شد. 


در اینجا  لازم است به این موضوع  اشاره شود که قبل از این تاریخ  تشکیلاتی که به مبارزات  منسجم  و ایجاد کادرهای مجرب  اعتقاد داشته باشد وجود  داشته و حتی  اقدام به این کار نیز کرده بود ، ولی بدلیل  فراهم نبود محیط و موقعیت مناسب و نبود  نمونه ی  عینی کاهش کارایی روش ها ی سنتی   نمی توانستند بعضی از دوستان فعال در حرکت را با این واقعیت ( لزوم تشکیلات ) روبرو کنند .ولی به جرات می توان گفت که قیام های خرداد 85  و ناهماهنگی های موجود در این حرکت  بسیاری از این عزیزان  را  به این باور  رساند که دیگر راهکارهای سنتی کارایی سابق را نداشته  و باید بدنبال  ایجاد  تشکیلات های  منظم  با فعالیت های  برنامه ریزی شده و هدف دار با خط مشی مشخص  بود . با این اوصاف  و نیز  ضرورتی که به این موضوع داده شد ، هنوز  هستند عزیزانی که  با وجود پذیرش لزوم  مبارزات تشکیلاتی  به فعالیت های تشکیلات های  منظم  خرده گرفته و با سنگ اندازی ناآگاهانه  تنها  آب به آسیاب  رژیم جمهوری اسلامی ریخته  و ضربه  به  حرکت ملی  آذربایجان جنوبی می زنند .امید است فعالین حرکت ملی  با درنظر داشتن فعالیت های منظم  دشمنان این ملت  با حفظ وحدت و یکپارچگی  خود با مد نظر قرار دادن  موفقیت های تشکیلاتی  حزبی همچون حزب گاموح ( گونئی آذربایجان میلی اویانیش حرکاتی ) به رهبری  دکتر چهر ه  قانلی   تا پیروزی نهایی و کسب  استقلال آذربایجان جنوبی  مبارزه نمایند .                                                    یاشاسین آذربایجان        محو اولسون ارمنستان                                                                        فعال جنبش دانشجویی(  ائلچین اورمولو)


 

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 انتشار خبر محرومیت چهار دانشجوی فعال هویت طلب آذربایجانی دانشگاه تبریز از دوره کارشناسی ارشد در خبرن

انتشار خبر محرومیت چهار دانشجوی فعال هویت طلب آذربایجانی دانشگاه تبریز از دوره کارشناسی ارشد در خبرنامه امیرکبیر


 


آذربایجان اویرنجی حرکاتی : دانشجویان تبریز گزارش دادند، نادر مهد قره باغ، صمد پاشایی، ناهید بابازاده و امین امامی چهار دانشجوی دانشگاه تبریز هستند که با ارائه نشدن کارنامه آزمون کارشناسیس ارشد آن ها از سوی سازمان سنجش عملاً از تحصیلات تکمیلی محروم گشته اند.این دانشجویان جهت پیگیری وضعیت خود به اداره گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم مراجعه کرده بودند که در نهایت مسئول این اداره آقای نوربخش دلیل محرومیت از تحصیل این دانشجویان را در مقطع کارشناسی ارشد، فعالیت های سیاسی آن ها در دوره کارشناسی اعلام کرده است.اگرچه برخی مسئولین سازمان سنجش و وزارت علوم این مسئله را در مراجعات حضوری تأیید می کنند اما تاکنون مقامات وزارت علوم در مصاحبه های رسمی وجود چنین دانشجویانی را رد کرده اند.همچنین سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی مکانیک که بدلیل ممانعت مسئولین امنیتی دانشگاه تبریز از برگزاری جلسه دفاع پایان نامه ارشد خود محروم شده بود هفته پیش به کمیته انضباطی دانشگاه تبریز احضار شد.دلیل این احضار اعتصاب چند ساعته مهندس رادمهر در صحن دانشگاه اعلام شده است.مهندس رادمهر که در اعتراض به کارشکنی های چند ماهه مسئولین دانشگاه در به تعویق انداختن جلسه دفاع پایان نامه اش اقدام به تحصن در محوطه دانشگاه نمود که با حمایت گسترده دانشجویان مواجه گردید. مسئولین حراست دانشگاه تبریز در اقدامی زیرکانه و با نوشتن نامه ای کتبی قول برگزاری جلسه دفاع را در روز ۸ خرداد دادند که در نهایت اجازه برگزاری در روز ۸ خرداد نیز برگزار نگردید سجاد رادمهر از دانشجویان با سابقه و هویت طلب دانشگاه تبریز است.دانشجویان دانشگاه تبریز در اعتراض به اقدامات مسئولین دانشگاهی در تعرض به حق تحصیل دانشجویان اقدام به توزیع گسترده ویژه نامه ها و تراکت در سطح دانشگاه نموده اند.( خبرنامه امیرکبیر)

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 بیلدیری

                                      بیلدیری

 

 

                                            ملت شریف آذربایجان


چنانچه می دانید و برهمگان واضح و روشن است که ملت آذربایجان در طول تاریخ برای حفظ اراضی این سرزمین در مقابل تمام اجانب خصوصا جنایت کار و خون آشام شرق (روسیه) و متجاوزین جنوب و غرب در هر زمان و مکان تا پای جان تا به امروز ایستاده و این عمل شایسته که در شأن ملت قهرمان پرورآذربایجان بوده با دادن صد هاهزار بلکه ملیون ها شهید آن را به ثبوت رسانیده و در برابر استبداد داخلی نیز همیشه پرچم دار آزادی بوده و هست این ادعا نیست اضهر من الشمس و این را باید اضافه کرد که باز گویی گذشته این ملت چندان آسان هم نیست تاریخ باید قضاوت کند که برای بشریت چه چیزهایی را به ارمغان آورده توضیح آن از حوصله این نوشته نا چیز خارج می باشد در این صد سال اخیر ملت آذربایجان بیش از شش حرکت انقلابی و ضد استبدادی از خود نشان داده ، نه در کشور (ایران) بلکه معادله سیاسی منطقه را نیز به هم زده ملتی که با داشتن چنین درک و شعور و خویی دمکراتیک در دنیا کمتر یافت می شود هزاران سال پیشینه ای تاریخی این چنین درخشان دارد ولی امروز اسیر عده ای شوونیزم پان فارسیسم تنگ نظر قرار گرفته البته بر کسی پوشیده نیست که معماران اصلی این سناریو اربابان شوونیزم فارس ، انگلیس استعمار گر و روسیه جنایت کار بوده و هست که دستشان بر خون ملت تؤرک خصوصا آذربایجانی های مظلوم رنگین است در طول تاریخ چه جنایتهایی که بر حق این ملت روا نداشته اند سال 1285 آذربایجان در اوج آزادی خواهی بودند که جنایت کاران شرق و غرب با همکاری داخلی شان شوونیزم فارس هجوم وحشیانه را با قتل و غارت آغاز کرده پس از کشتن هزاران تن از پاک ترین فرزندان این ملت فریاد حق طلبی را به خاک و خون کشیدن بالاخره مشروطه به شکست انجامید با این که ملت آذربایجان تاوانی سنگین پرداخت اما بیرق آزادی را در سال 1299 دوباره بر افراشت این بار به دست یک روحانی پاک نژاد یعنی شیخ محمد خیابانی باز هم جنایت کاران متفق شده با کشتن صد ها تن از آزادی خواهان بی گناه این بار موفق شدند نوکران خودشان یعنی شوونیزم فارس را به کرسی بنشانند پس از قبضه قدرت به دستور اربابانشان سیاست یکسان سازی را آغاز کردند مردم آذربایجان دانسته بود که آزادی را قربانی نمی دهند باید در راه آزادی قربانی ها داد ملتی که این موضوع را می داند آن ملت هیچ وقت محو نمی شود چون ملت آذربایجان هم ذاتا دارای چنین شعوری بوده هست تسلیم دیکتاتورها نگردیده در سال 1325 دوباره ندای آزادی را سر کشید و موفق شد دمکراتیک ترین حکومت را پیاده کند ولی کور دلان هیچ وقت تحمل شنیدن صدای آزادی را نداشته و ندارند این بار با خیانت اربابان بعضی از کمونیستها و با همدستی نو کران حلقه به گوش داخلی شان توده ای های خائن با همکاری دول شیطانی غرب با جنایت تمام عیار شوونیزم فارس پس از شهید کردن ده ها هزار نفر از آزادی خواهان ملت بزرگ آذربایجان غائله را موقتا خاتمه یافته اعلان کنند غافل از این که ملت آذربایجان گم شده ای بنام آزادی دارد همیشه در پی آن بوده و هست در بهمن 56 دوباره به صحنه آمده انقلاب اسلامی را آغاز کرد با شعار های استقلال ، آزادی پا به پای سایر ملت های ایران به پیش می رفت در حول و هوش پیروزی انقلاب بود که شعار های خود را تحقق نیافته دید در درون انقلاب وارد انقلاب دیگری به رهبری آیت الله شریعتمداری شد ولی باز هم جنایت کاران همیشگی کور دلان و مغز های منجمد شده توده ای و فدائیان اکثریت و ملا یان نمک خورده نمکدان شکن که کارشان فقط تن پروری و خوش گزرانی بود خودشان را به همه چیز ترجیح می دهند با شوونیزم فارس جنایت کار متفق القول شده حرکت مدنی و دمکراتیک ملت آذربایجان را که حق تعیین سرنوشت هر ملتی را برای خودشان محفوظ می دانست این خواسته ملت آذربایجان که خواسته اولیه تمام انسانهاست با گلوله پاسخ دادند به خیال این که با ترس و وحشت و جو اختناق می توانند گلوی آزادی خواهان را ببرند غافل از این که ملت آذربایجان خصوصا فعالین حرکت ملی آذربایجان تشنه آزادی بوده و هستند هیچ وقت بردگی و بندگی را به آزادی ترجیح نخواهد داد ادامه چندین ساله موضوع در سال 1374 بنام حرکت ملی آذربایجان پا به عرصه ظهور گذارد و هستی خود را اعلان نمود و با تشکیل صد ها متینگ دانشگاهی و مردمی در شهرهای آذزبایجان فعالان حرکت ملی حرکتهای تازه ای را برنامه ریزی کرده و با حضور بر سر مزار ستارخان و یا روز مشروطه و حرکت ملیونی قلعه بابک و تظاهرات ملیونی در سراسر شهر های آذربایجان در تاریخ یک خرداد 85 با این حال حرکتهایی که رخ داده کاملا قانونی و مدنی بوده و اصولهای دمکراتیک را اساس قرار داده باز هم فاشیستهای زمان تحمل نکرده قلعه بابک را با دیکتاتوری کامل به منطقه نظامی تبدیل کرده و در خرداد 85 تظاهرات ملیونی ملت آذربایجان که حق قانونی این ملت بوده و به صورت مدنی حرکت را آغاز کرده بود جیره خاران شوونیزم وحشیانه با سلاح گرم هجوم آورده خواسته های بر حق ملت را با گلوله های صربی پاسخ داده و ده ها شهید و صد ها مجروح بر جا گذاشت هزاران نفر زندانی ، از بین آنها صد ها نفر شکنجه شده با این حال مردم آذربایجان بخصوص فعالین حرکت ملی ده ها سال است که بی عدالتی های فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی توأم با توهین ، تحقیر و شکنجه در مبارزات مدنی و اصولهای دمکراتیک را اساس قرار داده و هیچ وقت از راه های تعریف شده ادول نکرده و نخواهد کرد ایت ملت صاحب مدنیت و تاریخ هزاران ساله می باشد و چندین امپراطوری آفریده است و راه و رسم مبارزه را خوب می داند اما باید بدانیم که دشمنان این حرکت نقشه های شوم زیادی کشیده اند که چیز نا معقول به دست فعالین بدهند تا به حال موفق نشده اند عاملان خود را با پیراهن های رنگارنگ به درون حرکت نفوذ داده و باز هم عقیم مانده اند در نهایت شوونیزم فارس دید که لقمه در گلویشان گیر کرده دیگر هضم شدنی نیست این بار به فکر تازه ای افتاده اند ملت آذربایجان بیدار باشید که دشمنان این ملت باز هم به فکر شیطانی دیگر افتاده اند.


از خرداد 85 به بعد که خودشان را در مقابل این حرکت مدنی عاجز می بینند نقشه های شوم را آماده می کنند این روبه صفتان جهت تخریب وجهه انسانی و مدنی حرکت در صدد پوشاندن جامه تروریستی به قامت استوار این حرکت بر آمده اند و با نقشه های از پیش طراحی شده در راستای مخشوش نمو دن اذهان عمومی جامعه به طرح های شوم خود دامن می زنند و سعی می کنند بستر جامعه را برای یک سری کارهای ضد بشری و دور از شأن حرکت کاملا دمکراتیک و مدنی آذربایجان آماده نمایند و به گمان خود بلکه بتوانند در صفوف به هم فشرده ملت آذربایجان در حرکت ملی اختلال ایجاد نمایند بنابراین به تبلیغات سؤ و دور از واقعیت همچون سلاح ، اسلحه و بمب روی آورده و شایعه پراکنی می کنند که مثلا در فلان جا بمب خنثی کردیم یا از فلان جا چندین ماشین اسلحه وارد شهر می شد گرفتیم این شایعه ها زمینه سازی است به اجرائی کردن جنایات طراحی شده.


خبر موثقی دردست داریم که وحشیان فارس با همدستی بعضی از کمونیستهای خود فروخته به این قرار آمده اند که ( از اسفند 86 الی تیر87 )بعضی جاها اقدام به بمب گزاری کرده و آن را بنام حرکت ملی آذربایجان قلمداد کنند و به گردن فعالین حرکت ملی بیاندازند تا زمینه قتل عام این ملت مظلوم را فراهم سازند لازم به توضیح است که بعضی از کمونیستهای وطن فروش که دیروز با ارامنه در قره باغ معامله می کردند امروز با تروریستهای کرد در آذربایجان غربی بعد از مراسم 78 قلعه بابک عزم ملت آذربایجان را دیده نظر و خواست ملت آذربایجان را به ضرر اهداف خود و اربابانشان حس کرده و با گماردگان(ک.گ.ب) متفق شده از هر ترفند سود جسته سعی بر این کرده از هر راه ممکن وارد صفوف فعالین شوند بلکه بتوانند ایدهَُ پلیدشان را به حرکت مقدس تزریق کنند وقتی این را غیر ممکن دیدند با دشمن فرضی اش (شوونیزم فارس ) متفق شده تا بتونند حرکت حق طلبانه رااز راه خود باز دارد اما دشمنان این ملت بدانند که فعالین حرکت تمام اعمال کثیف این خائنان را به دقت زیر نظر دارند و هیچ وقت اجازه به این خود باختگان نخواهد داد تا نیات شومشان را عملی کنند.


ما ملت آذربایجان به وجدانهای بیدار دنیا میرسانیم که این حرکت ملت کاملا مدنی و دمکراتیک بوده و هرگز و در هیچ شرایطی اصول اصلی انسانی خود را زیر پا نمی گذارد و زمینه را برای سؤ استفاده بر عاملان استبداد بسته.


ملت شریف آذربایجان آگاه باشید که حرکت ملی یک حرکت مدنی و دمکراتیک بوده و در چارچوب قانون انسانی تعریف می شود.(آذوح)

 

توجه : سربازان گمنام بابک با داشتن اطلاعات کافی وتحقیق در مورد خبر فوق ضمن تائید این خبر از تمام فعالان حرکت ملی تقاضا دارد در صورت مشاهده هر گونه تحرکات مشکوک رژیم آپارتاید  آن را به یکی از سایتها و یا فعالان حرکت ملی در سریعترین زمان اطلاع دهد.

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 شانتاژ و هوچی گری به نفع و ضرر چه کسی ؟

شانتاژ و هوچی گری به نفع و ضرر چه کسی ؟


آیناز دلی چایلی


 


 


حتما تا به حال جریان سارقی را که به دنبال وخیم شدن اوضاع و شرایط اقدام به جار زدن " آی دزد " با صدای بلند می نماید شنیده اید . شاید این اقدام بهترین مثال باشد جهت عوام فریبی آن عده که اتهام خود را قبل از آنکه متوجه خودشان شود ، متوجه دیگری می نمایند .


اگر چه این نوشته را به علت احتمال بهتانهای تبعی با اکراه تمام می نویسم اما بهتر است بدانید که چندان مایل به نوشتن آن نبودم چرا که نه وقت آن را داشتم و نه حوصله آن . شاید این نوشته در نگاه اول  بسیار احساسی بنماید ولی اگر به وقایع بیان شده طی متن دقت نظر نمایید حتما به این جانب حق خواهید داد که با وجود آگاهی داشتن از برخی واقعییات و دیدن تناقض بین گفتار و رفتار برخی ، ساکت نشستن و تماشا کردن بدور از انصاف و وجدان خواهد بود . لذا من تمام مسئولیت این نوشته را بر عهده گرفته و به قول شاعر : فاش میگویم و از گفته خود دلشادم ....


در این مقال روی سخنم با کسانی است که هنوز قدرت تشخیص خوب و بد را به دور از هر گونه لحاظی دارا هستند و بهانه تمام اقدامات خود را خیر خواهی و دلسوزی حرکت ملی می نمایانند  .


روزگاری نه چندان دور ، زمانی که شاید به جرات میتوان گفت هیچ کس ، بله هیچ کس را یارای دم بر آوردن و جار زدن آلام عدیده ملت مظلوم آذربایجان نبود رادمردی از سلاله بابک و ستارخان همچون گرگی تنها و جسور سکوت ظلمانی شب یلدای این ملت را شکست و با به جان خریدن تمام شکنجه ها و فشارها فریاد زد هر آن چه باید گفته می شد و اعتراف کردند خوشبینان و بدبینان آن زمان که :" هیچ انتظار این نداشتیم ولی چکمه های ستارخان کار خود را کرد ". از فریادهای وی حرکتی آغاز شد . هویت و نام گرفت . جرات های کیسه شده رو شدند. جویهای روان شده حکایت از سیلی داشت که به طرف دریای آزادی و انسانیت بنیان و بنیاد تمامی ایدولوژیهای شووینیسم و فاشیسم و مارکسیسم و ... ریشه دوانده در کویر زندگی مردمی مظلوم را از جا خواهد کند و نوید اعاده حیثیت را برای آنان به ارمغان داشت .


صدای این انفجار کلاغان و لاشخوران به خواب رفته در غارهای تار تنیده سیاست را نیز بیدار کرد . غول سیاه شووینیسم پارس با لباس سلطنت و آقایان دین چورک از یک سو و کرم انگل ذهنی ملتی مدرن صفت و در جا زده در اعماق بدویت و جاهلیت به حرکت درآمدند . هدف : انسداد کامل جوی به راه افتاده اگر نه انحراف آن به سوی شوره زار نیستی .


تمامی اقدامات حاکمیت شووینیستی پارس از منظر یک دشمن توجیه پذیر بود و است . چراکه مستعمره ای بنام آذربایجان برای اولین بار چنین تکانی می خورد و این یعنی متلاشی شدن امپراطوری زندان ملتها  اما ضربات موذیان دوست نما و مگس صفتان خوش نشین کاری تر از تمامی حملات شوینیست بود و است  .


تا زمانی که قهرمان داستان ما در داخل بود و مستقیم درگیر مبارزه رودر رو همه به به گو و چه چه گو منتظر سلاخی وی و اطرافیانش بودند . نظاره گران مبل نشین و فراریان اروپا نشین و سیاست بازان کله داغ ویسکی خور و پول پرست آمریکا نشین ناگهان یادشان افتاد هیجان تماشای بازی سرنوشت ملتی به رهبری معلمی از جنس خاک آذربایجان . آنان که دهها سال از فرارشان می گذشت آن هم به خاطر ایمان وعمل به افکار فدائیان اقلیت و اکثریت و مجاهدین خلق و توده و کومونیست و ... که سالها انرژی این ملت را به خاطر منافع از ما بهتران صرف کردند و نهایتا این ملت را در چنگال فاشیسم دینی رها کرده و گریختند و سالها بود که یادشان رفته بود در جایی از این دنیا ملتی است به نام آذربایجان ، مظلوم و اسیر و خرد شده و در حال نیستی چرا که هنوز هم رویای مدینه فاضله مارکس و انگلس را می بینند و میتینگهای حزبی در خانه های خود سامان میدهند و رقابت مهاجر قاپون راه می اندازند  .


هیجان حرکت ، آنان را نیز برانگیخت و فرصت را مناسب دیدند جهت اعاده ایدولوژی پوسیده خود بنام ملت در بند آذربایجان . اینتر ناسیونالیسم باوران کومونیست ناگهان لباس ناسونالیسم پوشیدند ورفتند به مصاف سلطنت طلبان دموکرات نما ، دعوا همان دعوای کهنه بود و بهانه ، بهانه جدید  حرکت ملی . برنامه ها ریخته شد و میدان داری و رجز خوانی شروع :" در مساله آذربایجان ما مقدمتریم چراکه سید جعفر از ما بود . ما نیز شعار خلق دادیم . ستم ملی محکوم است . اول دموکراسی بعد حرکت ملی . ما حرکت ملی را حمایت می کنیم . آذربایجان جان ماست . قهرمان را ما علم کردیم ."!!؟


کنگره ها برپا شد و سایت ها راه اندازی شدند و مقاله ها روان . در این میان قهرمان ما هوس فرنگ کرد و اولین اشتباه تاریخی رخ داد !!؟


خوش نشینان اروپا و آمریکا به تکاپو افتادند و شرایط را برای خروج رهبر حرکت ، مهیا نمودند و سفر آغاز شد و مهاجر قاپون نیز در پی دیدار قهرمان ما با مقامات اروپایی انفجاری در مطبوعات اروپایی پدید آمد و تقریبا تمامی کشورهای صاحب سیاست اروپا را درنوردید . لاشخوران نو بورژوا هر یک به قصدی تلاش می کرد و نزدیک می شد . یکی خرج سفر می داد و یکی ماشین سفر . یکی معاون می شد و یکی نماینده تام الاختیار . قهرمان ما همه را می پذیرفت . کار بالا می گرفت که اشتباه دوم رخ داد .!!؟ سابقه همه اقایان مشخص بود و نیت هر یک نیز با زمان مشخص می شد .  تشکلهای قبلی که هر یک عروسکان خیمه شب بازی و کاسه لیس قدرتی بودند ماهیت خود را نشان میدادند . قهرمان ما فکر کرد نمی توان حرکت و سرنوشت ملتی را به امید آنها وا نهاد و سنگ بنای تشکیلاتی را نهاد که امید خیلی ها را کور کرد و ذات خیلی ها را مشخص و حسابها را جدا . زمزمه ها شروع شد :"قهرمان باید برگردد داخل . خروج وی یک اشتباه بود . لیدر باید در میان ملت باشد . اصلا حرکت نیاز به لیدر ندارد ." عنوان گیرندگان دیروز در داخل و خارج دست به یکی کردند ، ارتباطات مخفی بر قرار شد . شانتاژ و هوچی گری شروع شد :"او لودر خوبی است نه لیدر ملی . من که عاشق!؟ ملتم اورا به رهبری قبول ندارم . یک قاچاقچی شامپو نمی تواند لیدر ملی شود."


قهرمان با شجاعت و اصرار همیشگی و عدم ترس از گسست بعضی ها به راه خود ادامه میداد . جراتی که هیچ یک از رهبران تاریخی ملت آذربایجان در طرح پرچم ملی نکرده بودند وی با لیاقت تمام پرچم ملی را طرح و ارائه داد . اقبال عمومی خوب بود . هزاران نفر در کنگره قلعه بابک یک صدا "تبریز پرچمت مبارک " گفتند . شوری نووین آذربایجان را فرا گرفت . عکسهای قهرمان نصب سینه ها و خانه ها گردید . کار بالا گرفت حکومت پارس اعلان خطر کرد . دستی در حرکت برد و حسودی و کوته فکری و کوته نظری معلمین و عاشقین و مهندسین ... داخلی و حس انتقام خارج نشینان دماغ سوخته  وسیله ترمز حرکت شد . یکی گفت :"من لیدر را قبول دارم ولی او نباید پرچم ارائه میداد ." دیگری گفت :"من پرچم را قبول دارم ولی رهبری باید شورایی باشد ."یکی گفت :"حرکت نباید سیاسی می شد و لیدر اشتباه کرد ." و یکی گفت :"این لیدر قبلا سپاهی بوده و عامل نفوذی اطلاعات." و یکی  ....


 خلاصه ، شد جریان پیرمرد و پسرک خرسوار ...


 تعدادی هم این وسط  مات و مبهوت نظاره گر و تعدادی سعی در اثبات حقانیت لیدر و آنها هم متهم به دگماتیسم و خشونت و فاناتیسم و .....


اشتباه سوم رخ داد . قهرمان ما هوس استقرار در آمریکا نمود ....


 " ما میدانستیم او از اول قصد باز گشت ندارد . ما اورا آدم کردیم . ما هزینه سفر اورا دادیم ." و یک لیست بالا بلند از هزینه های انجام شده ( کت و شلوار ، کراوات ، لباس زیر ... )نقش سایتها شد ." ما کمکهای خود را قطع میکنیم . او در آمریکا از گرسنگی می میرد . ما آواره اش میکنیم . بایکوتش میکنیم ."و کردند.


به نام انتقادات سازنده موج جدید تخریبات شروع شد . معتقدین به زندگی اشتراکی شدند جارچی خبر دستگیری قهرمان به جرم قاچاق زن و فساد اخلاقی در ترکیه . آنها که به بهانه های مختلف سالها در آمریکا دلار روی دلار می گذاشتند ناگهان شدند دایه های مهربان تر از مادر حرکت ملی ، هم پول داشتند هم امکانات و هم آشنایان شاهنشاهی . جلسات تشکیل شد و دغدغه مصادره حرکت ملی از طرف قهرمان خور و خواب شان را مشوش کرد . هیاتی روانه کاخ سفید شد . :"ما آذربایجانیان مقیم خارج هستیم و او نماینده ما نیست با وی مذاکره نکنید .؟! ما خود شروع به فعالیت میکنیم هر چه شما بگویید انجام میدهیم .   آن که با او مذاکره میکنید آدم سرسخت و یک دنده ای است . و اصلا اهل معامله و مسامحه نیست . اگر باور ندارید از همتایان اروپاییتان بپرسید . ما خودمان تشکیلات بوجود می آوریم و تلوزیون راه اندازی میکنیم .... " و شد آنچه باید می شد . تلوزیونی راه اندازی شد نه برای بیداری ملت بلکه برای مبارزه با لیدر خود رای .! آنها که حیاتشان از سلطنت طلبها بود بزرگترین بهانه را یافتند و آن اشتباه بعدی لیدر بود .


-:"شما نباید به آپادانا میرفتید . شما آبروی ملت را بردید . وانگهی ما برای ملت استقلال !؟ میخواهیم شما چرا دم از فدرالیسم میزنید . و این دو واژه شد نقل و نبات هر مجلس و محفلی ، عده ای شدند استقلالچی و عده ای .... و هر یک متهم به خیانت . خرده لیدران رشد کرده در حرکت ابراز وجود کردند :"اگر قهرمان ب آپادانا نمی رفت من هنوز هم اورا قبول می کردم . او با رفتنش به آپادانا خراب کرد ."


منطقی درکار نبود فقط صورت مساله پاک می شد . هیچ چرایی پاسخ داده نمی شد . هر کس می خواست مطرح شود ، بهترین راه را در مخالفت و تخریب لیدر و تشکیلاتش می دید . کنه وجودی تشکلهای ایجاد شده جدید شده بود مخالفت و تخریب لیدر و تشکیلاتش . نقشه ای بس پلید در شرف وقوع . آنها که منتظر تلف شدن لیدر خسته و مریض در خیابانهای ویرجینیا بودند ، میلیونر های آذربایجان باز ، که گفتند :"اگر به حرف ما گوش میداد الان مجبور نبود که جهت کارگری در میدان کارگران ویرجینیا با کارگران پرویی و ... منتظر کار بماند . لیدر مرسدس سوار اروپایی شده بود کارگر منتظر فعلگی ویرجینیا و هم او بود نماد استقلال حرکت ملت آذربایجان از اعمال نفوذ سیاست بازان آمریکا و اروپا و ترکیه و جمهوری آذربایجان .


دعوتی دموکراسی منشانه از لیدر نه به عنوان لیدر ملی بلکه به عنوان رییس یک تشکیلات به تلوزیون حرکت ملی چرا که فعلا تشکیلات بسیاری در حرکت ملی وجود دارد وپلورالیزم سیاسی لازم .!!!؟؟؟ یک نفر با سه تشکیلات و یک تشکیلات با سه نفر ، جهت ایجاد اتحاد در حرکت ملی و اداره شورایی حرکت . مجری برنامه نه به عنوان مجری بلکه به عنوان نماینده چهار تشکیلات دیگر و صاحب تلوزیون با هویتی محرز.


پرچمی را که هزاران نفر همصدا برافراشته بودند حتی اجازه باز شدن در استودیو ندادند .!!؟؟؟ برنامه با هزار افتزاح پایان یافت و مردمی هاج و واج مانده . و همه گرفتند درسی را که باید می گرفتند . آن برنامه شد نقطه افول تلوزیون ملی حرکت به قیمت تخریب دست آوردهای حرکت . آنها که روز را به امید نشستن پای برنامه های آن سپری می کردند آنتن خود را نیز از مسیر خارج کردند و جالب آنکه سی و شش ، هشت پرچم برای حرکت ملی طراحی شد و به رای گذاشته شد جز پرچم ملی حرکت  .


 رفته رفته جو آرام شد . برخی عطای حرکت ملی را به لقایش بخشیدند و عده ای لقایش را به عطایش . برخی نیز ساکت ننشستند کردند هر آنچه خواستند و متهم کردند هر آنکه را می خواستند "لیست خائنین ارائه دادند و خواهان مجازات و گفتند این هم کار طرفداران فلان گروه است . پروسه حذف آغاز کردند با ترور شخصیت افراد و با هوچی گری و شانتاژ و اتهامات سنگین و روشهای کودکانه و موذیانه . تنگ نظری را به حد اعلا بردند وبا بی شرمی دیگران را متهم به تنگ نظری کردند . لینک سایتها را حذف نمودند . بایکوت خبری کردند . مصادره عنوان کردند . و ..... حرکات لمپنی کردند و دیگران را متهم . بی خیال حرکت ملی شدند و در شهر ها دوره افتادند و محافل ایجاد کردند و تخریب کردند و بد گویی و متهم کردند با صدای بلند دیگران رامتهم به بد گویی و....


 خلاصه برد آنکه منفعت می خواست از این وضع و ضرر کرد آنکه نباید می کرد ....

|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 اخبار دانشجویان دانشگاه تبریز در روزنامه اعتماد
 روزنامه اعتماد:چهار دانشجوي دانشگاه تبريز به دليل ارائه نشدن کارنامه آزمون کارشناسي ارشد آنها از سوي سازمان سنجش از تکميل تحصيلات شان محروم شدند و همزمان يک دانشجو نيز اجازه برگزاري جلسه دفاع از پايان نامه خود را نيافت. نادر مهدقره باغ، صمد پاشايي، ناهيد بابازاده و امين امامي چهار دانشجوي تبريزي در پي اين اتفاق به اداره گزينش استاد و دانشجوي وزارت علوم مراجعه کردند و در نهايت نوربخش مسوول اين اداره در جواب پيگيري هاي آنان، «فعاليت هاي سياسي» را علت محروميت اين چهار نفر عنوان کرد. همچنين سجاد رادمهر دانشجوي کارشناسي ارشد رشته مهندسي مکانيک که به دليل ممانعت مسوولان دانشگاه تبريز از برگزاري جلسه دفاع از پايان نامه ارشد خود محروم شده بود هفته پيش به کميته انضباطي دانشگاه تبريز احضار شد. دليل اين احضار تجمع چند ساعته مهندس رادمهر در صحن دانشگاه اعلام شده است. رادمهر در اعتراض به مخالفت هاي چند ماهه مسوولان دانشگاه در به تعويق انداختن جلسه دفاع پايان نامه اش اقدام به تجمع در محوطه دانشگاه کرد که با حمايت گسترده دانشجويان مواجه شد.به دنبال افزايش تعداد دانشجويان محروم از تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد، انجمني با عنوان «حاميان حق تحصيل» براي پيگيري موارد محروميت از تحصيل ايجاد شده است. اين انجمن در نخستين اقدام خود بعد از تاسيس، با صدور اطلاعيه يي از دانشجويان خواست مدارک محروميت از تحصيل خود را در اختيار انجمن قرار دهند
|+| نوشته شده توسط سربازان گمنام بابک در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 
 
بالا